ل‌ اول‌ خود بازمي‌گردد: «تا آن‌كه ‌چون‌ شاخك‌ خشكيده‌ ديرينه‌ خرما برگردد» يعني‌: ماه‌ در منازل‌ خود سير مي‌كند تا چون‌ به‌ آخر برسد، باريك‌ و مقوس‌ و كوچك‌ شده‌ بسان‌ شاخه‌ خشكيده ‌ديرينه‌اي‌ مي‌شود. عرجون‌: اصل‌ شاخه‌اي‌ است‌ كه‌ ميوه‌ خرما بر آن‌ قرار دارد وآن‌ شاخه‌ زردرنگ‌ و عريضي‌ است‌ كه‌ كج‌ و مقوس‌ شده‌ و خوشه‌هاي‌ خرما از آن‌ مي‌افتد سپس‌ شاخك‌ خشكيده‌ بر درخت‌ خرما باقي‌ مي‌ماند.
 
[3] نامها عربي‌ است‌.سوره آل عمران آيه  58
‏متن آيه : ‏
‏ ذَلِكَ نَتْلُوهُ عَلَيْكَ مِنَ الآيَاتِ وَالذِّكْرِ الْحَكِيمِ ‏
 
‏ترجمه : ‏
اي‌ محمدص! «اينهاست» اشاره‌ به‌ اخبار عيسي‌(ع) و ديگران‌ است‌ كه‌ بيان‌شد «كه‌ ما آن‌ را از آيات‌ و ذكر حكيم‌ بر تو مي‌خوانيم» مراد از «ذكر حكيم» قرآن‌كريم‌ است‌ كه‌ دربرگيرنده‌ حكمتها و آيات‌ محكمي‌ است‌ كه‌ هيچ‌ خللي‌ در آنهانيست‌.
در بيان‌ سبب‌ نزول‌ آيه‌ كريمه‌ از ابن‌ابي‌ حاتم‌ روايت‌ شده‌ است‌: راهبان‌ نجران ‌نزد رسول‌ خداص آمدند، پس‌ يكي‌ از آنها از رسول‌ خداص پرسيد: «پدرعيسي‌(ع) كيست‌؟» و عادت‌ رسول‌ خداص اين‌ بود كه‌ در پاسخ‌ دادن‌ شتاب ‌نمي‌كردند و منتظر مي‌ماندند تا از جانب‌ پروردگارشان‌ به‌ ايشان‌ چه‌ مي‌رسد. همان‌بود كه‌ اين‌ آيه‌ كريمه‌ نازل‌ شد.
در تفسير «معارف‌ القرآن» آمده‌ است‌: «لازم‌ بود كه‌ احوال‌ و خدمات‌ حضرت ‌عيسي‌(ع) براي‌ امت‌ اسلام‌ به‌گونه‌اي‌ واضح‌ بيان‌ شود تا به‌ هنگام‌ نزول‌ ايشان، هيچ‌ شك‌ و ترديدي‌ براي‌ اين‌ امت‌ باقي‌ نماند. البته‌ در اين‌ باره، حكمت‌ها ومصالح‌ فراواني‌ نهفته‌ است، از جمله‌:
1 ـ اگر شناخت‌ حضرت‌ عيسي‌(ع) براي‌ امت‌ اسلامي‌ محدود و كم‌ باشد، امت ‌اسلامي‌ به‌ هنگام‌ نزول‌ ايشان‌ دچار ترديد خواهد شد و تصور خواهد كرد كه‌ حضرت‌ عيسي‌(ع) به‌ آنان‌ ربطي‌ ندارد و چگونه‌ ممكن‌ است‌ كه‌ به‌ كمك‌ ايشان ‌بشتابد؟
2 ـ هر چند حضرت‌ عيسي‌(ع) به‌ هنگام‌ نزول‌ در آخرالزمان‌ به‌ عنوان‌ رسول‌ و نبي‌ تشريف‌ نمي‌آورد ولي‌ او از منصب‌ نبوت‌ و رسالت‌ معزول‌ نشده، بلكه‌ به ‌عنوان‌ خليفه‌ رسول‌ اللهص جهت‌ رهبري‌ امت‌ تشريف‌ مي‌آورد؛ مانند آنكه‌ والي ‌ناحيه‌اي‌ براي‌ انجام‌ مأموريت‌ به‌ منطقه‌ ديگري‌ برود كه‌ از والي‌گري‌ منطقه‌ خويش ‌معزول‌ نيست‌. لذا همان‌ گونه‌ كه‌ در زمان‌ حيات‌ نخست‌ ايشان، انكار نبوتش‌ كفر به ‌شمار مي‌رفت، در آن‌ هنگام‌ نيز انكار نبوتش‌ كفر خواهد بود. لذا امت‌ مسلمان‌ كه ‌از قبل‌ بر اساس‌ اشارات‌ قرآن‌ به‌ نبوت‌ او ايمان‌ آورده‌ بود، اگر هنگام‌ نزول‌ او را نشناسد، در انكار مبتلا مي‌شود. بنابراين، علايم‌ و صفات‌ او بيش‌ از حد، نياز به‌توضيح‌ داشت‌.
3 ـ واقعه‌ نزول‌ عيسي‌(ع) در آخر عمر جهان‌ به‌وقوع‌ مي‌پيوندد. اگر احوال‌ و علايم‌ او مبهم‌ مي‌بود، امكان‌ داشت‌ كه‌ كسي‌ ديگر مدعي‌ شود كه‌ من‌ مسيح‌ پسر مريم‌ هستم‌؛ لذا به‌وسيله‌ همين‌ علايم‌ است‌ كه‌ چنين‌ مدعياني‌ محكوم‌ به‌شكست‌اند، چنان‌كه‌ در هندوستان‌ شخصي‌ به‌نام‌ ميرزا احمدقادياني‌ مدعي‌ شد كه ‌من‌ مسيح‌ موعودم‌ و علماي‌ امت‌ بر اساس‌ همين‌ علايم، قول‌ او را رد كردند».
 
