ّهِ أَن يُؤْتَى أَحَدٌ مِّثْلَ مَا أُوتِيتُمْ أَوْ يُحَآجُّوكُمْ عِندَ رَبِّكُمْ قُلْ إِنَّ الْفَضْلَ بِيَدِ اللّهِ يُؤْتِيهِ مَن يَشَاءُ وَاللّهُ وَاسِعٌ عَلِيمٌ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«و جز به‌ كسي‌ كه‌ از دين‌ شما پيروي‌ مي‌كند، ايمان‌ نياوريد» اين‌ سخن‌ چنان‌ كه‌ دربيان‌ سبب‌ نزول‌ آمده‌ است‌ از جمله‌ سخنان‌ احبار يهود به‌ زيردستانشان‌ بود. يعني‌: رؤساي‌ يهود به‌ فرومايگانشان‌ گفتند: تصديق‌ و باور راستين‌ خود را فقط به‌ پيروان ‌دين‌ و اهل‌ آيين‌ خود اختصاص‌ دهيد، اما اگر براي‌ مسلمانان، تصديقي‌ هم‌ نشان ‌مي‌دهيد، اين‌ فقط ظاهرسازي‌ و فريبكاري‌اي‌ بيش‌ نباشد. ابن‌كثير در تفسير آيه‌كريمه‌ مي‌گويد: «يعني‌: به‌ هيچ ‌كس‌ اطمينان‌ نكنيد و رازتان‌ را جز به‌ پيروان‌دينتان، با هيچ‌ كس‌ ديگري‌ در ميان‌ نگذاريد و آنچه‌ از علم‌ مي‌دانيد، براي‌مسلمانان‌ آشكار نگردانيد زيرا آن‌ را از شما مي‌آموزند و با شما در آن‌ برابر وهم‌طراز مي‌شوند و حتي‌ به‌ وسيله‌ آن‌ بر شما ممتاز نيز مي‌گردند زيرا آنان‌ شديدا به‌ايمان‌ خويش‌ پايبند و پايدارند. يا اين‌ كه‌ مسلمانان‌ با تمسك‌ به‌ آنچه‌ كه‌ خود شماگفته‌ايد، عليه‌ شما دليل‌ و حجت‌ ارائه‌ مي‌كنند».
«بگو: هرآينه‌ هدايت، هدايت‌ الهي‌ است» يعني‌: هدايت‌ فقط به‌دست‌ اوست‌ والا اگر هدايت‌ مولود و نتيجه‌ شناخت‌ حق‌ مي‌بود، شما گروه‌ يهود، حق‌ را به‌ خوبي‌شناختيد، ولي‌ نفسهايتان‌ با شما بر ايمان‌ به‌حق‌ همراهي‌ و موافقت‌ نكرد. اين‌ بيان ‌الهي‌ جمله‌ معترضه‌اي‌ در ميانه‌ سخن‌ رؤساي‌ يهوداست‌ و به‌ دنبال‌ آن‌ ادامه ‌سخنشان‌ در توجيه‌ بازداشتن‌ پيروان‌ خويش‌ از ايمان‌ مي‌آيد كه‌ گفتند: «نكند به‌كسي‌ نظير آنچه‌ به‌ شما داده‌ شده ‌است‌ داده‌ شود، يا در پيشگاه‌ پروردگارتان‌ با شما محاجه‌ كنند» يعني‌: ما بدان‌ جهت‌ اين‌ نقشه‌ پنهان‌كاري‌ را كشيده‌ايم‌ كه‌ از اين‌ كه ‌مسلمانان‌ صاحب‌ نبوت‌ و كتاب‌ شوند، بر آنان‌ رشك‌ مي‌بريم‌ و داشتن‌ اين ‌فضيلت‌ را برايشان‌ تحمل‌ نمي‌كنيم‌ و ديگر براي‌ اين‌ كه‌ مسلمانان‌ در روز قيامت‌ به‌پيشگاه‌ خدا(ج) بر ما احتجاج‌ نورزند كه‌ ما در دنيا حق‌ را مي‌شناختيم، اما از آن‌پيروي‌ نكرديم‌. يا آنها ايمان‌ آوردن‌ كساني‌ از ما را كه‌ مسلمان‌ شده‌اند و بر اسلام‌خويش‌ ثابت‌قدم‌اند، حجت‌ نياورند. «بگو: بي‌شك‌ فضل‌ به‌دست‌ خداست» و ازجمله‌ فضل‌ وي، نبوت‌ و دين‌ اسلام‌ است‌ «آن‌ را به‌ هركس‌ كه‌ بخواهد، مي‌بخشد» پس‌ هيچ‌كس‌ نمي‌تواند فضل‌ الهي‌ را از كسي‌ بازدارد، يا در بازگردانيدن‌ آن‌ از كسي‌ كه‌ خدا(ج)  مي‌خواهد تا بدو رسد، تحكم‌ كند و اين‌ حقيقت‌ مسلمي‌ است‌ كه‌خداي‌ عزوجل‌ خواسته‌ است‌ تا محمدص و امت‌ ايشان‌ را به‌ اين‌ فضل‌ آشكار؛ يعني‌ اين‌ دين‌ مبين‌ اختصاص‌ دهد «و خداوند گشايشگر داناست» فضل‌ وي‌ بر اهل‌فضل‌ وسيع‌ و گسترده‌ است‌ و او خود به‌ اهل‌ فضل‌ داناست‌.
 
سوره صافات آيه  141
‏متن آيه : ‏
‏ فَسَاهَمَ فَكَانَ مِنْ الْمُدْحَضِينَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«پس‌ با هم‌ قرعه‌ انداختند» يعني‌: سرنشينان‌ كشتي‌ ميان‌ همديگر قرعه‌ انداختند تا از بيم‌ غرق ‌شدن‌ كشتي‌ به‌سبب‌ گرانباري‌، برخي‌ از آنان‌ خود را به‌ دريا افگنند و كشتي‌ سبك‌ گردد «و او از مغلوبان‌ شد» يعني‌: يونس‌(ع) در قرعه‌كشي‌ مغلوب ‌شد و بنابراين‌، او را به‌ دريا انداختند.
 
	سوره صافات آيه  142
‏متن آيه : ‏
‏ فَالْتَقَمَهُ الْحُوتُ وَهُوَ مُلِيمٌ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«پس‌ او را ماهي» نهنگ‌ «فرو بلعيد و او درخور ملامت‌ بود» يعني‌: كاري‌ كرده ‌بود كه‌ موجب‌ سرزنش‌ و ملامت‌ بود زيرا بي‌اذن‌ پروردگارش‌ به‌سوي‌ دريا رفت‌ و سوار كشتي‌ شد. آري‌! چون‌ خود را در آب‌ انداخت‌، ماهي‌ او را فروبلعيد.
