ss="folder" href="w:html:495.xml">صفحة (66) (آیه 122)</a><a class="folder" href="w:html:507.xml">صفحة (67) (آیه 133) </a><a class="folder" href="w:html:516.xml">صفحة (68) (آیه 141)</a><a class="folder" href="w:html:525.xml">صفحة (69) (آیه 149)</a><a class="folder" href="w:html:531.xml">صفحة (70) (آیه 154) </a><a class="folder" href="w:html:536.xml">صفحة (71) (آیه 158)</a><a class="folder" href="w:html:545.xml">صفحة (72) (آیه 166)</a><a class="folder" href="w:html:554.xml">صفحة (73) (آیه 174)</a><a class="folder" href="w:html:562.xml">صفحة (74) (آیه 181)</a><a class="folder" href="w:html:569.xml">صفحة (75) (آیه 187)</a><a class="folder" href="w:html:578.xml">صفحة (76) (آیه 195)</a></body></html><?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:4601.txt">وجه‌ تسميه‌:﴿سوره‌ غافر﴾</a><a class="text" href="w:text:4602.txt">آيه  1</a><a class="text" href="w:text:4603.txt">آيه  2</a><a class="text" href="w:text:4604.txt">آيه  3</a><a class="text" href="w:text:4605.txt">آيه  4</a><a class="text" href="w:text:4606.txt">آيه  5</a><a class="text" href="w:text:4607.txt">آيه  6</a><a class="text" href="w:text:4608.txt">آيه  7</a></body></html>﴿سوره‌ غافر﴾
مکی‌ است‌ و داراي‌ (85) آيه‌ است‌.
 
وجه‌ تسميه‌: اين‌ سوره‌ به‌ سبب‌ آن‌كه‌ آيه‌: (‏ غَافِرِ الذَّنبِ وَقَابِلِ التَّوْبِ ...)در آغازين‌ آيات‌ آن‌ قرار د ارد، «غافر» ناميده‌ شد. «غافر» از اوصاف‌ والا و اسماي ‌حسناي‌ خداوند(ج) است‌. همچنين‌ اين‌ سوره‌ به‌سبب‌ آن‌كه‌ مشتمل‌ بر داستان ‌مؤمن‌ آل‌ فرعون‌ است‌، «مؤمن‌» نيز ناميده‌ مي‌شود.
اين‌ اولين‌ سوره‌ از سوره‌هاي‌ هفت‌گانه‌ پياپي‌اي‌ است‌ كه‌ با «حم‌» آغاز مي‌شوند.
سيوطي‌ از ابن‌عباس‌ و جابربن‌ زيد رضي‌الله عنهما درباره‌ ترتيب‌ اين‌ سوره‌ها روايت‌ كرده‌ است‌: سوره‌هاي‌ «حواميم‌» به‌ همين‌ ترتيبي‌ كه‌ در مصحف‌ دارند، به‌دنبال‌ سوره‌ «زمر» پشت‌ سر هم‌ نازل‌ شده‌اند. يعني‌: نخست‌ سوره‌ «مؤمن‌» نازل ‌شد، سپس‌ سوره‌ «سجده‌»، بعد از آن‌ سوره‌ «شوري‌» و همين‌طور به ‌ترتيب ‌سوره‌هاي‌: «زخرف‌»، «دخان‌»، «جاثيه‌» و «احقاف‌» و در ميان‌ آنها هيچ ‌سوره‌ ديگري‌ نازل‌ نگرديد.
فضيلت‌ آن‌: در فضيلت‌ اين‌ هفت‌ سوره‌ ـ يعني‌ حواميم‌ ـ رسول‌‌خدا‌ص در حديث‌ شريف‌ ذيل‌ فرمودند: «لكل‌ شي‌ء ثمرة‌ وإن‌ ثمرة‌ القرآن‌ ذوات‌ حم‌، هن‌ روضات ‌حسنات‌ مخصبات‌ متجاورات‌، فمن‌ أحب‌ أن‌ يرتع‌ في‌ رياض ‌الجنة فليقرأ الحواميم‌: براي ‌هر چيز ثمره‌اي‌ است‌ و ثمره‌ قرآن‌ همانا سوره‌هاي‌ داراي‌ حم‌ است‌. اين‌ سوره‌ها بوستانهاي‌ زيباي‌ خرم‌، سرسبز و پر محصولي‌ هستند كه‌ پهلوبه‌پهلوي‌ هم‌ قرار دارند پس‌ كسي‌ كه‌ مي‌خواهد در بوستانهاي‌ بهشت‌ بخرامد، بايد حواميم‌ را بخواند». همچنين‌ در حديث‌ شريف‌ راجع‌ به‌ فضيلت‌ سوره‌ «حم‌ المؤمن‌» آمده‌ است‌: «هر كس‌ آيه‌ الكرسي‌ و اول‌ حم‌ المؤمن‌ را (در اول‌ روز) بخواند، در آن‌ روز از هرگونه‌ بدي‌اي‌ محفوظ و در امان‌ مي‌ماند». همين‌طور درباره‌ فضيلت‌ خواندن‌ اين‌ دو سوره‌ در شب‌، نيز حديثي‌ نقل‌ شده‌ است‌.
موضوع‌ اين‌ سوره‌، پرداختن‌ به‌ قضيه‌ ايمان‌ و كفر است‌ و جو سوره‌ گويي‌ جو معركه‌اي‌ است‌ ميان‌ حق‌ و باطل‌ و ايمان‌ و طغيان‌.
 
