ا نگراني‌ وانديشه‌ تأمين‌ مخارج‌ و هزينه‌هاي‌ زندگي‌ را دور كرد. زجاج‌ مي‌گويد: «خداوند(ج) همه‌ اندوه‌ها و نگراني‌ها را از بهشتيان‌ دور مي‌كند، چه‌ نگراني‌ها و اندوه‌هايي‌ كه‌ به‌ امر معاششان‌ ارتباط داشته‌ باشد و چه‌ نگراني‌ها و اندوه‌هايي‌ كه‌ به ‌امر معادشان‌ مربوط باشد. پس‌ اهل‌ ايمان‌ پيوسته‌ از عذاب‌ خداوند(ج) در ترس‌ وهراس‌ به‌سر مي‌برند و در همه‌ حال‌ از عاقبت‌ و خاتمه‌ بد بيمناك‌ و از اين‌ امر دل‌نگرانند كه‌ آيا اعمالشان‌ پذيرفته‌ مي‌شود يا خير؟ كه‌ اين‌ نگراني‌ها، دغدغه‌ها و اندوه‌هايشان‌ تا آن‌گاه‌ كه‌ به‌ بهشت‌ وارد نشوند، از بين‌ نمي‌رود. ولي‌ در حديث‌ شريف‌ آمده‌ است‌: «بر اهل‌ لااله‌الاالله هيچ‌ وحشتي‌ نيست‌: نه‌ در مرگ‌، نه‌ در قبر و نه‌ در رستاخيز، گويي‌ من‌ به‌ سويشان‌ در هنگام‌ بانگ‌ (رستاخيز) ـ در آن‌ حال‌ كه‌ از سرهاي‌ خود خاك‌ قبرها را مي‌افشانند ـ مي‌نگرم‌ كه‌ مي‌گويند:(الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِي أَذْهَبَ عَنَّا الْحَزَنَ إِنَّ رَبَّنَا لَغَفُورٌ شَكُورٌ ‏)  ».
«به‌ راستي‌ پروردگار ما آمرزگار» است‌ بر كساني‌ كه‌ او را نافرماني‌ كرده‌، سپس‌ با توبه‌ به‌سويش‌ بازگشته‌اند «قدردان‌ است» براي‌ كساني‌ كه‌ او را اطاعت‌ مي‌كنند لذا گناهان‌ بسيارشان‌ را مي‌آمرزد و نيكي‌هاي‌ اندكشان‌ را ارج‌ مي‌گذارد.
 
سوره فاطر آيه  35
‏متن آيه : ‏
‏ الَّذِي أَحَلَّنَا دَارَ الْمُقَامَةِ مِن فَضْلِهِ لَا يَمَسُّنَا فِيهَا نَصَبٌ وَلَا يَمَسُّنَا فِيهَا لُغُوبٌ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«همان‌ خدايي‌ كه‌ ما را از فضل‌ خويش‌ به‌ اقامتگاه‌ جاودان‌ فرود آورد» دارالمقامه‌: اقامتگاهي‌ كه‌ در آن‌ ـ به‌ عنوان‌ فضل‌ و رحمتي‌ از سوي‌ خداي‌ منان‌ ـ جاودانه ‌ماندگارند و هرگز از آن‌ انتقال‌ داده‌ نمي‌شوند. آري‌! هرگز اعمال‌ شايسته ‌نمي‌تواند مابه‌ازاء اين ‌همه‌ فضل‌ و امتياز تلقي‌ شود چنان‌كه‌ در حديث‌ شريف ‌آمده ‌است‌ كه‌ رسول‌‌خدا‌ص فرمودند: «هرگز كسي‌ از شما را عملش‌ به‌ بهشت ‌وارد نمي‌كند». اصحاب‌ گفتند: حتي‌ شما را نيز يا رسول‌ الله؟ فرمودند: «حتي ‌مرا نيز مگر اين‌ كه‌ خداوند متعال‌ مرا به‌ رحمت‌ و فضلي‌ از جانب‌ خويش ‌درپوشاند». «در اينجا هيچ‌ رنجي» و خستگي‌ و مشقتي‌ «به‌ ما نمي‌رسد و در اينجا به‌ ما هيچ‌ درماندگي‌اي‌ نمي‌رسد» درماندگي‌اي‌ كه‌ حاصل‌ خستگي‌ و سختي‌ و رنج‌ و زحمت‌ باشد. آري‌! در بهشت‌ همه‌ رنجها و خستگي‌ها از تن‌ و روح‌ بهشتيان ‌زدوده‌ مي‌شود.
