» يعني: آن‌ فرشتگان‌، در آنچه‌ كه‌ بدان‌ ـ از اكرام‌ يا اهانت‌ به ‌ارواح‌ ـ مأمور گشته‌ اند، هيچ‌ كوتاهي‌ و فروگذاشتي‌ نمي‌كنند. در اينجا بخشي‌ ازيك‌ حديث‌ شريف‌ طولاني‌اي‌ را كه‌ به اين‌ ارتباط در تفسير ابن‌كثير آمده‌است‌، نقل‌مي‌كنم‌. ابوهريره‌(رض)  از رسول‌اكرم‌ص روايت‌ مي‌كند كه‌ فرمودند: «فرشتگان‌ درحال‌ احتضار شخص‌ بر بالاي‌ سر وي‌ حاضر مي‌شوند پس‌ اگر آن‌ شخص ‌نيكوكار باشد، مي‌گويند: بيرون‌آي‌ اي‌ روح‌ پاكيزه‌اي‌ كه‌ در جسم‌ پاكيزه‌اي ‌بوده‌اي‌، بيرون‌ آي‌ خوشحال‌ و ستوده‌، نه‌ خشم‌آلود و ناستوده‌... و اگر شخص ‌بدكرداري‌ باشد، مي‌گويند: بيرون‌آي‌ اي‌ روح‌ پليدي‌ كه‌ در جسم‌ پليدي‌ بوده‌اي‌، بيرون‌ آي‌ نكوهش ‌شده‌ و مژده‌ باد تو را به‌ جوشاب‌ و چركاب‌...».
 
سوره نور آيه  11
‏متن آيه : ‏
‏ إِنَّ الَّذِينَ جَاؤُوا بِالْإِفْكِ عُصْبَةٌ مِّنكُمْ لَا تَحْسَبُوهُ شَرّاً لَّكُم بَلْ هُوَ خَيْرٌ لَّكُمْ لِكُلِّ امْرِئٍ مِّنْهُم مَّا اكْتَسَبَ مِنَ الْإِثْمِ وَالَّذِي تَوَلَّى كِبْرَهُ مِنْهُمْ لَهُ عَذَابٌ عَظِيمٌ ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏كساني كه اين تهمت بزرگ را ( درباره عائشه ، امّ‌المؤمنين ) پرداخته و سرهم كرده‌اند ، گروهي از خود شما هستند ، امّا گمان مبريد كه اين حادثه برايتان بد است ، بلكه اين مسأله برايتان خوب است ( و خير شما در آن است . چرا كه : منافقان كوردل از مؤمنان مخلص جدا ، و كرامت بيگناهان را پيدا ، و عظمت رنجديدگان را هويدا مي‌كند ، برخي از مسلمانان ساده‌لوح را به خود مي‌آورد . آناني كه دست به چنين گناهي زده‌اند ، هر يك به اندازه شركت در اين اتّهام ، سهم خود را از مسؤوليّت و مجازات آن خواهد داشت و ) هر كدام از آنان به گناه كاري كه كرده است گرفتار مي‌آيد ، و كسي كه ( سردسته آنان در اين توطئه بوده و ) بخش عظيمي از آن را به عهده داشته است ، عذاب بزرگ و مجازات سنگيني دارد .‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« الإِفْكِ » : تهمت بزرگ . دروغ شاخدار ( فرقان‌ / 4 ) . اشاره به تهمت عظيمي است كه منافقان به امّ‌المؤمنين عائشه صديقه ، همسر پاك رسول خدا زدند ، و نسبت زنا با يكي از اصحاب جليل‌القدر به نام « صفوان بن معطّل‌ » بدو دادند ! چكيده داستان بدين قرار است كه : در هر غزوه‌اي رسول خدا زني را به قيد قرعه از ميان امهات‌المؤمنين با خود مي‌برد . در غزوه بني‌مصطلق قرعه به نام عائشه افتاد . در برگشت از غزوه ، شب هنگام در مكاني ، مختصر استراحتي كردند . عائشه صديقه از كجاوه بيرون مي‌آيد و براي قضاي حاجت از لشكرگاه دور مي‌شود . وقتي كه به كجاوه برمي‌گردد متوجّه مي‌شود گردن‌بند او پاره شده است . به دنبال آن به محلّ قضاي حاجت برمي‌گردد و براي يافتن گردن‌بند مدّتي معطّل مي‌شود . بعد از برگشت مي‌بيند لشكريان حركت كرده‌اند . به اميد اين كه طولي نمي‌كشد مسؤولان كجاوه متوجّه نبودن او در كجاوه مي‌شوند ، در جاي خود به انتظار مي‌نشيند ، ولي تا صبح خبري از كسي نمي‌شود . عادت هم بر اين بوده است كه كسي از لشكريان موظّف بوده كه در منزلگاه اتراق شبانه بماند و بعد از روشن شدن هوا ، آنجا را نگاه كند و اسباب و اثاثيّه بجا مانده را جمع و به صاحبانش مستردّ دارد . عهده‌دار اين وظيفه اين بار صحابي مذكور بوده است . سحرگاهان متوجّه يك سياهي در منزلگاه مي‌شود . وقتي كه نزديك مي‌گردد ، چشمش به امّ المؤمنين مي‌افتد . إِنّا لِلّهِ وَ إِنّا إلَيْهِ راجِعُونَ گويان شتر خود را مي‌خواباند و مادر مؤمنان و عزيزه پيغمبر اسلام بر شتر سوار مي‌گردد ، و خويشتن را در راه به رسول خدا و اصحاب مي‌رسانند . اين منظره سبب مي‌شود كه گروهي به شايعه‌پردازي مشغول شوند . اين شايعه توسّط سردسته منافقان « عبدالّله بن ابي بن سلول‌ » در شهر مدينه مي‌پيچد . اين وضع همچنان ادامه پيدا مي‌كند و پس از يك ماه و اندي آيات برائت نازل مي‌گردد و به هر يك از تهمت‌زنندگان حد قذف ، يعني هشتاد تازيانه زده مي‌شود . « عُصْبَةٌ » : گروه . دسته ( نگا : يوسف‌ / 8 و 14 )  « الَّذِي تَوَلّي‌ » : كسي‌كه رهبري كرد . كسي كه انجام داد . مرادعبدالّله پسر ابيّ پسر سلول است . « كِبْرَهُ » : بيشتر آن را .‏
 