سوره غافر
 
آيه  1
‏متن آيه : ‏
‏ حم ‏
 
‏ترجمه : ‏
خوانده‌ مي‌شود: «حاء، م» به‌ سكون‌ ميم‌ آخر يا به‌ فتح‌ آن‌. اين‌ دو حرف‌ از حروف‌ مقطعه‌اي‌ است‌ كه‌ در آغاز بعضي‌ از سوره‌ها آمده‌ است‌ و سخن‌ درباره ‌آنها در اول‌ سوره‌ «بقره‌» گذشت‌.
 
	آيه  2
‏متن آيه : ‏
‏ تَنزِيلُ الْكِتَابِ مِنَ اللَّهِ الْعَزِيزِ الْعَلِيمِ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«فروفرستادن‌ اين‌ كتاب‌ از جانب‌ الله عزيز عليم‌ است» يعني‌: قرآن‌ به‌حق‌ و راستي‌ از نزد خداوند(ج) غالب‌ و دانا فروفرستاده‌ شده‌ و كذب‌ و افترايي‌ در حق ‌وي‌ نيست‌. عزيز: يعني‌ حق‌ تعالي‌ غالب‌، قاهر و برتر از آن‌ است‌ كه‌ كسي‌ بر وي ‌دروغي‌ بربندد. عليم‌: بسيار داناست‌ به‌ خلقش‌ و به‌ آنچه‌ كه‌ مي‌گويند و مي‌كنند.
 
