‌ وغير آن‌ در اداي‌ حقوق‌ و امانتها مطلقا فرقي‌ وجود ندارد زيرا حق‌ به‌ ذات‌ خود محترم‌ است‌ و حق، حرمت‌ و منزلت‌ خود را از اشخاص‌ نمي‌گيرد تا در اين‌ صفت‌ خود از آنان‌ تأثير پذير گردد.
 
سوره ص آيه  5
‏متن آيه : ‏
‏ أَجَعَلَ الْآلِهَةَ إِلَهاً وَاحِداً إِنَّ هَذَا لَشَيْءٌ عُجَابٌ ‏
 
‏ترجمه : ‏
همچنين‌ كافران‌ تعجب‌كنان‌ گفتند: «آيا» محمد‌ص «خدايان‌ متعدد را خداي ‌يگانه‌اي‌ قرار داده» و الوهيت‌ را فقط بر خداي‌ سبحان‌ محدود و منحصر كرده ‌است‌؟ «به‌راستي‌ اين‌ چيز عجيبي‌ است» و بسيار شگفت‌ آور است‌! تعجب ‌مشركان‌ از آن‌روي‌ بود كه‌ هر قبيله‌اي‌، از خود خدايي‌ از بتان‌ داشت‌ و مي‌گفتند: ما اين‌ خدايان‌ را فقط بدين‌جهت‌ مي‌پرستيم‌ كه‌ ما را به‌ خداي‌ سبحان‌ نزديك‌ كنند و خدا خود مالك‌ همه‌ اين‌ خدايان‌ است‌ پس‌ در اين‌ عقيده‌ چه‌ زياني‌ وجود دارد؟ بدين‌گونه‌ شيطان‌ باطلشان‌ را در ديدشان‌، حق‌ جلوه‌گر ساخت‌.
 
	سوره ص آيه  6
‏متن آيه : ‏
‏ وَانطَلَقَ الْمَلَأُ مِنْهُمْ أَنِ امْشُوا وَاصْبِرُوا عَلَى آلِهَتِكُمْ إِنَّ هَذَا لَشَيْءٌ يُرَادُ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«و اشراف‌ آنان‌ به‌ راه‌ خود رفتند» نقل‌ است‌ كه‌ رسول‌‌خدا‌ص از مشركان ‌خواستند تا كلمه‌اي‌ بگويند كه‌ با آن‌ عرب‌ و عجم‌ برايشان‌ مطيع‌ گردد. آنها پرسيدند: اين‌ كلمه‌ چيست‌؟ رسول‌‌خدا‌ص فرمودند: كلمه‌ طيبه‌ لا اله‌ الا الله! پس ‌درحالي‌كه‌ جامه‌هاي‌ خويش‌ را مي‌افشاندند، سراسيمه‌ برخاستند و مي‌گفتند: آيا او همه‌ خدايان‌ را يك‌ خدا قرار داده‌ است‌؟! چنان‌كه‌ احمد، ترمذي‌، نسائي‌ وحاكم‌ در بيان‌ سبب‌ نزول‌ از ابن‌عباس‌ك روايت‌ كرده‌اند كه‌ فرمود: ابوطالب‌ بيمار شد و در اثناي‌ بيماري‌ وي‌ بود كه‌ اشراف‌ قريش‌ به‌ شكايت‌ از رسول‌‌خدا‌ص نزد وي‌ رفتند. پس‌ ابوطالب‌ خطاب‌ به‌ رسول‌‌خدا‌ص گفت‌: اي‌ برادرزاده‌ام‌! تو از قومت‌ چه‌ مي‌خواهي‌؟ رسول‌‌خدا‌ص فرمودند: از آنان‌ مي‌خواهم‌ تا كلمه‌اي‌ بگويند كه‌ عرب‌ براي‌ آنها منقاد و مطيع‌ گردد و عجم‌ به‌ آنان‌ جزيه بپردازد. فقط يك‌ كلمه‌! گفت‌: آن‌ كلمه‌ چيست‌؟ فرمودند: لا اله‌ الا الله! مشركان‌ گفتند: خدايي ‌يگانه‌؟ بي‌گمان‌ اين‌ چيزي‌ است‌ عجيب‌! همان‌ بود كه‌ از آيه‌ (ص وَالْقُرْآنِ ذِي الذِّكْرِ ‏ ...) تا آيه‌: (بَلْ لَمَّا يَذُوقُوا عَذَابِ ‏...) درباره‌ آنان‌ نازل‌ شد.
«و گفتند» مشركان‌ به‌ پيروان‌ خود «برويد» يعني‌: به‌ راه‌ و روش‌ خود ادامه ‌دهيد و دين‌ محمد را نپذيريد «و بر خدايان‌ خود ايستادگي‌ نماييد» يعني‌: بر عبادت ‌خدايان‌ خود پايداري‌ ورزيد «كه‌ اين‌ امر قطعا اراده‌ شده‌ است» يعني‌: محمدص بدين‌ خاطر از ما مي‌خواهد كه‌ عبادت‌ معبودانمان‌ را فروگذاريم‌ و دوست‌ دارد كه ‌اين‌ بساط برچيده‌ شود تا بر ما برتري‌ جويد و ما همه‌ او را پيرو باشيم‌ و بنابراين‌، در ما به‌ هرگونه‌ كه‌ بخواهد تحكم‌ كند پس‌ اين‌ كاري‌ است‌ برنامه‌ريزي‌ شده‌.
 
