 از رسول‌ خدا ص سؤال‌ كرد و گفت: يا رسول‌الله! چگونه‌ وحي ‌به‌سوي‌ شما فرود مي‌آيد؟ ايشان‌ فرمودند: «أحيانا يأتيني‌ مثل‌ صلصلة الجرس‌ وهو أشده‌ علي‌ فيفصم‌ عني‌ وقد وعيت‌ ما قال‌، وأحيانا يأتيني‌ الملك‌ رجلا فيكلمني‌ فأعي‌ ما يقول: احيانا وحي‌ مانند آهنگ‌ جرس‌ بر من‌ مي‌آيد و آن‌ سخت‌ترين‌ انواع‌ وحي ‌بر من‌ است‌ پس‌، از من‌ درحالي‌ قطع‌ مي‌شود كه‌ آنچه‌ را فرشته‌ گفته‌ است‌، فراگرفته‌ام‌ و احيانا هم‌ فرشته‌ به‌صورت‌ مردي‌ نزد من‌ مي‌آيد و با من‌ سخن ‌مي‌گويد پس‌ آنچه‌ را كه‌ مي‌گويد فرامي‌گيرم‌». عائشه‌ رضي‌الله عنها مي‌افزايد: «من‌ ديدم‌ كه‌ وحي‌ در روز بسيار سردي‌ بر رسول‌ خداص  نازل‌ مي‌شد و هنگامي‌كه‌ وحي‌ از ايشان‌ قطع‌ مي‌شد، از پيشاني‌ مباركشان‌ عرق‌ مي‌ريخت‌؛ از بس كه‌ جريان‌ وحي‌ بر ايشان‌ فشار مي‌آورد».
 
	آيه  4
‏متن آيه : ‏
‏ لَهُ مَا فِي السَّمَاوَاتِ وَمَا فِي الْأَرْضِ وَهُوَ الْعَلِيُّ الْعَظِيمُ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«آنچه‌ در آسمانها و آنچه‌ در زمين‌ است‌ از آن‌ خدا است‌» در ملك‌، در آفرينش‌، در بندگي‌ و در اداره‌ «و او علي‌ و عظيم‌ است‌» دو وصف‌ «علي‌» و «عظيم‌» يعني: بلندمرتبه‌ بزرگ‌قدر، بر كمال‌ قدرت‌ و نفوذ تصرف‌ خداي‌ سبحان‌ بر تمام ‌مخلوقاتش‌ دلالت‌ مي‌كنند لذا ذكر اين‌ دو وصف‌ مناسب‌ اين‌ مقام‌ بود.
 
