َكِنِ الَّذِينَ اتَّقَوْا رَبَّهُمْ لَهُمْ غُرَفٌ مِّن فَوْقِهَا غُرَفٌ مَّبْنِيَّةٌ تَجْرِي مِن تَحْتِهَا الْأَنْهَارُ وَعْدَ اللَّهِ لَا يُخْلِفُ اللَّهُ الْمِيعَادَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«ليكن‌ كساني‌ كه‌ از پروردگارشان‌ پروا داشته‌اند، براي‌ ايشان‌ غرفه‌هايي‌ است‌ كه‌ بر فراز آنها غرفه‌هاي‌ ديگري‌ بنا شده‌ است» زيرا بهشت‌ درجاتي‌ دارد كه‌ بعضي‌ از آنها بر فراز بعضي‌ ديگر قرار دارند و در محكم‌سازي‌ زيربنا و نيرومندي‌ ساخت‌ و ساز، مانند ساختمان‌ منازل‌ اعمار گرديده‌اند، هرچند كه‌ منازل‌ دنيا نسبت‌ به‌ آنها چيزي ‌به‌ حساب‌ نمي‌آيد. چنان‌كه‌ دوزخ‌ نيز داراي‌ دركاتي‌ است‌ فرودين‌ كه‌ بعضي‌ ازآنها در زير بعضي‌ ديگر قرار دارند «جويباران‌ از زير آنها» يعني‌: از فرودست‌ آن‌ غرفه‌ها «روان‌ است» كه‌ جاري‌ بودن‌ اين‌ جويبارها، نشانه‌ كمال‌ بهجت‌ و خرمي‌ و فزوني‌ صفا و رونق‌ آنهاست‌ «اين‌ وعده‌ خداست‌، خدا خلاف‌ وعده‌ نمي‌كند» پس‌ وعده‌ او خواه‌ناخواه‌ آمدني‌ است‌.
 
	آيه  21
‏متن آيه : ‏
‏ أَلَمْ تَرَ أَنَّ اللَّهَ أَنزَلَ مِنَ السَّمَاءِ مَاءً فَسَلَكَهُ يَنَابِيعَ فِي الْأَرْضِ ثُمَّ يُخْرِجُ بِهِ زَرْعاً مُّخْتَلِفاً أَلْوَانُهُ ثُمَّ يَهِيجُ فَتَرَاهُ مُصْفَرّاً ثُمَّ يَجْعَلُهُ حُطَاماً إِنَّ فِي ذَلِكَ لَذِكْرَى لِأُوْلِي الْأَلْبَابِ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«مگر نديده‌اي‌ كه‌ خدا از آسمان‌ آبي‌ فروفرستاد» يعني‌: از ابر باراني‌ را نازل‌ كرد. شعبي‌ و سعيدبن‌ جبير مي‌گويند: «هرآبي‌ كه‌ در زمين‌ است‌، اصل‌ آن‌ از آسمان ‌مي‌باشد». «پس‌ آن‌ را به‌ چشمه‌هايي‌ كه‌ در دل‌ زمين‌ است‌ راه‌ داد» يعني‌: پس‌ آن آب‌ را در دل‌ زمين‌ درآورد و اسكان‌ داد؛ همانند جريان‌ يافتن‌ خون‌ در عروق ‌بدن‌. ينبوع‌: چشمه‌ آب‌ و ديگر مكانهايي‌ است‌ كه‌ از آنها آب‌ مي‌تراود و برمي‌جوشد «آن‌گاه‌ به‌ وسيله‌ آن‌، كشتزاري‌ را كه‌ رنگهاي‌ آن‌ گوناگون‌ است‌، بيرون ‌مي‌آورد» يعني‌: به‌ وسيله‌ آن‌ آب‌، كشت‌ و محصولي‌ را از زمين‌ بيرون‌ مي‌آورد كه‌ اقسام‌ و انواع‌ گوناگوني‌ دارد ـ از زرد و سبز و سفيد و سرخ‌ و بنفش‌ و نارنجي‌ و غيره‌ ـ يا اگر مراد از الوان‌، اصناف‌ باشد، معني‌ اين‌ است‌: انواع‌ گندم‌ و جو وغيره‌ را به‌ وسيله‌ آن‌ آب‌ بيرون‌ مي‌آورد «سپس‌ مي‌خشكد» آن‌ كشت‌ «آن‌گاه‌ آن‌را زرد مي‌بيني» بعد از سبزي‌ و خرمي‌ و رونق‌ و زيبايي‌ آن‌، به‌طوري‌ كه‌ سبزي‌ و طراوت‌ آن‌ همه‌ از ميان‌ رفته‌ است‌ «سپس‌ آن‌ را ريزه‌ ريزه‌ مي‌گرداند» يعني‌: آن‌ را خورد و درهم‌ شكسته‌ و پاشان‌ مي‌كند «قطعا در اين‌ امر براي‌ صاحبان‌ خرد پندي ‌است» يعني‌: در آنچه‌ گذشت‌؛ از فرود آوردن‌ آب‌ و برآوردن‌ كشت‌، موعظه‌ و اندرزي‌ است‌ كه‌ صاحبان‌ خردهاي‌ سالم‌ از آن‌ بهره‌ مي‌گيرند زيرا مي‌دانند كه‌ حال‌ زندگاني‌ دنيا ـ در سرعت‌ انقطاع‌، نزديكي‌ انقضا و فناي‌ طراوت‌ و تازه‌گي‌ خود ـ نيز مانند حال‌ اين‌ كشت‌ است‌ و بنابراين‌، براي‌ صاحبان‌ خرد در اين‌ امر شكي ‌باقي‌ نمي‌ماند كه‌ اخداوند(ج) بر بعث‌ و حشر و نشر قادر و تواناست‌.
خلاصه‌ اين‌كه‌: آيه‌ كريمه‌ مثلي‌ براي‌ حال‌ دنياست‌، كه‌ هر شخص‌ صاحب‌ عقل ‌سليم‌، آينده‌نگر، دورانديش‌، ژرفبين‌ و انديشمندي‌ كه‌ از سر بيداري‌ و هوشياري‌، به‌ آينده‌ حتمي‌ خود نگاهي‌ ژرف‌ مي‌اندازد، از آن‌ درس‌ و پند مي‌گيرد.
 
<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:4540.txt">آيه  22</a><a class="text" href="w:text:4541.txt">آيه  23</a><a class="text" href="w:text:4542.txt">آيه  24</a><a class="text" href="w:text:4543.txt">آيه  25</a><a class="text" href="w:text:4544.txt">آيه  26</a><a class="text" href="w:text:4545.txt">آيه  27</a><a class="text" href="w:text:4546.txt">آيه  28</a><a class="text" href="w:text:4547.txt">آيه  29</a><a class="text" href="w:text:4548.txt">آيه  30</a><a class="text" href="w:text:4549.txt">آيه  31</a></body></html>سوره آل عمران آيه  86
‏متن آيه : ‏
‏ كَيْفَ يَهْدِي اللّهُ قَوْماً كَفَرُواْ بَعْدَ إِيمَانِهِمْ وَشَهِدُواْ أَنَّ الرَّسُولَ حَقٌّ وَجَاءهُمُ الْبَيِّنَاتُ وَاللّهُ لاَ يَهْدِي الْقَوْمَ الظَّالِمِينَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«چگونه‌ خداوند قومي‌ را كه‌ بعد از ايمانشان‌ كافر شدند، هدايت‌ مي‌كند؟ با آن‌ كه ‌شهادت‌ دادند كه‌ اين‌ رسول، برحق‌ است‌ و برايشان‌ دلايل‌ روشن‌ آمد» يعني‌: بعيداست‌ كه‌ خداوند(ج) قومي‌ را به‌سوي‌ حق‌ هدايت‌ كند كه‌ بعد از ايمان‌ آوردن‌ وگواهي‌ دادن‌ به‌ حقانيت‌ پيامبر اكرم‌ص و بعد از آمدن‌ دلايل‌ روشن‌ از كتاب‌ خداي‌سبحان‌ و معجزات‌ پيامبرص، و بعد از شناخت‌ آنها از اين‌ دلايل‌ و آگاهي‌ از مقتضيات‌ آن، به‌ كفر برگشتند «و خداوند قوم‌ بيدادگر را هدايت‌ نمي‌كند» كه‌ مرتدان ‌از دين‌ برگشته، از آن‌ جمله‌ اند. شكي‌ نيست‌ كه‌ گناه‌ مرتد بزرگتر از گناه‌ كسي‌است‌ كه‌ بر كفر باقي‌ مانده‌ و اصلا اسلام‌ را نپذيرفته‌ است‌ زيرا مرتد، حق‌ را شناخته ‌و سپس‌ از روي‌ عناد و تمرد از آن‌ روي‌ برتافته‌ و سبب‌ ايجاد شك‌ و شبهه‌ در دين‌گرديده‌ است‌.
