ان‌ صادر نمي‌شود بلكه‌ آنها ناگزير بايد دوزخ‌ را تحمل‌ كنند.
در حديث‌ شريف‌ آمده‌ است‌: «ولا بعد الموت‌ من‌ مستعتب‌» يعني‌: بعد از مرگ‌، هيچ‌ معذرت‌خواهي‌ و طلب‌ بخشايشي‌ نيست‌ زيرا آخرت‌ سراي‌ جزاست‌ و در آن ‌عملي‌ در كار نمي‌باشد.
 
	سوره آل عمران آيه  101
‏متن آيه : ‏
‏ وَكَيْفَ تَكْفُرُونَ وَأَنتُمْ تُتْلَى عَلَيْكُمْ آيَاتُ اللّهِ وَفِيكُمْ رَسُولُهُ وَمَن يَعْتَصِم بِاللّهِ فَقَدْ هُدِيَ إِلَى صِرَاطٍ مُّسْتَقِيمٍ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«و چگونه‌ كفر مي‌ورزيد» مراد اين‌ نيست‌ كه‌ آن‌ گروه‌ از مسلمانان‌ كافر شده‌اند، چرا كه‌ به‌ صفت‌ ايمان‌: (يا أيها الذين آمنوا) مخاطب‌ گرديده‌اند، بلكه‌ مراد اين‌است‌ كه‌ راه‌ دوستي‌ با يهوديان، به‌ كفر منتهي‌ مي‌شود. آري‌! چگونه‌ به‌ راهي‌مي‌رويد كه‌ سرانجام‌ آن‌ كفر است‌ «با آن‌ كه‌ آيات‌ الهي‌ بر شما خوانده‌ مي‌شود» پس‌بر شماست‌ كه‌ اين‌ آيات‌ را بخوانيد و به‌ آنها چنگ‌ زنيد تا از اهداف‌ توطئه‌آميزي ‌كه‌ يهوديان‌ در قبال‌ شما دارند، آگاه‌ شويد «و رسول‌ خدا در ميان‌ شماست» پس‌ به‌او رجوع‌ نماييد و قضايا را به‌ او ارجاع‌ دهيد، كه‌ در اين‌ صورت‌ قطعا نيرنگ ‌يهوديان‌ بي‌اثر مي‌شود. البته‌ رجوع‌ به‌ شخص‌ پيامبرص در حال‌ حيات‌ ايشان‌ بود، اما بعد از درگذشت‌ ايشان‌؛ آثار و نشانه‌ها و سيرت‌ ايشان‌ و قرآني‌ را كه‌ از جانب‌حق‌ تعالي‌ آورده‌اند و سنت‌ ايشان، همگي‌ در ميان‌ ما باقي‌ است‌ و علماي‌ امت‌ هم ‌اين‌ منابع‌ و معارف‌ را مي‌شناسند، پس‌ چنان‌ است‌ كه‌ رسول‌ خداص براي‌ هميشه ‌در ميان‌ ما هستند، به‌ شرط آن‌ كه‌ به‌ آستان‌ سنت‌ و سيرتشان‌ رجوع‌ كرده‌ و بدانها تمسك‌ جوييم‌ تا از دسايس‌ و فتنه‌هاي‌ كفار اهل‌ كتاب‌ و غير آنان‌ در امان‌ مانيم‌ «و هر كس‌ به‌ خداوند پناه‌ برد، به‌ راه‌ راست‌ هدايت‌ شده‌است» بنابراين، خداوندمتعال‌ مؤمنان‌ را به‌ پناه ‌بردن‌ به‌ خود و ترك‌ اعتماد و گرايش‌ به‌ دشمنانش‌ ارشادمي‌كند تا راه‌ هدايت‌ به‌ رويشان‌ هموار شود و از گمراهي‌اي‌ كه‌ از سوي‌ دشمنان برايشان‌ برنامه‌ ريزي‌ شده‌ است، رهايي‌ يابند.
