دند كه‌ شمشير ايشان‌ از دستش‌ افتاد و ايشان‌ شمشير خود را گرفتند آن‌گاه اصحابشان‌ را فراخوانده‌ و آنها را از توطئه‌ او عليه‌ جان‌ خويش ‌آگاه‌ كردند و سپس‌ عفوش‌ نمودند.
و از جمله‌ مثالها در مورد انتقام‌، اين‌ روايت‌ است: روزي‌ زينب ل به‌ عائشه ‌رضي‌الله عنهما روي‌ كرد و او را دشنام‌ مي‌داد، رسول‌ خدا ص او را از اين‌ كار نهي‌ كردند اما از دشنام ‌دادن‌ بازنايستاد آن‌گاه‌ به‌ عائشه‌ فرمودند: «دونك ‌فانتصري: اينك‌ تو آزادي‌ پس‌ انتقام‌ بگير!». در روايت‌ ديگري‌ آمده‌ است‌ كه ‌عائشه‌ رضي‌الله عنها گفت: «چون‌ رسول‌ خدا ص به‌ من‌ اجازه‌ دادند، زينب‌ را چنان‌ كوبيدم‌ كه‌ آب‌ دهانش‌ خشك‌ شد».
 
	آيه  40
‏متن آيه : ‏
‏ وَجَزَاء سَيِّئَةٍ سَيِّئَةٌ مِّثْلُهَا فَمَنْ عَفَا وَأَصْلَحَ فَأَجْرُهُ عَلَى اللَّهِ إِنَّهُ لَا يُحِبُّ الظَّالِمِينَ ‏
 
‏ترجمه : ‏

«و جزاي‌ بدي‌، بدي‌اي‌ مانند آن‌ است‌» خداي‌ سبحان‌ اين‌ حقيقت‌ را روشن ‌مي‌سازد كه‌ شيوه‌ عدالت‌ در امر انتقام‌‌كشي‌، همانا بسنده‌ كردن‌ بر رعايت‌ برابري‌ دراين‌ باره‌ است‌، نه‌ در پيش‌ گرفتن‌ زياده‌روي‌ در انتقام‌. مجاهد و سدي‌ گفته‌اند: «مراد از اين‌ بدي‌ همانند، دادن‌ پاسخي‌ است‌ كه‌ مماثل‌ و همانند تعدي‌ طرف ‌مقابل‌ باشد، مثلا اگر كسي‌ به‌ تو گفت: خدا خوارت‌ سازد! تو هم‌ در پاسخش ‌بگو: خدا خودت‌ را خوار سازد. بي‌آن‌كه‌ تجاوز كني‌ و جواب‌ يك‌ سخن‌ را با بيشتر از آن‌ بدهي‌». «پس‌ هر كه‌ درگذرد و به ‌اصلاح‌ آورد» يعني: هر كس‌ از ستمگرخويش‌ در گذرد و با عفو نمودن‌ از وي‌ در هنگام‌ قدرت ‌يافتن‌ بر انتقام‌ كشي‌، رفتاري‌ نيك‌ و اصلاح‌ منشانه‌ با وي‌ در پيش‌ گيرد؛ «پاداش‌ او بر عهده‌ خداست‌» و اين‌ پاداش‌ نزد وي‌ ضايع‌ نمي‌شود. اما بايد دانست‌ كه‌ عجز و ذلت‌پذيري‌، از فضايل‌ نيست‌ بلكه‌ نشانه‌ پستي‌ و دنائت‌ است‌. يعني: خداي‌ سبحان‌ بر آن‌ عفو و گذشتي‌ پاداش‌ مي‌دهد كه‌ انسان‌ در آن‌، بر گرفتن‌ حقش‌ و انتقام‌كشي‌ از ستمگرش‌ قادر باشد ولي‌ اين‌ كار را براي‌ رضاي‌ خدا(ج)  فرو گذارد. «به‌ راستي‌ خدا ظالمان ‌را دوست‌ نمي‌دارد» يعني: كساني‌ را كه‌ به‌ ظلم‌ آغاز مي‌كنند، دوست‌ ندارد، نه‌كساني‌ را كه‌ پاسخ‌ ظلم‌ را با انتقام‌ كشي‌ مي‌دهند همچنين‌ او كساني‌ را كه‌ در انتقام‌كشي‌ تعدي‌ كرده‌ و در آن‌ از حد درمي‌گذرند، دوست‌ ندارد زيرا تجاوز از حد، خود ظلم‌ است‌.
 
