يد تا بر سر سماجت‌ آيد و بر گناه‌ خود پاي ‌فشارد.
 
آيه  4
‏متن آيه : ‏
‏ مَا يُجَادِلُ فِي آيَاتِ اللَّهِ إِلَّا الَّذِينَ كَفَرُوا فَلَا يَغْرُرْكَ تَقَلُّبُهُمْ فِي الْبِلَادِ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«جز آنهايي‌ كه‌ كفر ورزيدند كسي‌ در آيات‌ خدا مجادله‌ نمي‌كند» يعني‌: جز كساني ‌از مشركان‌ مكه‌ و امثالشان‌ كه‌ كافر شده‌اند، كسي‌ ديگر در دفع‌ آيات‌ الهي‌ وتكذيب‌ آن‌ ستيزه‌ نمي‌كند. مراد: مجادله‌ به‌ ناروا و قصد دفع‌ كردن‌ حق‌ است‌ و همين‌ نوع‌ از مجادله‌ است‌ كه‌ در اين‌ حديث‌ شريف‌ به‌ آن‌ اشاره‌ شده‌ است‌: «لا تماروا في‌ القرآن‌ فإن‌ المراء فيه‌ كفر: در قرآن‌ مجادله‌ نكنيد زيرا جدال‌ در قرآن‌ (يعني‌خصومت‌ به‌ ناروا در انكار و تكذيب‌ آن) كفر است‌». همچنين‌ در حديث‌ شريف ‌آمده‌ است‌: «هر كس‌ باطلي‌ را ياري‌ دهد تا حقي‌ را به‌وسيله‌ آن‌ دفع‌ كند، درحقيقت‌ ذمه‌ خدا و ذمه‌ رسولش‌ از وي‌ بيزار شده‌ است‌». اما جدال‌ براي‌ روشن ‌كردن‌ حقيقت‌، رفع‌ ابهام‌ و التباس‌ از قرآن‌ و بازگردانيدن‌ منكران‌ و شكاكان‌ به‌ راه ‌راست‌، از بزرگترين‌ اعمالي‌ است‌ كه‌ تقرب‌‌جويان‌ به‌ خداي‌ عزوجل‌ با آن‌ تقرب‌ مي‌جويند چنان‌كه‌ خداوند متعال‌ فرموده‌ است‌:  (‏ وَلَا تُجَادِلُوا أَهْلَ الْكِتَابِ إِلَّا بِالَّتِي هِيَ أَحْسَنُ ) ‌: (و با اهل‌ كتاب‌ جز به‌ شيوه‌اي‌ كه‌ نيكوتر است‌ مجادله ‌نكنيد) «عنكبوت/46».
«پس‌ گشت‌وگذارشان‌ در شهرها تو را نفريبد» خداي‌ عزوجل‌ رسول‌ گرامي ‌خويش‌ص را نهي‌ مي‌كند از اين‌كه‌ به‌ چيزي‌ از بهره‌منديهاي‌ دنيوي‌ كفار فريفته‌شود؛ بهره‌منديهايي‌ چون‌ تجارت‌ در كشورها و به‌دست‌ آوردن‌ سودهاي‌ كلان‌ از بابت‌ آن‌، كسب‌ پيروزيهاي‌ سياسي‌ و نظامي‌ و...  زيرا اينان‌ پس‌ از اندك ‌مدتي ‌مورد مؤاخذه‌ و محاسبه‌ قرار مي‌گيرند و اگر هم‌ مهلت‌ يابند، يقينا مهمل‌ و فراموش‌شده‌ رها نمي‌شوند.
ابن‌ابي‌حاتم‌ در بيان‌ سبب‌ نزول‌ از ابي‌مالك‌ روايت‌ كرده‌ است‌ كه‌ فرمود: اين ‌آيه‌ درباره‌ حارث‌بن‌قيس‌ سهمي‌ نازل‌ شد.
 
