‌ اسلام، يا قرآن‌ دستور داده‌ وايشان‌ را از پراكندگي‌اي‌ كه‌ ناشي‌ از اختلاف‌ در دين‌ است، نهي‌ مي‌نمايد. البته‌اختلافي‌ كه‌ از آن‌ نهي‌ شده‌ است، اختلاف‌ در اصول‌ دين‌ و حاكم‌ ساختن‌ هواها واميال‌ نفساني‌ و منافع‌ شخصي‌ است، اما اختلاف‌ اجتهادي‌ در فروعات‌ دين، نكوهش‌ نگرديده‌ بلكه‌ پسنديده‌ و ستوده‌ است‌ و از نشانه‌هاي‌ آسان‌گيري‌ شريعت‌خداي‌ منان‌ مي‌باشد ـ چنان‌كه‌ اين‌ حقيقت‌ از نصوص‌ قرآني‌ و احاديث‌ نبوي‌ برمي‌آيد. «و نعمت‌ خدا را بر خود ياد كنيد، آن‌گاه‌ كه‌ دشمنان‌ همديگر بوديد» وهمديگر را مي‌كشتيد و غارت‌ و چپاول‌ مي‌كرديد، پس‌ به‌سبب‌ اين‌ نعمت‌؛ همگي‌باهم‌ برادر شديد. چنان‌كه‌ قبل‌ از اسلام، قبايل‌ اوس‌ و خزرج‌ در يثرب، درگير جنگ‌ خانگي‌ خونيني‌ بودند، ولي‌ به‌ نعمت‌ اسلام، با هم‌ يار و برادر شدند: «پس‌ميان‌ دلهاي‌ شما الفت‌ انداخت‌ تا به‌ نعمت‌ او برادران‌ هم‌ شديد. و بر لبه‌ پرتگاه‌ آتش‌بوديد» به‌ سبب‌ كفري‌ كه‌ در آن‌ قرار داشتيد «و او شما را از آن» با اسلام‌ «رهانيد» يعني‌: شما بر لبه‌ گودال‌ دوزخ‌ بوديد زيرا هر كس‌ از شما كه‌ مي‌مرد به‌ دوزخ‌ مي‌افتاد، پس‌ حق‌ تعالي‌ حضرت‌ محمدص را فرستاد و به‌ وسيله‌ ايشان، شما را ازاين‌ پرتگاه‌ رهانيد. در حديث‌ شريف‌ آمده‌ است‌: «كتاب‌ خدا(ج) ريسمان‌ الهي‌اي ‌است‌ كه‌ از آسمان‌ به‌سوي‌ زمين‌ كشيده‌ شده‌است». «اين‌گونه‌ خداوند آيات‌ خود رابراي‌ شما به‌روشني‌ بيان‌ مي‌دارد تا هدايت‌ شويد».
 
	آيه  43
‏متن آيه : ‏
‏ مَا يُقَالُ لَكَ إِلَّا مَا قَدْ قِيلَ لِلرُّسُلِ مِن قَبْلِكَ إِنَّ رَبَّكَ لَذُو مَغْفِرَةٍ وَذُو عِقَابٍ أَلِيمٍ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«به‌ تو» اي‌ محمد‌ص «جز آنچه‌ كه‌ به‌ پيامبران‌ پيش‌ از تو گفته‌ شده‌ بود، گفته‌ نمي‌شود» يعني‌: به‌ تو از سوي‌ اين‌ گروه‌ كفار ـ از انتسابت‌ به‌ جادوگري‌ و دروغ‌ و ديوانگي‌ ـ جز مانند آنچه‌ كه‌ به‌ پيامبران‌ پيش‌ از تو گفته‌ شد، گفته‌ نمي‌شود زيرا اقوام‌ ايشان‌ نيز به‌ ايشان‌ همانند اين‌ چيزهايي‌ را مي‌گفتند كه‌ هم‌ اكنون‌ اين‌ گروه‌ به ‌تو مي‌گويند پس‌ همچنان‌ كه‌ ايشان‌ بر آزار اقوام‌ خويش‌ شكيبا بودند، تو نيز شكيبا باش‌ «بي‌گمان‌ پروردگارت‌ هم‌ صاحب‌ آمرزش‌ و هم‌ صاحب‌ عقوبتي‌ دردناك‌ است» پس ‌انتخاب‌ راه‌ با آنان‌ است‌ كه‌ آيا راه‌ آمرزش‌ را مي‌پويند، يا همچنان‌ به‌ راه‌ عقوبت ‌رهنوردند.
