‌ بزرگ، دليل‌ و راهنماي‌روشني‌ بر يگانگي‌ باري‌ تعالي‌ در الوهيت، ربوبيت‌ و عبوديت‌ مي‌باشد.
نقل‌ است‌كه‌ ازيكي‌ از باديه‌نشينان‌ عرب‌ پرسيدند: از نظر تو دليل‌ وجود پرورگارمتعال‌ چيست‌؟ گفت: «يا سبحان الله، إن البعر يدل علی البعير، وإن أثر الأقدام لتدل على المسير، فسماء ذات أبراج، وأرض ذات فجاج وبحار ذات أمواج! ألا يدل ذلك على وجود اللطيف الخبير؟: يا سبحان‌ الله! فضله‌ شتر بر وجود شتر و اثر پاها بر و جودرهگذر دلالت‌ مي‌ كند، پس‌ آيا اين‌ آسمان‌ داراي‌ برج‌ها، اين‌ زمين‌ داراي‌ دره‌ها و اين‌ درياهاي‌ پر از امواج‌ بر وجود خداوند لطيف‌ خبير دلالت‌ نمي‌ كنند؟!».
ابن‌ كثير مي‌گويد: «امام‌ رازي: از امام‌ مالك: نقل‌ كرده‌ است‌ كه‌ او درپاسخ‌ به‌ سؤال‌ هارون‌الرشيد از اين‌ آيه، به‌ اختلاف‌ زبانها، صداها و نغمه‌ها بريگانگي‌ باري‌ تعالي‌ استدلال‌ كرد». همچنان‌ نقل‌ است‌ كه‌ برخي‌ از زنديقان‌ از امام‌ابوحنيفه: درباره‌ وجود حق‌ تعالي‌ سؤال‌ كردند، او به‌ آنان‌ گفت: «اجازه‌ بدهيدتا درباره‌ كاري‌ كه‌ هم‌ اكنون‌ به‌ من‌ خبرش‌ را داده‌اند بينديشم، آن‌گاه‌ پاسخ‌ شما رامي‌دهم‌... به‌ من‌ گفته‌اند: كشتي‌اي‌ سنگين‌بار كه‌ حامل‌ انواع‌ كالاهاي‌ تجارتي‌است، بي‌هيچ‌ نگهبان‌ و ناخدايي‌ مي‌آيد و مي‌رود و امواج‌ درياها را مي‌شكافد!».آن‌ گروه‌ دهري‌ مشرب‌ گفتند: «اين‌ سخني‌ كه‌ تو مي‌گويي، از زبان‌ هيچ‌ عاقلي‌بيرون‌ نمي‌آيد!» امام‌ گفت: «پس‌ واي‌ بر شما! آيا يك‌ كشتي‌ به‌ ناخدا نياز دارد، اما اين‌همه‌ موجودات‌ در عالم‌ بالا و پايين‌، با اين‌ نظام‌ متقن‌ و مستحكم‌ خود، هيچ‌آفريننده‌اي‌ ندارند؟!» همان‌ بود كه‌ آن‌ گروه‌ در ماندند و به‌ حق‌ برگشته‌ به‌ دست‌آن‌ امام‌ همام‌ اسلام‌ آوردند. همچنان‌ نقل‌ است‌ كه‌ از امام‌ شافعي: در باره‌ وجود آفريدگار سؤال‌ كردند، او در پاسخ‌ گفت: «اين‌ برگ‌ توت‌ را كه‌ مي‌بينيد؛ طعم‌ آن‌ يكي‌ است، ولي‌ كرم‌ كه‌ آن‌ را مي‌خورد، از آن‌ ابريشم‌ توليد مي‌شود، زنبور كه‌ آن‌ را مي‌خورد، از آن‌ عسل‌ توليد مي‌شود، گوسفند و گاو و شتر كه‌ ازآن‌ مي‌خورند، از آنان‌ سرگين‌ و پشكل‌ خارج‌ مي‌شود و آهو كه‌ از آن‌ مي‌خورد، از آن‌ مشك‌ مي‌تراود. پس‌ همين‌ برگ‌ توت، بزرگترين‌ برهان‌ بر وجود آفريدگار سبحان‌ است‌». از امام‌ احمد حنبل: نيز نقل‌ است‌ كه‌ در پاسخ‌ به‌ سؤالي‌ راجع‌ به ‌وجود آفريدگار گفت: «در اينجا قلعه‌اي‌ است‌ مستحكم، صاف‌ و براق، نه‌ دري‌ دارد و نه‌ منفذي، بيرون‌ آن‌ چون‌ نقره‌ سپيد و درون‌ آن‌ چون‌ طلاي‌ سرخ‌ است، بناگاه‌ ديوار آن‌ مي‌شكافد و از آن‌ حيواني‌ شنوا و بينا، زيبا و رعنا خارج‌ مي‌شود. پس‌ اين‌ قلعه، بزرگترين‌ دليل‌ بر وجود آفريدگار سبحان‌ است‌». منظور وي‌ از آن‌قلعه، تخم‌مرغ‌ بود كه‌ پرنده‌ از آن‌ پديد مي‌آيد.
 
