ه‌ هتك‌ حرمت‌ حرم‌ را آغاز كرده‌ است‌ و بنابراين، مشمول‌ اين‌ حكم‌ خداوند متعال‌ قرارگرفته‌ كه‌ مي‌فرمايد: ﴿وَالْحُرُمَاتُ قِصَاصٌ﴾  (وهتك‌ حرمتها قصاص‌ دارد) «94/2». از جمله‌ نشانه‌هاي‌ روشن‌ در مكه، وجود صفا و مروه‌ و مني‌ و عرفه‌ و ديگر مشاعر مقدس‌ است‌ و از آن‌ جمله، نابودشدن ‌كساني‌ از جباران‌ است‌ كه‌ قصد تجاوز به‌ حريم‌ آن‌ را بكنند.
«و براي‌ الله است‌ بر عهده‌ مردمان‌ حج‌ خانه‌ كعبه» اين‌ تأكيدي‌ بر حق‌ باري‌ تعالي ‌و بزرگداشتي‌ از حرمت‌ خانه‌ كعبه‌ است‌ «براي‌ كسي‌ كه‌ توانايي‌ رفتن‌ به‌ آن‌ را دارد» تقدير آن‌ چنين‌ مي‌شود: كسي‌ راهي‌ حج‌ خانه‌ كعبه‌ بشود كه‌ استطاعت‌ رفتن‌ به‌ آن‌را دارد، اين‌ استطاعت‌ عبارت‌ از: زاد و راحله، يعني‌ توشه‌ و اسباب‌ سفر است‌ «وهر كه‌ كفر ورزد» يعني‌: نشانه‌هاي‌ روشن‌ و فضايل‌ كعبه‌ را انكار نمايد «يقينا خداوند از جهانيان‌ بي‌نياز است» و طاعات‌ و عبادات‌ بندگان‌ اصلا به‌ او نفعي‌ نمي‌رساند، بلكه‌ اين‌ خود بندگان‌ هستند كه‌ با اداي‌ اين‌ طاعات‌ به‌ كمال‌ انساني‌ خويش‌ نايل‌مي‌گردند.
عكرمه‌ در بيان‌ سبب‌ نزول‌: ﴿ و من كفر فان الله غني عن العالمين ﴾ مي‌گويد: چون‌ آيه ﴿‏ وَمَن يَبْتَغِ غَيْرَ الإِسْلاَمِ دِيناً فَلَن يُقْبَلَ مِنْهُ﴾ : (هر كه‌ جز اسلام‌ ديني‌ ديگر بجويد، هرگز از وي ‌پذيرفته‌ نمي‌شود) نازل‌ شد، يهوديان‌ گفتند: اكنون‌ كه‌ چنين‌ است، ما هم‌ مسلمان‌ هستيم‌! رسول‌ خداص به‌ آنان‌ فرمودند: «خداي‌ عزوجل‌ حج‌ خانه‌ كعبه‌ را بر مسلمانان‌ فرض‌ گردانيده»، اما آنان‌ در پاسخ‌ گفتند: «ولي‌ آن‌ را بر ما فرض‌نگردانيده‌!»، لذا از انجام‌ مناسك‌ حج‌ سر باز زدند. همان‌ بود كه‌ اين‌ آيه‌ كريمه‌نازل‌ شد.
بيان‌ احكام‌:
1 ـ امام‌ ابوحنيفه‌ بر آن‌ است‌ كه‌ اگر كشتن‌ كسي‌ در زمين‌ حل‌ به‌ علت‌ قصاص، ارتداد يا زنا واجب‌ باشد و او به‌ سرزمين‌ حرم‌ پناه‌ برد، بر وي‌ تعرض‌ نمي‌شود، ولي‌ نبايد به‌ او، جا، غذا و آب‌ بدهند و با او خريد و فروش‌ و معامله‌ كنند تا به‌ بيرون‌ آمدن‌ از سرزمين‌ حرم‌ ناگزير گردد. اما امام‌ مالك‌ و امام‌ شافعي‌ مي‌گويند: قصاص‌ گرفتن‌ در حرم‌ از قاتل‌ قتل‌ عمد، جايز است‌.
