 معني‌ اين‌ است‌: آنان‌ را در برابر اعمال‌ بدشان‌ جزا مي‌دهيم‌ و در برابر اعمال‌ نيكشان‌ پاداشي‌ به‌ آنان‌ نمي‌دهيم‌ ؛ اعمالي‌ چون‌ صله‌ رحم‌ و گرامي‌داشت‌ ميهمان‌ كه‌ در دنيا انجام ‌داده‌اند زيرا با وجود كفر، اعمال‌ نيكشان‌ باطل‌ و هدر است‌ و بر آن‌ هيچ‌ گونه‌ مزد و پاداشي‌ مترتب‌ نيست‌.
	آيه  28
‏متن آيه : ‏
‏ ذَلِكَ جَزَاء أَعْدَاء اللَّهِ النَّارُ لَهُمْ فِيهَا دَارُ الْخُلْدِ جَزَاء بِمَا كَانُوا بِآيَاتِنَا يَجْحَدُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«اين‌ است‌ سزاي‌ دشمنان‌ الله كه‌ آتش‌ است‌. براي‌ آنان‌ در آن‌، سرايي‌ جاودانه ‌است» يعني‌: دوزخ‌ همان‌ سراي‌ اقامت‌ مدام‌ و مستمرشان‌ است‌ كه‌ اقامتشان‌ در آن‌ هرگز انقطاعي‌ ندارد «اين‌ جزا به‌ كيفر آن‌ است‌ كه‌ آيات‌ ما را انكار مي‌كردند» يعني‌: آنها به‌سبب‌ انكار اين‌ حقيقت‌ كه‌ قرآن‌ از نزد خداي‌ سبحان ‌است‌، به‌ كيفري‌ سخت‌، مجازات‌ مي‌شوند.
	آيه  29
‏متن آيه : ‏
‏ وَقَالَ الَّذِينَ كَفَرُوا رَبَّنَا أَرِنَا الَّذَيْنِ أَضَلَّانَا مِنَ الْجِنِّ وَالْإِنسِ نَجْعَلْهُمَا تَحْتَ أَقْدَامِنَا لِيَكُونَا مِنَ الْأَسْفَلِينَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«و كافران‌ گفتند» آن‌گاه‌ كه‌ به‌ دوزخ‌ وارد شوند «پروردگارا! آن‌ دوكس‌ از جن‌ و انس‌ را كه‌ ما را گمراه‌ كردند، به‌ ما نشان‌ ده» يعني‌: شيطانهاي‌ انسي‌ و جني‌اي‌ كه‌ كفر و معاصي‌ را براي‌ ما مي‌آراستند و رؤساي‌ گمراهي‌اي‌ را كه‌ به‌ جلوه‌ دادن‌ و آراستن‌ كفر براي‌ ما مي‌پرداختند، به‌ ما نشان‌ بده‌ «تا آنها را زير گامهايمان‌ دراندازيم» و لگدكوبشان‌ كرده‌ از آنان‌ انتقام‌ بكشيم‌ و قدري‌ از خشمي‌ را كه‌ بر آنان‌ داريم‌، فرو بنشانيم‌ «تا از فروترماندگان‌ شوند» از نظر جايگاه‌ در دوزخ‌. يا معني‌ اين‌ است‌: تا از خوارشدگان‌ رسوا گردند.
علي‌بن‌ابي‌طالب(رض) مي‌گويد: «آن‌ دو كس‌ كه‌ بندگان‌ خدا(ج)  را گمراه‌ كردند، يكي‌ ابليس‌ است‌ و ديگري‌ (قابيل) فرزند آدم‌ بود كه‌ برادر خود را كشت‌ زيرا ابليس‌ دعوتگر هر شري‌ ـ اعم‌ از شرك‌ و پايين‌تر از آن‌ ـ است‌ و (قابيل) فرزند آدم‌ نيز ـ چنان‌كه‌ در حديث‌ شريف‌ آمده‌ است‌ ـ شريك‌ هر خوني‌ است‌ كه‌ تا قيامت ‌ريخته‌ مي‌شود زيرا او اولين‌ كسي‌ است‌ كه‌ اين‌ روش‌ غلط را بنيان‌ گذاشت‌».