سوره آل عمران آيه  56
‏متن آيه : ‏
‏ فَأَمَّا الَّذِينَ كَفَرُواْ فَأُعَذِّبُهُمْ عَذَاباً شَدِيداً فِي الدُّنْيَا وَالآخِرَةِ وَمَا لَهُم مِّن نَّاصِرِينَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«اما كساني‌ كه‌ كفر ورزيدند، در دنيا و آخرت‌ به ‌سختي‌ عذابشان‌ مي‌كنم» در دنيا؛ باكشتن‌ و اسير ساختن‌ و به‌ دار مجازات‌ آويختن‌ و در آخرت‌؛ با عذاب‌ آتش‌ «و ياوراني‌ ندارند» تا آنان‌ را از اين‌ عذاب‌ سخت‌ برهاند.
 
 سوره يس آيه  20
‏متن آيه : ‏
‏ وَجَاء مِنْ أَقْصَى الْمَدِينَةِ رَجُلٌ يَسْعَى قَالَ يَا قَوْمِ اتَّبِعُوا الْمُرْسَلِينَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«و از دوردست‌ شهر، مردي‌ دوان‌ دوان‌ آمد» منابع‌ اهل‌ كتاب‌ مي‌گويند: او حبيب ‌فرزند موساي‌ نجار بود، ليكن‌ درباره‌ اسم‌ آن‌ شهر و اسم‌ اين‌ شخص‌ مؤمن‌، هيچ ‌روايت‌ صحيحي‌ از رسول‌‌خدا‌ص در دست‌ نيست‌. قتاده‌ مي‌گويد: حبيب‌ نجار در غاري‌ در دوردست‌ترين‌ نقطه‌ آن‌ شهر، خداي‌ عزوجل‌ را عبادت‌ مي‌كرد پس ‌چون‌ خبر آمدن‌ پيامبران‌(ع) را شنيد، شتابان‌ آمد تا از دعوت‌ آنها پشتيباني‌ كند و بنابراين‌، «گفت‌: اي‌ قوم‌ من‌! از اين‌ فرستادگان‌ پيروي‌ كنيد» بدين‌ گونه‌، آنها را به‌ پيروي‌ از آن‌ پيامبران‌(ع) تشويق‌ كرد.
 
	سوره يس آيه  21
‏متن آيه : ‏
‏ اتَّبِعُوا مَن لاَّ يَسْأَلُكُمْ أَجْراً وَهُم مُّهْتَدُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
آري‌! «از كساني‌ پيروي‌ كنيد كه‌ از شما هيچ‌ مزدي‌ نمي‌خواهند» در برابر ابلاغ ‌رسالت‌ و دعوت‌ حق‌ «و خود نيز راه ‌يافته‌اند» به‌سوي‌ حق‌.
 
