 آيه  25
‏متن آيه : ‏
‏ إِنِّي آمَنتُ بِرَبِّكُمْ فَاسْمَعُونِ ‏
 
‏ترجمه : ‏
سپس‌ آن‌ مرد مؤمن‌ ايمانش‌ را با چنان‌ صراحتي‌ به‌ آنان‌ اعلام‌ مي‌كند كه‌ بعد از آن‌، ديگر جاي‌ هيچ‌ گونه‌ شكي‌ در ايمان‌ وي‌ باقي‌ نمي‌ماند. پس‌ مي‌گويد: «بي‌گمان‌ من‌ به‌ پروردگارتان‌ ايمان‌ آوردم‌ پس‌، از من‌ بشنويد» به‌قولي‌: او اين‌ سخن ‌را به‌ فرستادگان‌ گفت‌ تا بر ايمان‌ وي‌ گواهي‌ دهند. به‌قولي‌ ديگر: او اين‌ سخن‌ را ـ از روي‌ استواري‌ و صلابت‌ در دين‌ و سر سختي‌ در حق‌ ـ خطاب‌ به‌ قومش ‌هنگامي‌ گفت‌ كه‌ مي‌خواستند او را به‌ قتل‌ برسانند و چون‌ اين‌ سخن‌ را گفت‌ و ايمان‌ خويش‌ را به‌ صراحت‌ اعلام‌ داشت‌، بر او حمله‌ برده‌ و به‌ شهادتش‌ رساندند. به‌قولي‌: آنان‌ او را در زير لگدهاي‌ خود خرد كردند. به‌قولي‌: او را سوزاندند. به‌قولي‌: او را با اره‌ سر بريدند. و به‌قولي‌: او را سنگسار كردند.
 
سوره يس آيه  26‏متن آيه : ‏‏ قِيلَ ادْخُلِ الْجَنَّةَ قَالَ يَا لَيْتَ قَوْمِي يَعْلَمُونَ ‏
 آيه  27‏متن آيه : ‏‏ بِمَا غَفَرَ لِي رَبِّي وَجَعَلَنِي مِنَ الْمُكْرَمِينَ ‏
‏ترجمه : ‏
سر انجام‌ آن‌ مرد مؤمن‌ به‌ جرم‌ ايمان‌ كشته‌ شد و: «به‌ او» در هنگام‌ شهادتش ‌«گفته‌ شد: به‌ بهشت‌ درآي» به‌عنوان‌ گراميداشتي‌ برايت‌ بعد از شهادتت‌ چنان‌كه ‌اين‌ سنت‌ الهي‌ در مورد شهدا از بندگانش‌ مي‌باشد. پس‌ چون‌ به‌ بهشت‌ وارد شد و لذت‌ها و نعمت‌هاي‌ آن‌ را مشاهده‌ كرد «گفت‌: اي‌ كاش‌ قوم‌ من‌ اين‌ امر را مي‌دانستند كه‌ پروردگارم‌ مرا آمرزيده‌ و در زمره‌ گراميانم‌ قرار داده‌ است» آرزو كرد كه ‌قومش‌ از حال‌ وي‌ آگاه‌ شوند و حسن ‌مآل‌ و سرانجام‌ نيك‌ وي‌ را بشناسند تا بيني‌هايشان‌ به‌ خاك‌ ماليده‌ شود. يا: تا مانند وي‌ ايمان‌ آورند و سرانجام‌ به‌حال ‌خوشي‌ مانند حال‌ وي‌ بپيوندند. ابن‌عباس‌ك مي‌گويد: «پس‌ او در زندگي‌ ومرگ‌ براي‌ قومش‌ خيرخواهي‌ كرد و بر هدايت‌ آنان‌ حريص‌ بود». ابن‌ابي‌ليلي‌مي‌گويد: «سبقت ‌گيرندگان‌ امتها سه‌ تن‌اند كه‌ ايشان‌ به‌ خداي‌ عزوجل‌ به‌ مدت ‌چشم‌برهم‌زدني‌ هم‌ كفر نورزيدند:
1 ـ علي‌ابن‌ابي‌طالب‌؛ و او بهترين‌ آنان‌ است‌.
2 ـ مؤمن‌ آل‌ فرعون‌.
3 ـ صاحب‌ يس‌. پس‌ صديقان‌ همانانند». همچنين‌ زمخشري‌ در حديث‌ مرفوعي‌ اين‌ قول‌ را از رسول‌‌خدا‌ص روايت‌ كرده‌ است‌.
 
