گان‌، اصحاب‌ عيسي‌÷ بودند كه‌ او ايشان‌ را به‌ منظور دعوتشان‌ به‌سوي‌ الله(ج)به‌ ميان‌ آنان‌ فرستاد. يعني‌ به‌ مشركان‌ بگو: من‌ در سلسله ‌پيامبران‌ الهي‡ تافته‌ جدابافته‌ و پديده‌ نوظهوري‌ نيستم‌ زيرا پيش‌ از من‌ نيز فرستادگان‌ الهي‌ به‌ سوي‌ مردم‌ شهرها آمده‌ و آنان‌ را از همان‌ چيزهايي‌ كه‌ من‌ شما را از آن‌ بيم‌ مي‌دهم‌، بيم‌ داده‌اند، آن‌ پيامبران‌‡ نيز، اصل‌ توحيد و يكتاپرستي‌ را تبليغ‌ كرده‌اند، از حساب‌ روز قيامت‌ بيم‌ داده‌ و به‌ نعمتهاي‌ بهشت‌ جاودان‌ مژده ‌داده‌اند.
 
سوره يس آيه  14
‏متن آيه : ‏
‏ إِذْ أَرْسَلْنَا إِلَيْهِمُ اثْنَيْنِ فَكَذَّبُوهُمَا فَعَزَّزْنَا بِثَالِثٍ فَقَالُوا إِنَّا إِلَيْكُم مُّرْسَلُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«آن‌گاه‌ كه‌ دو تن‌ به‌سويشان‌ فرستاديم» عيسي‌(ع) آن‌ دو تن‌ را به‌ امر خداي ‌سبحان‌ فرستاده‌ بود «ولي‌ آن‌ دو را دروغزن‌ شمردند» در رسالتشان‌. به‌قولي‌: مردم‌ انطاكيه‌ آن‌ فرستادگان‌ را زدند و زنداني‌شان‌ كردند «سپس‌ آنان‌ را با فرستاده‌ سومين‌ تأييد كرديم» يعني‌: كار رسالت‌ آن‌ دو تن‌ را با فرستاده‌ سومي‌ قوت‌ داده‌ و استوار داشتيم‌. از اينجا مي‌فهميم‌ كه‌ مكلف‌ كردن‌ سه‌ تن‌ در يك‌ مأموريت ‌دعوتگرانه‌ ـ با تعيين‌ امير ـ حركتي‌ نيرومند است‌. نقل‌ است‌ كه‌ دو فرستاده‌ اول‌، يوحنا و بولص‌ بودند و سومين‌ فرستاده‌ شمعون‌ بود. يا سومين‌ فرستاده‌ بولص‌ و دو تن‌ اول‌ يوحنا و شمعون‌ بودند. «پس‌ رسولان‌ گفتند: هر آينه‌ ما به‌سوي‌ شما به‌پيامبري‌ فرستاده‌ شده‌ايم» تا شما را به‌سوي‌ حق‌ و فضيلت‌ و عقيده‌ صحيح‌ دعوت ‌كنيم‌.
	سوره يس آيه  15
‏متن آيه : ‏
‏ قَالُوا مَا أَنتُمْ إِلاَّ بَشَرٌ مِّثْلُنَا وَمَا أَنزَلَ الرَّحْمن مِن شَيْءٍ إِنْ أَنتُمْ إِلاَّ تَكْذِبُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«گفتند» ناباوران‌ آن‌ ديار «شما جز بشري‌ مانند ما نيستيد» يعني‌: شما در بشريت‌ با ما مشاركت‌ داريد لذا شما را بر ما مزيتي‌ نيست‌ تا به‌ رسالت‌ مخصوص ‌گرديد و رسالت‌ فقط ويژه‌ شما باشد و اگر شما فرستاده‌ خدا بوديد، بايد فرشته ‌مي‌بوديد نه‌ بشر. كه‌ اين‌ شبهه‌ تكراري‌ بسياري‌ ديگر از امت‌هاي‌ تكذيب‌ كننده ‌است‌. «و رحمان‌ چيزي» از وحيي‌ كه‌ شما و ديگر پيامبران‌ پيشين‌ و پيروانشان‌ ادعا مي‌كنند؛ «فرو نفرستاده‌، شما جز دروغ‌ نمي‌پردازيد» يعني‌: شما در ادعاي‌ رسالت ‌دروغ‌ مي‌گوييد. اين‌ است‌ منطق‌ بي‌اساس‌ و واهي‌ كفار در هر زمان‌ و مكاني‌.
 
