 از ائمه‌ اين‌ گونه‌ تفسير را رد كرده‌اند زيرا خداوند (ج) بر اهل‌ بهشت‌ منتي‌ آشكار دارد، چنان‌ كه‌ خود  ايشان‌ در بهشت‌ مي‌گويند: (‏ فَمَنَّ اللَّهُ عَلَيْنَا وَوَقَانَا عَذَابَ السَّمُومِ ‏): (پس‌ خدا بر ما منت‌ نهاد و ما را از عذاب‌ سموم‌ نگاه‌ داشت)  «طور/27».
 
آيه  9
‏متن آيه : ‏
‏ قُلْ أَئِنَّكُمْ لَتَكْفُرُونَ بِالَّذِي خَلَقَ الْأَرْضَ فِي يَوْمَيْنِ وَتَجْعَلُونَ لَهُ أَندَاداً ذَلِكَ رَبُّ الْعَالَمِينَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«بگو» اي‌ پيامبر‌ص به‌ كفار «آيا اين‌ شماييد كه‌ واقعا به‌ آن‌ كسي‌ كه‌ زمين‌ را در دو روز آفريد كفر مي‌ورزيد» به‌قولي‌: اين‌ دو روز، عبارت‌ از روزهاي‌ يكشنبه‌ و دوشنبه‌ بود. هرچند اين‌ روايت‌ و روايات‌ امثال‌ آن‌ در باره‌ تعيين‌ روزهاي‌ خلقت‌، از منابع‌ اهل‌ كتاب‌ است‌. البته‌ اين‌ آفرينش‌ تدريجي‌، براي‌ آموزش‌ تأني‌ و مدارا به‌بندگان‌ بود، وگرنه‌ حق‌ تعالي‌ قادر است‌ تا هر چيزي‌ را كه‌ اراده‌ كند، در يك‌ لحظه ‌بيافريند. به‌قولي‌ديگر: مراد اين‌ است‌ كه‌ خداوند متعال‌ زمين‌ را در مدتي‌ به ‌مقدار دو روز آفريد، يا آن‌ را در دو نوبت‌ و در دو مرحله‌ آفريد زيرا روز حقيقي‌ فقط بعد از وجود زمين‌ و آسمان‌ قابل‌ تصور مي‌باشد و قبل‌ از آن‌ قابل‌ تصور نيست‌.
نظر علوم‌ جديد نيز درباره‌ آفرينش‌ دو نوبتي‌ زمين‌ اين‌ است‌ كه‌: حق‌ تعالي‌ در نوبت‌ اول‌، زمين‌ را بعد از آن‌كه‌ كره‌ گازي‌اي‌ بود، جامد گردانيد و در نوبت‌ دوم‌آن‌ را به‌ طبقات‌ مختلف‌ ـ همراه‌ با ذخاير آبي‌ و معدني‌ آن‌ ـ تقسيم‌ كرد.
«و» با اين‌ وجود «براي‌ او همتاياني‌ قرار مي‌دهيد» يعني‌: براي‌ او اضدادي‌ قرار مي‌دهيد كه‌ نزد شما در قدر و منزلت‌ خود با وي‌ مساوي‌ هستند! «اين» ذات ‌موصوف‌ به‌ آنچه‌ ذكر شد، همانا «پروردگار عالميان‌ است» پس‌ جز او كسي ‌شايسته‌ ربوبيت‌ نيست‌. عالمين‌: جمع‌ عالم‌ است‌ كه‌ شامل‌ همه‌ ماسوي‌الله مي‌باشد و به‌خاطر اختلاف‌ انواعي‌ كه‌ دارد، يا به‌ سبب‌ تغليب‌ عقلا بر غير آنان‌، به‌ صيغه‌ جمع‌ آمده‌ است‌. آري‌! آنچه‌ كه‌ شما مشركان‌ آنها را شريك‌ و همتاي‌ خداي‌ عزوجل‌ قرار مي‌دهيد، نيز از جمله‌ عالميانند پس‌ چگونه‌ برخي‌ از مخلوقات‌ وي‌ را در امر پرستش‌، شركاي‌ وي‌ مي‌گردانيد؟.
