 ‌بلكه‌ تأمل‌ در آيات‌ و نشانه‌هاي‌ حق‌ است‌[1]. «و از راه» هدايت‌ و صواب‌ «بازداشته‌ شد» يعني‌: شيطان‌ عمل‌ بد وي‌ را برايش‌ آراست‌ و او را از راه‌ صواب ‌باز داشت‌ «و كيد فرعون‌ جز به‌ تباهي‌ نينجاميد» كيد وي‌: همان‌ تدبير و نيرنگي‌ بود كه‌ آن‌ را سازمان‌ داد تا مردم‌ را از ايمان ‌آوردن‌ به‌ موسي‌(ع) برگرداند. تباب‌: زيان‌ و هلاكت‌ است‌.
 
[1] نگاه‌ ؛ مقدمه‌ كتاب‌: «الله» از مرحوم‌ شيخ‌ سعيد حوي:.
آيه  38
‏متن آيه : ‏
‏ وَقَالَ الَّذِي آمَنَ يَا قَوْمِ اتَّبِعُونِ أَهْدِكُمْ سَبِيلَ الرَّشَادِ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«و آن‌ كس‌ كه‌ ايمان‌ آورده‌ بود، گفت‌: اي‌ قوم‌ من‌! از من‌ پيروي‌ كنيد تا شما را به‌ راه‌ رشد و راستي‌ هدايت‌ كنم» يعني‌: در دين‌ به‌ من‌ اقتدا كنيد زيرا اگر چنين‌ كرديد، راهي‌ را كه‌ حقيقتا شما را به‌ سرمنزل‌ خير مي‌رساند، شناخته‌ايد و هر كس‌ اين‌ راه‌ را بپيمايد، نجات‌ مي‌يابد و بدانيد كه‌ مقصد نهايي‌ اين‌ راه‌، بهشت‌ است‌.
اين‌ سخن‌ مؤمن‌ آل‌ فرعون‌، كنايه‌ و تعريضي‌ است‌ بر اين‌كه‌ راه‌ فرعون‌ و قومش‌، راه‌ گمراهي‌ است‌ و او به‌ دروغ‌ مي‌گويد كه‌: «من‌ شما را جز به‌ راه‌ هدايت‌ رهبري‌ نمي‌كنم‌».
 
	آيه  39
‏متن آيه : ‏
‏ يَا قَوْمِ إِنَّمَا هَذِهِ الْحَيَاةُ الدُّنْيَا مَتَاعٌ وَإِنَّ الْآخِرَةَ هِيَ دَارُ الْقَرَارِ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«اي‌ قوم‌ من‌! جز اين‌ نيست‌ كه‌ اين‌ زندگاني‌ دنيا بهره‌اي‌ اندك‌ است» كه‌ انسان ‌چند روزي‌ از آن‌ بهره‌مند مي‌شود و سپس‌ نابود مي‌گردد «و در حقيقت‌ آن‌ آخرت ‌است‌ كه‌ دارالقرار است» زيرا حيات‌ آخرت‌، حياتي‌ است‌ دائمي‌ كه‌ هرگز گسست‌ و انقطاعي‌ نداشته‌ و به‌ طور زوال‌ ناپذيري‌ مستمر و پايدار مي‌باشد.
 