	سوره يس آيه  16
‏متن آيه : ‏
‏ قَالُوا رَبُّنَا يَعْلَمُ إِنَّا إِلَيْكُمْ لَمُرْسَلُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«گفتند» پيامبران‌(ع) «پروردگار ما مي‌داند كه‌ ما واقعا به‌سوي‌ شما به‌ پيامبري ‌فرستاده‌ شده‌ايم» و اگر ما دروغگو بوديم‌، قطعا خداي‌ عزوجل‌ از ما به‌سخت‌ترين‌ وجه‌ انتقام‌ مي‌گرفت‌. به‌ اين‌ ترتيب‌، پيامبران‌(ع) به‌ منظور رد و انكار شديد اين‌ شبهه‌، جواب‌ خويش‌ را با سوگند مورد تأكيد قرار دادند.
 
	سوره يس آيه  17
‏متن آيه : ‏
‏ وَمَا عَلَيْنَا إِلاَّ الْبَلاَغُ الْمُبِينُ ‏
 
‏ترجمه : ‏
پيامبران‌(ع) افزودند: «و بر ما جز پيام‌ رساني‌ آشكار وظيفه‌اي‌ نيست» يعني‌: بر عهده‌ ما از جانب‌ پروردگار متعال‌، جز تبليغ‌ رسالت‌ وي‌ به‌طور آشكار و روشن‌، هيچ‌ مأموريت‌ ديگري‌ نيست‌ و مأموريت‌ محوله‌ به‌ ما فقط همين‌ است‌، نه‌ چيز ديگري‌.
 
	سوره يس آيه  18
‏متن آيه : ‏
‏ قَالُوا إِنَّا تَطَيَّرْنَا بِكُمْ لَئِن لَّمْ تَنتَهُوا لَنَرْجُمَنَّكُمْ وَلَيَمَسَّنَّكُم مِّنَّا عَذَابٌ أَلِيمٌ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«گفتند» مردم‌ تكذيب‌ پيشه‌ آن‌ شهر «هرآينه‌ ما به‌ شما شگون‌ بد گرفته‌ايم» يعني‌: مردم‌ آن‌ شهر به‌ آن‌ پيامبران‌(ع) گفتند: ما حضور شما را در ميان‌ خود به‌ شگون‌ بد گرفته‌ايم‌ و شما را شوم‌ و نامبارك‌ مي‌پنداريم‌ «اگر دست‌ برنداريد» يعني‌: اگر اين‌ دعوتتان‌ را فرو نگذاريد و از اين‌ سخن‌ بازنايستيد؛ «شما را سنگسار مي‌كنيم‌ و قطعا از جانب‌ ما عذاب‌ دردناكي» يعني‌: عذاب‌ سخت‌ و زشت‌ و فجيعي ‌«به‌ شما خواهد رسيد» به‌ قولي‌: مرادشان‌ از سنگسار كردن‌، كشتن‌، به‌قولي‌: دشنام‌ دادن‌ و به‌قولي‌: شكنجه‌ نمودن‌ و عذاب‌ دردناك‌ بود. لام‌ در «لئن‌»، لام ‌قسم‌ است‌.
 