ابن‌جرير طبري‌ در بيان‌ سبب‌ نزول‌ اين‌ آيات‌ از زيدبن‌ اسلم‌ روايت‌ كرده‌ است‌ كه‌ فرمود: شاس‌بن‌ قيس‌ يهودي‌ پيرمردي‌ بسيار عقده‌اي‌ و كينه‌توز عليه‌ مسلمانان ‌بود، روزي‌ نامبرده‌ از برابر مجلس‌ اوس‌ و خزرج‌ كه‌ با هم‌ گرم‌ گفت‌وگو بودند گذشت، پس‌ محبت‌ و الفت‌ و صفايي‌ را كه‌ از آنان‌ ديد، او را سخت‌ برآشفته ‌ساخت‌ و روزگار جاهليت‌ را به‌ ياد آورد كه‌ اوس‌ و خزرج‌ با هم‌ درگير جنگي‌ طولاني‌ و دشمني‌هاي‌ دراز دامني‌ بودند. در اين‌ اثنا جواني‌ از يهوديان‌ را كه‌ با وي ‌بود، دستور داد كه‌ برود و با آنان‌ بنشيند و روز «بعاث» را كه‌ در آن‌ ميان‌ اوس‌ وخزرج‌ جنگي‌ سخت‌ شعله‌ور شده‌ بود به‌ خاطرشان‌ بياورد. جوان‌ يهودي‌ چنين‌كرد. پس‌ احساسات‌ دوران‌ جاهليت‌ در ميان‌ آنان‌ بر انگيخته‌ شد و مشاجره‌ آغاز گشت‌ و كارچنان‌ بالا گرفت‌ كه‌ به‌ ميدان‌ جنگ‌ و سلاح‌ كشيد. رسول‌ خداص كه‌از ماجرا آگاه‌ شدند، به‌ سويشان‌ شتافته‌ و خطاب‌ به‌ آنان‌ فرمودند: آيا درحالي‌ كه ‌من‌ در ميان‌ شما هستم، داعيه‌ جاهليت‌ را سر داده‌ايد؟ آن‌گاه‌ در اين‌ باره، خطابه‌اي‌ موجز و بليغ‌ ايراد كردند كه‌ بر اثر آن‌ مسلمانان‌ به‌ خود آمدند و دانستندكه‌ اين‌ انگيزه، بر اثر وسوسه‌ شيطان‌ و مكر دشمنانشان‌ بوده‌ است‌. آن‌گاه‌ همديگررا به‌ گرمي‌ در آغوش‌ گرفته‌ و به‌ آيين‌ مهر و صفا بازگشتند. و خداوند متعال‌ اين‌آيات‌ را نازل‌ نمود.
 
آيه  25
‏متن آيه : ‏
‏ وَقَيَّضْنَا لَهُمْ قُرَنَاء فَزَيَّنُوا لَهُم مَّا بَيْنَ أَيْدِيهِمْ وَمَا خَلْفَهُمْ وَحَقَّ عَلَيْهِمُ الْقَوْلُ فِي أُمَمٍ قَدْ خَلَتْ مِن قَبْلِهِم مِّنَ الْجِنِّ وَالْإِنسِ إِنَّهُمْ كَانُوا خَاسِرِينَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«و براي‌ آنان‌ همنشيناني‌ را برگماشتيم» يعني‌: بر آنان‌ همنشيناني‌ را از شياطين‌ به ‌عنوان‌ دوستاني‌ صميمي‌ و همراز مسلط كرديم‌ تا آنان‌ را گمراه‌ كنند «پس‌ آن ‌همنشينان‌ آنچه‌ را پيش‌ رويشان‌ است» از امور دنيا و شهوات‌ آن‌ «برايشان‌ آراسته‌ جلوه‌ دادند» و آنها را به‌ ارتكاب‌ معاصي‌ و نافرماني‌هاي‌ خداوند (ج) واداشتند «و» آراستند برايشان‌ «آنچه‌ را پشت‌ سر