م‌ ايستادن‌ آرام‌ و مطمئن‌ و در هنگام‌ راه‌ پيمودن‌، تيزتك‌ و چابك‌ بودند.
 
	سوره ص آيه  32
‏متن آيه : ‏
‏ فَقَالَ إِنِّي أَحْبَبْتُ حُبَّ الْخَيْرِ عَن ذِكْرِ رَبِّي حَتَّى تَوَارَتْ بِالْحِجَابِ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«گفت» سليمان‌ (ع) «من‌ چنان‌ شيفته‌ مهر اسبان‌ شدم‌ كه‌ از ذكر پروردگارم‌ غافل‌ گشتم‌ تا آن‌كه‌ خورشيد در حجاب‌ پنهان‌ شد» يعني‌: تا آن‌كه‌ خورشيد غروب‌ كرد. به‌قولي‌ مراد اين‌ است‌: تا آن‌كه‌ اسب‌ها در مسابقه‌ از چشمها پنهان‌ شدند. آري‌! سليمان‌(ع) به‌ تماشاي‌ اسب‌ها سرگرم‌ گشت‌ و چنان‌ غرق‌ اين‌ تماشا گرديد كه‌ نماز عصر وي‌ فوت‌ شد، بناگاه‌ به‌ خود آمد و گفت‌: من‌ دوستي‌ و محبت‌ اسبان‌ را بر ذكر پروردگارم‌ ـ يعني‌ بر نماز عصر ـ ترجيح‌ دادم‌! لذا دست‌ به‌ اقدامي‌ زد كه‌ در آيه‌ بعد بيان‌ مي‌شود. حب‌الخير: اصل‌ خير به‌ معني‌ مال‌ بسيار است‌.
در حديث‌ شريف‌ به‌ روايت‌ عائشه‌ رضي‌الله‌عنها آمده‌ است‌: «سليمان‌(ع) داراي‌ اسب‌هاي‌ بالداري‌ بود». ابن‌كثير نقل‌ مي‌كند: «اسب‌هايي‌ كه‌ سليمان‌(ع) را از نماز عصر بازداشتند، بيست‌هزار رأس‌ بودند. او مي‌افزايد: ولي‌ قطعا مسلم‌ است‌كه‌ سليمان‌(ع) نماز عصر را به‌ قصد ترك‌ نكرد بلكه‌ آن‌ را به ‌فراموشي‌ ترك‌ كرد چنان‌كه‌ در غزوه‌ خندق‌ رسول‌‌خدا‌ص چنان‌ گرفتار مبارزه‌ با دشمن‌ بودند كه‌ نماز عصر ايشان‌ فوت‌ شد و آن‌ را بعد از غروب‌ قضا آوردند».
 
سوره آل عمران آيه  79
‏متن آيه : ‏
‏ مَا كَانَ لِبَشَرٍ أَن يُؤْتِيَهُ اللّهُ الْكِتَابَ وَالْحُكْمَ وَالنُّبُوَّةَ ثُمَّ يَقُولَ لِلنَّاسِ كُونُواْ عِبَاداً لِّي مِن دُونِ اللّهِ وَلَكِن كُونُواْ رَبَّانِيِّينَ بِمَا كُنتُمْ تُعَلِّمُونَ الْكِتَابَ وَبِمَا كُنتُمْ تَدْرُسُونَ ‏
 