سوره يس آيه  40
‏متن آيه : ‏
‏ لَا الشَّمْسُ يَنبَغِي لَهَا أَن تُدْرِكَ الْقَمَرَ وَلَا اللَّيْلُ سَابِقُ النَّهَارِ وَكُلٌّ فِي فَلَكٍ يَسْبَحُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«نه‌ خورشيد را مي‌سزد كه» در سرعت‌ حركت‌ «به‌ ماه‌ برسد» تا با آن‌ در شب‌ يكجا شود زيرا هر يك‌ از خورشيد و ماه‌، از خود مدار و گذرگاه‌ مستقل‌ وجداگانه‌اي‌ دارند و يكي‌ از آنها نمي‌تواند در مسير ديگري‌ داخل‌ شود، هرچند در ديد چشم‌، خورشيد از قمر در هر ماه‌ يك‌بار سبقت‌ مي‌گيرد «و نه‌ شب‌ بر روز پيشي‌ جويد» يعني‌: شب‌ نيز بر روز سبقت‌ نمي‌گيرد بلكه‌ به‌ دنبال‌ روز مي‌آيد پس‌ هريك‌ از آنها در وقت‌ خويش‌ مي‌آيند و از رفيق‌ خويش‌ سبقت‌ نمي‌گيرند. ابن‌كثير مي‌گويد: «ميان‌ شب‌ و روز هيچ‌گونه‌ فاصله‌ و انقطاعي‌ وجود ندارد بلكه ‌هر يك‌ از آنها بي‌ هيچ‌ مهلتي‌ به‌ دنبال‌ ديگري‌ مي‌آيد و اين‌ است‌ معني‌ اين‌ بخش ‌از آيه‌». «و هر كدام‌ از آنها» يعني‌: هر يك‌ از خورشيد و ماه‌ و شب‌ و روز «در فلكي‌ شناورند» فلك‌ (سپهر) عبارت‌ از: مسير دايره‌وي‌ سياره‌ است‌. آري‌! هريك‌ از خورشيد و ماه‌ در سپهر خود در فضا شناورند چنان‌كه‌ ماهي‌ در آب ‌شناور است‌ پس‌ خورشيد در مدار خود كه‌ نيم‌ قطر آن‌ (93) ميليون‌ مايل‌ است‌ وچرخش‌ آن‌ در يك‌ سال‌ به‌پايان‌ مي‌رسد، سير مي‌كند و قمر در هر ماه‌ پيرامون‌ زمين‌ يك‌ دور مي‌زند و نيم‌ قطر آن‌ (24) هزار مايل‌ است‌ و زمين‌ نيز در يك ‌سال ‌يك ‌بار بر محور خورشيد و در شبانه‌روزي‌ يك ‌بار بر محور خود مي‌چرخد. و ازآنجا كه‌ خورشيد به ‌اندازه‌ يك‌ درجه‌ در روز سير مي‌كند ولي‌ ماه‌ به‌مقدار (13) درجه‌ پس‌ هيچ‌ يك‌ از آنها به‌ ديگري‌ نرسيده‌ و مزاحم‌ سير فلكي‌ يك‌ديگر نمي‌شوند به‌ همين‌ جهت‌، هيچ‌يك‌ از آنها نور ديگري‌ را نيز در حجاب‌ قرار نمي‌دهند، جز به‌ ندرت‌ در هنگامي‌ كه‌ خورشيدگرفتگي‌ (كسوف) يا ماه‌گرفتگي ‌(خسوف) روي‌ مي‌دهد.
 