	آيه  40
‏متن آيه : ‏
‏ مَنْ عَمِلَ سَيِّئَةً فَلَا يُجْزَى إِلَّا مِثْلَهَا وَمَنْ عَمِلَ صَالِحاً مِّن ذَكَرٍ أَوْ أُنثَى وَهُوَ مُؤْمِنٌ فَأُوْلَئِكَ يَدْخُلُونَ الْجَنَّةَ يُرْزَقُونَ فِيهَا بِغَيْرِ حِسَابٍ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«هركه‌ بدي‌ كند، جز به‌مانند آن‌ كيفر نمي‌يابد» يعني‌: هر كس‌ در سراي‌ دنيا معصيتي‌ از معاصي‌ را مرتكب‌ شود ـ هر معصيتي‌ كه‌ باشد ـ پس‌ جز به‌اندازه‌ آن‌ معصيت‌، جزا داده‌ نشده‌ و معذب‌ نمي‌شود. اين‌ عبارت‌، دليل‌ بر آن‌ است‌ كه‌ جنايات‌ در ابدان‌ و اموال‌، غرامتي‌ به‌ مانند خود دارند «و هر كس‌ كار شايسته‌ كند ـ مرد باشد يا زن‌ ـ در حالي‌ كه‌ ايمان‌ داشته‌ باشد» يعني‌: هر كس‌ عمل‌ شايسته‌اي‌ انجام‌ دهد، به‌همراه‌ اين‌كه‌ به‌ خداوند(ج) و آنچه‌ كه‌ پيامبرانش‌ آورده‌اند، مؤمن ‌باشد «پس‌ آن‌ گروه» كه‌ در ميان‌ عمل‌ شايسته‌ و ايمان‌ جمع‌ كرده‌اند «به‌ بهشت ‌وارد مي‌شوند و در آنجا بي‌حساب‌ روزي‌ مي‌يابند» يعني‌: روزي‌اي‌ نيكو و فراوان ‌بدون‌ شمارش‌ يا محاسبه‌اي‌ مي‌يابند. مقاتل‌ مي‌گويد: «معني‌ اين‌ است‌: بر آنان ‌در آنچه‌ كه‌ در بهشت‌ از نعمتها داده‌ مي‌شوند، هيچ‌ پيامد و پي‌جويي‌اي‌ نيست‌».
 
	<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:4646.txt">آيه  41</a><a class="text" href="w:text:4647.txt">آيه  42</a><a class="text" href="w:text:4648.txt">آيه  43</a><a class="text" href="w:text:4649.txt">آيه  44</a><a class="text" href="w:text:4650.txt">آيه  45</a><a class="text" href="w:text:4651.txt">آيه  46</a><a class="text" href="w:text:4652.txt">آيه  47</a><a class="text" href="w:text:4653.txt">آيه  48</a><a class="text" href="w:text:4654.txt">آيه  49</a></body></html>آيه  41
‏متن آيه : ‏
‏ وَيَا قَوْمِ مَا لِي أَدْعُوكُمْ إِلَى النَّجَاةِ وَتَدْعُونَنِي إِلَى النَّارِ ‏
 
‏ترجمه : ‏
سپس‌ آن‌ مرد مؤمن‌ از خانواده‌ فرعون‌، دعوت‌ خويش‌ به‌سوي‌ خداوند(ج) را تكرار كرد و در اينجا ايمان‌ خويش‌ را نيز صريح‌ و علني‌ اعلام‌ داشته‌ و روشهاي ‌قبلي‌ را در القاي‌ اين‌ گمان‌ كه‌ او از خودشان‌ است‌، دنبال‌ نكرد: «و اي‌ قوم‌ من‌! چه‌ شده‌ است‌ كه‌ من‌ شما را به‌سوي‌ نجات‌ فرامي‌خوانم» يعني‌: به‌ من‌ از خودتان‌ خبر دهيد: آخر چگونه‌ است‌ كه‌ من‌ شما را به‌سوي‌ نجات‌ از دوزخ‌ و ورود به‌ بهشت ‌از طريق‌ ايمان‌ به‌ خداي‌ عزوجل‌ و اجابت‌گفتن‌ پيامبرانش‌ فرامي‌خوانم‌ «و شما مرا به‌سوي‌ دوزخ‌ فرامي‌خوانيد» با شرك‌ و شكي‌ كه‌ از من‌ مي‌طلبيد؟.
 
