تنگ‌ مي‌دارد» از خلق‌ خويش‌ و او در اين‌ گشاده‌ داشتن‌و فروبسته‌ داشتن‌ رزق‌ و روزي‌، صاحب‌ حكمت‌ و عدالت‌ تام‌ است‌ «اوست‌ كه‌ به‌هر چيزي‌ داناست‌» لذا هيچ‌ پوشيده‌اي‌ بر وي‌ پنهان‌ نمي‌ماند و هيچ‌ مصلحتي‌ براي‌ خلق‌، از ديد وي‌ غايب‌ نيست‌.
مراد از بيان‌ اين‌ اوصاف‌ اين‌ است‌ كه‌ بتان‌ چيزي‌ از اين‌ها را دارا نيستند پس ‌به‌ هيچ ‌وجه‌ شايسته‌ پرستش‌ نمي‌باشند.
 آيه  13
‏متن آيه : ‏
‏ شَرَعَ لَكُم مِّنَ الدِّينِ مَا وَصَّى بِهِ نُوحاً وَالَّذِي أَوْحَيْنَا إِلَيْكَ وَمَا وَصَّيْنَا بِهِ إِبْرَاهِيمَ وَمُوسَى وَعِيسَى أَنْ أَقِيمُوا الدِّينَ وَلَا تَتَفَرَّقُوا فِيهِ كَبُرَ عَلَى الْمُشْرِكِينَ مَا تَدْعُوهُمْ إِلَيْهِ اللَّهُ يَجْتَبِي إِلَيْهِ مَن يَشَاءُ وَيَهْدِي إِلَيْهِ مَن يُنِيبُ ‏
 
‏ترجمه : ‏
اين‌ آيه‌كريمه‌، دربرگيرنده‌ نام‌ هر پنج‌ پيامبر اولي‌العزم‌ الهي‌ است‌.
حق‌ تعالي‌ «از احكام‌ دين‌» و آيين‌ «آنچه‌ را كه‌ به‌ نوح‌ در باره‌ آن‌ سفارش‌ كرده‌ بود» از توحيد و اصول‌ برنامه‌هاي‌ دين‌ حق‌ كه‌ پيامبران(ع) در آنها هيچ‌ اختلافي ‌نداشته‌ و كتابهاي‌ آسماني‌ همه‌ بر آنها توافق‌ و هماهنگي‌ عام‌ و تام‌ دارند؛ «براي ‌شما» نيز «مشروع‌ گردانيد» و مقرر داشت‌ «و آنچه‌ را به‌سوي‌ تو وحي‌ كرديم‌» اي‌ محمد ص! از قرآن‌ و قوانين‌ و مقررات‌ اسلام‌ و برائت‌ از شرك‌ «و آنچه‌ را كه‌ به‌ابراهيم‌ و موسي‌ و عيسي‌ در باره‌ آن‌ سفارش‌ كرديم‌» از احكام‌ و برنامه‌هايي‌ كه ‌شريعتها در آنها اتفاق‌ و انسجام‌ كامل‌ دارند؛ آري‌! اين‌ ما به‌ الاشتراك‌ همه ‌پيامبران(ع) عبارت‌ است‌ از: «اين‌كه: دين‌ را برپا داريد» يعني: دين‌ اسلام‌ را كه‌ عبارت‌ از ايمان‌ به‌ خداوند(ج) و توحيد وي‌ و طاعت‌ پيامبران‌ و پذيرش‌ قوانين‌ و مقررات‌ شرعي‌ است‌، برپا داريد «و در آن‌ متفرق‌ نشويد» يعني: در ايمان‌ به ‌خداوند(ج)  و يگانگي‌اش‌ و در پيروي‌ و اطاعت‌ از پيامبرانش‌ و قبول‌ شرايع‌ و قوانينش‌، با هم‌ اختلاف‌ نكنيد زيرا اختلاف‌ در اين‌ اصول‌ صحيح‌ نيست‌. مجاهد مي‌گويد: «خداوند(ج)  هيچ‌ پيامبري‌ را برنينگيخت‌ جز اين‌كه‌ او را به‌ برپا داشتن ‌نماز، دادن‌ زكات‌ و اقرار به‌ طاعت‌ خويش‌ سفارش‌ كرد پس‌ اين‌ است‌ دين‌ وي‌ كه‌ آن‌ را براي‌ همه‌ پيامبران‌ مشروع‌ گردانيده‌ است‌». البته‌ اختلاف‌ در شعاير فرعي‌ دين‌ و تفاصيل‌ و انواع‌ عبادات‌، شامل‌ اين‌ دستور نمي‌شود زيرا اموري‌ از اين‌ قبيل‌، از شريعتي‌ تا شريعت‌ ديگر با هم‌ تفاوت‌ و اختلاف‌ دارند چنان‌ كه‌ خداوند متعال‌مي‌فرمايد: ( لِكُلٍّ جَعَلْنَا مِنكُمْ شِرْعَةً وَمِنْهَاجاً ): (براي‌ هر امتي‌ از شما، شريعت‌ و راه‌ و روشي‌ مخصوص‌، معين‌ داشته‌ايم‌» «مائده/48».