	  آيه  5
‏متن آيه : ‏
‏ تَكَادُ السَّمَاوَاتُ يَتَفَطَّرْنَ مِن فَوْقِهِنَّ وَالْمَلَائِكَةُ يُسَبِّحُونَ بِحَمْدِ رَبِّهِمْ وَيَسْتَغْفِرُونَ لِمَن فِي الْأَرْضِ أَلَا إِنَّ اللَّهَ هُوَ الْغَفُورُ الرَّحِيمُ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«چيزي‌ نمانده‌ كه‌ آسمانها از فرازشان‌ پاره‌پاره‌ شوند» يتفطرن: يعني‌ چيزي‌ نمانده ‌كه‌ آسمانها به‌ سبب‌ عظمت‌ و جلال‌ شأن‌ خداي‌ سبحان‌، از فراز سر مردم‌ بشكافند و درهم‌ فروريزند. به‌قولي‌، مراد اين‌ است: نزديك‌ است‌ كه‌ آسمانها از اين‌ سخن ‌مشركان‌ كه‌ گفتند: خداوند فرزندي‌ برگرفته‌، بشكافند و پاره‌پاره‌ شوند. همچنين ‌محتمل‌ است‌ كه‌ مراد اين‌ باشد: از بس‌ كه‌ آسمانها بزرگند، نزديك‌ است‌ بشكافند و از هم‌ پاره‌پاره‌ شوند. يا مراد اين‌ است: نزديك‌ است‌ كه‌ آسمانها به‌سبب‌ وجود فرشتگان‌ بسياري‌ كه‌ بر آنها قرار دارند، بشكافند و پاره‌پاره‌ شوند. چنان‌كه‌ در حديث‌ شريف‌ به‌ روايت‌ احمد و ترمذي‌ آمده‌است: «أطت‌ السماء وحُقَّ‌ لها أن‌ تئط، ما فيها موضع‌ قدم‌ إلا وفيه‌ ملك‌ راكع‌ أو ساجد: آسمان‌ به‌ناله‌ درآمد و سزاوار آن ‌است‌ كه‌ ناله‌ كند زيرا جاي‌ يك‌ قدم‌ در آن‌ نيست‌ جز اين‌كه‌ در آن‌ فرشته‌اي ‌درحال‌ ركوع‌ يا سجده‌ است‌».
«و فرشتگان‌ همراه‌ حمد پروردگارشان‌ تسبيح‌ مي‌گويند» يعني: آنها خداي ‌سبحان‌ را از آنچه‌ كه‌ سزاوار شأنش‌ نيست‌ و اطلاق‌ آن‌ بر وي‌ جايز نمي‌باشد، در حالي‌ به‌پاكي‌ ياد مي‌كنند كه‌ از روي‌ فروتني‌، شكر و عبوديت‌ وي‌ را به‌جا مي‌آورند و به‌ سبب‌ آنچه‌ كه‌ از عظمت‌ حق‌ تعالي‌ مي‌بينند، حمد و سپاس‌ وي‌ را بر زبان‌ دارند «و» فرشتگان‌ «براي‌ كساني‌ كه‌ در زمين‌ هستند» از بندگان‌ مؤمن‌ خداوند(ج) «آمرزش‌ مي‌طلبند» چنان‌كه‌ در سوره‌ «غافر» نيز گذشت‌. آن‌گاه‌ خداوند متعال‌ به‌ بيان‌ حقيقتي‌ مي‌پردازد كه‌ سبب‌ طمع ‌بستن‌ كافران‌ به‌ ايمان‌ و توبه‌ فاسقان‌ است: «آگاه‌ باش‌؛ در حقيقت‌ خداست‌ كه‌ آمرزنده‌ مهربان‌ است‌» يعني: او داراي‌ مغفرت‌ و رحمت‌ بسياري‌ است‌ پس‌ دعاي‌ فرشتگان‌ را اجابت‌ گفته‌ و بر مؤمنان‌ مي‌آمرزد و ايشان‌ را مورد مرحمت‌ خويش‌ قرار مي‌دهد.
 
	سوره آل عمران آيه  105
‏متن آيه : ‏
‏ وَلاَ تَكُونُواْ كَالَّذِينَ تَفَرَّقُواْ وَاخْتَلَفُواْ مِن بَعْدِ مَا جَاءهُمُ الْبَيِّنَاتُ وَأُوْلَئِكَ لَهُمْ عَذَابٌ عَظِيمٌ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«و همانند كساني‌ نباشيد كه‌ پراكنده‌ شدند و با هم‌ اختلاف‌ كردند» آنان‌ يهود ونصاري‌ هستند كه‌ خداي‌ متعال‌ از پراكندگي‌ و اختلاف‌ در آنچه‌ كه‌ به‌ آنان‌ نازل‌شده‌ بود، نهيشان‌ كرد ولي‌ آنها سرپيچيدند و اختلاف‌ پيشه‌ كردند؛ «پس‌ از آن‌ كه ‌بينات‌ برايشان‌ آمد» بينات‌: آيات‌ روشني‌ است‌ كه‌ تبيين‌كننده‌ حق‌ و موجب‌ عدم ‌اختلاف‌ است‌. بعضي‌ گفته‌اند: آنان‌ كه‌ پراكنده‌ شدند، بدعت‌گذاران‌ از امت ‌اسلام‌ و فرقه‌هايي‌اند كه‌ خود را از جماعت‌ عظيم‌ امت‌ جدا نموده‌ و با آنچه‌ كه‌ ازضروريات‌ و بنيادهاي‌ دين‌ است، مخالفت‌ مي‌ورزند «و برايشان‌ عذابي‌ بزرگ‌است». در حديث‌ شريف‌ آمده‌ است‌: «يهود به‌ هفتاد و يك‌ يا هفتاد و دو فرقه‌تقسيم‌ شدند و نصاري‌ همچنان، اما امت‌ من‌ به‌ هفتاد و سه‌ فرقه‌ تقسيم‌ مي‌شوند». در روايتي‌ ديگر اضافه‌ شده‌ است‌: «همه‌ آنها در آتش‌اند مگر يك‌ گروه، اصحاب‌ پرسيدند؛ آن‌ گروه‌ كيست‌ يا رسول‌ الله؟ فرمودند: آنان‌ كه‌ رهرو راه‌ من ‌و اصحاب‌ من‌اند».
 