بيهقي‌ و ابن‌ابي‌حاتم‌ از عبدالله بن‌ابي‌أوفي‌ در بيان‌ سبب‌ نزول‌ اين‌ آيه‌ روايت‌ كرده‌اند: «مردي‌ به‌ رسول‌‌خدا‌ص گفت‌: يا رسول‌ الله! به‌ راستي‌ خواب‌ از جمله‌ چيزهايي‌ است‌ كه‌ خداوند(ج) به‌وسيله‌ آن‌ به‌ ما در دنيا آرامش‌ مي‌بخشد پس‌ آيا در بهشت‌ نيز خواب‌ هست‌؟ رسول‌‌خدا‌ص فرمودند: خير! زيرا خواب‌ شريك ‌مرگ‌ است‌ و در بهشت‌ مرگي‌ نيست‌. آن‌ مرد پرسيد: پس‌ راحتي‌ و آرامش‌ اهل ‌بهشت‌ در چيست‌؟ اين‌ سؤال‌ بر رسول‌‌خدا‌ص بزرگ‌ آمد و فرمودند: آخر در آنجا هيچ‌ خستگي‌اي‌ نيست‌، تمام‌ كار بهشتيان‌ آسايش‌ و راحتي‌ است‌». همان‌ بود كه‌ اين‌ آيه‌ نازل‌ شد.
 
	سوره فاطر آيه  36
‏متن آيه : ‏
‏ وَالَّذِينَ كَفَرُوا لَهُمْ نَارُ جَهَنَّمَ لَا يُقْضَى عَلَيْهِمْ فَيَمُوتُوا وَلَا يُخَفَّفُ عَنْهُم مِّنْ عَذَابِهَا كَذَلِكَ نَجْزِي كُلَّ كَفُورٍ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«و كساني‌ كه‌ كافر شده‌اند، براي‌ آنان‌ آتش‌ دوزخ‌ است‌، نه‌ بر آنان» به‌ مرگ‌ «حكم‌ شود تا بميرند» به‌ مرگي‌ ديگر جز مرگ‌ دنيا تا از عذاب‌ راحت‌ گردند «و نه‌ عذاب‌ آن‌ از آنها سبك‌ ساخته‌ مي‌شود» بلكه‌ پيوسته‌ در عذاب‌ دوزخ‌ قرار دارند و هرگاه‌ كه‌ پوست‌ بدنشان‌ در آتش‌ سوخته‌ شود، خداوند(ج) پوستهاي‌ ديگري‌ را بر تنشان‌ مي‌پوشاند تا عذاب‌ را بچشند چنان‌كه‌ در آيه‌ ديگري‌ آمده‌ است‌. «هر كفوري‌ را چنين‌ كيفر مي‌دهيم» يعني‌: هر كسي‌ را كه‌ در كفر و ناسپاسي‌ و انكار حق ‌زياده‌روي‌ كند، همانند اين‌ جزاي‌ بسيار زشت‌ و وحشتناك‌، كيفر مي‌دهيم‌. در حديث‌ شريف‌ آمده‌است‌ كه‌ رسول‌‌خدا‌ص فرمودند: «أما أهل‌ النار الذين‌ هم‌ أهلها فلا يموتون‌ فيها ولا يحيون‌: اما همان‌ دوزخياني‌ كه‌ اهالي‌ آن‌ هستند «و در آن‌جاودانند» پس‌ نه‌ در آن‌ مي‌ميرند و نه‌ زنده‌ مي‌شوند».
