 رسالت‌ موسي‌(ع) نبود زيرا او ـ چنان‌كه خداوند(ج) از وي‌ توصيف‌ كرده‌ است‌ ـ به‌ راستي‌ مؤمن‌ بود. معناي‌: (يُصِبْكُم بَعْضُ الَّذِي يَعِدُكُمْ) اين‌ است‌: اگر تمام‌ چيزهايي‌ كه‌ موسي‌(ع) به‌ شما وعده ‌مي‌دهد، به‌ شما نرسد، حداقل‌ بعضي‌ از آنها به‌ شما مي‌رسد و در همان‌ بعض‌ هم ‌هلاكت‌ شما حتمي‌ است‌ «چرا كه‌ خدا كسي‌ را كه‌ افراطكار دروغزن‌ باشد، هدايت ‌نمي‌كند» اين‌ ادامه‌ سخن‌ آن‌ مرد مؤمن‌ است‌. يعني‌: اگر موسي‌(ع) گزافكار و دروغزن‌ باشد، هرگز خداوند(ج) او را به‌سوي‌ حجتهاي‌ روشن‌ خود راهنمايي ‌نمي‌كند و نه‌ او را به‌ معجزات‌ خود مؤيد مي‌گرداند و اگر بر خداوند(ج) دروغ‌ بسته ‌باشد، قطعا حق‌ تعالي‌ او را خوار ساخته‌ و هلاك‌ مي‌گرداند پس‌ شما نيازي‌ به‌ اين ‌نداريد كه‌ او را بكشيد. اين‌ سومين‌ احتجاجي‌ است‌ كه‌ آن‌ شخص‌ مؤمن‌ در اعتراض‌ به‌ طرح‌ موضوع‌ قتل‌ موسي‌(ع) كرد و در اين‌ اعتراض‌ نيز نوعي‌ مجامله‌ و نرمش‌ براي‌ واداشتن‌ آنها به‌ تسليم‌ است‌.
 
آيه  29
‏متن آيه : ‏
‏ يَا قَوْمِ لَكُمُ الْمُلْكُ الْيَوْمَ ظَاهِرِينَ فِي الْأَرْضِ فَمَن يَنصُرُنَا مِن بَأْسِ اللَّهِ إِنْ جَاءنَا قَالَ فِرْعَوْنُ مَا أُرِيكُمْ إِلَّا مَا أَرَى وَمَا أَهْدِيكُمْ إِلَّا سَبِيلَ الرَّشَادِ ‏
 
