‌دانند» كه‌ دروغگويند و اين‌ از بزرگترين‌ گناهان‌ است‌.
در بيان‌ سبب‌ نزول‌ آمده‌ است‌: اين‌ آيه‌ كريمه‌ نيز درباره‌ رهبران‌ و علماي‌ يهودنازل‌ شد.
 
سوره ص آيه  24
‏متن آيه : ‏
‏ قَالَ لَقَدْ ظَلَمَكَ بِسُؤَالِ نَعْجَتِكَ إِلَى نِعَاجِهِ وَإِنَّ كَثِيراً مِّنْ الْخُلَطَاء لَيَبْغِي بَعْضُهُمْ عَلَى بَعْضٍ إِلَّا الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ وَقَلِيلٌ مَّا هُمْ وَظَنَّ دَاوُودُ أَنَّمَا فَتَنَّاهُ فَاسْتَغْفَرَ رَبَّهُ وَخَرَّ رَاكِعاً وَأَنَابَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«داوود گفت‌: قطعا او در مطالبه‌ ميشت‌ و افزودنش‌ به‌ ميشهاي‌ خود در حق‌ تو ستم‌ كرده‌ است» چنين‌ بود كه‌ داوود(ع) به‌ بطلان‌ ادعاي‌ آن‌ صاحب‌ نودونه‌ ميش‌، حكم‌ كرد. نحاس‌ مي‌گويد: «نقل‌ است‌ كه‌ خطا و لغزش‌ داوود(ع) در اين ‌سخنش‌ بود: لقد ظلمك‌: به‌راستي‌ كه‌ برادرت‌ در حقت‌ ستم‌ كرده‌ است‌. زيرا او قبل‌ از آن‌كه‌ تحقيق‌ و بررسي‌ كند اين‌ سخن‌ را گفت‌ و به‌ اين‌ امر فكر نكرد كه ‌چه‌بسا صاحب‌ آن‌ يك‌ ميش‌، ستمگر باشد». داوود(ع) افزود: «و در حقيقت ‌بسياري‌ از شريكان» در مال‌ «به‌ همديگر ستم‌ روا مي‌دارند» بي‌آن‌كه‌ رعايت‌ حق ‌يك‌ديگر را بنمايند «به‌ استثناي‌ كساني‌ كه‌ ايمان‌ آورده‌ و كارهاي‌ شايسته ‌كرده‌اند» پس‌ آنانند كه‌ خود را از ستم‌ دور نگه‌ داشته‌ و بر شريك‌ خويش‌، يا بر ديگران‌ ستم‌ نمي‌كنند «و اينها» كه‌ به‌ اين‌ وصف‌ آراسته‌ بوده‌ و ستم‌ نكنند «بس ‌اندك‌ اند. داوود دانست» و يقين‌ حاصل‌ كرد «كه‌ ما او را آزمايش‌ كرده‌ايم» و فهميد كه‌ هدف‌ از آمدن‌ آن‌ دو شخص‌، يا آن‌ دو فرشته‌، كنايه‌گويي‌ به‌ خود وي‌ بوده‌ و در واقع‌ در آنجا ميش‌ و دعوايي‌ بر سر آن‌ ميان‌ آن ‌دوتن‌ مطرح‌ نبوده‌ است‌ بلكه‌ آنها خواستند تا با طرح‌ اين‌ قضيه‌، به‌ خود وي‌ بفهمانند كه‌ از سلطه‌ خود بر اوريا فرمانده‌ تحت‌ امرش‌، سوء استفاده‌ كرده‌ تا زنش‌ را به‌ازدواج‌ خويش‌ درآورد. يا معني‌ اين‌ است‌: داوود(ع) به‌خاطر اين‌ از خداي‌ عزوجل‌ آمرزش‌ خواست‌ كه ‌ميان‌ دو طرف‌ دعوي‌ در مورد ميشها پيش‌ از آن‌كه‌ از طرف‌ ديگر دعوي‌ نيز دليل‌ و مدركي‌ بخواهد و سخن‌ وي‌ را در اين‌ رابطه‌ بشنود، حكم‌ كرده‌ بود و در واقع‌ حق ‌هم‌ از آن‌ طرف‌ ديگر بود. به‌قولي‌: وقتي‌ داوود(ع) فرود آمدن‌ آن‌ دو را به‌طور غيرعادي‌ از ديوار ديد، گمان‌ كرد كه‌ آمده‌اند تا او را به‌قتل‌ رسانند پس‌ از اين‌گمانش‌ آمرزش‌ خواست‌.