 
<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:4726.txt">آيه  30</a><a class="text" href="w:text:4727.txt">آيه  31</a><a class="text" href="w:text:4728.txt">آيه  32</a><a class="text" href="w:text:4729.txt">آيه  33</a><a class="text" href="w:text:4730.txt">آيه  34</a><a class="text" href="w:text:4731.txt">آيه  35</a><a class="text" href="w:text:4732.txt">آيه  36</a><a class="text" href="w:text:4733.txt">آيه  37</a><a class="text" href="w:text:4734.txt">آيه  38</a></body></html>آيه  30
‏متن آيه : ‏
‏ إِنَّ الَّذِينَ قَالُوا رَبُّنَا اللَّهُ ثُمَّ اسْتَقَامُوا تَتَنَزَّلُ عَلَيْهِمُ الْمَلَائِكَةُ أَلَّا تَخَافُوا وَلَا تَحْزَنُوا وَأَبْشِرُوا بِالْجَنَّةِ الَّتِي كُنتُمْ تُوعَدُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«به‌راستي‌ كساني‌ كه‌ گفتند: پروردگار ما الله است» يعني‌: او يگانه‌ است‌ و شريكي ندارد. بدين‌گونه‌ به‌ پروردگاري‌ و يكتايي‌ حق‌ تعالي‌ و به‌ عبوديت‌ خود براي‌ او اقرار كردند؛ «سپس‌ استقامت‌ ورزيدند» بر يكتاپرستي‌ و اخلاص‌ عمل‌ براي‌ خداي‌ سبحان‌ لذا به‌ معبودي‌ جز الله(ج) التفاتي‌ نكرده‌، به‌ راست‌ و چپ‌ انحراف‌ ننموده‌ و بر امر حق‌‌تعالي‌ پايداري‌ ورزيدند و تا دم‌ مرگ‌ به‌ طاعت‌ وي‌ عمل‌ كرده‌ و از معصيت‌ وي‌ اجتناب‌ نمودند؛ كه‌ اين‌ معني‌ شامل‌ پايبندي‌ قولي‌ و عملي‌ به‌ تمام ‌احكام‌ شرع‌ حنيف‌ ـ اعم‌ از عقايد، عبادات‌، معاملات‌ و محرمات‌ ـ مي‌شود ؛ پس ‌اينان‌ كساني‌ هستند كه‌: «فرشتگان» از نزد خداي‌ سبحان‌ «بر آنان‌ فرود مي‌آيند» همراه‌ با مژده‌اي‌ كه‌ دلخواهشان‌ است‌. مجاهد مي‌گويد: «مراد، فرودآمدن‌ فرشتگان‌ بر ايشان‌ در هنگام‌ مرگشان‌ است‌». قتاده‌ مي‌گويد: «مراد فرود آمدنشان‌ در هنگامي‌ است‌ كه‌ ايشان‌ از قبرهايشان‌ براي‌ بعث‌ و حشر برمي‌خيزند». زيدبن‌ اسلم‌ مي‌گويد: «مراد اين‌ است‌ كه‌ فرشتگان‌ در هنگام ‌مرگشان‌، در قبرهايشان‌ و در هنگامي‌ كه‌ براي‌ حساب‌ برانگيخته‌ مي‌شوند، به‌ ايشان ‌مژده‌ مي‌دهند». ابن‌كثير مي‌گويد: «قول‌ زيدبن‌اسلم‌ در اين‌ باره‌، قولي‌ بس‌ نيكو وجمع‌كننده‌ همه‌ اقوال‌ در اين‌ مورد است‌».