‏ترجمه : ‏
سپس‌ آن‌ مرد مؤمن‌ آنها را به‌ياد نعمت‌ها انداخت‌ تا خداي‌ عزوجل‌ را شكر گزارده‌ و در كفر خويش‌ پافشاري‌ و درازدستي‌ نكنند: «اي‌ قوم‌ من‌! امروز فرمانروايي‌ از آن‌ شماست‌ و در اين‌ سرزمين‌ مسلطيد» چيره‌ بودن‌ بر سرزمين‌، عبارت ‌از غلبه‌ بر مردم‌ و برتري‌ بر آنهاست‌. مراد از سرزمين‌، سرزمين‌ مصر است‌ «پس ‌چه‌كسي‌ ما را از عذاب‌ الله ـ اگر بر سر ما بيايد ـ حمايت‌ خواهد كرد؟» يعني‌: لشكرهايمان‌ قادر نيستند تا چيزي‌ از عذاب‌ الهي‌ را از ما باز دارند.
و چون‌ فرعون‌ نصيحت‌ و خيرانديشي‌ راستين‌ آن‌ مرد مؤمن‌ را شنيد، حيله‌ و نيرنگي‌ ديگر در پيش‌ افگند تا قومش‌ را به‌ وسيله‌ آن‌ در اين‌ توهم‌ بيندازد كه‌ او در خيرخواهي‌ و دلسوزي‌ به‌ آنان‌ سخت‌ استوار و ثابت‌قدم‌ بوده‌ و آنها را به‌ راهي ‌نمي‌برد كه‌ جلب‌كننده‌ منفعت‌ و دفع‌كننده‌ زياني‌ از آنها نباشد، بدين‌ جهت‌: «فرعون‌ گفت‌: جز آنچه‌ كه‌ خود درمي‌يابم‌، به‌ شما نمي‌نمايانم» يعني‌: جز آنچه‌ را كه ‌براي‌ خود مصلحت‌ بدانم‌، به‌ شما مشورت‌ نمي‌دهم‌ و جز آنچه‌ را كه‌ در حق‌ خود تجويز كنم‌، براي‌ شما تجويز نمي‌كنم‌ و من‌ همان‌گونه‌ كه‌ در حق‌ خود مصلحت‌انديش‌ هستم‌، براي‌ شما نيز مصلحت‌انديش‌ مي‌باشم‌ «و شما را جز به‌ راه‌ راست‌ راهبر نيستم» يعني‌: شما را با اين‌ رأي‌، جز به‌ راه‌ صواب‌ هدايت‌ نمي‌كنم‌، راهي‌كه‌ اگر از آن‌ پيروي‌ كنيد، هرگز گمراه‌ نمي‌شويد و آن‌ عبارت‌ از: رأي‌ من‌ بركشتن‌ موسي‌(ع) است‌.
ابونعيم‌ در كتاب‌ «فضايل‌ صحابه‌» و بزار از علي‌بن‌ابي‌طالب‌(رض) روايت‌كرده‌اند كه‌ فرمود: «اي‌ مردم‌! به‌ من‌ خبر دهيد كه‌ شجاع‌ترين‌ كس‌ از مردمان ‌كيست‌؟ مردم‌ گفتند: تو خود شجاع‌ترين‌ آنان‌ هستي‌. فرمود: اين‌ درست‌ است‌ كه‌ من‌ با كسي‌ مبارزه‌ نكرده‌ام‌، جز اين‌كه‌ دادم‌ را از وي‌ گرفته‌ام‌ ولي‌ به‌ من‌ خبر دهيد كه‌ شجاع‌ترين‌ مردم‌ كيست‌؟ گفتند: بعد از تو ديگر نمي‌دانيم‌ چه‌ كسي‌ است‌! فرمود: شجاع‌ترين‌ مردم‌ ابوبكر صديق‌(رض) است‌. آن‌گاه‌ براي‌ اثبات‌ ادعاي‌ خود به‌ سخنش‌ چنين‌ ادامه‌ داد: رسول‌‌خدا‌ص را درحالي‌ ديدم‌ كه‌ قريش‌ ايشان‌ را در چنگال‌ خود گرفته‌ بودند، اين ‌يكي‌ ايشان‌ را زير مشت‌ و لگدش‌ گرفته‌ بود و آن‌ يكي‌ بر ايشان‌ تلنگر مي‌زد و در همين‌ حال‌ كه‌ ايشان‌ را زير لت‌وكوب‌ خويش‌ گرفته ‌بودند، تشرزنان‌ مي‌گفتند: اين‌ تو هستي‌ كه‌ همه‌ خدايان‌ را يك‌ خدا قرار داده‌اي‌؟ علي‌(رض) فرمود: سوگند به‌ خداي‌ عزوجل‌ كه‌ هيچ‌يك‌ از ما ـ جز ابوبكر ـ به‌ آن‌ صحنه‌ نزديك‌ نشد پس‌ ابوبكر در دفاع‌ از پيامبر‌ص اين‌ يكي‌ را مي‌زد، آن‌يكي‌ را به‌ تلنگر مي‌راند و اين‌ يكي‌ را دور مي‌كرد. خلاصه‌ در آن‌ حالي‌كه‌ مشركان‌ عرصه‌ را بر پيامبر‌ص سخت‌ گرفته‌ بودند و جان‌ ايشان‌ در خطر بود، ابوبكر از ايشان‌ جانانه ‌دفاع‌ مي‌كرد و در همان‌ حال‌ بر سر مشركان‌ فرياد مي‌كشيد: اي‌ واي‌ بر شما! آيا مردي‌ را به‌خاطر اين‌كه‌ مي‌گويد: پروردگار من‌ الله(ج)است‌، مي‌كشيد؟. سپس ‌علي‌(رض) گليمي‌ را كه‌ بر تنش‌ بود، از تنش‌ كشيد و به‌سختي‌ گريست‌ تا بدانجا كه‌ محاسنش‌ تماما خيس‌ شد. آن‌گاه‌ فرمود: شما را به‌ جد سوگند مي‌دهم‌: آيا مؤمن ‌آل‌ فرعون‌ بهتر است‌ يا ابوبكر؟ مردم‌ سكوت‌ كردند. فرمود: آيا پاسخ ‌نمي‌دهيد؟ من‌ خود پاسخ‌ مي‌دهم: به‌ خدا سوگند كه‌ يك‌ ساعت‌ از حيات‌ ابوبكر (در تلاش‌ وي‌ براي‌ خداأ)  بهتر از مانند مؤمن‌ آل‌ فرعون‌ است‌ زيرا مؤمن‌ آل‌ فرعون‌ مردي‌ بود كه‌ ايمانش‌ را پنهان‌ مي‌داشت‌ در حالي‌كه‌ ابوبكر مردي‌ بود كه ‌ايمان‌ خويش‌ را اعلان‌ مي‌كرد».
 