سوره ص آيه  7
‏متن آيه : ‏
‏ مَا سَمِعْنَا بِهَذَا فِي الْمِلَّةِ الْآخِرَةِ إِنْ هَذَا إِلَّا اخْتِلَاقٌ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«ما چنين‌ چيزي‌ را در آيين‌ اخير نشنيده‌ايم» يعني‌: ما در آيين‌ نصرانيت‌، عقيده ‌به‌ توحيد را نشنيده‌ايم‌ «اين‌ ادعا جز دروغبافي‌ نيست» يعني‌: دعوت‌ به‌ سوي ‌توحيد، دروغي‌ است‌ كه‌ محمد آن‌ را برساخته‌ و افترا كرده‌ است‌.
	سوره ص آيه  8
‏متن آيه : ‏
‏ أَأُنزِلَ عَلَيْهِ الذِّكْرُ مِن بَيْنِنَا بَلْ هُمْ فِي شَكٍّ مِّن ذِكْرِي بَلْ لَمَّا يَذُوقُوا عَذَابِ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«آيا از ميان‌ همه‌ ما قرآن‌ بر او نازل‌ شده‌ است» درحالي‌كه‌ ما رؤسا و اشراف‌ قوم ‌بوده‌ و از او در سن‌ بزرگتر و در شرف‌ و جاه‌ والاتر هستيم‌؟ «نه‌! بلكه‌ آنان‌ در باره‌ ذكر من‌ در شك‌اند» يعني‌: آنان‌ در باره‌ قرآن‌، يا در باره‌ وحي‌ من‌ در شك‌ و ترديد قرار دارند «بلكه‌ هنوز عذاب‌ مرا نچشيده‌اند» و به‌ مهلتي‌ كه‌ به‌ آنان‌ داده‌ام‌، فريفته‌ شده‌اند و اگر عذابم‌ را مي‌چشيدند، شكشان‌ برطرف‌ مي‌شد. حاصل‌ معني ‌اين‌ است‌: آنها قرآن‌ را تصديق‌ نمي‌كنند تا آن‌گاه‌ كه‌ عذاب‌ من‌ به‌ آنان‌ نرسد و آنان‌ را به‌ تصديق‌ قرآن‌ ناچار نگرداند.
 