2 ـ حج‌ در عمر يك‌ بار فرض‌ و تكرار آن‌ در هر پنج‌ سال‌ يك‌بار سنت‌ است‌.
3 ـ امام‌ ابوحنيفه، امام‌ مالك‌ و امام‌ احمدبن‌ حنبل‌ برآنند كه‌ اداي‌ حج‌ در همان‌ سال‌ اولي‌ كه‌ شخص‌ مكلف‌ واجد استطاعت‌ و بقيه‌ شرطهاي‌ اداي‌ آن‌ مي‌شود، فرض‌ است‌. ولي‌ امام‌ شافعي‌ و محمدبن‌ حسن‌ شيباني‌ بر آنند كه‌ در اداي‌ حج مبني‌ بر مهلت‌ (تراخي) است‌ نه‌ بر فوريت‌.
4 ـ بنا به‌ مذهب‌ امام‌ مالك، نيابت‌ در حج‌ جايز نيست، اما جمهور فقها آن‌ را به‌ جاي‌ كسي‌ كه‌ فوت‌ كرده‌ و حج‌ نكرده‌ است‌ و به‌ جاي‌ بيماري‌ كه‌ قادر به‌ اداي‌ حج نيست، جايز مي‌دانند. ليكن‌ مالكي‌ها حج‌ را از ذمه‌ بيمار زمين‌گيري‌ كه‌ قدرت ‌نگه‌داشتن‌ خود را بر بالاي‌ مركب‌ ندارد، ساقط دانسته‌اند. در نزد آنان‌ نيز، اجيركردن‌ شخص‌ براي‌ انجام ‌دادن‌ حج‌ به‌ جاي‌ كسي‌ كه‌ مرده‌ است‌ و قبل‌ از مرگش‌ به ‌اين‌ امر وصيت‌ كرده، جايز است‌.
5 ـ استطاعت‌ حج‌ منوط به‌ داشتن‌ توشه‌ راه‌ و وسيله‌ نقليه، به‌اضافه‌ عدم‌ وجود مانع‌ بدني‌؛ چون‌ بيماري، ترس‌ از دشمن‌ و عدم‌ امنيت‌ راه‌ است‌.
 
[7] نگاه، سوره‌ «بقره/‌125».آيه  63
‏متن آيه : ‏
‏ كَذَلِكَ يُؤْفَكُ الَّذِينَ كَانُوا بِآيَاتِ اللَّهِ يَجْحَدُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«كساني‌ كه‌ آيات‌ الهي‌ را انكار مي‌كردند، اين‌ گونه‌ رويگردان‌ مي‌شوند» يعني‌: منكران‌ آيات‌ الهي‌ و منكران‌ توحيد وي‌، با چنين‌ بيراهه‌ روي‌هايي‌، از راه‌ ـ يعني ‌از پيروي‌ و متابعت‌ راه‌ پايدار و استوار ـ بازداشته‌ و برگردانيده‌ مي‌شوند.
