ه‌ شوم» بر فرض راست ‌بودن‌ آنچه‌ كه‌ انبيا از برپايي‌ قيامت‌ و روي‌ دادن‌ رستاخيز و حشر و نشر به‌ ما خبر داده‌اند «قطعا نزد او برايم‌ خوبي‌ خواهد بود» يعني‌: نزد باري‌ تعالي‌ در بهشت‌ به‌كرامت‌ و اعزاز نايل‌ خواهم‌ شد! و بدين‌گونه‌ مي‌پندارد كه‌ بر اساس‌ فضلي‌ كه‌ در وجود خود وي‌ هست‌، مستحق‌ خير دنيا و آخرت‌ مي‌باشد «بدون‌ شك‌ كافران‌ را به‌آنچه‌ مي‌كردند آگاه‌ مي‌سازيم» در روز قيامت‌ «و مسلما از عذابي‌ سهمگين‌ به‌ آنان‌ مي‌چشانيم» كه‌ برعكس‌ آنچه‌ مي‌پندارند، دامنگيرشان‌ شده‌ و هرگز از آنان قطع ‌نمي‌شود.
 
آيه  51
‏متن آيه : ‏
‏ وَإِذَا أَنْعَمْنَا عَلَى الْإِنسَانِ أَعْرَضَ وَنَأى بِجَانِبِهِ وَإِذَا مَسَّهُ الشَّرُّ فَذُو دُعَاء عَرِيضٍ ‏
 
‏ترجمه : ‏
سپس‌ خداي‌ عزوجل‌ نوع‌ ديگري‌ از طغيان‌ انسان‌ را يادآور مي‌شود: «و چون‌ به‌ انسان‌ نعمتي‌ ارزاني‌ داريم» در اين‌ حال‌، طبيعت‌ او ـ از حيث‌ اين‌كه‌ انسان ‌است‌، به‌ اعتبار غالب‌ افراد آن‌ ـ اين‌ است‌ كه‌: «روي‌ مي‌گرداند» از شكر و سپاس‌الهي‌ «و دامن‌كشان‌ مي‌گذرد» يعني‌: خود را از انقياد براي‌ حق‌ برتر مي‌بيند و تكبر و گردنكشي‌ پيشه‌ مي‌كند «و چون‌ شري» يعني‌: بلا، سختي‌، فقر و بيماري‌اي‌ «به‌ او برسد، صاحب‌ دعايي‌ بسيار است» پس‌ به‌صورت‌ پي‌گير، دست‌ به‌ دعا برداشته‌ و زاري‌ و التماس‌ مي‌كند و دعا و التجا را رها كردني‌ نيست‌. پس‌ سخن‌ «عريض‌»، سخني‌ است‌ كه‌ لفظ آن‌ بسيار و معناي‌ آن‌ اندك‌ باشد. و در مقابل‌ آن‌، سخن ‌«وجيز»، سخني‌ اندك‌ اما پرمعني‌ است‌.
آري‌! چون‌ به‌ انسان‌ بدي‌ و شري‌ برسد، به‌سوي‌ خداي‌ عزوجل‌ تضرع‌ و زاري‌ و فرياد و استغاثه‌ مي‌كند تا آنچه‌ را كه‌ بر وي‌ فرود آمده‌ است‌، از وي‌ دور سازد و او در اين‌ زاري‌ و التجا و استغاثه‌، پي‌گيرانه‌ پاي‌ مي‌فشارد. بدين‌گونه‌ است‌ كه‌ او خداي‌ عزوجل‌ را در حال‌ رنج‌ و سختي‌ ياد كرده‌ اما در حال‌ آسودگي‌ و راحت‌، فراموشش‌ مي‌كند، در هنگام‌ نزول‌ نكبت‌ و نقمت‌ به‌ بارگاهش‌ زاري‌ و التماس‌ كرده‌ اما در هنگام‌ تحقق‌ نعمت‌ او را ترك‌ مي‌نمايد. آري‌! شيوه‌ كار كافران‌ و مسلماناني‌ كه‌ ثبات‌ قدم‌ ندارند، اين‌چنين‌ است‌.
در بيان‌ سبب‌ نزول‌ آمده‌است‌: اين‌ آيات‌ درباره‌ كفاري‌ مانند وليدبن‌ مغيره‌ و عتبه‌بن‌ ربيعه‌ نازل‌ شد.
 
