كه‌ را بخواهد، گمراه‌ و هركه‌ را بخواهد، هدايت‌ مي‌كند و خواسته‌ شما نافذ نيست‌ مگر در صورتي‌كه‌ خدا(ج) خود بخواهد پس‌ مشيت‌ خداوند(ج) چيزي‌ است‌ و پسند و محبت‌ و امر وي‌ چيز ديگري‌ «و اگر سپاس‌ داريد» با ايمان‌، عبادت‌ و عمل‌ صالح‌ «آن‌ را براي‌ شما مي‌پسندد» دليل‌ اين‌كه‌ حق‌ تعالي‌ شكر وسپاس‌ را براي‌ بندگان‌ خويش‌ مي‌پسندد، اين‌ است‌ كه‌: شكر سبب‌ سعادت‌ و خوشبختي‌ آنها در دنيا و آخرت‌ است‌ «و هيچ‌ بردارنده‌اي‌ بار ديگري‌ را برنمي‌دارد» يعني‌: هيچ‌ كس‌ كه‌ حامل‌ گناهان‌ است‌، گناه‌ شخص‌ ديگري‌ را برنمي‌دارد بلكه‌ هر كس‌ مسئول‌ عمل‌ خويش‌ است‌ «آن‌گاه‌ بازگشت‌ شما به‌سوي ‌پروردگارتان‌ است» در روز قيامت‌ «و شما را به‌ آنچه‌ مي‌كرديد» از خير و شر «آگاه ‌مي‌گرداند، هرآينه‌ او به‌ راز سينه‌ها» يعني‌: به‌ آنچه‌ كه‌ دلها نهان‌ و پوشيده‌ مي‌دارند «داناست» پس‌ چگونه‌ به‌ آنچه‌ كه‌ مردم‌ نمايان‌ و آشكار مي‌سازند، دانا نيست‌؟!
 
	آيه  8
‏متن آيه : ‏
‏ وَإِذَا مَسَّ الْإِنسَانَ ضُرٌّ دَعَا رَبَّهُ مُنِيباً إِلَيْهِ ثُمَّ إِذَا خَوَّلَهُ نِعْمَةً مِّنْهُ نَسِيَ مَا كَانَ يَدْعُو إِلَيْهِ مِن قَبْلُ وَجَعَلَ لِلَّهِ أَندَاداً لِّيُضِلَّ عَن سَبِيلِهِ قُلْ تَمَتَّعْ بِكُفْرِكَ قَلِيلاً إِنَّكَ مِنْ أَصْحَابِ النَّارِ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«و چون‌ به‌ انسان» كافر «رنجي‌ برسد» هر رنج‌ و زياني‌ كه‌ باشد ؛ از بيماري‌، يا فقر، يا بيم‌ و هراسي‌ «پروردگارش‌ را ـ انابت‌كنان‌ به‌سوي‌ او ـ مي‌خواند» يعني‌: او را در حالي‌ مي‌خواند كه‌ فقط به‌سوي‌ او رجوع‌ و استغاثه‌ كرده‌ و نيايش‌ غير او را فرومي‌گذارد و از او مي‌خواهد تا به‌ فريادش‌ رسيده‌ و رنج‌ و سختي‌اي‌ را كه‌ بر وي ‌فرود آمده‌ است‌، دفع‌كند «سپس‌ چون‌ از سوي‌ خويش‌ به‌ او نعمتي‌ عطا كند» و او را مالك‌ آن‌ نعمت‌ گرداند. اعراب‌ مي‌گويند: «خوله‌ الشي‌ء»، يعني‌ او را مالك‌ آن‌چيز گردانيد «فراموش‌ مي‌كند كه‌ پيشتر چه‌ دعايي‌ به‌ درگاه‌ او داشت» يعني‌: در وقت ‌نعمت‌، رنجي‌ را فراموش‌ مي‌كند كه‌ پيش‌ از مالك ‌شدن‌ آن‌ نعمت‌، در رفع‌ آن‌ به‌بارگاه‌ خداي‌ سبحان‌ زاري‌ و التماس‌ مي‌كرد. به‌قولي‌ديگر معني‌ اين‌ است‌: او پروردگارش‌ را در وقت‌ سختي‌ و رنج‌ مي‌خواند و به‌سويش‌ زاري‌ و تضرع‌ مي‌كرد ولي‌ در وقت‌ نعمت‌ فراموشش‌ كرده‌ و سپس‌ از اين‌ فراموشي‌ هم‌ به‌ مرحله ‌خطرناكتري‌ گذر مي‌كند كه‌ شرك ‌آوردن‌ به‌ آن‌ ذات‌ سبحان‌ است‌. و اين‌ است‌ معني‌ فرموده‌ وي‌: «و براي‌ خدا همتاياني‌ قرار مي‌دهد» يعني‌: شركايي‌ از بتان‌ يا غير آنها را به‌ پرستش‌ مي‌گيرد «تا ديگران‌ را هم‌ از راه‌ او گمراه‌ سازد» يعني‌: تا مردم‌ را از راه‌ خدا(ج) كه‌ همانا اسلام‌ و توحيد است‌، گمراه‌ سازد «بگو: اندكي‌ به‌ كفرت ‌برخوردار شو» يعني‌: به‌ بهره‌مندي‌اي‌ اندك‌، يا اندك‌زماني‌ از آن‌ برخوردار شو زيرا بهره‌ دنيا اندك‌ است‌ «كه ‌بي‌گمان‌ تو از دوزخياني» يعني‌: پايان‌ كارت‌ در نزديك‌ زماني‌، به‌ دوزخ‌ مي‌انجامد.
 
	آيه  9
‏متن آيه : ‏
‏ أَمَّنْ هُوَ قَانِتٌ آنَاء اللَّيْلِ سَاجِداً وَقَائِماً يَحْذَرُ الْآخِرَةَ وَيَرْجُو رَحْمَةَ رَبِّهِ قُلْ هَلْ يَسْتَوِي الَّذِينَ يَعْلَمُونَ وَالَّذِينَ لَا يَعْلَمُونَ إِنَّمَا يَتَذَكَّرُ أُوْلُوا الْأَلْبَابِ ‏
 
‏ترجمه : ‏
آيا چنين‌ كسي‌ بهتر است‌: «يا آن‌ كسي‌ كه‌ در طول‌ ساعتهاي‌ شب‌ قانت‌ است» يعني‌: آيا اين‌ مشرك‌ غافل‌ ناسپاس‌ در حال‌ و مال‌ كار خود، بهتر و نيكوتر است‌، يا كسي‌ كه‌ به‌ اخداوند(ج) مؤمن‌ بوده‌ و در ساعتها و پاسهايي‌ از شب‌ ـ در اول‌، اوسط و آخر آن‌ ـ براي‌ خداي‌ خويش‌ ايستاده‌ است‌ و نماز و نياز گزارده‌ و بر اين‌كار استمرار مي‌ورزد لذا او فقط به‌ خواندن‌ خداي‌ سبحان‌ در هنگام‌ فرود آمدن ‌رنج‌ و زيان‌ بر خود اكتفا نمي‌كند بلكه‌ خداي‌ عزوجل‌ را پيوسته‌ ياد كرده‌ و او را در هر حالي‌ به‌ يگانگي‌ مي‌خواند «در سجده‌ و قيام» يعني‌: در سجده‌ و قيام‌ نماز شب ‌(تهجد) «از آخرت‌ مي‌ترسد و رحمت‌ پروردگار خود را اميد دارد؟» و بدين‌ گونه‌، ميان‌ خوف‌ و رجاء جمع‌ مي‌كند، خوف‌ و رجائي‌ كه‌ در قلب‌ هيچ‌ كسي‌ جمع ‌نمي‌شوند جز اين‌كه‌ آن‌ شخص‌ را به‌ ساحل‌ رستگاري‌ مي‌رسانند؟.