	سوره ص آيه  9
‏متن آيه : ‏
‏ أَمْ عِندَهُمْ خَزَائِنُ رَحْمَةِ رَبِّكَ الْعَزِيزِ الْوَهَّابِ ‏
 
‏ترجمه : ‏
سپس‌ خداوند متعال‌ در بيان‌ اين‌كه‌ فقط او متصرف‌ مطلق‌ در ملك‌ خويش ‌مي‌باشد، مي‌فرمايد: «يا مگر گنجينه‌هاي‌ رحمت» يعني‌: نعمت‌ «پروردگار غالب ‌بخشنده‌ات‌ در اختيارشان‌ است» تا نعمت‌ نبوت‌ را به‌ هر كس‌ كه‌ مي‌خواهند ببخشند؟ نه‌! چنين‌ نيست‌ بلكه‌ آنان‌ هيچ‌ تصرف‌ و اختياري‌ در پهناي‌ ملك‌ وي‌ ندارند.
	سوره ص آيه  10
‏متن آيه : ‏
‏ أَمْ لَهُم مُّلْكُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَمَا بَيْنَهُمَا فَلْيَرْتَقُوا فِي الْأَسْبَابِ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«يا مگر فرمانروايي‌ آسمانها و زمين‌ و آنچه‌ ميان‌ آن‌ دو است‌ از آن‌ آنان‌ است» تا به ‌هر كه‌ خواهند بدهند و از هركه‌ خواهند بازدارند؟ اگر چنين‌ است‌: «پس‌ بايد بالاروند در اسباب» يعني‌: اگر اين‌ فرمانروايي‌ در اختيار آنهاست‌ پس‌ بايد با اسباب‌ و وسايلي‌ كه‌ آنها را به‌ آسمان‌ برساند، به‌ آسمان‌ صعود كنند تا به‌ آنچه‌ كه ‌مي‌خواهند ـ از دادن‌ و بازداشتن‌ ـ حكم‌ رانده‌ و كار عالم‌ را آن‌ گونه‌ كه‌ خود مي‌خواهند، بپردازند.
اين‌ آيه‌ هرچند براي‌ نماياندن‌ عجز آنان‌ آمده‌ است‌ ولي‌ حاوي‌ معجزه‌اي‌ از معجزات‌ قرآن‌ كريم‌ است‌ كه‌ نشان‌ مي‌دهد: قرآن‌ وحي‌ الهي‌ است‌ زيرا بر اين‌حقيقت‌ اشعار دارد كه‌ صعود در آسمان‌ به‌ وسيله‌ اسباب‌ ممكن‌ است‌ و اين‌ عمليه‌ رخ‌ خواهد داد و بسياري‌ در اين‌ عمليه‌ با هم‌ مسابقه‌ خواهند گذاشت‌ و اين‌ كافران ‌خواهند بود كه‌ در اين‌ راه‌ پيشقدم‌ خواهند شد. كه‌ ما گوشه‌اي‌ از اين‌ حقيقت‌ را در عصر خود مشاهده‌ مي‌كنيم‌.
 
	سوره ص آيه  11
‏متن آيه : ‏
‏ جُندٌ مَّا هُنَالِكَ مَهْزُومٌ مِّنَ الْأَحْزَابِ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«در آنجا لشكري‌ به‌هم‌آمده‌ از احزاب‌ است‌ كه‌ درهم‌ شكستني‌ هستند» يعني‌: اي ‌پيامبر! از استكبار و ستيزه‌جويي‌ آنان‌ اندوهگين‌ نشو زيرا من‌ در آنجا كه‌ آنان‌ چنان‌ سخناني‌ مي‌گويند و عليه‌ مؤمنان‌ به‌ همدستي‌ و تحزب‌ مي‌پردازند، عزتشان ‌را سلب‌ نموده‌، جمعشان‌ را پاشان‌ ساخته‌ و به‌ شكستشان‌ مي‌كشانم‌ زيرا آنان ‌در آنجا جز لشكري‌ مغلوب‌ نيستند. البته‌ اين‌ وعده‌ قطعي‌ الهي‌ ب