آيه  5
‏متن آيه : ‏
‏ كَذَّبَتْ قَبْلَهُمْ قَوْمُ نُوحٍ وَالْأَحْزَابُ مِن بَعْدِهِمْ وَهَمَّتْ كُلُّ أُمَّةٍ بِرَسُولِهِمْ لِيَأْخُذُوهُ وَجَادَلُوا بِالْبَاطِلِ لِيُدْحِضُوا بِهِ الْحَقَّ فَأَخَذْتُهُمْ فَكَيْفَ كَانَ عِقَابِ ‏
 
‏ترجمه : ‏
سپس‌ حق‌ تعالي‌ نمونه‌هاي‌ عيني‌اي‌ از تكذيب‌ امت‌هاي‌ پيشين‌ و فرجام‌ ناميمونشان‌ را يادآورشده‌ و مي‌فرمايد: «پيش‌ از اينان‌، قوم‌ نوح‌ و بعد از آنها گروههاي‌ ديگري» نيز ؛ مانند عاد و ثمود «تكذيب‌ پيشه‌ كردند» و عليه‌ پيامبرانشان ‌به‌ گروه‌بندي‌ و جبهه‌گيري‌ دست‌ زدند «و هر امتي‌ قصد پيامبرشان‌ را كردند تا او را بگيرند» يعني‌: هر امتي‌ از امتهاي‌ تكذيب‌كننده‌، قصد پيامبرشان‌ را كردند تا بر وي ‌دست‌ يافته‌ و او را زنداني‌ كنند و شكنجه‌ نمايند و هر چه‌ مي‌خواهند با او بكنند «و به‌ باطل‌ جدال‌ كردند تا حق‌ را با آن‌ ابطال‌ كنند» يعني‌: با پيامبرشان‌ به‌ سخنان‌ بيهوده‌ وباطل‌ و با دستاويزهاي‌ بي‌اساس‌ و مقولات‌ درهم‌وبرهم‌، ستيزه‌ و مجادله‌ كردند تا به‌وسيله‌ آن‌، حق‌ را خرد ساخته‌ و آن‌ را از صحنه‌ بيرون‌ نمايند و ايمان‌ را ابطال ‌كنند «پس‌ آنان‌ را» يعني‌: آن‌ ستيزه‌گران‌ به‌ باطل‌ را «فروگرفتم‌، بنگر كه‌ كيفر من ‌چگونه‌ بود؟» يعني‌: بنگر در عذابي‌ كه‌ آنها را به‌وسيله‌ آن‌ مجازات‌ كردم‌، كه‌ آن ‌عذاب‌ چه‌قدر دردناك‌ و سخت‌ بوده‌ است‌؟.
 
	آيه  6
‏متن آيه : ‏
‏ وَكَذَلِكَ حَقَّتْ كَلِمَتُ رَبِّكَ عَلَى الَّذِينَ كَفَرُوا أَنَّهُمْ أَصْحَابُ النَّارِ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«و بدين‌سان‌، فرمان‌ پروردگارت‌ بر كافران‌ ثابت‌ شد» يعني‌: اي‌ محمدص! چنان‌كه‌ حكم‌ عذاب‌ بر امتهاي‌ تكذيب‌كننده‌ پيامبران‌ پيشين‡ تحقق‌ يافت‌ و ثابت‌ شد، به‌همين‌گونه‌، حكم‌ عذاب‌ بر كساني‌ كه‌ به‌ تو كفر ورزيده‌ و به ‌ناحق‌ و ناروا و با تكيه‌ بر باطل‌ با تو مجادله‌ كردند و عليه‌ تو همدست‌ شده‌ و دست‌ به‌گروه‌بندي‌ و تحزب‌ زدند، نيز ثابت‌ و لازم‌ شده‌ است‌؛ «كه‌ آنان‌ اهل‌ دوزخند» يعني‌: حكم‌ صادره‌ درباره‌ آنها اين‌ است‌ كه‌: آنها سزاوار دوزخ‌اند.
 
