ن‌ سبب‌ كه‌ توحيد باري‌ تعالي‌ در آن‌ برپا مي‌گردد، در مشاعر مقدسه‌ ذكر وي‌ بسيار مي‌شود و سنت‌ خليلين‌ (ابراهيم‌ و اسماعيل‌ عليهماالسلام) در آن‌ احيا مي‌گردد.
خداوند متعال‌ با توصيف‌ كعبه‌ به‌ عنوان‌ اولين‌ پرستشگاه‌؛ بر افضليت‌ آن‌ نسبت ‌به‌ اماكن‌ عبادي‌ ديگر تأكيد مي‌گذارد. در حديث‌ شريف‌ به‌ روايت‌ ابوذر(رض) از رسول‌خداص آمده‌ است‌: «اولين‌ مسجدي‌ كه‌ در روي‌ زمين‌ بنا شد، مسجدالحرام‌ ودومين‌ آن‌ مسجدالاقصي‌ بود، كه‌ به‌ فاصله‌ چهل‌ سال‌ از بناي‌ كعبه‌ بنا گرديد». «بكه» همان‌ مكه‌ است‌. به‌ قولي‌: وجه‌ تسميه‌ آن‌ به‌ بكه‌ اين‌ است‌ كه‌ ستمگران‌ رابرآن‌ دسترسي‌ نيست‌ و اگر به‌ آن‌ قصد تجاوز داشته‌ باشند، مكه‌ گردنهايشان‌ رامي‌شكند. يا سبب‌ اين‌ نامگذاري، ازدحام‌ مردم‌ در آن‌ است، به‌ طوري‌ كه‌ زنان‌ در نماز، به‌ سبب‌ كثرت‌ ازدحام، پيش‌ روي‌ مردان‌ قرار مي‌گيرند. ابن‌كثيرمي‌گويد: «براي‌ مكه‌ نامهاي‌ بسياري‌ را ياد كرده‌اند، چون‌ مكه، بكه، بيت‌العتيق، بيت‌الحرام، بلدالامين، ام‌القري، قادس[6]‌، مقدسه، حاطمه، رأس، بنيه، بلده‌ وكعبه».
 
[6] قادس‌: پاك‌كننده‌ از گناهان‌.آيه  54
‏متن آيه : ‏
‏ هُدًى وَذِكْرَى لِأُولِي الْأَلْبَابِ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«هدايت‌ و پندآموز خردمندان‌ است» يعني‌: تورات‌ هدايتگر و پندآموز صاحبان ‌خردهاي‌ سالم‌ است‌.
	آيه  55
‏متن آيه : ‏
‏ فَاصْبِرْ إِنَّ وَعْدَ اللَّهِ حَقٌّ وَاسْتَغْفِرْ لِذَنبِكَ وَسَبِّحْ بِحَمْدِ رَبِّكَ بِالْعَشِيِّ وَالْإِبْكَارِ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«پس‌ صبر كن» اي‌ محمد‌ص بر آزار مشركان‌ چنان‌كه‌ پيامبران‌ پيش‌ از تو صبر كردند «بي‌گمان‌ وعده‌ خدا» به‌ پيامبرانش‌، يا وعده‌ وي‌ به‌ وقوع‌ قيامت‌ «حق ‌است» هيچ‌ خلافي‌ در آن‌ نيست‌ و هيچ‌ شكي‌ در وقوع‌ آن‌ وجود ندارد «و براي ‌گناهت‌ آمرزش‌ بخواه» دستور يافتن‌ رسول‌‌خدا‌ص به‌ آمرزش‌خواهي‌ ـ با وجود آن‌كه‌ خداي‌ عزوجل‌ هرگونه‌ لغزشي‌ را قبل‌ و بعد از فتح‌ مكه‌ يا قبل‌ و بعد از رسالت‌ بر ايشان‌ آمرزيده‌ است‌ ـ براي‌ اين‌ است‌ تا بر ثوابشان‌ افزون‌ شود. يا آمرزش‌خواهي‌ ايشان‌ به‌ سبب‌ فروگذاشتن‌ اعمال‌ اولي‌ و افضل‌ است‌ زيرا به‌ هر اندازه‌ كه‌ انسان‌ از جلال‌ و كمال‌ الهي‌ شناخت‌ بيشتري‌ داشته‌ باشد، به‌ همان ‌اندازه‌، عمل‌ خويش‌ را براي‌ او كم‌ و ناچيز ديده‌ و احساس‌ وي‌ به‌ قصور و كوتاهي‌اش‌ افزوده‌ مي‌شود لذا مانند مذنبان‌ از او آمرزش‌ مي‌خواهد، بدين‌ جهت ‌گفته‌اند: «حسنات‌ الأبرار سيئات‌ المقربين‌: حسنات‌ نيكان‌، بديهاي‌ مقربان‌ است‌». يا ـ چنان‌كه‌ ابن‌ كثير گفته‌ ـ اين‌ دستور، انگيزشي‌ براي‌ امت‌ بر استغفار است‌ تا در اين‌ امر به‌ پيامبر خويشص اقتدا كنند.
«و همراه‌ با ستايش‌ پروردگارت‌ شامگاهان‌ و بامدادان‌ تسبيح‌گوي» يعني‌: هميشه ‌بر تنزيه‌ و تسبيح‌ خداوند(ج) همراه‌ با حمد و ستايش‌ وي‌ مداومت‌ و مواظبت‌ كن‌. به‌قولي‌؛ مراد اين‌ است‌: در دو وقت‌ عصر و بامداد، نماز بگزار زيرا در آن‌ وقت ‌در مكه‌، نماز خواندن‌ فقط در اين‌ دو وقت‌ فرض‌ بود ؛ دو ركعت‌ در بامداد و دو ركعت‌ در عصر.
	آيه  56
‏متن آيه : ‏
‏ إِنَّ الَّذِينَ يُجَادِلُونَ فِي آيَاتِ اللَّهِ بِغَيْرِ سُلْطَانٍ أَتَاهُمْ إِن فِي صُدُورِهِمْ إِلَّا كِبْرٌ مَّا هُم بِبَالِغِيهِ فَاسْتَعِذْ بِاللَّهِ إِنَّهُ هُوَ السَّمِيعُ الْبَصِيرُ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«به‌راستي‌ كساني‌ كه‌ در آيات‌ الله ـ بي‌آن‌كه‌ حجتي‌ برايشان‌ آمده‌باشد ـ مجادله‌ مي‌كنند» يعني‌: بي‌آن‌كه‌ حجت‌ روشن‌ و آشكاري‌ از سوي‌ خداي‌ سبحان‌ برايشان ‌آمده‌ باشد «در سينه‌هاي‌ آنان‌ جز كبر» و خودبرتربيني‌ و اراده رياست‌ و سيادت‌ «نيست» و همين‌ امر است‌ كه‌ آنان‌ را به‌ تكذيب‌ و دروغ ‌انگاشتن‌ رسالتت ‌وامي‌دارد «آنان‌ به‌ آن‌ نايل‌ شونده‌ نيستند» يعني‌: در دلهايشان‌ تكبر و گردنكشي‌اي‌ عليه‌ محمد‌ص و طمعي‌ است‌ در اين‌كه‌ بر او غالب‌ شوند اما آنها هرگز به‌ اين‌ مرام‌ خويش‌ نمي‌رسند. يا معني‌ اين‌ است‌: آنان‌ خواهان‌ آنند كه‌ به‌كاري‌ بزرگ‌ مانند كشتنت‌ يا نظير آن‌ دست‌ يابند ولي‌ قطعا به‌ اين‌ هدف‌ خويش‌ نمي‌رسند «پس‌ به‌ خدا پناه‌ ببر» از شر و كيد و تجاوز و سركشي‌ آنان‌ «زيرا او خودشنواي‌ بيناست» شنواست‌ سخنانشان‌ را، بيناست‌ به‌ افعالشان‌ پس‌ بر او هيچ‌ امر نهاني‌اي‌ از اين‌ امور، پنهان‌ نمي‌ماند.
سيوطي‌ در بيان‌ سبب‌ نزول‌ اين‌ آيه‌ گفته‌ است‌: اين‌ آيه‌ درباره‌ عموم‌ منكران‌ رستاخيز نازل‌ شد.
 
