 الْخُسْرَانُ الْمُبِينُ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«پس‌ شما هم‌ هر چه‌ را غير از او مي‌خواهيد» كه‌ بپرستيد «بپرستيد» اين‌ دستور، براي‌ تهديد، توبيخ‌ و كوبيدن‌ آنهاست‌. يعني‌: بدانيد كه‌ به‌زودي‌ در برابر اعمالتان ‌مورد مجازات‌ قرار مي‌گيريد. سپس‌ آنان‌ را از فرجام‌ زيانكاري‌ روز قيامت‌ هشدار داده‌ و مي‌فرمايد: «بگو: زيانكاران‌ در حقيقت‌ كساني‌اند كه‌ به‌ خود و خانواده‌شان‌ در روز قيامت‌ زيان‌ رسانده‌اند» يعني‌: زيانكاران‌ كامل‌ و واقعي‌ اين‌ گروه‌اند زيرا كسي ‌كه‌ به‌ دوزخ‌ درآمد، هم‌ خودش‌ را در زيان‌ افگنده‌ و هم‌ خانواده‌اش‌ را باخته‌ و در زيان‌ افگنده‌ است‌، چه‌ اگر خانواده‌ وي‌ از اهل‌ بهشت‌ باشند، او نعمت‌ انس‌ و همدمي‌ با آنان‌ را از دست‌ داده‌ است‌ و اگر از اهل‌ دوزخ‌ باشند، اين‌ او بوده‌ كه‌ آنها را به‌ اين‌ حال‌ و روز بد درافگنده‌ است‌ «آري‌! اين‌ همان‌ خسران‌ آشكار است» زيرا در بزرگي‌ خود به‌ چنان‌ حد و حجمي‌ بالغ‌ گرديده‌ كه‌ فوق‌ آن‌ ديگر حد و پاياني‌ متصور نيست‌ زيرا اين‌ خسارت‌، هيچ‌ مجالي‌ براي‌ تعويض‌ ندارد.
 
	آيه  16
‏متن آيه : ‏
‏ لَهُم مِّن فَوْقِهِمْ ظُلَلٌ مِّنَ النَّارِ وَمِن تَحْتِهِمْ ظُلَلٌ ذَلِكَ يُخَوِّفُ اللَّهُ بِهِ عِبَادَهُ يَا عِبَادِ فَاتَّقُونِ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«برايشان‌ از بالاي‌ سرشان‌ ظللي‌ از آتش‌ است» ظلل‌: طبقات‌ و چترهاي‌ آتش ‌است‌ كه‌ از فراز سرشان‌ برآنان‌ شعله‌ مي‌كشد «و از زير پايشان‌ نيز ظللي‌ است» يعني‌: طبقات‌ و چترهايي‌ از آتش‌ است‌. طبقات‌ زيرينشان‌ را نيز «ظلل‌: سايبان‌» ناميد زيرا طبقات‌ زيرين‌ هم‌ بر دوزخيان‌ سايه‌ مي‌افگند، چه‌ در هر طبقه‌اي‌ از طبقات‌ دوزخ‌ گروهي‌ از گروههاي‌ كفار قرار دارند و هيچ‌ طبقه‌اي‌ از وجودشان ‌خالي‌ نيست‌. البته‌ خبر دادن‌ از اين‌ عذاب‌ سختي‌ كه‌ خواه‌ناخواه‌ بر دوزخيان ‌آمدني‌ است‌، براي‌ آن‌ است‌ كه‌ بندگان‌ از نافرماني‌ حق‌ تعالي‌ بازايستند «اين» طبقات‌ و لايه‌هاي‌ چندگانه‌ دوزخ‌ «همان‌ كيفري‌ است‌ كه‌ خداوند بندگان‌ خويش‌ را به‌آن‌ بيم‌ مي‌دهد» تا به‌ او ايمان‌ آورده‌ و از او پروا بدارند: «اي‌ بندگان‌ من‌! پس‌ از من‌ پروا بداريد» يعني‌: از عذاب‌ و خشم‌ من‌ بترسيد. اين‌ هشدار و تنبيه‌، نعمتي ‌بزرگ‌ است‌ كه‌ برآمده‌ از فيض‌ رحمت‌ اخداوند(ج) و فضل‌ وي‌ مي‌باشد تا مردم‌ به‌عذاب‌ وي‌ غافلگير نشوند زيرا گفته‌اند: «ولقد أعذر من‌ أنذر: هر كس‌ هشدار داد، عذر را نماياند و حجت‌ را تمام‌ كرد».