	سوره آل عمران آيه  104
‏متن آيه : ‏
‏ وَلْتَكُن مِّنكُمْ أُمَّةٌ يَدْعُونَ إِلَى الْخَيْرِ وَيَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَيَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنكَرِ وَأُوْلَئِكَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«و بايد از شما گروهي‌ باشند كه‌ به‌ خير دعوت‌ كنند» يعني‌: بايد گروهي‌ از شما به ‌فريضه‌ امر و نهي‌ و دعوت‌ اسلامي‌ قيام‌ كنند و با تعليم‌ و موعظه‌ و ارشاد و با سلطه ‌و قدرت‌ و حكومت، مردم‌ را به‌ سوي‌ آنچه‌ كه‌ سود دنيا و آخرتشان‌ در آن ‌است، فراخوانند و دستور دهند. به‌ قولي‌ مراد اين‌ است‌: همگي‌ شما بايد امتي ‌باشيد كه‌ دعوت‌ الي‌الله و امربه‌ معروف‌ و نهي‌ از منكر مي‌كنيد. ولي‌ قول‌ اول ‌صحيح‌تر است‌ زيرا «من» در آيه‌ كريمه‌ مفيد بعضيت‌ است، لذا امر به‌ معروف‌ ونهي‌ از منكر فرض‌ كفايه‌ مي‌باشد كه‌ انجام‌ آن‌ بر فرد فرد امت، فرض‌ عين‌ نيست‌ واجراي‌ آن‌ سزاوار شأن‌ هر كسي‌ هم‌ نيست‌. ابن‌كثير از ابوجعفر باقر(رض) نقل‌ مي‌كند كه‌ رسول‌ خداص اين‌ آيه‌ كريمه‌ را خواندند و سپس‌ در اين‌ حديث‌ شريف‌ فرمودند: «الخير اتباع القرآن وسنتي‌: خير؛ در پيروي‌ قرآن‌ و سنت‌ من‌ است» «و» بايد ازشما گروهي‌ باشند كه‌ «به‌ كار پسنديده‌ امر و از كار ناپسند منع‌ كنند» به‌ دست، يا به‌زبان‌. بايد دانست‌ كه‌ امر به‌ معروف‌ و نهي‌ از منكر در نزد جمهور فقها، از فرايض‌ كفايي‌ اسلام‌ است‌ كه‌ اگر اهل‌ علم‌ ـ يعني‌ آنان‌ كه‌ مي‌دانند معروف‌ چيست‌ تا به‌آن‌ امر كنند و منكر چيست‌ تا از آن‌ نهي‌ كنند ـ به‌ آن‌ قيام‌ كنند، فرضيت‌ آن‌ از ديگران‌ ساقط مي‌گردد و در غير آن، فرضيت‌ آن‌ بر ذمه‌ هر فرد مسلماني‌ باقي‌ مي‌ماند، همان‌ گونه‌ كه‌ عموميت‌ اين‌ فريضه، از آيه‌ (110) نيز برمي‌آيد.
