قْمَانُ لِابْنِهِ وَهُوَ يَعِظُهُ يَا بُنَيَّ لَا تُشْرِكْ بِاللَّهِ إِنَّ الشِّرْكَ لَظُلْمٌ عَظِيمٌ ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏( يادآور شو ) زماني را كه لقمان به پسرش گفت - در حالي كه او را پند مي‌داد - پسر عزيزم !  ( چيزي و كسي را ) انباز خدا مكن ، واقعاً شرك ستم بزرگي است .‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« بُنَيَّ » : مصغّر ابن است و به ( ي ) متكلّم اضافه شده است .‏
 
سوره لقمان آيه  14
‏متن آيه : ‏
‏ وَوَصَّيْنَا الْإِنسَانَ بِوَالِدَيْهِ حَمَلَتْهُ أُمُّهُ وَهْناً عَلَى وَهْنٍ وَفِصَالُهُ فِي عَامَيْنِ أَنِ اشْكُرْ لِي وَلِوَالِدَيْكَ إِلَيَّ الْمَصِيرُ ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏ما به انسان درباره پدر و مادرش سفارش كرده‌ايم ( كه در حق ايشان نيك باشد و نيكي كند ، به ويژه مادر ، چرا كه ) مادرش بدو حامله شده است و هر دم به ضعف و سستي تازه‌اي دچار آمده است . پايان دوران شيرخوارگي او دو سال است ( و در اين دو سال نيز ، كودك شير ، يعني شيره جان مادر را مي‌نوشد . مادر در اين مدّت 33 ماهه حمل و شيرخوارگي ، مهمترين خدمات و بزرگترين فداكاري را مبذول مي‌دارد . لذا به انسان توصيه ما اين است ) كه هم سپاسگزار من و هم سپاسگزار پدر و مادرت باش ، و ( بدان كه سرانجام ) بازگشت به سوي من است ( و نيكان را جزا و بدان را سزا مي‌دهم ) .‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« حَمَلَتْهُ » : بدو حامله شده است و باردار گشته است . « وَهْناً » : ضعف و سستي . حال ( أُمّ ) است ، يعني ذاتَ وَهْنٍ . يا مفعول مطلق فعل محذوف است و جمله حال است ، و تقدير چنين است : تَهِنُ وَهْناً . « وَهْناً عَلي وَهْنٍ » : ضعفها و سستيهاي پياپي و پشت سرهم . « فِصَالُ » : از شير بريدن . پايان دوران شيرخوارگي ( نگا : احقاف‌ / 15 ) . « عَامَيْنِ » : دو سال ( نگا : بقره‌ / 233 ) .‏
 
سوره لقمان آيه  15
‏متن آيه : ‏
‏ وَإِن جَاهَدَاكَ عَلى أَن تُشْرِكَ بِي مَا لَيْسَ لَكَ بِهِ عِلْمٌ فَلَا تُطِعْهُمَا وَصَاحِبْهُمَا فِي الدُّنْيَا مَعْرُوفاً وَاتَّبِعْ سَبِيلَ مَنْ أَنَابَ إِلَيَّ ثُمَّ إِلَيَّ مَرْجِعُكُمْ فَأُنَبِّئُكُم بِمَا كُنتُمْ تَعْمَلُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏هر گاه آن دو ، تلاش و كوشش كنند كه چيزي را شريك من قرار دهي كه كمترين آگاهي از بودن آن و ( كوچكترين دليل بر اثبات آن ) سراغ نداري ، از ايشان فرمانبرداري مكن .  ( چرا كه در مسأله عقائد و كفر و ايمان همگامي و همراهي جائز نيست ، و رابطه با خدا ، مقدّم بر رابطه انسان با پدر و مادر است ، و اعتقاد مكتبي برتر از عواطف خويشاوندي است . ولي در عين حال ) با ايشان در دنيا به طرز شايسته و به گونه بايسته‌اي رفتار كن و راه كساني را در پيش گير كه به جانب من ( با يكتاپرستي و طاعت و عبادت ) رو كرده‌اند . بعد هم همه به سوي من برمي‌گرديد و من شما را از آنچه ( در دنيا ) مي‌كرده‌ايد آگاه مي‌سازم ( و بر طبق اعمالتان پاداش و كيفرتان مي‌دهم ) .‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« جَاهَدَاكَ » : اگر درباره تو به تلاش ايستادند و كوشش نمودند . « مَا لَيْسَ لَكَ بِهِ عِلْمٌ » : آنچه تو از آن بي‌خبري و دليلي بر وجودش نداري . يعني چيزي كه اصلاً وجود ندارد و در واقع محال و ناشدني است . « مَعْرُوفاً » : نيك و پسنديده . صفت مصدر محذوفي است و تقدير چنين است : صَاحِبْهُمَا فِي‌الدُّنْيَا صِحَاباً مَّعْرُوفاً . « أَنَابَ » : برگشت . مراد از رجوع كردن ، رو نمودن است . دو آيه ، از ( وَصَّيْنَا الإِنسَانَ ) تا ( تَعْمَلُونَ ) معترضه و تأكيد بر نهي از شرك است .‏
 