در حديث‌ شريف‌ به‌ روايت‌ سعيدبن‌مسيب(رض) آمده‌ است‌ كه‌ فرمود: چون‌ اين ‌آيه‌ كريمه‌ نازل‌ شد، رسول‌‌خدا‌ص فرمودند: «لولا عفو الله‌ وتجاوزه‌ ما هنأ أحد العيش‌، ولولا وعيده‌ وعقابه‌، لاتكل‌ كل‌ أحد: اگر عفو و درگذشت‌ خداوند (ج) نمي‌بود، زندگي‌ بر هيچ‌كس‌ گوارا نبود و اگر هشدارها و عذاب‌ وي‌ نمي‌بود، بي‌گمان‌ هركسي‌ به‌ (عفو و مغفرت‌) وي‌ تكيه‌ مي‌كرد». يعني‌ بي‌ هيچ‌ ملاحظه‌اي‌ به ‌ارتكاب‌ معاصي‌ مي‌پرداخت‌.
 
	آيه  44
‏متن آيه : ‏
‏ وَلَوْ جَعَلْنَاهُ قُرْآناً أَعْجَمِيّاً لَّقَالُوا لَوْلَا فُصِّلَتْ آيَاتُهُ أَأَعْجَمِيٌّ وَعَرَبِيٌّ قُلْ هُوَ لِلَّذِينَ آمَنُوا هُدًى وَشِفَاء وَالَّذِينَ لَا يُؤْمِنُونَ فِي آذَانِهِمْ وَقْرٌ وَهُوَ عَلَيْهِمْ عَمًى أُوْلَئِكَ يُنَادَوْنَ مِن مَّكَانٍ بَعِيدٍ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«و اگر آن‌ را قرآني‌ اعجمي‌ مي‌گردانيديم» يعني‌: اگر قرآن‌ را به‌ غير زبان‌ عرب ‌نازل‌ مي‌كرديم‌ «قطعا» كافران‌ عرب‌ «مي‌گفتند: چرا آيات‌ آن‌ شيوا بيان ‌نشده ‌است» يعني‌: چرا آيات‌ آن‌ به‌ زبان‌ ما بيان‌ نشده ‌است‌؟ زيرا ما عرب‌ هستيم‌ و زبان‌ عجم‌ را نمي‌فهميم‌ «آيا كتابي‌ است‌ عجمي‌ و مخاطب‌ آن‌ عرب‌ زبان‌؟» يعني‌ مي‌گفتند: آيا سخن‌، سخني‌ عجمي‌ است‌ در حالي‌كه‌ پيامبر، پيامبري‌ عربي ‌مي‌باشد؟ اين‌ امر چگونه‌ صحيح‌ و با ايجابات‌ حال‌ و اوضاع‌ متناسب‌ مي‌باشد؟ به‌قولي‌: مراد از (لَوْلَا فُصِّلَتْ آيَاتُهُ) اين‌ است‌: چرا ميان‌ آيات‌ آن‌ فاصله‌ قرار داده ‌نشده‌ تا بعضي‌ از آن‌ به‌ منظور فهماندن‌ عجم‌، به‌ زبان‌ عجمي‌ و بعضي‌ از آن‌ براي‌ فهماندن‌ عرب‌، به‌ زبان‌ عربي‌ نازل‌ گردد؟ پاسخ‌ اين‌ است‌: اگر حق‌ تعالي‌ چنين ‌مي‌كرد، قطعا آنها مي‌گفتند: اين‌ كلامي‌ به‌هم‌ آميخته‌ و در هم‌ آشفته‌ است‌ «بگو: قرآن‌ براي‌ مؤمنان‌ هدايت‌ و شفايي‌ است» كه‌ ايشان‌ به‌وسيله‌ آن‌، به‌ حق‌ راه‌ مي‌يابند و از هر شك‌ و شبهه‌اي‌ شفا حاصل‌ مي‌كنند «و كساني‌ كه‌ ايمان‌ ندارند، در گوشهايشان‌ سنگيني‌اي‌ است» در مورد شنيدن‌ قرآن‌ و فهميدن‌ معاني‌ آن‌، بدين‌ جهت‌ است‌ كه‌ يك‌ديگر را در هنگام‌ قرائت‌ قرآن‌، به‌ بيهوده‌كاري‌ و غوغا آفريني‌سفارش‌ مي‌كنند «و قرآن‌ بر آنان‌ كوري‌اي‌ است» يعني‌: قرآن‌ ديدگانشان‌ را خيره ‌مي‌كند پس‌ نمي‌توانند حق‌ را ببينند بنابراين‌، آنها از ديدن‌ قرآن‌ كور و از شنيدن‌ آن ‌كرند «اينان» به‌ مثل‌ چنانند كه‌ «گويي‌ از جايي‌ دور ندا مي‌شوند» يعني‌: حال‌ آنان همانند حال‌ كسي‌ است‌ كه‌ او را از مسافتي‌ دور ندا مي‌دهند به‌ طوري‌كه‌ صداي ‌نداكننده‌ خود را مي‌شنود اما سخني‌ را كه‌ برايش‌ گفته‌ مي‌شود، نمي‌فهمد. البته‌ اين ‌تمثيلي‌ براي‌ حال‌ آنان‌ است‌ كه‌ در هر زمان‌ مصاديقي‌ دارد چنان‌ كه‌ در عصر حاضر نيز دعوتگران‌ راه‌ خدا(ج)  با مردمي‌ روبرو مي‌شوند كه‌ از فهم‌ معاني‌ قرآن‌، به‌ دورند، گويي‌ از جايي‌ دور به‌ سوي‌ باور به‌ قرآن‌ فراخوانده‌ مي‌شوند.
ابن‌ جرير از سعيدبن‌ جبير(رض) در بيان‌ سبب‌ نزول‌ اين‌ آيه ‌كريمه‌ روايت‌ كرده‌ است‌ كه‌ فرمود: قريش‌ گفتند كه‌ چرا اين‌ قرآن‌ به‌ طور مختلط به‌ زبانهاي‌ عجمي‌ و عربي ‌نازل‌ نگرديده‌ است‌؟ پس‌ خداوند (ج)  اين‌ آيه‌كريمه‌ را در پاسخشان‌ نازل‌ فرمود.
 
آيه  45
‏متن آيه : ‏
‏ وَلَقَدْ آتَيْنَا مُوسَى الْكِتَابَ فَاخْتُلِفَ فِيهِ وَلَوْلَا كَلِمَةٌ سَبَقَتْ مِن رَّبِّكَ لَقُضِيَ بَيْنَهُمْ وَإِنَّهُمْ لَفِي شَكٍّ مِّنْهُ مُرِيبٍ ‏
 
‏ترجمه : ‏
باري‌! نزول‌ قرآن‌ بر محمد‌ص پديده‌ نوي‌ نيست‌ بلكه‌ فرودآوردن‌ كتاب‌ها بر پيامبران‌(ع)، سنت‌ ديرپاي‌ الهي‌ بوده‌ است‌: «و به‌راستي‌ به‌ موسي‌ كتاب» تورات ‌را «داديم‌ پس‌ در آن‌ اختلاف‌ واقع‌ شد» زيرا بعضي‌ از مردم‌ گفتند: تورات‌ حق‌ است ‌و بعضي‌ هم‌ گفتند: تورات‌ باطل‌ است‌. يعني‌: اي‌ محمد‌ص! اين‌ عادتي‌ قديمي‌ و ريشه‌دار در ميان‌ امت‌هاي‌ پيامبران‌(ع) است‌ كه‌ در كتب‌ ناز