آري‌! امر به‌ معروف‌ و نهي‌ از منكر از بزرگترين‌ واجبات‌ شريعت‌ مطهر اسلام‌ واصلي‌ مهم‌ از اصول‌ آن‌ مي‌باشد زيرا با اين‌ واجب‌ بزرگ‌ است‌ كه‌ نظام‌ اسلامي‌كامل‌ مي‌شود، بدان‌ جهت‌ كه‌ گاهي‌ بعضي‌ از پيروان‌ دين‌ حق، به‌سبب‌ جهل‌ وناآگاهي، يا به‌ انگيزه‌ پيروي‌ از هواها و خواهشهاي‌ نفس، از دين‌ خويش‌ منحرف‌مي‌شوند، يا از اداي‌ تكاليف‌ و مسئوليتهاي‌ خويش‌ شانه‌ خالي‌ مي‌كنند، يا به‌يك‌ديگر ظلم‌ مي‌كنند، پس‌ اگر كسي‌ نباشد كه‌ راه‌ را روشن، جاده‌ رانشانه‌گذاري، گمراه‌ را راهنموني، مقصر را موعظه‌ و ظالم‌ را بر سر جاي‌ خود بنشاند، بدون‌ شك‌ انحرافات‌ بزرگ‌ و بسياري‌ در جامعه‌ پديد مي‌آيد، هم‌ بدين‌جهت‌ است‌ كه‌ حق‌ تعالي‌ ما را از دچار شدن‌ به‌ سرنوشت‌ و عاقبتي‌ همانندسرنوشت‌ و عاقبت‌ بني‌اسرائيل‌ برحذر مي‌دارد، آنجا كه‌ آنان‌ را به‌ علت ‌فروگذاشتن‌ فريضه‌ امر به‌ معروف‌ و نهي‌ از منكر، لعنت‌ مي‌نمايد: (بني‌اسرائيل‌مورد لعنت‌ قرار گرفتند؛ چرا كه‌ سركشي‌ كردند و از حد درگذشتند، آنان‌يك‌ديگر را از منكري‌ كه‌ مرتكب‌ مي‌شدند نهي‌ نمي‌كردند، چه‌ بد است‌ كار وكردارشان) «مائده/‌79». «و آن‌ گروه» يعني‌: گروهي‌ كه‌ به‌ فريضه‌ امر به‌ معروف‌ ونهي‌ از منكر قيام‌ كردند «ايشانند رستگاران» يعني‌: ايشانند اختصاص‌ يافتگان‌ به‌فلاح‌ و رستگاري‌. در حديث‌ شريف‌ آمده‌ است‌: «من‌ رأي‌ منكم‌ منكرا فليغيره‌ بيده، فان‌ لم‌ يستطع‌ فبلسانه، فان‌ لم‌ يستطع‌ فبقلبه، وذلك‌ أضعف‌ الايمان‌: هركس‌ از شمامنكري‌ را ديد، بايد آن‌ را به ‌دست‌ خود تغيير دهد، اگر نتوانست‌ به‌ زبان‌ خود و اگرنتوانست‌ به‌ قلب‌ خود و اين‌ ضعيف‌ترين‌ پايه‌ ايمان‌ است».
 
آيه  52
‏متن آيه : ‏
‏ قُلْ أَرَأَيْتُمْ إِن كَانَ مِنْ عِندِ اللَّهِ ثُمَّ كَفَرْتُم بِهِ مَنْ أَضَلُّ مِمَّنْ هُوَ فِي شِقَاقٍ بَعِيدٍ ‏
 
‏ترجمه : ‏
اي‌ محمد‌ص! به‌ اين‌ مشركان‌ تكذيب‌ كننده‌ قرآن‌؛ همانان‌ كه‌ گفتند: (دلهاي ‌ما از آنچه‌ ما را به‌ سوي‌ آن‌ فرامي‌خواني‌ در پوششي‌ است‌...) «آيه‌/5» «بگو: آيا ديديد» يعني‌: به‌ من‌ خبر دهيد «كه‌ اگر» اين‌ قرآن‌ «از سوي‌ خدا باشد، سپس‌ شما به‌ آن‌ كافر شده‌ باشيد» يعني‌: سپس‌ شما آن‌ را دروغ‌ انگاشته‌ و نپذيرفته‌ باشيد و به ‌آنچه‌ در آن‌ است‌، عمل‌ نك