آيه  3
‏متن آيه : ‏
‏ غَافِرِ الذَّنبِ وَقَابِلِ التَّوْبِ شَدِيدِ الْعِقَابِ ذِي الطَّوْلِ لَا إِلَهَ إِلَّا هُوَ إِلَيْهِ الْمَصِيرُ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«آمرزنده‌ گناه‌ و توبه‌ پذير و سخت‌كيفر است» يعني‌: حق‌ تعالي‌ آمرزنده‌ گناه ‌دوستانش‌ و پذيرنده‌ توبه‌ آنهاست‌ و براي‌ دشمنانش‌ سخت‌كيفر است‌. اين‌ دو وصف‌ توبه‌پذير سخت‌كيفر، در مواضع‌ متعددي‌ از قرآن‌ در كنار هم‌ آمده‌ است‌ تا بنده‌ را در ميان‌ خوف‌ و رجاء قراردهد «صاحب‌ توانگري‌ است» ذي‌الطول‌: يعني‌: حق‌ تعالي‌ بر بندگانش‌ صاحب‌ انعام‌ و فضل‌ و بخشايش‌ و توانگري‌ است‌؛ با بخشيدن‌ چيزهايي‌ به‌ آنان‌ كه‌ در واقع‌ حقشان‌ نبوده‌ است‌ بلكه‌ خداوند(ج) آنها را به‌محض‌ احسان‌ خويش‌ به‌ ايشان‌ عنايت‌ كرده‌ است‌ «خدايي‌ جز او نيست‌، بازگشت‌ به‌سوي‌ اوست» در روز آخرت‌، نه‌ به‌سوي‌ غير وي‌ پس‌ فرمانبردار و نافرمان‌ ـ هر دو را ـ در برابر اعمالشان‌ جزا مي‌دهد.
ابن‌ابي‌حاتم و حافظ ابونعيم‌ از يزيدبن‌اصم‌(رض) روايت‌ كرده‌اند كه‌ فرمود: مردي‌ دلير، شجاع‌ و نيرومند از اهالي‌ شام‌ هميشه‌ به‌ ديدار عمربن‌خطاب‌(رض) مي‌آمد. عمر(رض) مدتي‌ او را نديد. پس‌ روزي‌ از اصحاب‌(رض)  پرسيد: فلان ‌بن‌ فلان ‌چه‌ شد؟ او كجاست‌ كه‌ نمي‌بينمش‌؟ گفتند: اي‌ اميرالمؤمنين‌! آخر او گرفتار مي‌گساري‌ شده‌ است‌. عمر(رض) كاتبش‌ را فراخواند و به‌ او گفت‌؛ بنويس‌: از عمربن‌ خطاب‌ به‌سوي‌ فلان‌بن‌فلان‌، سلام‌ بر تو! من‌ نزد تو خدايي‌ را ستايش ‌مي‌گويم‌ كه‌ معبودي‌ جز او نيست‌. «آمرزنده‌ گناه‌ است‌ و پذيرنده‌ توبه‌، سخت‌كيفر است‌ و صاحب‌ توانگري‌، خدايي‌ جز او نيست‌، بازگشت‌ به‌سوي ‌اوست‌». سپس‌ به‌ اصحاب (رض) گفت‌: به‌ بارگاه‌ خداوند(ج) در حق‌ برادرتان‌ دعاكنيد كه‌ با قلب‌ خويش‌ به‌سوي‌ او رو آورد و خداوند(ج) بر او توبه‌پذير گردد. پس‌چون‌ پيك‌ عمر(رض) نامه‌اش‌ را به‌ وي‌ رساند، او شروع‌ به‌ خواندن‌ آن‌ نمود وپياپي‌ تكرارش‌ مي‌كرد و بويژه‌ اين‌ آيه‌ را: ( غَافِرِ الذَّنبِ وَقَابِلِ التَّوْبِ... ). و با خود چنين‌ زمزمه‌ مي‌نمود: آري‌! خداوند(ج) مرا از كيفر خويش ‌بيم‌ داده‌ و وعده‌ كرده‌ كه‌ بر من‌ بيامرزد! و پيوسته‌ اين‌ سخن‌ را با خود تكرار مي‌كرد آن‌گاه‌ گريست‌ و از شراب‌نوشي‌ كاملا دست‌ برداشت‌ و خالصانه‌ توبه‌ كرد. پس‌ چون‌ خبر توبه‌اش‌ به‌ عمر(رض) رسيد، فرمود: وقتي‌ ديديد كه‌ برادري‌ از برادران‌ شما لغزيده‌ است‌، اين‌چنين‌ عمل‌ كنيد؛ او را در راه‌ حق‌ استوار و پايدار گردانيد و از خداي‌ سبحان‌ بخواهيد كه‌ بر او توبه‌پذير گردد. هان‌! مبادا بر زيان‌ وي‌ معاون‌ شيطان‌ باشيد» يعني‌: مبادا به‌ جاي‌ تلاش‌ در جهت‌ اصلاح‌ وي‌، او را به‌باد دشنام‌ و سرزنش‌ بگير