«آنچه‌ كه‌ مشركان‌ را به‌سوي‌ آن‌ فرامي‌خواني‌، بر آنها گران‌ آمد» يعني: دعوتت‌ از مشركان‌ به‌سوي‌ توحيد و ترك‌ بتان‌، بر آنان‌ دشوار و گواهي‌دادن‌ به‌ يگانگي‌ خداوند(ج)  و اقرار به‌ كلمه‌ توحيد بر آنان‌ سخت‌ گران‌ آمد و ابليس‌ و سپاهيانش‌ از اين‌ دعوت‌ سخت‌ در فشار قرار گرفته‌ و از آن‌ دلتنگ‌ شدند اما خداي‌ عزوجل‌ جز اين‌ نمي‌پذيرد كه‌ اين‌ دعوت‌ را ياري‌ داده‌ و آن‌ را برتر گرداند و به‌ پيروزي‌ نهايي‌ برساند «الله هركه‌ را» از بندگانش‌ «بخواهد، به‌سوي‌ خود برمي‌گزيند» با توفيق ‌دادنش‌ به‌ عقيده‌ توحيدي‌ و درآوردنش‌ به‌ دين‌ حنيف‌ خويش‌ «و هر كس‌ را كه‌ روي ‌به‌ درگاه‌ او آورد، به‌سوي‌ خود هدايت‌ مي‌كند» يعني: هر كس‌ را كه‌ به‌سوي‌ طاعتش ‌بازگشته‌ و انابت‌گرانه‌ به‌ عبادتش‌ روي‌ آورد، به‌ رفتن‌ در راه‌ دينش‌ توفيق‌ داده‌ و او را براي‌ عبادتش‌ برمي‌گزيند و پاك‌ و پيراسته‌اش‌ مي‌دارد.