سوره نور آيه  12
‏متن آيه : ‏
‏ لَوْلَا إِذْ سَمِعْتُمُوهُ ظَنَّ الْمُؤْمِنُونَ وَالْمُؤْمِنَاتُ بِأَنفُسِهِمْ خَيْراً وَقَالُوا هَذَا إِفْكٌ مُّبِينٌ ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏چرا هنگامي كه اين تهمت را مي‌شنيديد ، نمي‌بايست مردان و زنان مؤمن نسبت به خود گمان نيك بودن ( و پاكدامني و پاكي ) را نينديشند و نگويند : اين تهمت بزرگ آشكار و روشني است‌ ؟‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« بِأَنفُسِهِمْ » : نسبت به خود . اين تعبير اشاره به اين است كه مؤمنان همه اعضاء يك پيكرند و همگان به منزله نفس واحدند كه اگر اتّهامي متوجّه يكي از آنها بشود ، انگار متوجّه همه شده است ( نگا : حجرات‌ / 11 ) .‏
 
سوره نور آيه  13
‏متن آيه : ‏
‏ لَوْلَا جَاؤُوا عَلَيْهِ بِأَرْبَعَةِ شُهَدَاء فَإِذْ لَمْ يَأْتُوا بِالشُّهَدَاء فَأُوْلَئِكَ عِندَ اللَّهِ هُمُ الْكَاذِبُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏چرا نمي‌بايست آنان ( موظّف شوند ) چهار شاهد را حاضر بياورند تا بر سخن ايشان گواهي دهند ؟ اگر چنين گواهاني را حاضر نمي‌آوردند ، آنان برابر حكم خدا دروغگو ( و مستحقّ تازيانه خوردن ) بودند .‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« عِندَاللهِ » : در پيش خدا . برابر قانون و حكم خدا . « لَوْلا » : در اين آيه و آيه بالاتر مفيد ترغيب و تشويق به انجام كار مابعد خود است كه در آيه پيشين :  « ظَنَّ الْمُؤْمِنُونَ وَ الْمُؤْمِناتُ بِأَنفُسِهِمْ خَيْراً » و در اين آيه « جَآءُوا عَلَيْهِ بِأَرْبَعَةِ شُهَدَآءَ » : مي‌باشد .‏
 
سوره نور آيه  14
‏متن آيه : ‏
‏ وَلَوْلَا فَضْلُ اللَّهِ عَلَيْكُمْ وَرَحْمَتُهُ فِي الدُّنْيَا وَالْآخِرَةِ لَمَسَّكُمْ فِي مَا أَفَضْتُمْ فِيهِ عَذَابٌ عَظِيمٌ ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏اگر تفضّل و مرحمت خدا در دنيا ( با عدم تعجيل عقوبت ) و در آخرت ( با مغفرت ) شامل حال شما نمي‌شد ، هر آينه به سبب خوض و فرو رفتنتان در كار تهمت ، عذاب سخت و بزرگي گريبانگيرتان مي‌گرديد .‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« أَفَضْتُمْ فِيهِ » : در آن خوض كرديد و غوطه‌ور شديد . بدان پرداختيد و در آن فرو رفتيد ( نگا : يونس‌ / 61 ) . از مصدر افاضه و از ماده ( فيض ) .‏
 
سوره نور آيه  15
‏متن آيه : ‏
‏ إِذْ تَلَقَّوْنَهُ بِأَلْسِنَتِكُمْ وَتَقُولُونَ بِأَفْوَاهِكُم مَّا لَيْسَ لَكُم بِهِ عِلْمٌ وَتَحْسَبُونَهُ هَيِّناً وَهُوَ عِندَ اللَّهِ عَظِيمٌ ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏( عذاب گريبانگيرتان مي‌شد ) در آن زماني كه به استقبال اين شايعه مي‌رفتيد و آن را از زبان يكديگر مي‌قاپيديد ، و با دهان چيزي پخش مي‌كرديد كه علم و اطّلاعي از آن نداشتيد ، و گمان مي‌برديد اين ، مسأله ساده و كوچكي است ، در حالي كه در پيش خدا بزرگ 