آيه  57
‏متن آيه : ‏
‏ لَخَلْقُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ أَكْبَرُ مِنْ خَلْقِ النَّاسِ وَلَكِنَّ أَكْثَرَ النَّاسِ لَا يَعْلَمُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«قطعا آفرينش‌ آسمانها و زمين‌ از آفرينش‌ مردم‌ بزرگتر است» در دلها و شگرف‌تر و شگفت‌تر است‌ در انديشه‌ها زيرا آسمانها و زمين‌ پديده‌هاي‌ بسيار بزرگي‌ هستند، بي‌‌ستون‌ استقرار دارند، در فضاي‌ عظيم‌ كوني‌ حركت‌ مي‌كنند و جز اينها از آثار عظمت‌ فراوان‌ ديگر... يعني‌: در اين‌ صورت‌، چگونه‌ منكر رستاخيز و زنده‌ كردن‌ مجدد چيزي‌ مي‌شوند كه‌ آفرينش‌ آن‌ از همه‌ وجوه‌، از آفرينش‌ آسمانها و زمين‌ ساده‌تر است‌؟ چنان‌كه‌ در آيه‌ (81) از سوره‌ «يس‌» مي‌فرمايد:  (‏ أَوَلَيْسَ الَّذِي خَلَقَ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضَ بِقَادِرٍ عَلَى أَنْ يَخْلُقَ مِثْلَهُم): (آيا كسي‌ كه‌ آسمانها و زمين‌ را آفريده‌، بر آن‌ توانا نيست‌ كه‌ مانند اين‌ انسانها را بيافريند؟). «ولي‌ بيشتر مردم‌ نمي‌دانند» عظمت‌ قدرت‌ پروردگار را، چرا كه‌ از فرط غفلت‌ و سرگرمي‌ به‌ هوسهاي‌ خويش‌، در اين‌ حقايق‌ تأمل‌ و انديشه‌ نمي‌كنند.
 
آيه  58
‏متن آيه : ‏
‏ وَمَا يَسْتَوِي الْأَعْمَى وَالْبَصِيرُ وَالَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ وَلَا الْمُسِيءُ قَلِيلاً مَّا تَتَذَكَّرُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«و نابينا و بينا يكسان‌ نيستند» يعني‌: كساني‌ كه‌ به‌ باطل‌ و ناروا مجادله‌ مي‌كنند، با كساني‌ كه‌ به‌ حق‌ و راستي‌ مجادله‌ مي‌كنند، يكسان‌ نيستند «و كساني‌ كه‌ ايمان ‌آورده‌ و كارهاي‌ شايسته‌ كرده‌اند نيز با بدكرداران‌ يكسان‌ نيستند» يعني‌: نيكوكاران ‌باايمان‌ و داراي‌ عمل‌ صالح‌، با بدكرداران‌ كفرپيشه‌ و معصيت‌ آلود، برابر نيستند «چه‌ اندك‌ پند مي‌پذيريد» اي‌ مردم‌!. مراد اين‌ است‌ كه‌ پند گرفتن‌ بيشتر مردم‌ چنان‌اندك‌ است‌ كه‌ در حكم‌ عدم‌ مي‌باشد.
 
	<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" 