‌ بر خودت‌ بسنده‌ است‌ و امروز نويسندگان‌ گرامي‌ (فرشتگان‌ نويسنده‌ اعمال) به‌ عنوان‌ گواهان‌ بر تو بسنده‌اند. سپس‌ آن‌ حضرت‌‌ص افزودند: در اين‌ هنگام‌ بر دهانش ‌مهر نهاده‌ شده‌ و به‌ اندامهايش‌ گفته‌ مي‌شود: به‌سخن‌ درآييد و گويا شويد. پس ‌اندامها به‌ اعمال‌ وي‌ گويا مي‌شوند. فرمودند: سپس‌ مهر از دهان‌ وي‌ برداشته‌ شده‌ و به‌ او اجازه‌ داده‌ مي‌شود كه‌ سخن‌ بگويد. پس‌ خطاب‌ به‌ اندامهاي‌ خويش‌ مي‌گويد: دوري‌ باد شما را (گم‌وگور شويد) آخر من‌ از جاي‌ شما دفاع‌ مي‌كردم‌».
 
	 آيه  22
‏متن آيه : ‏
‏ وَمَا كُنتُمْ تَسْتَتِرُونَ أَنْ يَشْهَدَ عَلَيْكُمْ سَمْعُكُمْ وَلَا أَبْصَارُكُمْ وَلَا جُلُودُكُمْ وَلَكِن ظَنَنتُمْ أَنَّ اللَّهَ لَا يَعْلَمُ كَثِيراً مِّمَّا تَعْمَلُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«و شما از اين‌كه‌ مبادا گوشهايتان‌ و چشمهايتان‌ و پوستهايتان‌ بر ضد شما گواهي ‌دهند پرده‌پوشي‌ نمي‌كرديد» به‌ قولي‌: اين‌ از خطاب‌ خداي‌ سبحان‌ به‌ دوزخيان‌، يا از سخن‌ پوستهايشان‌ به‌ آنان‌ است‌. يعني‌: شما در هنگام‌ ارتكاب‌ اعمال‌ ناشايست‌، از بيم‌ اين‌كه‌ اندامهايتان‌ عليه‌ شما گواهي‌ دهند، پرده‌پوشي‌ نمي‌كرديد و از اين‌ امر غافل‌ بوديد كه‌ اگر هيچ‌ گواه‌ ديگري‌ از بشر در هنگام‌ ارتكاب‌ اعمال‌ بد شما نيز حاضر نباشد، خود اندامهاي‌ شما بر شما گواهي‌ مي‌دهد! و از آنجا كه‌ انسان‌ قادر نيست‌ تا در هنگام‌ ارتكاب‌ گناه‌ از اندامهاي‌ خويش‌ پرده‌پوشي‌ كند پس ‌معناي‌ پرده‌پوشي‌ و پنهانكاري‌ در اينجا، ترك‌ گناه‌ از بيم‌ حضور اين‌ گواهان ‌اجباري‌ است‌. البته‌ اين‌ بيان‌ الهي‌، بيدارباشي‌ براي‌ مؤمن‌ است‌ كه‌ او بايد در همه‌ حال‌، وجود مراقب‌ و ناظري‌ را بر خود احساس‌ كند «ليكن‌ گمان‌ داشتيد كه‌ خدا بسياري‌ از آنچه‌ را كه» از گناهان‌ «مي‌كنيد، نمي‌داند» پس‌ بنابر همين‌ پندار بود كه‌ به ‌ارتكاب‌ گناهان‌ جرأت‌ كرديد.