ظاهر اين‌ آيه‌ دلالت‌ بر اين‌ دارد كه‌ زمين‌ قبل‌ از آسمان‌ آفريده‌ شده‌ است‌ اما فرموده‌ خداوند (ج) در آيات‌ (30 ـ 27) سوره‌ «نازعات‌» مشعر بر آن‌ است‌ كه ‌آسمان‌ قبل‌ از زمين‌ آفريده‌ شده‌ است‌:  (أَمِ السَّمَاء بَنَاهَا رَفَعَ سَمْكَهَا فَسَوَّاهَا ‏وَأَغْطَشَ لَيْلَهَا وَأَخْرَجَ ضُحَاهَا ‏ وَالْأَرْضَ بَعْدَ ذَلِكَ دَحَاهَا ): (آيا شما استوار آفريده‌تريد يا آسمان‌؛ كه‌ آن‌ را برافراشت‌، سقف‌ آن‌ را بلند بركشيد و آن‌ را استوار كرد، شب ‌آن‌ را تاريك‌ كرد و روز آن‌ را برآورد و بعد از آن‌ زمين‌ را گستراند؟). ابن‌عباس‌ك چنين‌ پاسخ‌ مي‌دهد كه‌: «دحو: گستراندن‌» غير از آفريدن‌ است‌. يعني‌ خداوند (ج) اولا زمين‌ و سپس‌ آسمانها را آفريد آن‌گاه‌ زمين‌ را هموار كرد و گسترانيد. ابن‌كثير به‌ تأييد اين‌ قول‌ ابن‌عباس‌ك مي‌گويد: «آفرينش‌ زمين‌ به‌ نص‌آيه‌ «بقره/‌29» قبل‌ از آفرينش‌ آسمان‌ بوده‌ است‌».
 
آيه  10
‏متن آيه : ‏
‏ وَجَعَلَ فِيهَا رَوَاسِيَ مِن فَوْقِهَا وَبَارَكَ فِيهَا وَقَدَّرَ فِيهَا أَقْوَاتَهَا فِي أَرْبَعَةِ أَيَّامٍ سَوَاء لِّلسَّائِلِينَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«و در زمين‌ كوههاي‌ استوار» يعني‌: راسخ‌، ثابت‌ و ريشه‌دار «از بالاي‌ آن» يعني‌: برآمده‌ و مرتفع‌ بر روي‌ زمين‌ «آفريد» زيرا كوهها از اجزاي‌ زمين‌اند. «و در آن‌ بركت‌ نهاد» يعني‌: زمين‌ را ـ با منافعي‌ كه‌ براي‌ بندگان‌ در آن‌ آفريد ـ پربركت‌ و داراي‌ خير بسيار گردانيد «و در آن‌ اقوات‌ آن‌ را مقدر كرد» يعني‌: ارزاق‌ و زادوبرگهاي‌ اهالي‌ زمين‌ و آنچه‌ را كه‌ براي‌ گذران‌ معيشت‌ آنها صلاحيت‌ دارد ـ از درختان‌ و رستني‌ها و منافع‌ ـ تماما به‌اندازه‌ و با مقاديري‌ معين‌ و تقسيم‌ شده‌، در آن‌ قرار داد. باز در هر سرزمين‌ چيزهايي‌ آفريد كه‌ در سرزمينهاي‌ ديگر وجود ندارد، يا وجود آنها در آن‌ سرزمين‌ها نادر است‌؛ تا بشر با تجارت‌ و سفر از سرزميني‌ به‌ سرزميني‌ ديگر، زادوبرگ‌ و وسايل‌ زندگي‌ خويش‌ را با تعاون‌ همديگر فراهم‌ كنند. و آماده‌ كردن‌ اين‌ زادوبرگ‌ و ارزاق‌ زمين‌؛ «در چهار روز» بود. يعني‌ در دوروز ديگر به‌ علاوه‌ دو روز قبلي‌ بود كه‌ مجموعا چهار روز مي‌شود. پس‌ آفرينش‌ زمين‌ و قرار دادن‌ ارزاق‌ آن‌، جمعا در چهار روز انجام‌ گرفت‌. نقل‌ است‌ كه‌ اين‌ دو روز اخير، روزهاي‌ سه‌شنبه‌ و چهارشنبه‌ بود. «براي ‌سؤال‌كنندگان‌ بيان‌ واضح‌ ارائه‌ شد» يعني‌: جمع‌ كل‌ روزهاي‌ آفرينش‌ و آماده‌سازي ‌زمين‌ براي‌ زندگي‌، چهار روز تمام‌ بي‌كم‌ و زياد است‌. گويي‌ گفته‌ شد: اين‌ بيان‌ محدد و روشن‌، پاسخ‌ كساني‌ است‌ كه‌ سؤال‌ مي‌كنند: زمين‌ و آنچه‌ در آن‌ است‌، در چه‌ مدتي‌ آفريده‌ شده‌ است‌؟.
	آيه  11
‏متن آيه : ‏
‏ ثُمَّ اسْتَوَى إِلَى السَّمَاء وَهِيَ دُخَانٌ فَقَالَ لَهَا وَلِلْأَرْضِ اِئْتِيَا طَوْعاً أَوْ كَرْهاً قَالَتَا أَتَيْنَا طَائِعِينَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«سپس‌ به‌ آسمان‌ پرداخت» يعني‌: سپس‌ حق‌ تعالي‌ به ‌قصدي‌ استوار، به‌سوي ‌آسمان‌ قصد كرد. «استوي‌» از اين‌ قول‌ اعراب‌ است‌: «استوي‌ الي‌ مكان‌ كذا: آهنگ‌ فلان‌ جا را كرد» آن‌گاه‌ كه‌ شخص‌ به‌سوي‌ مكاني‌ چنان‌ متوجه‌ شود كه‌ بجز آن‌، به‌ كاري‌ ديگر التفاتي‌ نكند «درحالي‌كه‌ آسمان‌ دخاني‌ بود» دخان‌: دودي‌ است‌ كه‌ از شعله‌ آتش‌ بلند مي‌شود. يعني‌: آسمان‌ ماده‌ گاز تاريكي‌ شبيه‌ دود بود كه‌ امروزه‌ دانشمندان‌ آن‌ را «سديم‌» ناميده‌ و جهان‌ را در اين‌ مرحله‌ از تطور آفرينش‌ آن‌، اصطلاحا «جهان‌ سديم‌» مي‌گويند. پس‌ اين‌ آيه‌، تجلي‌بخش‌ يكي از معجزات‌ علمي‌ قرآن‌ كريم‌ است‌.
«سپس‌ به‌ آسمان‌ و زمين‌ فرمود: خواه‌ يا ناخواه‌ رام‌ شويد» يعني‌: فرمانم‌ را خواه‌ناخواه‌ اجابت‌ گوييد. مفسران‌ گفته‌اند: به‌ آسمان‌ گفته‌ شد: اي‌ آسمان‌! خورشيد و ماه‌ و ستارگانت‌ را درخشان‌ كن‌. و به‌ زمين‌ گفته‌ شد: اي‌ زمين‌! جويباران‌ و رودبارانت‌ را برشكاف‌ و ميوه‌ها و رستني‌هايت‌ را بيرون‌ آور. «آن‌ دو گفتند: فرمان‌ پذير آمديم» يعني‌: هر دويمان‌ با كمال‌ رضا و اطاعت‌، در برابر فرمانت‌ منقاد و تسليم‌ هستيم‌. چنين‌ بود كه‌ خداي‌ عزوجل‌ در آنها نيروي ‌سخن