	سوره يس آيه  22
‏متن آيه : ‏
‏ وَمَا لِي لاَ أَعْبُدُ الَّذِي فَطَرَنِي وَإِلَيْهِ تُرْجَعُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
در اين‌ هنگام‌ قومش‌ از وي‌ پرسيدند: آيا تو هم‌ بر دين‌ ايشان‌ هستي‌؟ گفت‌: «و مرا چه‌ شده‌ است‌ كه‌ معبودي‌ را نپرستم‌ كه‌ مرا آفريده‌ است‌؟» يعني‌: كدام‌ مانع‌ وكدام‌ عامل‌ بازدارنده‌، جلو رويم‌ وجود دارد تا مرا از پرستش‌ ذاتي‌ كه‌ آفريننده‌ من ‌است‌ بازدارد؟ يعني‌: همين‌ طور، كدامين‌ مانع‌ شما را از پرستش‌ خدايي‌ كه‌ شما را آفريده‌ است‌، باز مي‌دارد؟ «و همه‌ به‌سوي‌ او بازگردانده‌ مي‌شويد؟» پس‌ شما را چه‌ شده‌ است‌ كه‌ خداي‌ خويش‌ را نمي‌پرستيد درحالي‌كه‌ بازگشت‌ شما در روز قيامت‌ به‌ سوي‌ اوست‌ و در پيشگاه‌ او مورد محاسبه‌ قرار مي‌گيريد؟ از جمله‌ در قبال‌ اين‌ پاسخي‌ كه‌ به‌ ما داديد؛ آن‌گاه‌ كه‌ شما را به‌سوي‌ حق‌ فراخوانديم‌؟.
 
	سوره يس آيه  23
‏متن آيه : ‏
‏ أَأَتَّخِذُ مِن دُونِهِ آلِهَةً إِن يُرِدْنِ الرَّحْمَن بِضُرٍّ لاَّ تُغْنِ عَنِّي شَفَاعَتُهُمْ شَيْئاً وَلاَ يُنقِذُونِ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«آيا به‌جاي‌ او خداياني‌ را به‌ پرستش‌ گيرم» يعني‌: هرگز جز خداي‌ يگانه‌ متعال ‌معبودات‌ ديگري‌ را به‌ خدايي‌ و پرستش‌ نمي‌گيرم‌ تا پرستش‌ ذاتي‌ را كه‌ فقط او سزاوار عبادت‌ است‌ فرو گذارم‌ در حالي‌كه‌ او آفريننده‌ من‌ نيز هست‌؟ آيا معبوداتي‌ را به‌ پرستش‌ گيرم‌: «كه‌ اگر خداي‌ رحمان‌ زياني‌ در حق‌ من‌ اراده‌ كند، شفاعت‌ آنان‌ از من‌ چيزي‌ را دفع‌ نمي‌كند» يعني‌: شفاعت‌ آنان‌ هيچ‌ سودي‌ به‌ من ‌نمي‌رساند «و نه‌ آنان‌ مي‌توانند مرا نجات‌ دهند» از اين‌ بلا و زياني‌ كه‌ خداي‌ رحمان ‌آن‌ را به‌ من‌ خواسته‌ باشد؟.
 
	سوره يس آيه  24
‏متن آيه : ‏
‏ إِنِّي إِذاً لَّفِي ضَلاَلٍ مُّبِينٍ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«در آن‌ صورت» اگر جز وي‌ معبوداتي‌ برگيرم‌ «من‌ قطعا در گمراهي‌ آشكاري‌ هستم» اين‌ تعريض‌ و كنايه‌ گويي‌ به‌ آنان‌ است‌. يعني‌: شما كه‌ جز خداي‌ يگانه‌ معبوداتي‌ را مي‌پرستيد، در گمراهي‌ آشكاري‌ قرار داريد.
 
	سوره يس