	آيه  7
‏متن آيه : ‏
‏ الَّذِينَ يَحْمِلُونَ الْعَرْشَ وَمَنْ حَوْلَهُ يُسَبِّحُونَ بِحَمْدِ رَبِّهِمْ وَيُؤْمِنُونَ بِهِ وَيَسْتَغْفِرُونَ لِلَّذِينَ آمَنُوا رَبَّنَا وَسِعْتَ كُلَّ شَيْءٍ رَّحْمَةً وَعِلْماً فَاغْفِرْ لِلَّذِينَ تَابُوا وَاتَّبَعُوا سَبِيلَكَ وَقِهِمْ عَذَابَ الْجَحِيمِ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«كساني‌ كه‌ عرش‌ الهي‌ را حمل‌ مي‌كنند و كساني‌ كه‌ گرداگرد آنند، همراه‌ با ستايش ‌پروردگار خويش‌ تسبيح‌ مي‌گويند و به‌ او ايمان‌ دارند و براي‌ مؤمنان‌ آمرزش‌ مي‌خواهند» يعني‌: فرشتگان‌ حامل‌ عرش‌ ـ كه‌ فرشتگان‌ كروبي‌ مي‌باشند ـ و ايشان‌ بلندترين ‌طبقات‌ فرشتگان‌ و اولين‌ آنها در پيدايش‌اند همچنين‌ فرشتگاني‌ كه‌ بر گرداگرد عرش‌ قرار دارند، اينان‌ خداوند(ج) را همراه‌ با حمد و سپاس‌ وي‌ در برابر نعمتهايش‌، تسبيح‌ گفته‌ او را تنزيه‌ مي‌كنند و به‌ او ايمان‌ دارند، يعني‌: وحدانيت‌ او را با بصيرتهايشان‌ تصديق‌ كرده‌ و براي‌ بندگان‌ مؤمنش‌ آمرزش‌ مي‌خواهند ومي‌گويند: «پروردگارا! رحمت‌ و علم‌ تو بر همه ‌چيز احاطه‌ دارد» يعني‌: رحمت‌ و علم ‌تو همه‌ چيز را فراگرفته‌ است‌ «پس‌ كساني‌ را كه‌ توبه‌ كرده‌ و راه‌ تو را دنبال‌ كرده‌اند» يعني‌: كساني‌ را كه‌ با توبه‌، از گناهان‌ روي‌ برتافته‌ و راه‌ تو ـ يعني‌ دين‌ اسلام‌ ـ را پيروي‌ كرده‌اند «بيامرز و آنها را از عذاب‌ دوزخ‌ نگاه‌ دار» چنان‌كه‌ در حديث‌ شريف‌ آمده‌ است‌: «چون‌ مسلمان‌ در حق‌ برادرش‌ غائبانه‌ دعا كند، فرشته‌ مي‌گويد: آمين‌! و براي‌ تو هم‌ مانند آن‌ باد».
البته‌ ما به‌ حمل‌ عرش‌ الهي‌ به‌وسيله‌ فرشتگان‌ ايمان‌ داريم‌ اما كيفيت‌ اين‌ حمل‌ و تعداد فرشتگان‌ را به‌ علم‌ خداي‌ عزوجل‌ وا مي‌گذاريم‌. بايد دانست‌ كه‌ «عرش‌» مركز تدبير عالم‌ بوده‌ و حقيقتي‌ است‌ كه‌ خداي‌ عزوجل‌ خود به‌ آن‌ داناتر مي‌باشد.
 
<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:4610.txt">آيه  8</a><a class="text" href="w:text:4611.txt">آيه  9</a><a class="text" href="w:text:4612.txt">آيه  10</a><a class="text" href="w:text:4613.txt">آيه  11</a><a class="text" href="w:text:4614.txt">آيه  12</a><a class="text" href="w:text:4615.txt">آيه  13</a><a class="text" href="w:text:4616.txt">آيه  14</a><a class="text" href="w:text:4617.txt">آيه  15</a><a class="text" href="w:text:4618.txt">آيه  16</a></b