ا زور و اجبار نيست‌.
 
سوره ص آيه  71
‏متن آيه : ‏
‏ إِذْ قَالَ رَبُّكَ لِلْمَلَائِكَةِ إِنِّي خَالِقٌ بَشَراً مِن طِينٍ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«آن‌گاه‌ كه‌ پروردگارت‌ به‌ فرشتگان‌ گفت‌: من‌ آفريننده‌ بشري‌ از گل‌ هستم» اين‌ بيان‌ همان‌ مجادله‌اي‌ است‌ كه‌ اجمالا در آيه‌ (69) گذشت‌ و در اينجا تفصيلا بدان ‌پرداخته‌ مي‌شود. البته‌ اين‌ داستاني‌ است‌ كه‌ خداوند متعال‌ آن‌ را در سوره‌هاي ‌«بقره‌»، «اعراف‌»، «حجر»، «اسراء»، «كهف‌» و در اينجا بيان‌ كرده‌ است‌.
مراد از «بشر» در آيه‌ كريمه‌، آدم‌(ع) و نسل‌ وي‌اند. البته‌ مجادله‌ فرشتگان ‌در اين‌باره‌ بود كه‌ چه‌كسي‌ در زمين‌ خليفه‌ ساخته‌ مي‌شود.
	سوره ص آيه  72
‏متن آيه : ‏
‏ فَإِذَا سَوَّيْتُهُ وَنَفَخْتُ فِيهِ مِن رُّوحِي فَقَعُوا لَهُ سَاجِدِينَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«پس» اي‌ فرشتگان‌! «چون‌ او را استوار بپرداختم» يعني‌: چون‌ آدم‌ را به‌صورت‌ بشري‌ مصور ساختم‌ و اجزاي‌ وي‌ را برابر و استوار گردانيدم‌؛ «و در آن‌ از روح‌ خود دميدم» يعني‌: از روحي‌ كه‌ مالك‌ آن‌ هستم‌ و غير من‌ مالك‌ آن‌ نيست‌ و به‌ اين‌ ترتيب‌، او را بعد از آن‌كه‌ حياتي‌ در وي‌ نبود و جماد بي‌جاني‌ بود، زنده ‌گردانيدم‌ «سجده‌كنان‌ براي‌ او درافتيد» اين‌ دستور به‌ فرشتگان‌، سجده‌ تحيه‌ و شادباش‌ آنها براي‌ آدم‌ است‌، نه‌ سجده‌ عبادت‌.
 
	سوره ص آيه  73
‏متن آيه : ‏
‏ فَسَجَدَ الْمَلَائِكَةُ كُلُّهُمْ أَجْمَعُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«پس‌ فرشتگان‌ سجده‌ كردند» يعني‌: پروردگار متعال‌ آدم‌(ع) را آفريد و استوارش‌ پرداخت‌ و در او از روح‌ خويش‌ دميد آن‌گاه‌ فرشتگان‌ براي‌ او سجده‌ كردند «تمامشان‌ همه‌ يكسره» و يكپارچه‌ سجده‌ كردند و هيچ‌ فرشته‌اي‌ از آنان ‌باقي‌ نماند، جز اين‌كه‌ سجده‌ كرد. در (كلهم‌ اجمعون) دو تأكيد است‌ ؛ تأكيد اول‌: (كلهم) براي‌ افاده‌ عموميت‌ و تأكيد دوم‌: (اجمعون) براي‌ افاده‌ اجتماع‌ و يكجا بودن‌ آنها در سجده‌ در يك‌ وقت‌ و يك‌ زمان‌ مي‌باشد.
 
	<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:46.txt">آيه  25</a><a class="text" href="w:text:47.txt">آيه  26</a><a class="text" href="w:text:48.txt">آيه  27</a><a class="text" href="w:text:49.txt">آيه  28</a><a class="text" href="w:text:50.txt">آيه  29</a></body></html>سوره آل عمران آيه  83
‏متن آيه : ‏
‏ أَفَغَيْرَ دِينِ اللّهِ يَبْغُونَ وَلَهُ أَسْلَمَ مَن فِي السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضِ طَوْعاً وَكَرْهاً وَإِلَيْهِ يُرْجَعُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«آيا جز دين‌ الله را مي‌جويند؟» يعني‌: آيا مردم، ديني‌ غير از دين‌ خداي ‌آفريننده‌ موجودات‌ را مي‌طلبند و از آن‌ پشتيباني‌ مي‌كنند؟ «با آن‌ كه‌ هركه‌ در آسمانها» از فرشتگان‌ «و» هر كه‌ در «زمين‌ است» از تمام‌ مخلوقات‌ موجود در آن‌ «خواه‌ و ناخواه‌ براي‌ الله منقاد است» مفسران‌ در معني‌ (كرها: ناخواه) گفته‌اند: يعني‌ همه‌ چيز در آسمانها و زمين‌ ـ حتي‌ حيوانات‌ و جمادات‌ ـ منقاد فرمان‌ الهي‌ بوده، از قوانين‌ كوني‌ وي‌ اجبارا اطاعت‌ و انقياد مي‌كنند و حتي‌ كافر نيز ناخواسته‌ فرمانبردار خداي‌ عزوجل‌ و پيرو قوانين‌ هستي‌ اوست، هر چند كه‌ دل‌ و زبانش‌ منكر باشد. به‌ قولي‌: مراد، اسيران‌ مسلمان‌ امتها هستند كه‌ در زنجيرها وقلاده‌هاي‌ اسارت‌ خويش‌ به‌سوي‌ بهشت‌ برده‌ مي‌شوند. همزه‌ (أفغير الله ...) همزه‌ انكار است، يعني‌ طلب‌ ديني‌ جز دين‌ الله(ج)، كاري‌ بس‌ نارواست‌. و مفعول‌ كه‌: (غير دين ‌الله) است‌ بر فعل‌: (يبغون) مقدم‌ ساخته‌ شد زيرا مفعول‌ در اينجا مهم‌تر است، از آن‌ رو كه‌ انكار متوجه‌ معبودان‌ باطل‌ مي‌باشد. طلب‌ ديني‌ غير از دين‌الهي‌؛ فرمانبردن‌ و تسليم‌ شدن‌ دربرابر آن‌ دين‌ و پرستش‌ باطل‌ مي‌باشد «و به‌سوي‌او بازگردانيده‌ مي‌شوند» در روز قيامت، پس‌ حق‌ تعالي‌ هركس‌ را مطابق‌ عمل‌ وي‌ پاداش‌ مي‌دهد.
 