 
	سوره فاطر آيه  37
‏متن آيه : ‏
‏ وَهُمْ يَصْطَرِخُونَ فِيهَا رَبَّنَا أَخْرِجْنَا نَعْمَلْ صَالِحاً غَيْرَ الَّذِي كُنَّا نَعْمَلُ أَوَلَمْ نُعَمِّرْكُم مَّا يَتَذَكَّرُ فِيهِ مَن تَذَكَّرَ وَجَاءكُمُ النَّذِيرُ فَذُوقُوا فَمَا لِلظَّالِمِينَ مِن نَّصِيرٍ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«و آنان» يعني‌: دوزخيان‌ «در آنجا فرياد بر مي‌آورند» يعني‌: در دوزخ‌ فرياد و استغاثه‌ مي‌كنند در حالي‌ كه‌ با صداي‌ بلند چنين‌ فرياد برمي‌دارند كه‌: «پروردگارا! ما را بيرون‌ بياور» از دوزخ‌ و ما را به‌ دنيا برگردان‌ «تا غير از آنچه مي‌كرديم» از شرك‌ و معاصي‌ «كار شايسته‌ كنيم» پس‌ ايمان‌ را به‌جاي‌ كفري‌ كه‌ بر آن‌ بوده‌ايم‌ و طاعت‌ را به‌جاي‌ معصيت‌ قرار دهيم‌! اما ما در پاسخشان‌ مي‌گوييم‌: «مگر به‌ شما چندان‌ عمر نداديم‌ كه‌ در آن‌ هر كه‌ پندپذيري‌ خواهد، پندپذير شود» يعني‌: آيا شما را آن‌قدر عمر نداديم‌ كه‌ هر كس‌ بخواهد پند و عبرت‌ گيرد، آن‌ فرصت‌ براي ‌پند گرفتن‌ وي‌ كافي‌ است‌. به‌ قولي‌: اين‌ سن‌، سن‌ رشد، يعني‌ هجده‌ سالگي‌ است‌. نسفي‌ مي‌گويد: «اين‌ معني‌ هر سني‌ را كه‌ مكلف‌ در آن‌ به‌ اصلاح‌ خود قادر است‌، در بر مي‌گيرد هر چند كه‌ اين‌ عمر كوتاه‌ باشد». مگر بايد گفت‌: سرزنش‌ و توبيخ‌ كسي‌ كه‌ عمري‌ طولاني‌ مي‌كند، بر كفرش‌ بزرگتر است‌ چنان‌كه‌ در حديث‌ شريف‌ به ‌روايت‌ ابوهريره‌(رض) آمده‌ است‌ كه‌ رسول‌‌خدا‌ص فرمودند: «در حقيقت ‌خداوند(ج) به‌ بنده‌اي‌ كه‌ او را تا شصت‌ يا هفتاد سالگي‌ زنده‌ نگه‌ داشته‌، عذر را نمايانده ‌است‌، در حقيقت‌ خداوند متعال‌ به‌ وي‌ عذر را نمايانده ‌است‌». يعني‌: حجت‌ را بر وي‌ تمام‌ كرده‌ است‌.
«و آيا هشداردهنده به‌سوي‌ شما نيامد؟» جمهور مفسران‌ برآنند كه‌: مراد از اين‌ هشداردهنده‌، پيامبر اكرم‌ص اند. به‌قولي‌: مراد از آن‌، موي ‌سفيد است‌ «پس‌ بچشيد» عذاب‌ جهنم‌ را، شما كه‌ عبرت‌ نگرفتيد و پند نپذيرفتيد «زيرا براي ‌ستمكاران‌ هيچ‌ ياري‌دهنده‌اي‌ نيست» كه‌ آنها را از عذاب‌ خداوند(ج) بازداشته‌ و ميان‌ آنها و عذاب‌ حق‌ تعالي‌ حايل‌ و م