	سوره يس آيه  19
‏متن آيه : ‏
‏ قَالُوا طَائِرُكُمْ مَعَكُمْ أَئِن ذُكِّرْتُم بَلْ أَنتُمْ قَوْمٌ مُّسْرِفُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«گفتند» آن‌ فرستادگان‌ «شومي‌ شما با خود شماست» يعني‌: اين‌ شومي‌ از جانب‌ نفسهاي‌ خودتان‌ و آويخته‌ گردنهاي‌ خود شماست‌، به‌سبب‌ اين‌كه‌ شما حق‌و حقيقت‌ را تكذيب‌ كرديد پس‌ اين‌ تكذيب‌ شماست‌ كه‌ سبب‌ شومي‌ و شگون‌ بد براي‌ شما شده‌ است‌، نه‌ وجود ما «آيا چون‌ اندرز داده‌ شويد؟» يعني‌: آيا اگر شما را به‌ ياد خداي‌ عزوجل‌ انداخته‌ و از او بيمتان‌ دهيم‌، چنين‌ مي‌پنداريد كه‌ ما بر شما شوم‌ و ناخجسته‌ايم‌؟ «نه‌! بلكه‌ حق‌ اين‌ است‌ كه‌ شما قومي‌ اسرافكاريد» يعني‌: شما قومي‌ هستيد كه‌ در مخالفت‌ حق‌ از حد درگذشته‌ايد، از آنجا كه‌ اسباب‌ بركت‌ را كه‌ عبارت‌ از فرستادگان‌ الهي‌اند، شوم‌ و ناخجسته‌ مي‌پنداريد.
 
آيه  22
‏متن آيه : ‏
‏ الَّذِي جَعَلَ لَكُمُ الأَرْضَ فِرَاشاً وَالسَّمَاء بِنَاء وَأَنزَلَ مِنَ السَّمَاءِ مَاءً فَأَخْرَجَ بِهِ مِنَ الثَّمَرَاتِ رِزْقاً لَّكُمْ فَلاَ تَجْعَلُواْ لِلّهِ أَندَاداً وَأَنتُمْ تَعْلَمُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«همان‌ خدايي‌» را بپرستيد «كه‌ زمين‌ را براي‌ شما فرشي‌» گسترده‌ ساخت‌ كه‌ برآن‌ قرار مي‌گيريد «و آسمان‌ را بنايي‌» استوار «قرار داد» كه‌ چون‌ گنبدي‌ بر فرازدنيايتان‌ افراشته‌ شده‌ است‌ «و از آسمان‌ آبي‌ فرود آورد؛ و بدان‌ از ميوه‌ها رزقي‌ براي‌شما بيرون‌ آورد» يعني: از آن‌ انواع‌ رنگارنگي‌ از ميوه‌ها و نباتات‌ را براي‌ شمارويانيد تا در زمان‌ مقرر از آنها بهره‌ بگيريد «پس‌ براي‌ خدا همتاياني‌ قرار ندهيد» يعني: براي‌ او شريكاني‌ نگيريد كه‌ آنها را همانند وي‌ عبادت‌ كنيد «درحالي‌كه‌ خودمي‌دانيد» كه‌ اين‌ همتايان‌ ادعائي، نه‌ شما را آفريده‌اند، نه‌ زمين‌ را برايتان‌ فرشي‌گسترده‌ ساخته‌ اند و نه‌ آسمان‌ را برايتان‌ به‌ صورت‌ سقفي‌ برافراشته‌اند، چنان‌كه‌براي‌ شما ميوه‌هايي‌ نيز بيرون‌ نياورده‌اند. پس‌ بدانيد كه‌ فقط ذاتي‌ سزاوار پرستش ‌است‌ كه‌ شما را آفريده‌ و با پديدآوردن‌ اين‌ نعمتها، استمرار حياتتان‌ را بر روي‌زمين‌ نسل‌ اندر نسل، تضمين‌ كرده‌ است، لذا اين‌ كائنا