سوره لقمان آيه  16
‏متن آيه : ‏
‏ يَا بُنَيَّ إِنَّهَا إِن تَكُ مِثْقَالَ حَبَّةٍ مِّنْ خَرْدَلٍ فَتَكُن فِي صَخْرَةٍ أَوْ فِي السَّمَاوَاتِ أَوْ فِي الْأَرْضِ يَأْتِ بِهَا اللَّهُ إِنَّ اللَّهَ لَطِيفٌ خَبِيرٌ ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏پسر عزيزم ! اگر به اندازه سنگيني دانه خردلي ( عمل نيك يا بد انجام گرفته ) باشد و در دل سنگي ، يا در آسمانها ، و يا اين كه در ميان زمين باشد ، خدا آن را حاضر مي‌آورد ( و به حساب و كتاب آن رسيدگي مي‌كند ) . چرا كه خداوند بس دقيق و آگاه است .‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« إِنَّهَا » : مرجع ( هَا ) خَصْلَة است اعم از نيك يا بد ، يا حسنات و سيّئات . « مِثْقَالَ حَبَّةٍ » : اندازه دانه‌اي . مراد سنگيني آن است .  ( نگا : نساء / 40 ، يونس‌ / 61 ، انبياء / 47 ) . « خَرْدَلٍ » : دانه خردل . سپندان . در كوچكي و حقارت ضرب‌المثل است . « صَخْرَةٍ » : سنگ بزرگ و سخت ( نگا : كهف‌ / 63 ) . مثال سختي است . « السَّمَاوَاتِ » : مثال دوري است . « الأرْضِ » : مثال نهاني است . « لَطِيفٌ » :  ( نگا : انعام‌ / 103 ، يوسف‌ / 100 ) .‏
 
سوره لقمان آيه  17
‏متن آيه : ‏
‏ يَا بُنَيَّ أَقِمِ الصَّلَاةَ وَأْمُرْ بِالْمَعْرُوفِ وَانْهَ عَنِ الْمُنكَرِ وَاصْبِرْ عَلَى مَا أَصَابَكَ إِنَّ ذَلِكَ مِنْ عَزْمِ الْأُمُورِ ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏اي پسر عزيزم ! نماز را چنان كه شايد بخوان ، و به كار نيك دستور بده و از كار بد نهي كن ، و در برابر مصائبي كه به تو مي‌رسد شكيبا باش . اينها از كارهاي ( اساسي و مهمّي ) است كه بايد بر آن عزم را جزم كرد و ثبات ورزيد .‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« ذلِكَ » : اشاره به ( صبر ) و سائر امور ديگر ، يعني نهي از منكر و امر به معروف و اقامه نماز ، بر سبيل بَدَليّت است . « عَزْمِ الأمُورِ » :  ( نگا : آل‌عمران‌ / 186 ) .‏
 
سوره لقمان آيه  18
‏متن آيه : ‏
‏ وَلَا تُصَعِّرْ خَدَّكَ لِلنَّاسِ وَلَا تَمْشِ فِي الْأَرْضِ مَرَحاً إِنَّ اللَّهَ لَا يُحِبُّ كُلَّ مُخْتَالٍ فَخُورٍ ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏با تكبّر و بي‌اعتنائي از مردم روي مگردان ، و مغرورانه بر زمين راه مرو ، چرا كه خداوند هيچ متكبّر مغروري را دوست نمي‌دارد .‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« لا تُصَعِّرْ » : از مردم ، با تكبّر و بي‌اعتنائي روي مگردان . از ماده ( صَعَر ) به معني بيماري گردن كجي و يا چهره يا گونه كژي است . مراد روي گرداني با بي‌اعتنائي و تكبّر است . « مَرَحاً » : شادماني فراوان توأم با غرور و سرمستي است ( نگا : اسراء / 37 ) . « مُخْتَالٍ فَخُورٍ » :  ( نگا : نساء / 36 ) .‏
 
سوره لقمان آيه  19
‏متن آيه : ‏
‏ وَاقْصِدْ فِي مَشْيِكَ وَاغْضُضْ مِن صَوْتِكَ إِنَّ أَنكَرَ الْأَصْوَاتِ لَصَوْتُ الْحَمِيرِ ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏و در راه رفتنت اعتدال را رعايت كن ، و ( در سخن گفتنت ) از صداي خود بكاه ( و فرياد مزن ) چرا كه زشت‌ترين صداها ، صداي خران است .‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« إِقْصِدْ » : ميانه‌روي كن . اعتدال داشته باش . مراد انتخاب ميان تند و كند رفتن است . « أغْضُضْ » : بكاه . پائين بياور . « الْحَمِيرِ » : جمع حِمار ، الاغها . خران . « إِنَّ أَنكَرَ الأصْوَاتِ . . . » : صداي خر در زشتي ضرب‌المثل است . چرا كه اين حيوان گاهي بي‌جهت و بدون هيچ گونه نيازي ، وقت و بي‌وقت عرعر مي‌كند ، و زشتي آن بيشتر از نظر بلندي است ، و عربها هم به بلندي صدا افتخار مي‌كردند .‏
 
آيه  128
‏متن آيه : ‏
‏ وَيَوْمَ يِحْشُرُهُمْ جَمِيعاً يَا مَعْشَرَ الْجِنِّ قَدِ اسْتَكْثَرْتُم مِّنَ 