 
آيه  17‏متن آيه : ‏‏ وَالَّذِينَ اجْتَنَبُوا الطَّاغُوتَ أَن يَعْبُدُوهَا وَأَنَابُوا إِلَى اللَّهِ لَهُمُ الْبُشْرَى فَبَشِّرْ عِبَادِ ‏
آيه  18‏متن آيه : ‏‏ الَّذِينَ يَسْتَمِعُونَ الْقَوْلَ فَيَتَّبِعُونَ أَحْسَنَهُ أُوْلَئِكَ الَّذِينَ هَدَاهُمُ اللَّهُ وَأُوْلَئِكَ هُمْ أُوْلُوا الْأَلْبَابِ ‏ 
‏ترجمه : ‏
«و كساني‌ كه‌ از طاغوت‌ پرهيز كردند از اين‌كه‌ آن‌ را بپرستند» يعني‌: از پرستش ‌بتان‌ و شيطان‌ پرهيز كرده‌ و عبادت‌ خويش‌ را براي‌ خداي‌ عزوجل‌ مخصوص‌ساختند. طاغوت‌: بر واحد و جمع‌ اطلاق‌ شده‌ و پرستش‌ بتان‌ و شيطانها را دربر مي‌گيرد. «و به‌سوي‌ الله بازگشتند» و اعراض‌كنان‌ از غير وي‌ به‌ پرستش‌ وي‌ روي‌ آوردند «ايشان‌ را مژده‌ باد» به‌ ثواب‌ و پاداش‌ عظيم‌ بهشت‌. اين‌ بشارت‌، يا بر زبان‌ پيامبران‌‡ به‌ آنان‌ داده‌ مي‌شود، يا در هنگام‌ فرارسيدن‌ مرگ‌، يا در هنگام‌ رستاخيز و برانگيختن‌ مجددشان‌.
ابن‌ابي‌حاتم‌ در بيان‌ سبب‌ نزول‌ اين‌ آيه‌ از زيدبن‌ اسلم‌(رض) روايت‌ كرده‌ است‌ كه‌ فرمود: اين‌ آيه‌ درباره‌ سه‌ تني‌ نازل‌ شد كه‌ در جاهليت‌ نيز (لااله‌ الاالله) مي‌گفتند وبه‌ توحيد اخداوند(ج) معترف‌ و مقر بودند، آنها عبارت‌ بودند از: عمروبن‌ نفيل‌، ابوذر غفاري‌ و سلمان‌ فارسي‌ رضي‌الله عنهم‌ «پس‌ مژده‌ بده‌ به‌ آن‌ بندگان‌ من‌ كه ‌سخن‌ را مي‌شنوند و از نيكوترين‌ آن‌ پيروي‌ مي‌كنند» يعني‌: به‌ آنان‌ كه‌ سخن‌ حق‌ ـ از كتاب‌ خدا(ج) و سنت‌ رسول‌ وي‌ ـ را مي‌شنوند و از نيكوترين‌ آنچه‌ كه‌ بدان‌ فرمان ‌يافته‌اند، پيروي‌ مي‌كنند و به‌ آنچه‌ كه‌ در آن‌ است‌، عمل‌ مي‌نمايند. به‌قولي‌: مراد از آنان‌: كساني‌اند كه‌ سخنان‌ نيك‌ و بد ـ هر دو ـ را مي‌شنوند آن‌گاه‌ سخن‌ نيك ‌را نقل‌ كرده‌ و به‌ آن‌ تكلم‌ مي‌كنند و خود را از سخن‌ زشت‌ بازداشته‌ و به‌ آن‌ تكلم ‌نمي‌كنند. يعني‌: با شنيده‌هاي‌ خود نقادانه‌ برخورد مي‌كنند «اينانند كه‌ الله آنان‌ را هدايت‌ كرده‌ و اينانند همان‌ خردمندان» يعني‌: اينانند كساني‌ كه‌ اخداوند(ج) آنها را در دنيا و آخرت‌ به‌ حق‌ رسانيده‌ و هم‌ اينانند صاحبان‌ خردهاي‌ ناب‌ و سالم‌.