روايت‌ صحيح‌ دراين‌باره‌ اين‌ است‌ كه‌ داوود(ع) وقت‌ هفتگي‌ خود را به‌ سه ‌قسمت‌ تقسيم‌ كرده‌ بود؛ يك‌ قسمت‌ از آن‌ را صرف‌ امور كشورداري‌ و فرمانروايي‌ مي‌كرد، يك‌ قسمت‌ را صرف‌ داوري‌ و قضاوت‌ ميان‌ مردم‌ و قسمت‌ سوم‌ را به‌ عبادت‌ و نيايش‌ و خواندن‌ زبور در محراب‌ اختصاص‌ مي‌داد. پس‌ آن‌دو خصم‌ اين‌ نظم‌ و برنامه‌ مقرر او را زير پا گذاشته‌ و به‌طور بي‌هنگام‌ از ديوار محراب‌ او بالا آمدند لذا گمان‌ كرد كه‌ آمده‌اند تا او را ترور نمايند. اين‌ گمان‌ وي ‌ناشي‌ از ظهور غيرعادي‌ آن‌ دو تن‌ و در عين‌حال‌ وجود اين‌ واقعيت‌ بود كه‌ كشتن ‌انبيا‡ در ميان‌ بني‌اسرائيل‌، يك‌ پديده‌ شايع‌ بود. «پس‌ از پروردگارش‌ آمرزش ‌خواست» به‌خاطر آن‌ خطايش‌ «و ركوع‌كنان» يعني‌: سجده‌كنان‌ «به‌ روي ‌درافتاد» در اينجا از سجده‌، به‌ ركوع‌ تعبير شده‌ است‌ «و انابت‌ كرد» يعني‌: به‌سوي‌ خداوند(ج) بازگشت‌؛ با توبه‌ از لغزشش‌.
امام‌ شوكاني‌ مي‌گويد: «گناه‌ داوود(ع) اين‌ بود كه‌ آن‌ فرماندهش‌ را در جنگها پيش‌ فرستاد تا كشته‌ شود و بعدا زنش‌ را به‌ نكاح‌ گيرد. پس‌ او كشته‌ شد و داوود(ع) زنش‌ را به‌ نكاح‌ گرفت‌. پس‌ خداي‌ عزوجل‌ او را متوجه‌ اين‌ گناهش‌ گردانيد و با فرستادن‌ فرشتگانش‌ به‌سوي‌ وي‌، تلويحا اين‌ معني‌ را به‌ وي‌ رساند تا آمرزش‌خواهي‌ كند و از اين‌ خطايش‌ توبه‌ كند پس‌ داوود(ع) آمرزش‌ خواست‌ وتوبه‌ وي‌ پذيرفته‌ شد». البته‌ رأي‌ ابن‌كثير در مورد اسرائيلي ‌بودن‌ اين‌ داستان‌ را نيز نقل‌ كرديم‌.
علما درباره‌ اين‌كه‌ آيا سجده‌ در اين‌ آيه‌، سجده‌ تلاوت‌ است‌ يا خير؟ اختلاف ‌نظر دارند. احناف‌ و مالكي‌ها برآنند كه‌ اينجا، جاي‌ سجده‌ تلاوت‌ است‌ ولي‌ شافعي‌ها و حنبلي‌ها برآنند كه‌ اينجا جاي‌ سجده‌ شكر است‌، نه‌ سجده‌ تلاوتي‌ كه ‌به‌ آن‌ در قرآن‌ امر شده‌ است‌.