	آيه  64
‏متن آيه : ‏
‏ اللَّهُ الَّذِي جَعَلَ لَكُمُ الْأَرْضَ قَرَاراً وَالسَّمَاء بِنَاء وَصَوَّرَكُمْ فَأَحْسَنَ صُوَرَكُمْ وَرَزَقَكُم مِّنَ الطَّيِّبَاتِ ذَلِكُمُ اللَّهُ رَبُّكُمْ فَتَبَارَكَ اللَّهُ رَبُّ الْعَالَمِينَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«خدا همان‌ كسي‌ است‌ كه‌ زمين‌ را براي‌ شما قرارگاه‌ ساخت» يعني‌: آن‌ را جايگاه ‌استقراري‌ گردانيد كه‌ بر آن‌ مستقر مي‌شويد و ساختمانها و كالاهاي‌ شما نيز بر آن ‌استقرار مي‌يابد در حالي‌كه‌ زمين‌ شما را بر خود به‌طور محكم‌ و استوار نگاه ‌مي‌دارد و در همين‌ زمين‌ زنده‌ شده‌ و هم‌ در آن‌ مي‌ميريد. و كساني‌ كه‌ پنداشته‌اند استقرار زمين‌ با دوران‌ و حركت‌ آن‌ منافات‌ دارد، به‌ خطا رفته‌اند زيرا ما در حالي‌كه‌ سوار ماشين‌ و قطار و هواپيما هستيم‌، احساس‌ راحتي‌ و آرامش ‌مي‌كنيم‌، با آن‌كه‌ وسايل‌ فوق‌ در حال‌ حركت‌ نيز هستند پس ‌اين‌ تعبير به‌ معناي‌ نفي‌حركت‌ زمين‌ نيست‌ «و آسمان‌ را سقفي» برپا و استوار و سرپناهي‌ مستحكم‌ براي ‌شما «گردانيد. و شما را صورتگري‌ كرد و صورتهاي‌ شما را نيكو پرداخت» يعني‌: شما را در ميان‌ جانداران‌ به‌ نيكوترين‌ صورت‌ و زيباترين‌ هيأت‌ آفريد «و شما را از پاكيزه‌ها» يعني‌: از اشياي‌ لذيذ و گوارا در دنيا «روزي‌ داد، اين» ذاتي‌ كه‌موصوف‌ به‌ اوصاف‌ بزرگ‌ و باعظمت‌ ياد شده‌ است‌ «الله پروردگار شما است‌، الله پروردگار عالميان‌ بسيار بابركت‌ است» يعني‌: خير و بركت‌ او بسيار است‌، و او از همه‌ صفات‌ ناشايست‌، مقدس‌، برتر و منزه‌ مي‌باشد.
 
	آيه  65
‏متن آيه : ‏
‏ هُوَ الْحَيُّ لَا إِلَهَ إِلَّا هُوَ فَادْعُوهُ مُخْلِصِينَ لَهُ الدِّينَ الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعَالَمِينَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«اوست‌ زنده» يعني‌: ذات‌ پاينده‌ و باقي‌اي‌ كه‌ هرگز فنا نمي‌شود «خدايي‌ جز او نيست» و در الوهيت‌ يكتا و منفرد است‌ «پس‌ او را درحالي‌ كه‌ دين‌ خود را براي‌ او بي‌آلايش» يعني‌: خالص‌ و پيراسته‌ و يك‌جهت‌ «گردانيده‌ايد، بخوانيد» و طاعت ‌و عبادت‌ خود براي‌ وي‌ را از شرك‌ و شك‌ و ريا خالص‌ گردانيد «ستايش‌ ها همه‌ ويژه‌ الله پروردگار عالميان‌ است» يعني‌: پس‌ عبادت‌ و شكر وي‌ را با هم‌ جمع‌ كنيد.
ابن‌عباس‌(رض) مي‌گويد: «كسي‌ كه‌ لا اله‌ الا الله مي‌گويد؛ بايد به‌دنبال‌ آن‌: الحمدلله‌ رب ‌العالمين‌ نيز بگويد و معني‌ فرموده‌ حق‌ تعالي‌:  (فَادْعُوهُ مُخْلِصِينَ لَهُ الدِّينَ الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعَالَمِينَ ‏) همين‌ است‌.
 
آيه  66
‏متن آيه : ‏
‏ قُلْ إِنِّي نُهِيتُ أَنْ أَعْبُدَ الَّذِينَ تَدْعُونَ مِن دُونِ اللَّهِ لَمَّا جَاءنِيَ الْبَيِّنَاتُ مِن رَّبِّي وَأُ