		آيه  41
‏متن آيه : ‏
‏ وَلَمَنِ انتَصَرَ بَعْدَ ظُلْمِهِ فَأُوْلَئِكَ مَا عَلَيْهِم مِّن سَبِيلٍ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«و هر كه‌ بعد از ستمي‌ كه‌ ديده‌است‌» يعني: بعد از آن‌كه‌ ظالم‌ در حق‌ وي‌ ستمي ‌نموده‌است‌ «انتقام‌ گيرد پس‌ آن‌ گروه‌؛ بر آنان‌ هيچ‌ راهي‌ نيست‌» يعني: آنان‌ مورد ملامت‌، مؤاخذه‌ يا مجازات‌ قرار نمي‌گيرند زيرا حق‌ گرفتن‌ قصاص‌ در جنايات ‌عمدي‌ و در دشنام‌ دادن‌ و بد گفتن‌، براي‌ مجني‌عليه‌ (كسي‌ كه‌ بر وي‌ جنايتي‌رفته ‌است‌) همچنين‌ ضمان‌ (غرامت‌) در جنايات‌ غير عمد ـ مانند اتلافها ـ شرعا ثابت‌ است‌؛ و در اين‌ موارد، معامله‌ همانند و بالمثل‌ جواز دارد، نه‌ تجاوز.
 