	آيه  6
‏متن آيه : ‏
‏ وَالَّذِينَ اتَّخَذُوا مِن دُونِهِ أَولِيَاء اللَّهُ حَفِيظٌ عَلَيْهِمْ وَمَا أَنتَ عَلَيْهِم بِوَكِيلٍ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«و كساني‌ كه‌ به‌جاي‌ الله سروراني‌ براي‌ خود گرفته‌اند» يعني: بتاني‌ را به‌ پرستش‌ گرفته‌اند «الله بر آنان‌ نگهبان‌ است‌» يعني: او اعمالشان‌ را نگاه‌ مي‌دارد تا به‌ سبب ‌آن‌ مجازاتشان‌ كند و او بر اعمالشان‌ ناظر است‌؛ پس‌ چيزي‌ از اعمالشان‌ از حساب ‌وي‌ به‌ دور نمي‌ماند «و تو» اي‌ محمدص! «وكيل‌ آنان‌ نيستي‌» يعني: ما تو را موكل‌ و نگهبان‌ آنان‌ قرار نداده‌ و از تو هيچ‌گونه‌ تعهدي‌ در قبال‌ آنان‌ نگرفته‌ايم‌ تا تو را به‌ گناهانشان‌ مؤاخذه‌ كنيم‌ و نه‌ هدايت‌ آنان‌ را به‌ تو سپرده‌ايم‌ بلكه‌ بر عهده‌ تو فقط ابلاغ‌ و رساندن‌ پيام‌ است‌ و بس‌.
 
آيه  7
‏متن آيه : ‏
‏ وَكَذَلِكَ أَوْحَيْنَا إِلَيْكَ قُرْآناً عَرَبِيّاً لِّتُنذِرَ أُمَّ الْقُرَى وَمَنْ حَوْلَهَا وَتُنذِرَ يَوْمَ الْجَمْعِ لَا رَيْبَ فِيهِ فَرِيقٌ فِي الْجَنَّةِ وَفَرِيقٌ فِي السَّعِيرِ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«و بدين‌گونه‌» يعني: چنان‌كه‌ به‌سوي‌ پيامبران‌ قبل‌ از تو وحي‌ فرستاديم‌ «به‌سوي‌ تو نيز قرآني‌ عربي‌ را» به‌ زبان‌ قومت‌ «فرستاديم‌» چنان‌كه‌ بر هر پيامبري ‌به‌ زبان‌ قومش‌ وحي‌ فرستاده‌ايم‌ «تا ام‌القري‌ را بيم‌ دهي‌» ام‌القري: مكه‌ مكرمه‌ است‌ و مراد اهالي‌ آنند. يعني: تا اهالي‌ مكه‌ را هشدار دهي‌. مكه‌ ام‌القري‌ ناميده شد زيرا آن‌ سرزمين‌، نسبت‌ به‌ ساير سرزمينها از شرف‌ بيشتري‌ برخوردار است‌، به‌دلايل‌ بسياري