به‌ قولي‌: در عبارت‌ آيه‌ مباركه‌ جمله‌اي‌ محذوف‌ است‌ پس‌ تقدير سخن‌ چنين ‌مي‌شود: آيا اين‌ انسان‌ مؤمن‌، همانند كسي‌ است‌ كه‌ چيزي‌ از اينها را انجام‌ نمي‌دهد؟ هرگز چنين‌ نيست‌. علما در باب‌ خوف‌ و رجاء گفته‌اند: «بايد در حال‌ احتضار، بر انسان‌ رجاء و اميد غالب‌ باشد». چنان‌كه‌ در حديث‌ شريف‌ به‌ روايت‌انس‌(رض) آمده‌ است‌ كه‌ گفت‌: رسول‌‌خدا‌ص بر بالين‌ مردي‌ كه‌ در سكرات‌ موت ‌بود حاضر شدند پس‌ به‌ او فرمودند: «خود را چگونه‌ مي‌يابي‌؟» گفت‌: «در ميان ‌اميد و بيم‌». فرمودند: «لا يجتمعان‌ في‌ قلب‌ عبد في‌ مثل‌ هذا الموطن‌، إلا أعطاه‌ الله ‌عزوجل‌ الذي‌ يرجو وأمنه‌ الذي‌ يخافه‌: بيم‌ و اميد در مانند همچو موقفي‌ در بنده‌اي ‌جمع‌ نمي‌شوند، جز اين‌كه‌ خداي‌ عزوجل‌ به‌ او آنچه‌ را كه‌ اميد مي‌دارد، عطا مي‌كند و از آنچه‌ كه‌ بيم‌ مي‌دارد، ايمنش‌ مي‌گرداند».
«بگو: آيا كساني‌ كه‌ مي‌دانند با كساني‌ كه‌ نمي‌دانند، برابرند؟» مراد: علما و جهال‌اند. پس‌ همان‌ گونه‌ كه‌ عالمان‌ و جاهلان‌ برابر نيستند همچنين‌ عابدان‌ و عاصيان‌ برابر نيستند. ابوحيان‌ مي‌گويد: «در آيه‌ مباركه‌ دلالتي‌ است‌ بر فضيلت ‌قيام‌ شب‌ و اين‌كه‌ قيام‌ شب‌ از قيام‌ روز برتر است‌». همو مي‌گويد: «آيه‌ كريمه‌ دلالت‌ مي‌كند بر اين‌كه‌ كمال‌ انسان‌ در اين‌ دو مقصود محصور است‌: علم‌ و عمل‌». قانت‌: كسي‌ است‌ كه‌ بر طاعت‌ مداومت‌ ورزد «فقط خردمندانند كه‌ پند مي‌گيرند» يعني‌: فرق‌ ميان‌ علما و جهال‌ را فقط عاقلان‌ مي‌دانند و بس‌.
ابن‌ابي‌حاتم‌ در بيان‌ سبب‌ نزول‌ آيه‌ كريمه‌ از ابن‌عمرك روايت‌ كرده‌ است‌ كه ‌فرمود: اين‌ آيه‌ در شأن‌ عثمان‌بن‌عفان‌(رض) نازل‌ شد. ابن‌كثير مي‌گويد: «عجيب ‌نيست‌ كه‌ آيه‌ كريمه‌ در شأن‌ عثمان‌(رض) نازل‌ شده‌ باشد زيرا او بسيار نماز شب ‌(تهجد) مي‌گزارد و در شب‌ بسيار قرآن‌ مي‌خواند تا بدانجا كه‌ بسا مي‌شد تمام ‌قرآن‌ را در يك‌ ركعت‌ مي‌خواند. چنان‌كه‌ شاعر گفته‌ است‌: «يقطع‌ الليل‌ تسبيحا وقرآنا: عثمان‌(رض) شب‌ ـ تمام‌ شب‌ ـ را به‌ تسبيح‌ و قرائت‌ قرآن‌ سپري‌ مي‌كرد». اما ابن‌