كار رفت، مراد از آن‌ بيمي‌ كه‌ مبدأ و مقدمه‌ حيا مي‌باشدنيست، بلكه‌ همان‌ طور كه‌ گفتيم، مراد معناي‌ لازم‌ آن، يعني‌ فروگذاشتن‌ يك‌ كاراست‌. مثل: در لغت‌ به‌ معني‌ شبيه‌ و نظير است‌. مثل‌ زدن‌ در گفتار اين‌ است‌ كه‌:براي‌ يك‌ حال‌ چيزي‌ بيان‌ شود كه‌ مناسب‌ آن‌ حال‌ باشد و با ذكر آن‌ مثل، حسن‌ وقبح‌ پنهان‌ آن‌ حال‌، آشكار گردد.
ابن‌ جرير طبري‌ در بيان‌ سبب‌ نزول‌ آيه‌ كريمه‌ از گروهي‌ از صحابه‌(رض) روايت‌كرده‌ است‌ كه‌ فرمودند: «چون‌ خداي‌ عزوجل‌ با آيه: ‏ مَثَلُهُمْ كَمَثَلِ الَّذِي اسْتَوْقَدَ نَاراً ... ، و آيه: ‏ أَوْ كَصَيِّبٍ مِّنَ السَّمَاءِ ... درباره‌ منافقان‌ مثل‌ زد، منافقان‌ گفتند: خداوند(ج) برتر و بزرگتر از آن‌ است‌ كه‌ چنين‌ مثلهايي‌ بزند. پس‌ اين‌ آيه‌ كريمه‌ تا: أُولَئِكَ هُمُ الْخَاسِرُونَ ‏ نازل‌ شد. همچنين‌ كفار مي‌گفتند: در قرآن‌ ذكر زنبور عسل ‌و عنكبوت‌ و مورچه‌ آمده ‌است‌ و ذكر اين‌ اشياء با كلام‌ فصيحان‌ سازگار نيست‌! خداي‌ سبحان‌ اين‌ سخن‌ كفار و منافقان‌ را نيز رد نموده‌ و فرمود: من‌ هر مثلي‌مي‌زنم‌؛ «پشه‌ باشد يا فروتر از آن‌» يعني: كوچكتر و فروتر از پشه‌؛ چون‌ بال‌ آن‌ -كه‌ اين‌ قول‌ بيشتر محققان‌ است‌ - يا بزرگتر و فراتر از آن‌ «پس‌ كساني‌ كه‌ ايمان‌آورده‌اند، مي‌دانند كه آن‌ مثل‌ از جانب‌ پروردگارشان‌ حق‌ است‌» و ثابت‌. حق: مقابل ‌باطل‌ است‌. «ولي‌ كساني‌ كه‌ به‌ كفر گراييده‌اند، مي‌گويند: خدا از اين‌ مثل‌ چه‌ قصدي‌داشته‌ است‌؟ خدا بسياري‌ را با آن‌ گمراه‌ و بسياري‌ را با آن‌ هدايت‌ مي‌كند» يعني: قصد و اراده‌ خدا(ج) اين‌ است‌ تا با اين‌ مثل، بسياري‌ - چون‌ منافقان‌ - را گمراه‌سازد و بسياري‌ - چون‌ مؤمنان‌ - را هدايت‌ نموده‌ و بر هدايتشان‌ بيفزايد، چرا كه ‌هر يك‌ از دو گروه، اين‌ راه‌ را با انتخاب‌ خودشان‌ برگزيده‌اند، پس‌ خداوند(ج) باموجوديت‌ سبب، بر مسبب‌ مي‌افزايد «ولي‌ جز فاسقان‌ را با آن‌ گمراه‌ نمي‌كند» ازآن‌ روي‌ كه‌ آنان، نافرمان‌ شده‌ و سخن‌ پروردگار خود را سبك‌ انگاشتند، پس‌خداوند(ج) به‌ سبب‌ اين‌ فسق‌ گمراهشان‌ مي‌كند. فسق: در لغت‌ به‌ معني‌ خارج‌ شدن ‌است، اعراب‌ مي‌گويند: «فسقت‌ الرطبه‌ عن قشرها: خرماي‌ رطب‌ از پوست‌خود خارج‌ شد». اما فسق‌ در عرف‌ شرع: به‌ معناي‌ خروج‌ از طاعت‌ خداي‌عزوجل‌ مي‌باشد و بر كساني‌ كه‌ به‌ سبب‌ كفر يا به‌ سبب‌ گناه‌ از دايره‌ طاعت‌حق‌ تعالي‌ بيرون‌ مي‌روند - هردو - اطلاق‌ مي‌شود بنابراين،اصطلاح‌ «فاسق‌» شامل‌ كافر و مؤمن‌ گنهكار هر دو مي‌شود، ليكن‌ فسق‌ كافر شديدتر است‌. ولي‌ با آن‌ كه‌ صفت‌ فسق‌ بر كافر و مؤمن‌ گنه‌كار هردو اطلاق‌ مي‌شود، اما مراد اين‌آيه‌ كريمه‌ از «فاسقون‌»، كافرانند نه‌ مؤمنان، به‌ دليل‌ اين‌ كه‌ خداوند متعال‌ در بيان ‌اوصافشان‌ مي‌فرمايد:
 
سوره آل عمران آيه  100
‏متن آيه : ‏
‏ يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوَاْ إِن تُطِيعُواْ فَرِيقاً مِّنَ الَّذِينَ أُوتُواْ الْكِتَابَ يَرُدُّوكُم بَعْدَ إِيمَانِكُمْ كَافِرِينَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
ابن‌جرير طبري‌ و ابن‌اسحاق‌ در بيان‌ سبب‌ نزول‌ آيه‌ كريمه‌ از ابن‌عباس‌(رض) روايت‌ كرده‌اند كه‌ فرمود: مرداني‌ از مسلمانان‌ بر اساس‌ پيوند همجواري‌ و پيمانهايي‌ كه‌ در جاهليت‌ بود، با برخي‌ از يهوديان‌ روابط صميمانه‌اي‌ داشتند، پس‌ خداي‌ عزوجل‌ نازل‌ فرمود: «اي‌ كساني‌ كه‌ ايمان‌ آورده‌ايد، اگر از فرقه‌اي‌ از اهل‌ كتاب‌ فرمان ‌بريد» يعني‌: اگر به‌ دسايس‌ و نيرنگ‌هاي‌ آنان‌ گوش‌ فراداده‌ و به‌ سخنان‌ آنان ‌اعتماد كنيد، شما را به‌سوي‌ همان‌ هدفي‌ كه‌ خود دارند، سوق‌ مي‌دهند و آن‌ اين‌است‌ كه‌: «شما را پس‌ از ايمانتان‌ به‌ كفر برمي‌گردانند».