در حديث‌ شريف‌ به‌ روايت‌ براء(رض) آمده‌ است‌ كه‌ رسول‌‌خدا‌ص فرمودند: «إن ‌الملائكه‌ تقول‌ لروح‌ المؤمن‌: اخرجي‌ أيتها الروح ‌الطيبة‌ في ‌الجسد الطيب‌ كنت‌ تعمرينه‌، اخرجي‌ إلي‌ روح‌ وريحان‌ ورب‌ غير غضبان‌: فرشتگان‌ به‌ روح‌ مؤمن‌ مي‌گويند: اي‌ روح‌ پاكيزه‌ كه‌ در جسم‌ پاكيزه‌اي‌ بوده‌اي‌ كه‌ آن‌ را (با طاعت‌ حق‌ تعالي‌) آباد مي‌داشتي‌! بيرون‌ آي‌ به‌سوي‌ راحتي‌ و آسايش‌ و گشايشي‌ و به‌سوي‌ رزق‌ و روزي ‌و خوشي‌اي‌ و بيرون‌ آي‌ به‌سوي‌ پروردگاري‌ كه‌ بر تو خشمگين‌ نيست‌». گفتني ‌است‌ كه‌ درباره‌ اهميت‌ استقامت‌ و پايداري‌، احاديث‌ و روايات‌ بسياري‌ آمده‌ است‌؛ از آن‌ جمله‌ حديث‌ شريف‌ ذيل‌ به‌ روايت‌ سفيان‌ بن‌ عبدالله ثقفي‌(رض) است‌ كه ‌فرمود: گفتم‌، يا رسول‌الله! مرا به‌ كاري‌ دستور دهيد تا به‌ آن‌ چنگ‌ زنم‌! فرمودند: «قل‌: ربي‌ الله‌، ثم‌ استقم‌: بگو: پروردگار من‌ الله(ج)  است‌ آن‌گاه‌ بر آن ‌استقامت‌ كن‌». گفتم‌: يا رسول‌الله! از چه‌ چيزي‌ بيشتر بر من‌ بيمناك‌ هستيد؟ رسول ‌‌خدا‌ ص گوشه‌ زبان‌ خويش‌ را گرفتند و فرمودند: «از اين‌!».
ابوبكر(رض) در تفسير استقامت‌كنندگان‌ مورد نظر در اين‌ آيه‌، فرمود: «ايشان ‌كساني‌ هستند كه‌ در عمل‌ استقامت‌ ورزيدند چنان‌ كه‌ در سخن‌ استقامت ‌ورزيدند... و گفتند؛ پروردگار ما الله(ج)  است‌، سپس‌ چيزي‌ را به‌ وي‌ شريك ‌نياوردند». عمر(رض) در تفسير آن‌ فرمود: «سوگند به‌ خداي‌ عزوجل‌ كه‌ آنها در راه ‌طاعت‌ وي‌ استقامت‌ ورزيدند، سپس‌ بسان‌ مكر و فريب‌ روباهان‌، نيرنگ ‌نكردند». عثمان(رض) در تفسير آن‌ فرمود: «ثم‌ استقاموا ـ يعني‌ گفتند: پروردگار ما الله(ج)  است‌، سپس‌ عمل‌ خود را براي‌ خدا(ج) خالص‌ گردانيدند». علي‌(رض) در تفسير آن‌ فرمود: «آنها كساني‌ اند كه‌ گفتند: پروردگار ما الله(ج) است‌، سپس ‌فرايض‌ را به‌جا آوردند».
نظريات‌ تابعين‌ در معناي‌ استقامت‌ نيز به‌ همان‌ معاني‌اي‌ است‌ كه‌ ذكر شد.
آري‌! فرشتگان‌ بر اين‌ پايداران‌ مؤمن‌ با استقامت‌، فرود مي‌آيند همراه‌ با اين ‌مژده‌: «هان‌! بيم‌ مداريد» از امور و رخدادهاي‌ آخرت‌ كه‌ بر آنها پيش‌ ا