<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:4208.txt"> آيه  28</a><a class="text" href="w:text:4209.txt">آيه  29</a><a class="text" href="w:text:4210.txt">آيه  30</a><a class="text" href="w:text:4211.txt">آيه  31</a><a class="text" href="w:text:4212.txt"> آيه  32</a><a class="text" href="w:text:4213.txt"> آيه  33</a><a class="text" href="w:text:4214.txt">آيه  34</a><a class="text" href="w:text:4215.txt">آيه  35</a><a class="text" href="w:text:4216.txt">آيه  36</a><a class="text" href="w:text:4217.txt">آيه  37</a><a class="text" href="w:text:4218.txt">آيه  38</a><a class="text" href="w:text:4219.txt">آيه  39</a><a class="text" href="w:text:4220.txt"> آيه  40</a></body></html>سوره يس آيه  28
‏متن آيه : ‏
‏ وَمَا أَنزَلْنَا عَلَى قَوْمِهِ مِن بَعْدِهِ مِنْ جُندٍ مِّنَ السَّمَاءِ وَمَا كُنَّا مُنزِلِينَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«و ما پس‌ از او بر سر قومش» يعني‌: بر سر قوم‌ حبيب‌ نجار بعد از كشته ‌شدنش ‌از سوي‌ آنان‌، يا پس‌ از اين‌كه‌ خداوند (ج)او را به‌سوي‌ آسمانها بالا برد؛ «هيچ ‌لشكري‌ از آسمان‌ فرود نياورديم» براي‌ به‌هلاكت ‌رساندن‌ و انتقام‌ گرفتن‌ از آنان‌ «و ما فرودآورنده‌ آن‌ نبوديم» زيرا قضا و قدر ما بر اين‌ پيشي‌ گرفته‌ بود كه‌ هلاك‌ كردنشان‌ با بانگ‌ مرگبار جبرئيل‌(ع) باشد، نه‌ با فروفرستادن‌ لشكر از آسمان‌.
اين‌ آيه‌، تعبيري‌ از تحقير و كوچك ‌شمردن‌ شأن‌ آنان‌ و ساده ‌شمردن‌ كار تعذيبشان‌ است‌. يعني‌: آنان‌ در جايگاهي‌ قرار نداشتند كه‌ ما براي‌ هلاك‌ ساختنشان ‌لشكري‌ از آسمان‌ نازل‌ كنيم‌ بلكه‌ آنان‌ را با يك‌ بانگ‌ تند و مرگبار نابود ساختيم‌.
 
	سوره يس آيه  29
‏متن آيه : ‏
‏ إِن كَانَتْ إِلاَّ صَيْحَةً وَاحِدَةً فَإِذَا هُمْ خَامِدُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«تنها يك‌ بانگ‌ مرگبار بود و بس» كه‌ جبرئيل‌(ع) آن‌ را كشيد و همه‌ را نابود كرد «پس‌ بناگاه‌ آنها فسردند» يعني‌: چون‌ آتش‌ خاموش‌ شدند و مردند به‌طوري‌كه‌ از آنان‌ هيچ‌ حركت‌ و جنبشي‌ به‌ مشاهده‌ نمي‌رسيد.
 