		آيه  27
‏متن آيه : ‏
‏ الَّذِينَ يَنقُضُونَ عَهْدَ اللَّهِ مِن بَعْدِ مِيثَاقِهِ وَيَقْطَعُونَ مَا أَمَرَ اللَّهُ بِهِ أَن يُوصَلَ وَيُفْسِدُونَ فِي الأَرْضِ أُولَئِكَ هُمُ الْخَاسِرُونَ ‏
‏ترجمه : ‏
«همان‌ كساني‌ كه‌ عهد خدا را پس‌ از بستن‌ آن‌ نقض‌ مي‌كنند» يعني‌ آنان‌ اولا به‌عهد خداوند(ج) اقرار كرده‌ و متابعت‌ آن‌ را گردن‌ نهادند، ولي‌ بعدا كافر شده‌ وعهد خويش‌ را شكستند. نقض: درهم‌ شكستن‌ و از هم‌ گسستن‌ هر چيزي‌ است‌ كه‌ محكم‌ و استوار گشته‌؛ اعم‌ از بنا يا ريسماني، يا عهد و پيماني‌. عهد خداوند(ج): اوامر و نواهي‌اي‌ است‌ كه‌ پايبندي‌ به‌ آن‌ در قرآن‌ به‌ بندگان‌ سفارش‌ شده‌ است‌؛ چون‌ طاعت‌ حق‌ تعالي‌ و خودداري‌ از نواهي‌ وي‌. ميثاق: آنچه‌ كه‌ يك‌ چيز به ‌وسيله‌ آن‌ محكم‌ ساخته‌ مي‌شود، به‌ طوري‌ كه‌ شكستن‌ آن‌ دشوار باشد. ميثاق‌عهد: محكم‌ ساختن‌ پيمان‌ با سوگند است‌.
مراد از عهد خدا (ج)در اين‌ آيه، پيماني‌ است‌ كه‌ خداوند متعال‌ در كتابهاي ‌پيشين‌ از بندگان‌ خود در مورد ايمان‌ آوردن‌ به‌ محمدص در عصر رسالت‌ ايشان‌گرفته‌ است، همچنين‌ عهد خداY به‌ معناي‌ فهم‌ سنن‌ هستي‌ پروردگار متعال‌ با انديشه‌ و تفكر و به‌ كار گرفتن‌ نعمت‌ عقل‌ و حواس‌ در اموري‌ است‌ كه‌ به‌ سوي‌ اين‌فهم‌ راهبرند، پس‌ شكستن‌ پيمان‌ به‌ اين‌ معني: بكار نگرفتن‌ اين‌ موهبت‌ها در چيزي ‌است‌ كه‌ براي‌ آن‌ آفريده‌ شده‌اند. «و» اين‌ فاسقان‌ همان‌ كساني‌ اند كه: «آنچه‌ را خدا به‌ پيوستنش‌ امر نموده، مي‌گسلند» يعني: صله‌ رحم‌ و پيوند قرابت‌ وخويشاوندي‌ و هر چيزي‌ را كه‌ خداي‌ عزوجل‌ به‌ پيوستن‌ و انجام‌ دادن‌ آن‌ فرمان‌داده‌ است‌ - از قبيل‌ بر پا داشتن‌ احكام‌ و رعايت‌ حدودش‌ - مي‌گسلند و رعايت ‌نمي‌كنند. پس‌ صله‌ رحم‌ در اينجا داراي‌ معنايي‌ عام‌ و گسترده‌ است‌ كه‌ هم‌ پيوند رحم‌ ميان‌ خويشان‌ و اقوام‌ و هم‌ صله‌ معنوي‌ ميان‌ ايمان‌ به‌ تمام‌ پيامبران: و پايبندي‌ به‌ احكام‌ شريعت‌ الهي‌ و رعايت‌ كليه‌ اوامر وي‌ را دربر مي‌گيرد. و اين‌قول‌ جمهور علما است‌. «و» اين‌ فاسقان‌ همان‌ كساني‌ اند كه: «در زمين‌ به‌ فسادمي‌پردازند» يعني: غير خداوند متعال‌ را پرستش‌ كرده، در تعامل‌ و برخورد خويش‌با ديگران‌ به‌ جور و جفا مي‌پردازند، از شهوات‌ پيروي‌ مي‌كنند، مرتكب‌ معصيتها مي‌شوند و ميان‌ مردم‌ فتنه‌ برمي‌افروزند، كه‌ اين‌ها نهايت‌ فساد انگيزي‌ است ‌«آنانند كه‌ زيانكارانند» يعني: آنان‌ اهل‌ دوزخند و چنان‌ نيست‌ كه‌ مي‌پندارند؛ باشكستن‌ عهدالهي‌ به‌ مصالح‌ و منافع‌ مورد نظر خويش‌ مي‌رسند زيرا وفا به‌ عهدخداوند(ج) بزرگترين‌ منفعتها است، در حالي‌كه‌ آنها اين‌ منفعت‌ برتر را از دست ‌داده‌اند. بنابراين، فسق‌ موجب‌ زيان‌ و خسارت‌ است، چنان ‌كه‌ طاعت‌ موجب ‌سود و راحت‌؛ چه‌ خسارتي‌ بزرگتر از محروميت‌ از رحمت‌ خداوند منان‌! و چه‌ سودي‌ برتر از رضا و بهشت‌ برين‌ وي‌!.
 <?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:481.txt">آيه  109</a><a class="text" href="w:text:482.txt"> آيه  110</a><a class="text" href="w:text:483.txt">آيه  111</a><a class="text" href="w:text:484.txt">آيه  112</a><a class="text" href="w:text:485.txt">آيه  113</a><a class="text" href="w:text:486.txt">آيه  114</a><a class="text" href="w:text:487.txt">آيه  115</a></body></html>آيه  42
‏متن آيه : ‏
‏ إِنَّمَا السَّبِيلُ عَلَى الَّذِينَ يَظْلِمُونَ النّ