 
سوره ص آيه  25
‏متن آيه : ‏
‏ فَغَفَرْنَا لَهُ ذَلِكَ وَإِنَّ لَهُ عِندَنَا لَزُلْفَى وَحُسْنَ مَآبٍ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«پس‌ اين‌ امر را» يعني‌: اين‌ گناهي‌ را كه‌ داوود(ع) از آن‌ آمرزش‌ خواست ‌«بر او آمرزيديم‌. در حقيقت‌ او را نزد ما قرب‌ و بازگشتي‌ نيكو است» زلفي‌: قربت‌ و كرامت‌ است‌، كه‌ بعد از آمرزش‌ گناه‌ داوود(ع) به‌ وي‌ ارزاني‌ شد. حسن‌ماب‌:حسن‌ بازگشت‌ و سرانجام‌ نيك‌، يعني‌ رسيدن‌ به‌ بهشت‌ است‌.
	سوره ص آيه  26
‏متن آيه : ‏
‏ يَا دَاوُودُ إِنَّا جَعَلْنَاكَ خَلِيفَةً فِي الْأَرْضِ فَاحْكُم بَيْنَ النَّاسِ بِالْحَقِّ وَلَا تَتَّبِعِ الْهَوَى فَيُضِلَّكَ عَن سَبِيلِ اللَّهِ إِنَّ الَّذِينَ يَضِلُّونَ عَن سَبِيلِ اللَّهِ لَهُمْ عَذَابٌ شَدِيدٌ بِمَا نَسُوا يَوْمَ الْحِسَابِ ‏
 
‏ترجمه :
 ‏«اي‌ داوود! ما تو را در زمين‌ خليفه‌ گردانيديم» يعني‌ به‌ داوود(ع) گفتيم‌: ما تو را بر روي‌ زمين‌ خليفه‌ خوبش‌ گردانيديم‌، يا تو را خليفه‌ و جانشين‌ پيامبران‌ پيش‌ از تو‡ گردانيديم‌ تا به‌ معروف‌ امر و از منكر نهي‌ كني‌ «پس‌ ميان‌ مردم‌ به‌حق» يعني‌: به‌ عدالت‌ «حكم‌ كن» كه‌ اين‌ عدالت‌، عبارت‌ از تعميل‌ حكم‌ خداأ در ميان‌ بندگانش‌ مي‌باشد «و زنهار از هوي‌ و هوس‌ پيروي‌ نكن» در حكم‌ و داوري ‌ميان‌ بندگان‌ خداوند(ج) «كه‌ تو را از راه‌ خدا» كه‌ راه‌ حق‌، يا راه‌ بهشت‌ است‌ «به‌ در كند. در حقيقت‌ كساني‌ كه‌ از راه‌ خدا به‌ در مي‌روند، به‌سزاي‌ آن‌كه‌ روز حساب‌ را فراموش‌ كرده‌اند» يعني‌: به‌سبب‌ فروگذاشتن‌ عمل‌ براي‌ اين‌ روز و از جمله‌ ترك ‌كردن‌ قضاوت‌ عادلانه‌ «عذابي‌ سخت‌ خواهند داشت».
در حديث‌ شريف‌ آمده‌ است‌: «إن‌ أحب‌ الناس‌ إلي‌ الله‌ يوم‌ القيامة‌ وأقربهم‌ منه‌ مجلساً إمام‌ عادل‌، وإن‌ أبغض‌ الناس‌ إلي‌ الله‌ يوم‌ القيامة‌ وأشدهم‌ عذاباً إمام‌ جائر: بي‌گمان‌ محبوبترين‌ مردم‌ نزد خداوند(ج) در روز قيامت‌ و نزديكترين‌ آنان‌ به‌ وي‌ از روي‌ مقام‌ و منزلت‌، فرمانرواي‌ عادل‌ است‌ و بي‌گمان‌ منفورترين‌ مردم‌ در نزد خداون