بخاري‌ و مسلم‌ در بيان‌ سبب‌ نزول‌ اين‌ آيه‌ از ابن‌مسعود(رض) روايت‌ كرده‌اند كه‌ فرمود: «من‌ در ميان‌ پرده‌هاي‌ كعبه‌ خود را پنهان‌ كرده‌ بودم‌ كه‌ سه‌ نفر به‌ من‌ نزديك‌ شدند: يك‌ تن‌ قريشي‌ با دو دامادش‌ كه‌ ثقفي‌ بودند. يا يك‌ تن‌ ثقفي‌ با دو دامادش‌ كه‌ قريشي‌ بودند. چاقي‌ و چربي‌ شكمهاي‌ آنان‌ بسيار و فهم‌ و دريافت ‌قلبهايشان‌ اندك‌ بود. آنها باهم‌ سخناني‌ گفتند كه‌ من‌ آن‌ را نمي‌شنيدم‌. در اين‌ اثنا يكي‌ از آنها با صدايي‌ كه‌ برايم‌ قابل‌ شنيدن‌ بود گفت‌: آيا مي‌دانيد كه‌ خداوند (ج) اين‌ سخنان‌ ما را مي‌شنود؟ ديگري‌ گفت‌: اگر ما صداهايمان‌ را بلند كنيم‌، او آن ‌را مي‌شنود اما اگر آن‌ را بلند نكنيم‌، او آن‌ را نمي‌شنود! ولي‌ ديگري‌ گفت‌: او اگر چيزي‌ از آن‌ را بشنود، مسلما كل‌ آن‌ را مي‌شنود. ابن‌مسعود(رض) مي‌گويد: اين‌ ماجرا را به‌ رسول‌‌خدا‌ص گفتم‌، همان‌ بود كه‌ خداي‌ عزوجل‌ اين‌ آيه‌ را تا: (من ‌الخاسرين) نازل‌ كرد. در حديث‌ شريف‌ آمده‌ است‌: «ليس‌ من‌ يوم‌ يأتي‌ علي‌ ابن‌ آدم ‌إلا ينادي‌ فيه‌: يا ابن‌ آدم‌! أنا خلق‌ جديد، وأنا فيما تعمل‌ غدا عليك‌ شهيد، فاعمل‌ في‌ خيرا أشهد لك‌ به‌ غدا، فإني‌ لو قد مضيت‌ لم‌ ترني‌ أبدا. ويقول‌ الليل‌ مثل‌ ذلك: هيچ‌ روزي‌ بر فرزند آدم‌ نمي‌آيد مگر اين‌كه‌ چنين‌ ندا مي‌كند: اي‌ فرزند آدم‌! من‌ آفرينش ‌جديدي‌ هستم‌ و من‌ در آنچه‌ كه‌ عمل‌ مي‌كني‌، فردا بر تو گواه‌ مي‌باشم‌ پس‌ در من ‌عمل‌ خير انجام‌ بده‌ تا فرداي‌ قيامت‌ به‌نفع‌ تو گواهي‌ بدهم‌ زيرا آن‌گاه‌ كه‌ من‌ رفتم ‌ديگر هرگز و براي‌ هميشه‌ مرا نمي‌بيني‌. و شب‌ نيز مانند اين‌ سخن‌ را مي‌گويد».
آيه  23
‏متن آيه : ‏
‏ وَذَلِكُمْ ظَنُّكُمُ الَّذِي ظَنَنتُم بِرَبِّكُمْ أَرْدَاكُمْ فَأَصْبَحْتُم مِّنْ الْخَاسِرِينَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«و همين‌ گمانتان‌ كه‌ به‌ غلط در باره‌ پروردگارتان‌ برديد، بود كه‌ شما را هلاك‌ كرد» يعني‌: گمانتان‌ به‌ اين‌كه‌ خداوند (ج) بسياري‌ از اعمالتان‌ را نمي‌داند، بود كه‌ شما را بر ارتكاب‌ معصيت‌ جري‌ و جسور گردانيد لذا در ارتكاب‌ گناه‌ شتاب‌ كرديد و همين‌ امر شما را هلاك‌ گردانيد و به‌ دوزخ‌ در افگند «و از زيانكاران‌ شديد» در دنيا و آخرت‌.