<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:4222.txt">آيه  41</a><a class="text" href="w:text:4223.txt">آيه  42</a><a class="text" href="w:text:4224.txt"> آيه  43-44</a><a class="text" href="w:text:4225.txt">آيه  45</a><a class="text" href="w:text:4226.txt">آيه  46</a><a class="text" href="w:text:4227.txt">آيه  47</a><a class="text" href="w:text:4228.txt">آيه  48</a><a class="text" href="w:text:4229.txt"> آيه  49</a><a class="text" href="w:text:4230.txt"> آيه  50</a><a class="text" href="w:text:4231.txt">آيه  51</a><a class="text" href="w:text:4232.txt"> آيه  52</a><a class="text" href="w:text:4233.txt">آيه  53</a><a class="text" href="w:text:4234.txt">آيه  54</a></body></html>سوره يس آيه  41
‏متن آيه : ‏
‏ وَآيَةٌ لَّهُمْ أَنَّا حَمَلْنَا ذُرِّيَّتَهُمْ فِي الْفُلْكِ الْمَشْحُونِ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«و نشانه‌اي‌ ديگر براي‌ آنان» بر قدرت‌ ما «اين‌كه‌: ما نسل‌ بني‌آدم‌ را در كشتي ‌گرانبار» يعني‌: بر كشتي‌هاي‌ مملو از كالا و مسافر «سوار كرديم» بدين‌ گونه‌، خداي‌ عزوجل‌ با اين‌ نعمت‌ بزرگ‌ نيز بر بشر منت‌ مي‌گذارد. به‌قولي‌ معني‌ اين ‌است‌: ما پدران‌ و اجداد بني‌آدم‌ را در كشتي‌ نوح‌(ع) حمل‌ كرديم‌.
 
	سوره يس آيه  42
‏متن آيه : ‏
‏ وَخَلَقْنَا لَهُم مِّن مِّثْلِهِ مَا يَرْكَبُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«و مانند آن‌ براي‌ ايشان‌ مركوبهاي‌ ديگري‌ كه‌ بر آن‌ سوار مي‌شوند آفريديم» به‌قولي‌: مراد از آن‌: شتر است‌ كه‌ خداي‌ عزوجل‌ آن‌ را ـ به‌ موازات‌ آفرينش ‌كشتي‌ در بحر ـ براي‌ سواريشان‌ در بيابا