 
آيه  14
‏متن آيه : ‏
‏ وَمَا تَفَرَّقُوا إِلَّا مِن بَعْدِ مَا جَاءهُمُ الْعِلْمُ بَغْياً بَيْنَهُمْ وَلَوْلَا كَلِمَةٌ سَبَقَتْ مِن رَّبِّكَ إِلَى أَجَلٍ مُّسَمًّى لَّقُضِيَ بَيْنَهُمْ وَإِنَّ الَّذِينَ أُورِثُوا الْكِتَابَ مِن بَعْدِهِمْ لَفِي شَكٍّ مِّنْهُ مُرِيبٍ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«و متفرق‌ نشدند مگر پس‌ از آن‌كه‌ علم‌ برايشان‌ آمد، به‌ صرف‌ حسد ميان ‌همديگر» يعني: اهل‌ كتاب‌ بعد از پيامبران‌ خويش‌ پراكنده‌ نشدند و به‌ تفرقه‌ روي ‌نياوردند مگر از روي‌ علم‌ به‌ اين‌ امر كه‌ تفرقه‌ گمراهي‌ است‌ ولي‌ با وجود اين‌ علم ـ به‌ انگيزه‌ تجاوز، حسد، رقابت‌ بر سر طلب‌ رياست‌، تكبر، عار و ننگ‌ ـ در ميان‌ امتهاي‌ پيامبران‌ پيشين‌ تفرقه‌ حاكم‌ شد و آنها پس‌ از گذشت‌ مدتي‌ طولاني‌ از بعثت ‌پيامبران‌ خود، باهم‌ اختلاف‌ پيشه‌ كردند پس‌ گروهي‌ ايمان‌ آورده‌ و گروهي‌ ديگر كافر شدند و كافران‌ جز از روي‌ تكبر و حسد، به‌ كفر روي‌ نياوردند. البته‌ اين‌هشداري‌ است‌ به‌ امت‌ اسلام‌ كه‌ مبادا ـ از روي‌ تجاوز، حسد، رياست‌طلبي‌ و رقابتهاي‌ نادرست‌ ـ در ميان‌ خود متفرق‌ شوند «و اگر حكم‌ پيشين‌ پروردگارت‌» درمورد مهلت ‌دادن‌ و به ‌تأخير انداختن‌ عذاب‌ از آنان‌ «تا زماني‌ معين‌» يعني: تا روز قيامت‌ «نبود، قطعا ميانشان‌ فيصله‌ شده‌ بود» يعني: قطعا قضا و فيصله‌ الهي‌ در ميانشان‌ ـ با فرود آوردن‌ عذاب‌ عاجل‌ بركافران‌ و نجات ‌دادن‌ مؤمنان‌ ـ در همين ‌دنيا تحقق‌ مي‌يافت‌ «و كساني‌ كه‌ بعد از آنان‌» يعني: بعد از انبياي‌ الهي‌ و بعد از آن ‌نسل‌هاي‌ اختلاف‌ پيشه‌ «كتاب‌ را ميراث‌ داده‌ شدند» كه‌ مراد اهل‌ كتاب‌ ـ از يهود ونصاري‌ ـ اند كه‌ در عهد رسول‌ خدا ص به‌سر مي‌بردند «همانا درباره‌ او در شك‌ هستند» يعني: آنها در كار دين‌ و كتاب‌ خويش‌ در حيرت‌ و سردرگمي‌ و در «شكي‌ بسيار قوي‌» و سخت‌ قرار داشته‌ و به‌ حقيقت‌ آن‌ ايمان‌ و يقين‌ راسخ‌ ندارند پس‌ بي‌هيچ‌ دليل‌ و برهاني‌ به‌ طور كوركورانه‌ از پدران‌ و پيشينيانشان‌ تقليد مي‌كنند. به‌قولي: مراد از آنان: كفار مشرك‌ عرب‌ اند كه‌ بعد از اهل‌ كتاب‌، به‌ آنان نيز قرآن‌ داده‌ شد اما آنان‌ درباره‌ قرآن‌ سخت‌ در شك‌ قرار دارند.
 
	سوره آل عمران آيه  106
‏متن آيه : ‏
‏ يَوْمَ تَبْيَضُّ وُجُوهٌ وَتَسْوَدُّ وُجُوهٌ فَأَمَّا الَّذِينَ اسْوَدَّتْ وُجُوهُهُمْ أَكْفَرْتُم بَعْدَ إِيمَانِكُمْ فَذُوقُواْ الْعَذَابَ بِمَا كُنْتُمْ تَكْفُرُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
آري‌! برايشان‌ در روز قيامت‌ عذابي‌ سهمگين‌ است‌؛ «روزي‌ كه‌ چهره‌هايي‌ سفيدو چهره‌هايي‌ سياه‌ شود» يعني‌: هنگامي‌ كه‌ از قبرهايشان‌ برانگيخته‌ مي‌شوند، چهره‌هاي‌ مؤمنان‌ سپيد و چهره