	سوره آل عمران آيه  57
‏متن آيه : ‏
‏ وَأَمَّا الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُواْ الصَّالِحَاتِ فَيُوَفِّيهِمْ أُجُورَهُمْ وَاللّهُ لاَ يُحِبُّ الظَّالِمِينَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«و اما كساني‌ كه‌ ايمان‌ آورده‌ و كارهاي‌ شايسته‌ كرده‌اند، خداوند مزدشان‌ رابه‌تمامي» يعني‌: به‌ طور كامل‌ و فراهم‌ شده‌ «به‌ آنان‌ مي‌دهد» با نيلشان‌ به‌ سعادت ‌و آرامش‌ در دنيا و بهشت‌ در آخرت‌ «و خداوند بيدادگران‌ را دوست‌ ندارد» اين، كنايه‌ از خشم‌ خداوند متعال‌ بر آنهاست‌.
 
سوره يس آيه  30
‏متن آيه : ‏
‏ يَا حَسْرَةً عَلَى الْعِبَادِ مَا يَأْتِيهِم مِّن رَّسُولٍ إِلاَّ كَانُوا بِهِ يَسْتَهْزِئُون ‏
 
‏ترجمه : ‏ 
«دريغا بر اين‌ بندگان» تقدير سخن‌ اين‌ است‌: در روز قيامت‌ هنگامي‌ كه‌ عذاب ‌را مشاهده‌ مي‌كنيد، بر حال‌ آنها حسرت‌ بخوريد و واويلا بگوييد. حسره‌: غم‌ واندوه‌ و پشيماني‌ بر يك‌ چيز از دست‌ رفته‌ است‌. به‌قولي‌: اين‌ حسرت‌ و دريغي‌است‌ كه‌ فرشتگان‌ بر حال‌ كفار خوردند، هنگامي‌ كه‌ آنان‌ پيامبران‌(ع) را تكذيب‌ كردند «هيچ‌ پيامبري‌ بديشان‌ نمي‌آمد مگر آن‌كه‌ او را ريشخند مي‌كردند» اين ‌است‌ سبب‌ دريغ‌ و افسوس‌خوردن‌ برآنان‌. آري‌! دريغا بر حال‌ آنان‌ كه‌ از حال ‌امثال‌ خويش‌ از امتهاي‌ گذشته‌، عبرت‌ نگرفتند.
 
	سوره يس آيه  31
‏متن آيه : ‏
‏ أَلَمْ يَرَوْا كَمْ أَهْلَكْنَا قَبْلَهُم مِّنْ الْقُرُونِ أَنَّهُمْ إِلَيْهِمْ لاَ يَرْجِعُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«مگر نديده‌اند» اهالي‌ مكه‌ كه‌ به‌ رسول‌‌خدا‌ص گفتند: «تو پيامبر نيستي‌؟». استفهام‌ براي‌ تقرير و اثبات‌ است‌، يعني‌ ديده‌اند و دانسته‌اند؛ «كه‌ چه ‌بسيار نسلها را پيش‌ از آنان» از امتهاي‌ گذشته‌ «هلاك‌ گردانيديم‌ كه‌ ديگر آنها به‌سويشان ‌بازنمي‌گردند» بعد از هلاك‌ خويش‌ بلكه‌ راهي‌ ديار فنا و فصل‌ پايان‌ناپذير بلا در آخرت‌ گرديده‌ و هرگز برگشتي‌ به‌ دنبال‌ خويش‌ ندارند؟
اين‌ آيه‌ ردي‌ واضح‌ بر قائلان‌ به‌ نظريه‌ «تناسخ‌» و حلول‌ ارواح‌ است‌.
 
	سوره يس آيه  32
‏متن آيه : ‏
‏ وَإِن كُلٌّ لَّمَّا جَمِيعٌ لَّدَيْنَا مُحْضَرُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«و قطعا همگي‌شان» اعم‌ از امت‌هاي‌ گذشته‌ و آينده‌ «جز جمعي‌ نيستند كه‌ نزد ما احضار مي‌شوند» براي‌ حساب‌ و كتاب‌ پس‌ همگي‌ آنان‌ 