 
آيه  22
‏متن آيه : ‏
‏ أَفَمَن شَرَحَ اللَّهُ صَدْرَهُ لِلْإِسْلَامِ فَهُوَ عَلَى نُورٍ مِّن رَّبِّهِ فَوَيْلٌ لِّلْقَاسِيَةِ قُلُوبُهُم مِّن ذِكْرِ اللَّهِ أُوْلَئِكَ فِي ضَلَالٍ مُبِينٍ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«پس‌ آيا كسي‌ كه‌ خدا سينه‌اش‌ را براي‌ اسلام‌ گشاده‌ كرده» يعني‌: قلبش‌ را براي ‌اسلام‌ فراخ‌ گردانيده‌ ـ از حيث‌ اين‌كه‌ سينه‌ محل‌ قلب‌ است‌ و قلب‌ منبع‌ روح ‌مي‌باشد ـ چنين‌ كسي‌ البته‌ اسلام‌ را پذيرفته‌ و به‌ هدايت‌ آن‌ راه‌ يافته‌ است‌.
در حديث‌ شريف‌ به‌ روايت‌ ابن‌مسعود(رض) آمده‌ است‌: ما اصحاب‌ از رسول‌‌خدا‌ص پرسيديم‌ كه‌ خداوند(ج) فرموده‌ است‌: (‏ أَفَمَن شَرَحَ اللَّهُ صَدْرَهُ لِلْإِسْلَامِ...)، پس‌ اي‌ رسول‌‌خدا‌ص! سينه‌ انسان‌ مؤمن‌ چگونه‌ انشراح‌ مي‌يابد و گشاده‌ مي‌گردد؟ رسول‌‌خدا‌ص فرمودند: «چون‌ نور به‌ قلب‌ وارد شد، قلب‌ باز مي‌شود و انشراح‌ مي‌يابد». گفتيم‌ يارسول‌الله! نشانه‌ اين‌ انشراح‌ چيست‌؟ فرمودند: «الإنابة‌ إلي‌ دارالخلود والتجافي‌ عن‌ دارالغرور والإستعداد للموت‌ قبل‌ نزوله‌: نشانه‌ اين‌ انشراح‌: رجوع‌ و انابت‌ به‌سوي‌ سراي‌ جاودانگي‌، آرامش‌ يافتن‌ و جاتهي‌ كردن‌ از سراي‌ فريب‌ و غرور و آمادگي‌ براي‌ مرگ‌ قبل‌ از فرود آمدن‌ آن ‌است‌». «و در نتيجه‌ او» به‌سبب‌ اين‌ گشادگي‌ و انشراح‌ صدر «برخوردار از نوري‌ از جانب‌ پروردگارش‌ مي‌باشد؟» كه‌ آن‌ نور، عبارت‌ از نور معرفت‌ و راهيابي‌ به‌سوي‌ حق‌ است‌ كه‌ بر وجود وي‌ فيضان