در حديث‌ شريف‌ به‌ روايت‌ جابربن‌ عبداللهك آمده‌ است‌ كه‌ رسول‌‌خدا‌ص فرمودند: «لا يموتن‌ أحد منكم‌ إلا و هو يحسن‌ بالله‌ الظن‌ فإن‌ قوما قد أرداهم‌ سوء ظنهم‌ بالله‌، فقال ‌الله‌ تعالي‌:  (‏ وَذَلِكُمْ ظَنُّكُمُ الَّذِي  ‌...) : هرگز يكي‌ از شما نميرد، جز اين‌كه‌ به‌ خداوند (ج) گمان‌ و انديشه‌ نيك‌ مي‌پروراند زيرا سوءظن‌ گروهي‌ به ‌خداوند (ج)، آنان‌ را هلاك‌ گردانيد پس‌ خداوند (ج) فرمود: و اين‌ گمانتان‌ كه ‌به‌ غلط در حق‌ پروردگار خويش‌ انديشيديد، شما را هلاك‌ گردانيد، در نتيجه‌ از زيانكاران‌ شديد». 
علما گفته‌اند؛ گمان‌ بر دو قسم‌ است‌:
1 ـ گمان‌ نيك‌: و آن‌ اين‌ است‌ كه‌ انسان‌ نسبت‌ به‌ خداي‌ عزوجل‌، رحمت‌ و فضل‌ و احسانش‌ را گمان‌ داشته‌ باشد. چنان‌كه‌ خداوند (ج) در حديث‌ شريف‌ قدسي ‌مي‌فرمايد: «أنا عند ظن‌ عبدي‌ بي‌: من‌ در نزد گمان‌ بنده‌ خويش‌ در حق‌ خود هستم‌».
2 ـ گمان‌ زشت‌ و ناپسند: و آن‌ اين‌ گمان‌ در مورد خداوند (ج) است‌ كه‌ او به ‌بعضي‌ از افعال‌ علم‌ ندارد.
حسن‌ بصري‌ مي‌گويد: «مردمي‌ هستند كه‌ آرزوهاي‌ خام‌ چنان‌ سرگرم‌ و غافلشان‌ كرده‌ است‌ كه‌ چون‌ از دنيا بيرون‌ روند، در حالي‌ بيرون‌ مي‌روند كه‌ هيچ‌ ثوابي‌ندارند. يكي‌ از آنها مي‌گويد: من‌ به‌ پروردگارم‌ گمان‌ و انديشه‌ نيك‌ مي‌پرورانم‌ و باكي‌ ندارم‌ كه‌ چه‌ مي‌كنم‌ زيرا پروردگارم‌ بخشايشگر و آمرزگار است‌! درحالي‌كه ‌او دروغ‌ گفته‌ است‌ زيرا اگر به‌ پروردگار خويش‌ گمان‌ نيك‌ مي‌داشت‌، يقينا عمل ‌نيك‌ هم‌ انجام‌ مي‌داد. آن‌گاه‌ اين‌ آيه‌ را تلاوت‌ كرد».
 
آيه  24
‏متن آيه : ‏
‏ فَإِن يَصْبِرُوا فَالنَّارُ مَثْوًى لَّهُمْ وَإِن يَسْتَعْتِبُوا فَمَا هُم مِّنَ الْمُعْتَبِينَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«پس‌ اگر صبر كنند» و بر عذاب‌ شكيبايي‌ ورزند، اين‌ صبر و شكيبايي‌ هيچ‌ به ‌دردشان‌ نمي‌خورد زيرا «جايگاهشان‌ در آتش‌ است» و هرگز آنها را از آن‌ بيرون‌ رفتي‌ نيست‌ «و اگر بخشايش‌ طلبند، از بخشودگان‌ نيستند» يعني‌: اگر درخواست‌ كنند كه‌ به‌سوي‌ آنچه‌ كه‌ در دنيا دوست‌ دارند برگردانيده‌ شوند، برگردانيده ‌نمي‌شوند زيرا سزاوار اين‌ بازگشت‌ نيستند و اگر طالب‌ رضا و عفو الهي‌ بشوند، نيز اين‌ عفو براي