آنان‌ بود» يعني‌: برايشان‌ آينده‌ شان‌ از امور آخرت‌ را نيز آراستند و گفتند: نه‌ رستاخيزي‌ در كار است‌ و نه‌ حسابي‌، نه ‌بهشت‌ و نه‌ دوزخي‌ «و بر آنان‌ قول» يعني‌: وعده‌ عذاب‌ «ثابت‌ شد» و آن‌ اين ‌فرموده‌ خداوند (ج) است‌:  ( لأَمْلأنَّ جَهَنَّمَ مِنَ الْجِنَّةِ وَالنَّاسِ أَجْمَعِينَ ‏): (قطعا جهنم‌ را از جنيان‌ و انسانها پر مي‌كنم) «هود/119». «در امت‌هايي» يعني‌: وعده‌ عذاب‌ در جمله‌ امتهاي‌ كافري‌ «كه‌ پيش‌ از آنان‌ ـ از جن‌ و انس‌ ـ گذشتند» بر كفر و به‌مانند اعمال‌ اينان‌ عمل‌ كردند، بر آنان‌ ثابت‌ شد «هرآينه‌ آنان‌ زيانكار بودند» با تكذيب‌ وافعال‌ بد خويش‌ و هيچ‌ سودي‌ هم‌ نبردند.
 
آيه  26
‏متن آيه : ‏
‏ وَقَالَ الَّذِينَ كَفَرُوا لَا تَسْمَعُوا لِهَذَا الْقُرْآنِ وَالْغَوْا فِيهِ لَعَلَّكُمْ تَغْلِبُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«و كافران‌ گفتند: به‌ اين‌ قرآن‌ گوش‌ ندهيد» يعني‌: برخي‌ از كافران‌ به‌ برخي‌ ديگر گفتند: به‌ قرآني‌ كه‌ پيامبر و مؤمنان‌ مي‌خوانند، گوش‌ فراندهيد «و در اثناي‌ خواندن‌ آن‌ سخنان‌ بيهوده‌ بگوييد» يعني‌: با گفتن‌ سخنان‌ بيهوده‌ و باطل‌، با قرآن‌ معارضه ‌كنيد. يا صداي‌ خود را در اثناي‌ خواندن‌ آن‌ بلند كنيد تا خواننده‌ آن‌ مشوش‌ گردد و نفهمد كه‌ چه‌ مي‌خواند. يا در اثناي‌ تلاوت‌ آن‌ ـ با كف ‌زدن‌ و جيغ‌ و داد كشيدن‌ و همهمه‌ و هياهو ـ غوغا به‌پا كنيد تا قرائت‌ قرآن‌ نامفهوم‌ گردد و كسي‌ از آن‌ چيزي‌ نفهمد «باشد كه‌ غالب‌ شويد» بر آنان‌ در قرائتشان‌ لذا از خواندن‌ قرآن ‌بازايستند و سكوت‌ كنند.
 
	آيه  27
‏متن آيه : ‏
‏ فَلَنُذِيقَنَّ الَّذِينَ كَفَرُوا عَذَاباً شَدِيداً وَلَنَجْزِيَنَّهُمْ أَسْوَأَ الَّذِي كَانُوا يَعْمَلُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«و قطعا به‌ كافران‌ عذابي‌ سخت‌ مي‌چشانيم» اين‌ تهديد و هشداري‌ به‌ تمام‌ كفار از جمله‌ به‌ گويندگان‌ سخن‌ فوق‌ است‌ «و حتما آنان‌ را به‌حسب‌ بدترين‌ آنچه‌ مي‌كردند، جزا مي‌دهيم» يعني‌: قطعا آنها را در آخرت‌ برحسب‌ جزاي‌ زشت‌ترين ‌اعمالي‌ كه‌ در دنيا كرده‌اند ـ و آن‌ شرك‌ است‌ ـ جزا مي‌دهيم‌. به‌قولي‌