آيه  30
‏متن آيه : ‏
‏ وَقَالَ الَّذِي آمَنَ يَا قَوْمِ إِنِّي أَخَافُ عَلَيْكُم مِّثْلَ يَوْمِ الْأَحْزَابِ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«و كسي‌ كه‌ ايمان‌ آورده‌ بود، گفت» در ادامه‌ دفاعش‌ از موسي‌(ع) «اي‌ قوم‌ من‌! من‌ بر شما از روزي‌ مانند روز احزاب‌ بيمناكم» يعني‌: من‌ بر شما از روزي‌ مانند روز عذاب‌ امتهاي‌ گذشته‌ كه‌ عليه‌ انبيايشان‌ دست‌ به‌ گروه‌بندي‌ و تحزب‌ زدند، بيمناكم‌.
 
	آيه  31
‏متن آيه : ‏
‏ مِثْلَ دَأْبِ قَوْمِ نُوحٍ وَعَادٍ وَثَمُودَ وَالَّذِينَ مِن بَعْدِهِمْ وَمَا اللَّهُ يُرِيدُ ظُلْماً لِّلْعِبَادِ ‏
 
‏ترجمه : ‏
از سرنوشتي‌ بر شما بيمناكم‌: «مانند حال‌وروز قوم‌ نوح‌ و عاد و ثمود و كساني‌ كه‌ پس‌ از آنها آمدند» يعني‌: بر شما از مانند حالشان‌ در عذاب‌، يا از مانند عادت‌ و شيوه‌ آنان‌ در پايداري‌ بر تكذيب‌ حق‌، بيمناكم‌ «وگرنه‌ خدا بر بندگان‌ ستم ‌نمي‌خواهد» يعني‌: آنها را بي‌گناه‌ عذاب‌ نمي‌كند پس‌ هلاك‌ كردن‌ آن‌ امت‌ها، عدل‌ تمام‌ بوده‌ است‌، چرا كه‌ آنان‌ به‌ سبب‌ اعمالشان‌، شايسته‌ اين‌ عذاب‌ بوده‌اند.
 
	آيه  32
‏متن آيه : ‏
‏ وَيَا قَوْمِ إِنِّي أَخَافُ عَلَيْكُمْ يَوْمَ التَّنَادِ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«و اي‌ قوم‌ من‌! من‌ بر شما از روزي‌ كه‌ مردم‌ يك‌ديگر را ندا درمي‌دهند، بيمناكم» يعني‌: از روزي‌ كه‌ برخي‌ از مردم‌ برخي‌ ديگر را ندا داده‌ و همديگر را به‌ فريادرسي ‌مي‌خوانند و استغاثه‌ مي‌كنند. يا از روزي‌ ك