از جابربن‌ عبدالله در بيان‌ سبب‌ نزول‌ آيه‌ روايت‌ شده‌ است‌ كه‌ فرمود: چون ‌آيه‌ (لها سبعة ابواب ...) در وصف‌ بهشت‌ نازل‌ شد، مردي‌ از انصار نزد رسول‌‌خدا‌ص آمد و گفت‌: يارسول ‌الله! من‌ هفت‌ تن‌ برده‌ دارم‌ و اينك‌ براي‌ هر دري‌ از درهاي‌ بهشت‌، برده‌اي‌ را آزاد كردم‌. پس‌ آيه‌: (فَبَشِّرْ عِبَادِ الَّذِينَ يَسْتَمِعُونَ الْقَوْلَ...) درباره‌ وي‌ نازل‌ شد. اما چنان‌كه‌ بارها در اين‌ تفسير شربف‌ ذكر كرده‌ايم‌: اعتبار به‌ عام ‌بودن‌ لفظ است‌ نه‌ به‌ خاص‌ بودن‌ سبب‌ لذا آيه‌ كريمه‌ شامل‌ تمام ‌مؤمنان‌ واجد اين‌ اوصاف‌ در هر زمان‌ و مكاني‌ مي‌شود.
 
آيه  19
‏متن آيه : ‏
‏ أَفَمَنْ حَقَّ عَلَيْهِ كَلِمَةُ الْعَذَابِ أَفَأَنتَ تُنقِذُ مَن فِي النَّارِ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«پس‌ آيا كسي‌ كه‌ كلمه‌ عذاب‌ بر وي‌ ثابت‌ شد، آيا تو آن‌ دوزخي‌ را خلاص‌ تواني‌ كرد؟» كلمه‌ عذاب‌ در اينجا، اين‌ فرموده‌ اخداوند(ج) به‌ ابليس‌ است‌: (لَأَمْلَأَنَّ جَهَنَّمَ مِنكَ وَمِمَّن تَبِعَكَ مِنْهُمْ أَجْمَعِينَ ‏) «ص‌/85» كه‌ تفسير آن‌ گذشت‌.
مراد آيه‌: تسليت‌ گفتن‌ و دلجويي‌ از رسول‌‌ خدا‌ ص است‌ زيرا آن‌ حضرت‌‌ص به‌ ايمان‌ آوردن‌ قوم‌ خود سخت‌ مشتاق‌ بودند پس‌ خداي‌ عزوجل‌ با اين‌ آيه‌ به‌ايشان‌ فهماند كه‌: هر كس‌ قضاي‌ الهي‌ بر وي‌ سبقت‌ گرفته‌ و وعده‌ عذاب‌ بر وي ‌ثابت‌ و لازم‌ شود، ایشان‌ نمي‌توانند وي‌ را از عذاب‌ برهانند ؛ به‌ اين‌كه‌ وي‌ را در دنيا مؤمن‌ گردانيده‌، يا در روز قيامت‌ از دوزخ‌ بيرونش‌ آورند. يعني‌: اي‌پيامبر ‌ص! پس‌ هيچ‌ علت‌ و انگيزه‌اي‌ براي‌ اين‌ امر وجود ندارد كه‌ تو خود را از اندوه‌ ايمان‌ نياوردنشان‌ هلاك‌ گرداني‌.
 
آيه  20
‏متن آيه : ‏
‏ 