	آيه  42
‏متن آيه : ‏
‏ تَدْعُونَنِي لِأَكْفُرَ بِاللَّهِ وَأُشْرِكَ بِهِ مَا لَيْسَ لِي بِهِ عِلْمٌ وَأَنَا أَدْعُوكُمْ إِلَى الْعَزِيزِ الْغَفَّارِ ‏
 
‏ترجمه : ‏
سپس‌ هر دو دعوت‌ را تفسير كرد و گفت‌: «مرا فرامي‌خوانيد تا به‌ خدا كافر شوم‌ و چيزي‌ را كه‌ بدان‌ علمي‌ ندارم‌ با او شريك‌ گردانم» يعني‌: از من‌ مي‌خواهيد تا چيزي ‌را به‌ عبوديت‌ بخوانم‌ كه‌ به‌ شريك‌ بودن‌ آن‌ با خداوند، هيچ‌ علم‌ و آگاهي‌اي‌ ندارم‌ و بر پروردگار بودن‌ آن‌ هيچ‌ دليل‌ و برهاني‌ اقامه‌ نشده‌ است‌ «و من‌ شما را به‌سوي‌ خداوند عزيز غفار فرامي‌خوانم» يعني‌: من‌ شما را به‌سوي‌ خداي‌ عزتمندي ‌مي‌خوانم‌ كه‌ عزتي‌ بزرگتر از عزت‌ وي‌ وجود ندارد و او با وجود عزت‌ خويش‌، گناهان‌ كسي‌ را كه‌ به‌ وي‌ ايمان‌ آورد، نيز مي‌آمرزد.
 
آيه  43
‏متن آيه : ‏
‏ لَا جَرَمَ أَنَّمَا تَدْعُونَنِي إِلَيْهِ لَيْسَ لَهُ دَعْوَةٌ فِي الدُّنْيَا وَلَا فِي الْآخِرَةِ وَأَنَّ مَرَدَّنَا إِلَى اللَّهِ وَأَنَّ الْمُسْرِفِينَ هُمْ أَصْحَابُ النَّارِ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«ترديدي‌ نيست‌ كه‌ آنچه‌ شما مرا به‌سوي‌ آن‌ مي‌خوانيد، در دنيا و آخرت‌ صاحب ‌پذيرش‌ دعايي‌ نيست» يعني‌: موضوع‌ چنان‌ نيست‌ كه‌ شما مي‌پنداريد بلكه‌ آنچه‌ من‌ به‌ شما بيان‌ مي‌كنم‌، ثابت‌ و قطعي‌ و غيرقابل‌ شك‌ است‌ و آن‌ اين‌ است‌ كه‌: بطلان‌ دعاي‌ كسي‌ كه‌ چيزي‌ غير از خداوند(ج) را به‌ نيايش‌ و ياري‌ مي‌خواند، بي‌هيچ‌ شك‌ و شبهه‌اي‌ ثابت‌ است‌ زيرا كساني‌ كه‌ شما به‌سويشان‌ دست‌ به‌ دعا بلند مي‌كنيد ـ اعم‌ از بتان‌ يا مردگان‌ ـ و از آنها اجابت‌ دعا، رفع‌ حاجات‌ و دفع‌ مشكلات‌ خويش‌ را مي‌خواهيد، قدرت‌ آن‌ را ندارند كه‌ دعاكننده‌ خود را اجابت ‌گفته‌ و چيزي‌ از خواسته‌هاي‌ او را برآورند، يا به‌ وجهي‌ از وجوه‌، به‌ دعاكننده‌ خود سودي‌ برسانند. به‌قولي‌ معني‌ اين‌ است‌: كساني‌ كه‌ شما مرا به‌سويشان‌ مي‌خوانيد، صاحب‌ دعوتي‌ نيستند كه‌ الوهيت‌ براي‌ آن‌ لازم‌ و ثابت‌ گردد. يعني‌ آنها در دنيا و در آخرت‌ كسي‌ را به‌سوي‌ عبادت‌ خويش‌ فرانمي‌خوانند «و در حقيقت‌، برگشت‌ ما به‌سوي‌ الله است» يعني‌: مرجع‌ و مصير ما به‌سوي‌ خداوند(ج) است‌؛ اولا با مرگ‌ و آخرا هم‌ با رستاخيز و زنده‌ شدن‌ پس‌ از مرگ‌ «و بي‌گمان ‌از