‏ترجمه :
 ‏در بيان‌ سبب‌ نزول‌ آيه‌ كريمه‌ از ابن‌عباس‌(رض)  روايت‌ شده‌ است‌ كه‌ فرمود: هنگامي‌ كه‌ علماي‌ يهود و هيأت‌ نصاراي‌ نجران‌ نزد رسول‌ خداص گرد آمدند ورسول‌ خداص آنان‌ را به‌ اسلام‌ دعوت‌ نمود؛ ابورافع‌ قرظي‌ يهودي‌ گفت‌: اي‌محمد! آيا مي‌خواهي‌ تا چنان‌كه‌ نصاري‌ عيسي‌ را مي‌پرستند، ما نيز تو را پرستش‌كنيم‌؟ رسول‌ خداص فرمودند: پناه‌ بر خدا(ج)  از چنين‌ كاري‌! پس‌ خداي‌ متعال‌ به‌اين‌ ارتباط نازل‌ فرمود: «هيچ‌ بشري‌ را نسزد كه‌ خدا به‌ او كتاب‌ و حكم‌ و پيامبري ‌بدهد، سپس‌ او به‌ مردم‌ بگويد: به ‌جاي‌ خدا بندگان‌ من‌ باشيد» يعني‌: چنين‌ مقوله‌اي،نه‌ سخني‌ راست‌ و درست‌ است‌ و نه‌ هم‌ سزاوار گفتن‌ زيرا انبياي‌ عظام‌: در اداي‌امانت‌ رسالت، سفيران‌ برگزيده‌ الهي‌ ميان‌ او و خلقش‌ هستند، كه‌ او ايشان‌ را به‌ وحي‌ خويش‌ مخصوص‌ گردانيده، پس‌ بي‌ترديد از مختصات‌ ايشان، راست‌ فهمي‌و اخلاص‌ براي‌ خداي‌ عزوجل‌ است‌ بنابراين، هرگز از هيچ‌ پيامبري‌ چنين‌ ادعايي‌سرنمي‌زند كه‌ مردم‌ را به‌سوي‌ كفر فراخوانده‌ و بگويد: اي‌ مردم‌! مرا پرستش‌ كنيد نه‌ خداي‌ عزوجل‌ را! زيرا اين‌ برخلاف‌ طبيعت‌ اشياء است‌.
آيه‌ كريمه‌ در رد نصاري‌ نازل‌ شد كه‌ بر عيسي‌(ع)  سخناني‌ را افترا بستند كه‌ اصلاصحت‌ ندارد و گفتن‌ چنين‌ سخناني‌ در باره‌ وي‌ و هر يك‌ از برادرانش‌ ـ ازخانواده‌ پيامبران‌(ع)  ـ سزاوار هم‌ نيست‌.
«و ليكن» پيامبر الهي‌ مي‌گويد: «رباني‌ باشيد» رباني‌: كسي‌است‌ كه‌ به‌ دين‌ رب، دانا، به‌ طاعت‌ وي‌ سخت‌ متمسك‌ و همراه‌ با آن‌ از حلم‌ و حكمت ‌برخوردار است‌. چنانكه‌ محمدبن‌ حنيفه‌ در روز وفات‌ ابن‌عباس‌(رض)  گفت‌: «اليوم مات رباني هذة الأمة‌: امروز رباني‌ اين‌ امت‌ در گذشت». آري‌! پيامبر الهي‌مي‌گويد: رباني‌ باشيد «به‌ سبب‌ آن‌ كه‌ كتاب‌ تعليم‌ مي‌داديد و به‌ سبب‌ خواندن‌ آن» يعني‌: به ‌همراه‌ علمتان‌ به‌ كتاب‌ آسماني، به‌ طاعت‌ پروردگار سخت‌ پايبند و متمسك‌ و در اين‌ ميدان‌ نيرومند باشيد زيرا شما كتاب‌ الهي‌ را مي‌خوانيد، آن‌ را به‌مردم‌ درس‌ مي‌دهيد و آنان‌ را به‌ تمسك‌ بدان‌ امر مي‌كنيد، پس‌ كسي‌ كه‌ حق‌ را به‌ديگران‌ مي‌آموزد، قطعا خود وي‌ بايد بيشتر از ديگران‌ به‌ آن‌ پايبند باشد.
 