 
آيه  6
‏متن آيه : ‏
‏ قُلْ إِنَّمَا أَنَا بَشَرٌ مِّثْلُكُمْ يُوحَى إِلَيَّ أَنَّمَا إِلَهُكُمْ إِلَهٌ وَاحِدٌ فَاسْتَقِيمُوا إِلَيْهِ وَاسْتَغْفِرُوهُ وَوَيْلٌ لِّلْمُشْرِكِينَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«بگو» اي‌ محمدص در رد اين‌ موضع‌ كافران‌ «جز اين‌ نيست‌ كه‌ من‌ بشري‌ مانند شما هستم‌، با اين‌ تفاوت‌ كه‌ به‌سوي‌ من‌ وحي‌ مي‌شود كه‌: خداي‌ شما خداي‌ يگانه‌اي ‌است» يعني‌: جز اين‌ نيست‌ كه‌ من‌ نيز بشري‌ همانند يك‌ تن‌ از خود شما هستم‌ و از جنسي‌ مغاير با جنس‌ شما نيستم‌، نه‌ فرشته‌ هستم‌، نه‌ جن‌ و نه‌ از جنس‌ ديگري‌ جز جنس‌ بشر تا دلهايتان‌ از من‌ در پرده‌ و پوششي‌ باشد. از سوي‌ ديگر، من‌ شما را به‌سوي‌ چيزي‌ كه‌ با عقل‌ مخالف‌ باشد دعوت‌ نكرده‌ام‌ بلكه‌ شما را به‌سوي‌ توحيد و يكتاپرستي‌ فراخوانده‌ام‌. تنها فرقي‌ كه‌ ميان‌ من‌ و شما هست‌ در اين‌ است‌ كه‌ به‌من‌ وحي‌ فرستاده‌ مي‌شود نه‌ به‌ شما لذا من‌ با وحي‌ الهي‌ پيامبر شده‌ام‌ و پيروي‌ من ‌بر شما واجب‌ گرديده‌ است‌ «پس‌ مستقيما به‌سوي‌ او بشتابيد» با طاعت‌ و عبادت ‌خالصانه‌ و بي‌شائبه‌ و از راه‌ وي‌ ميل‌ و انحراف‌ نكنيد «و از او آمرزش ‌بخواهيد» به‌خاطر گناهاني‌ كه‌ از شما سر زده‌ است‌ «و ويل‌ بر مشركان» از فرط جهالت‌ و استخفافشان‌ به‌ خداي‌ سبحان‌. ويل‌: كلمه‌ عذاب‌ و تهديد است‌. يعني‌: هلاكت‌ و نابودي‌ بر آنان‌ باد!
 
آيه  7
‏متن آيه : ‏
‏ الَّذِينَ لَا يُؤْتُونَ الزَّكَاةَ وَهُم بِالْآخِرَةِ هُمْ كَافِرُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«همان‌ كساني‌ كه‌ زكات‌ نمي‌پردازند» يعني‌: به‌ وجوب‌ زكات‌ ايمان‌ ندارند و آن‌را از فقرا بازداشته‌ و در راه‌ حق‌ انفاق‌ نمي‌كنند «و آنان‌ كه‌ به‌ آخرت‌ كافرند» و منكر آن‌ مي‌باشند. نسفي‌ مي‌گويد: «خداوند متعال‌ ندادن‌ زكات‌ از سوي‌ آنهارا به‌ انكار آخرت‌ پيوست‌ كرد زيرا دوست‌ داشته‌ترين‌ چيز در پيش‌ انسان‌ مال‌ اوست‌ و سخن‌ معروفي‌ است‌ كه‌ مال‌، به‌ جان‌ راه‌ دارد پس‌ اگر شخص‌ مالش‌ را در راه ‌خدا(ج) داد، اين‌ دليلي‌ است‌ نيرومند بر صلاح‌ و استقامت‌ وي‌».
 
	آيه  8
‏متن آيه : ‏
‏ إِنَّ الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ لَهُمْ أَجْرٌ غَيْرُ مَمْنُونٍ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«بي‌گمان‌ كساني‌ كه‌ ايمان‌ آورده‌ و كارهاي‌ شايسته‌ كرده‌اند، ايشان‌ را پاداشي‌ غير مقطوع‌ است» يعني‌: پاداشي‌ ناكاسته‌ و قطع‌ نشدني‌ است‌. يا معناي‌ «غير مقطوع‌» اين‌ است‌: به‌خاطر دادن‌ آن‌ پاداش‌، بر ايشان‌ منت‌ گذاشته‌ نمي‌شود زيرا منت‌گذاشتن‌ در برابر فضل‌ و بخشش‌ است‌ ولي‌ دادن‌ پاداش‌ در ازاي‌ عمل‌، يك ‌حق‌ است‌ و دادن‌ حق‌ منتي‌ به‌ همراه‌ ندارد. اما ابن‌ كثير مي‌گويد: «بعضي