سوره ص آيه  74
‏متن آيه : ‏
‏ إِلَّا إِبْلِيسَ اسْتَكْبَرَ وَكَانَ مِنْ الْكَافِرِينَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«جز ابليس» كه‌ متصف‌ به‌ اوصاف‌ فرشتگان‌ و در عداد ايشان‌ بود «كه‌ استكبار ورزيد» يعني‌: از روي‌ جهل‌ به‌ اين‌ حقيقت‌ كه‌ اين‌ سجده‌ در واقع‌ فرمان ‌بردن‌ و طاعت‌ از حق‌ تعالي‌ است‌، از سجده‌ كردن‌ براي‌ آدم‌ سركشي‌ كرد و سر باز زد «و» استكبار وي‌، استكبار كفر بود، بدين‌ جهت‌ بود كه‌: «از كافران‌ شد» با مخالفت‌ و سرپيچي‌ از امر خداأ و سركشي‌ از طاعت‌ وي‌.
 
	سوره ص آيه  75
‏متن آيه : ‏
‏ قَالَ يَا إِبْلِيسُ مَا مَنَعَكَ أَن تَسْجُدَ لِمَا خَلَقْتُ بِيَدَيَّ أَسْتَكْبَرْتَ أَمْ كُنتَ مِنَ الْعَالِينَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«فرمود» خداوند(ج) «اي‌ ابليس‌! چه‌ چيز تو را باز داشت‌ از اين‌كه‌ براي‌ چيزي‌ كه‌ با دستان‌ خود آفريدم‌ سجده‌ كني‌؟» يعني‌: چه‌ چيز تو را از سجده‌ كردن‌ براي‌ آدم ‌برگرداند و بازداشت‌ در حالي‌كه‌ اين‌ خود من‌ بودم‌ كه‌ با دستان‌ بلاكيف‌ خود بي‌هيچ‌ واسطه‌اي‌ ـ چون‌ پدر و مادر ـ عهده‌دار آفرينش‌ وي‌ شدم‌؟ به‌كار بردن ‌اين‌ تعبير، تشريف‌ و گراميداشتي‌ براي‌ آدم‌ است‌، و گرنه‌ خداوند(ج) عهده‌دار ومتولي‌ امر آفرينش‌ هر مخلوقي‌ است‌.
اين‌ آيه‌ دليل‌ بر بطلان‌ نظريه‌ «تطور» در مورد آفرينش‌ آدم‌(ع) است‌.
 
	سوره ص آيه  76
‏متن آيه : ‏
‏ قَالَ أَنَا خَيْرٌ مِّنْهُ خَلَقْتَنِي مِن نَّارٍ وَخَلَقْتَهُ مِن طِينٍ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«آيا استكبار ورزيدي‌ يا از جمله‌ بلندمرتبگان‌ بودي‌؟» يعني‌: اي‌ ابليس‌! آيا هم‌اكنون‌ از سجده‌ كردن‌ استكبار ورزيدي‌، يا پيوسته‌ از گروهي‌ بوده‌اي‌ كه‌ از اين‌كار تكبر مي‌ورزند؟ يا معني‌ اين‌ است‌: آيا هم‌اكنون‌ ـ بي‌آن‌كه‌ سزاوار آن‌ باشي‌ ـ از سجده‌ كردن‌ ابا ورزيدي‌، يا اين‌كه‌ تو به‌ راستي‌ از متكبران‌ بلندمرتبه‌ ومستحق‌ برتري‌جويي‌ از طاعت‌ خدا هستي‌ و از اين‌رو، از سجده‌ كردن‌ اباورزيدي‌؟ اين‌ استفهام‌ مفيد توبيخ‌ است‌ «گفت‌: من‌ از او بهترم» ابليس‌ لعين‌ درحق‌ خود چنين‌ ادعا كرد كه‌ از آدم‌ بهتر است‌ و اين‌ سخن‌ وي‌ متضمن‌ اين‌ معني‌است‌ كه‌: سجده‌ فاضل‌ براي‌ مفضول‌ نيكو نيست‌. «مرا از آتش‌ آفريده‌اي‌ و او را از گل» و به‌ پندار وي‌، عنصر آتش‌ از عنصر گل‌ برتر بود. البته‌ اين‌ پندارش‌ از جهاتي‌ مردود است‌ كه‌ بيان‌ اين‌ جهات‌، در همين‌ تفسير شريف‌ گذشت‌.
به‌هرحال‌، آنچه‌ مسلم‌ است‌، خداوند(ج) آدم‌(ع) را به‌ شرفي‌ مشرف‌ و به ‌كرامتي‌ مكرم‌ ساخت‌ كه‌ شرف‌ و برتري‌ عناصر به‌ هيچ‌ وجه‌ با آن‌ برابري‌ نمي‌تواند كرد ؛ اين‌ شرف‌ آن‌ است‌ كه‌ خداوند(ج) آدم‌(ع) را به‌دست‌ بلاكيف‌ خويش‌ آفريد و در وي‌