 
سوره صافات آيه  143‏متن آيه : ‏‏ فَلَوْلَا أَنَّهُ كَانَ مِنْ الْمُسَبِّحِينَ ‏
آيه  144‏متن آيه : ‏‏ لَلَبِثَ فِي بَطْنِهِ إِلَى يَوْمِ يُبْعَثُونَ ‏ 
‏ترجمه : ‏
«پس‌ اگر او از زمره‌ تسبيح‌گويان‌ نبود» يعني‌: اگر يونس‌(ع) از ذكركنندگان ‌خداأ يا از نمازگزاران‌ براي‌ وي‌ نبود، يا از تسبيح‌گويان‌ برايش‌ در شكم‌ ماهي‌ نبود؛ با اين‌ دعايش‌: (لا إله‌ إلا أنت‌ سبحانك‌ إني‌ كنت‌ من‌ الظالمين) «الانبياء/78»؛ «قطعا در شكم‌ آن‌ ماهي‌ تا روزي‌ كه‌ مردم‌ برانگيخته‌ شوند، باقي‌ مي‌ماند» يعني‌: قطعا شكم ‌ماهي‌ تا روز قيامت‌ گور وي‌ مي‌شد. در حديث‌ شريف‌ آمده‌ است‌: «دعاي‌ ذوالنون ‌در شكم‌ ماهي‌ (لا إله‌ إلا أنت‌ سبحانك‌ إني‌ كنت‌ من‌ الظالمين) بود، هرگز هيچ‌ مسلماني‌به‌ آن‌ در امري‌ دعا نمي‌كند، جز اين‌كه‌ دعايش‌ مورد اجابت‌ قرار مي‌گيرد».سوره صافات آيه  145
‏متن آيه : ‏
‏ فَنَبَذْنَاهُ بِالْعَرَاء وَهُوَ سَقِيمٌ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«پس‌ او را به‌ كرانه‌ بي‌گياه‌ افگنديم» عراء: مكاني‌ خالي‌ از بنا و گياه‌ است‌. به‌قولي‌: او بر كرانه‌ دجله‌ و به‌قولي ‌ديگر: بر كرانه‌ سرزمين‌ يمن‌ افگنده‌ شد و خداأ داناتر است‌ «در حالي‌كه‌ بيمار بود» خداوند متعال‌ به‌ ماهي‌ فرمان‌ داد پس‌ ماهي‌ او را در حالي‌ از دهانش‌ به‌ ساحل‌ افگند و از شكمش‌ به‌ بيرون‌ پرتاب‌ كرد كه‌ او بر اثر فشار بلعيدن‌ ماهي‌، بيمار بود و پوست‌ بدنش‌ از ميان‌ رفته‌ بود. ابن‌مسعود(رض) مي‌گويد: «او چون‌ جوجه‌ بي‌پري‌ گشته‌ بود كه‌ از تخم‌ بيرون‌ مي‌آيد». سدي ‌مي‌گويد: «او چون‌ نوزادي‌ كه‌ تازه‌ متولد مي‌شود، از شكم‌ ماهي‌ بيرون‌ آمد». در حديث‌ شريف‌ مرفوع‌ به‌ روايت‌ انس‌بن‌ مالك‌(رض) آمده‌ است‌ كه ‌رسول‌‌خدا‌ص فرمودند: «چون‌ به‌ يونس‌ پيامبر(ع) معلوم‌ شد كه‌ خداوند(ج) را در شكم‌ ماهي‌ با اين‌ كلمات‌ بخواند، اين‌ دعاي‌ او ناله‌كشان‌ به‌سوي‌ عرش‌ بالا رفت‌. فرشتگان‌ گفتند: پروردگارا! اين‌ صدايي‌ است‌ ضعيف‌ و شناخته‌شده‌ از دياري ‌دوردست‌ و ناشناخته‌. خداوند(ج) فرمود: آيا صاحب‌ اين‌ صدا را نمي‌شناسيد؟ گفتند: پروردگارا! او كيست‌؟ خداي‌ عزوجل‌ فرمود: بنده‌ام‌ یونس‌ است‌. گفتند: بنده‌ات‌ يونسي‌ كه‌ هنوز هم‌ براي‌ او عمل‌ پذيرفته ‌شده‌ و دعاي‌ مستجاب‌ به‌ آسمان ‌برداشته‌ مي‌شود؟! پروردگارا! آيا بر وي‌ به‌ سبب‌ آنچه‌ كه‌ در آسوده‌حالي‌ انجام ‌مي‌داد، رحم‌ نمي‌كني‌ تا در هنگام‌ گرفتاري‌ وي‌ به‌ چنگال‌ بلا، نجاتش‌ دهي‌؟ خداوند(ج) فرمود: چرا؛ بر وي‌ رحم‌ مي‌كنم‌. پس‌ ماهي‌ را فرمان‌ داد و ماهي‌ او را به‌ كرانه‌ بي‌گياه‌ افگند».
 
	سوره صافات آيه  146
‏متن آيه : ‏
‏ وَأَنبَتْنَا عَلَيْهِ 