سوره ص آيه  33
‏متن آيه : ‏
‏ رُدُّوهَا عَلَيَّ فَطَفِقَ مَسْحاً بِالسُّوقِ وَالْأَعْنَاقِ ‏
 
‏ترجمه : ‏
سپس‌ سليمان‌(ع) به‌ كسان‌ خويش‌ دستور داد كه‌: «اسبها را بر من‌ بازگردانيد» زيرا او از فوت ‌شدن‌ نماز عصر خويش‌ سخت‌ برآشفته‌ شده‌ بود «پس‌ شروع‌ به‌دست‌ كشيدن‌ بر ساقها و گردنهاي‌ آنها كرد» يعني‌: سليمان‌(ع) از روي‌ خشم‌ براي ‌خدا(ج) و از تأسف‌ بر فوت‌ نماز عصر، شروع‌ به‌ پي‌ كردن‌ اسب‌ها با شمشير و زدن ‌بر ساق‌ پاها و گردنهاي‌ آنها كرد زيرا آن‌ اسب‌ها سبب‌ فوت‌ نماز وي‌ شده‌ بودند. به‌قولي‌ مراد اين‌ است‌: سليمان‌(ع) براي‌ نوازش‌ و ارجگذاري‌ به‌ اسب‌ها و اطمينان‌يافتن‌ از احوال‌ آنها بر ساق‌ و پيشاني‌ آنها دست‌ مي‌كشيد؛ زيرا آن‌ اسب‌ها وسيله‌ جهاد در راه‌ خداأ بودند.
صاحب‌ تفسير «المنير» مي‌گويد: «معني‌ اين‌ نيست‌ كه‌ سليمان‌(ع) اسب‌ها را به‌ قصد قربت‌ نزد اللهأ، پي‌ كرده‌ و سربريده‌ باشد زيرا اين‌ امر كه‌ اسب‌هاي‌ بي‌گناه‌ مورد مجازات‌ قرار گيرند، لايق‌ مقام‌ نبوت‌ نيست‌». اين‌ قول‌ از ابن‌عباس‌ك نيز نقل‌ شده‌ است‌. ولي‌ ابن‌كثير قول‌ به‌ ذبح‌ اسب‌ها را ترجيح‌ مي‌دهد و اين‌ نظر بيشتر مفسران‌ است‌. بعضي‌ از قائلان‌ به‌ ذبح‌ مي‌گويند: ذبح‌ آن‌ اسب‌ها اشكال‌ شرعي‌اي‌ به‌همراه‌ نداشت‌ زيرا ـ چنان‌كه‌ روايت‌ شده‌ ـ در شريعت‌ سليمان‌(ع) ذبح‌ آنها به‌قصد قربت‌ مباح‌ بود و او گوشت‌ آن‌ اسب‌ها را نيز صدقه‌ كرد، كه ‌خداي‌ عزوجل‌ در عوض‌، باد را به‌ تسخير وي‌ درآورد.
 
	سوره ص آيه  34
‏متن آيه : ‏
‏ وَلَقَدْ فَتَنَّا سُلَيْمَانَ وَأَلْقَيْنَا عَلَى كُرْسِيِّهِ جَسَداً ثُمَّ أَنَابَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«و قطعا سليمان‌ را آزموديم» در حديث‌ شريف‌ راجع‌ به‌ اين‌ آزمايش‌ از سليمان‌(ع) آمده‌ است‌: «سليمان‌(ع) گفت‌: قطعا امشب‌ با نود زن‌ خويش‌ همبستر مي‌شوم ‌پس‌ هر يك‌ از آنها فرزندي‌ شهسوار به‌ دنيا مي‌آورد كه‌ در راه‌ خداأ جهاد كند. ولي‌ او ان‌شاءالله نگفت‌ پس‌، از آن‌ نود زن‌ هيچ‌ يك‌ فرزندي‌ نزاد، جز يكي‌ از آنها كه‌ نيم‌ انساني‌ را به‌دنيا آورد». «و بر تخت‌ او جسدي‌ بيفگنديم» آن‌ جسد، همان‌ انسان‌ ناقص‌الخلقه‌اي‌ بود كه‌ يكي‌ از همسرانش‌ به‌دنيا آورده‌ بود. اما ابن‌عباس‌، قتاده‌ و حسن‌ در معني‌ آن‌ گفته‌اند: «يعني‌ بر تخت‌ پادشاهي‌ او شيطاني‌ را افگند