f="w:text:4841.txt">آيه  27</a><a class="text" href="w:text:4842.txt"> آيه  28</a><a class="text" href="w:text:4843.txt">آيه  29-30</a><a class="text" href="w:text:4844.txt">آيه  31</a><a class="text" href="w:text:4845.txt">آيه  32</a><a class="text" href="w:text:4846.txt"> آيه  33</a></body></html>سوره زخرف آيه  23
‏متن آيه : ‏
‏ وَكَذَلِكَ مَا أَرْسَلْنَا مِن قَبْلِكَ فِي قَرْيَةٍ مِّن نَّذِيرٍ إِلَّا قَالَ مُتْرَفُوهَا إِنَّا وَجَدْنَا آبَاءنَا عَلَى أُمَّةٍ وَإِنَّا عَلَى آثَارِهِم مُّقْتَدُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«و بدين‌گونه‌ در هيچ‌ آبادي‌اي‌ پيش‌ از تو هشداردهنده‌اي‌ نفرستاديم‌ مگر آن‌كه‌ متنعمان‌ آن‌ گفتند: ما پدرانمان‌ را بر شيوه‌اي‌ يافته‌ايم‌ و ما از پي‌ آنان‌ دنباله‌رويم‌» يعني: چنان‌كه‌ مشركان‌ مكه‌ به‌ پيامبر ما ص چنين‌ گفتند؛ پيشينيانشان‌ از متنعمان ‌رهرو راه‌ شرك‌، نيز همين‌ سخن‌ را به‌ پيامبرانشان‌ گفتند. حق‌ تعالي‌ ـ براي ‌توجه ‌دادن‌ به‌ اين‌ امر كه‌ رفاه‌زدگي‌ و تنعم‌ سبب‌ اهمال‌ نظر و ترك‌ انديشه‌ در محتوي‌ و مضمون‌ رسالت‌هاي‌ الهي‌ است‌ ـ متنعمان‌ و نازپروردگان‌ را به‌ يادآوري‌ مخصوص‌ ساخت‌. نسفي‌ مي‌گويد: «اين‌ آيه‌، تسليت‌ و دلجوئي‌اي‌ از رسول‌ خدا ص است‌، با بيان‌ اين‌كه: تقليد از پدران‌ آفتي‌ قديمي‌ و ريشه‌دار است ‌و به‌ قوم‌ ايشان‌ محدود نمي‌شود». همچنين‌ اين‌ آيات‌، دليل‌ بطلان‌ تقليد در عقايد و اصول‌ دين‌ مي‌باشد.
 
	سوره زخرف آيه  24
‏متن آيه : ‏
‏ قَالَ أَوَلَوْ جِئْتُكُم بِأَهْدَى مِمَّا وَجَدتُّمْ عَلَيْهِ آبَاءكُمْ قَالُوا إِنَّا بِمَا أُرْسِلْتُم بِهِ كَافِرُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
پيامبرشان‌ به‌ آنان‌ «گفت‌» و اي‌ پيامبر ص! تو نيز به‌ كافران‌ بگو: «حتي‌ اگر براي ‌شما هدايت‌ كننده‌تر از آنچه‌ پدران‌ خود را پيرو آن‌ يافتيد، آورده ‌باشم‌؟» آيا باز هم ‌پدرانتان‌ را پيروي‌ و دنباله‌روي‌ مي‌كنيد؟ «گفتند: ما به‌ آنچه‌ شما بدان‌ فرستاده ‌شده‌ايد، كافريم‌» يعني: ما نه‌ به‌ اين‌ رسالت‌ شما عمل‌ مي‌كنيم‌، نه‌ از شما مي‌شنويم ‌و نه‌ اطاعت‌ مي‌نماييم‌، هرچند آيين‌ شما راهنمونتر از دين‌ پدرانمان‌ باشد.
 
	سوره زخرف آيه  25
‏متن آيه : ‏
‏ فَانتَقَمْنَا مِنْهُمْ فَانظُرْ كَيْفَ كَانَ عَاقِبَةُ الْمُكَذِّبِينَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«پس‌، از آنان‌ انتقام‌ گرفتيم‌» با عذابي‌ كه‌ برآنان‌ فرود آورديم‌، مانند عذاب ‌نازل‌ شده‌ بر قوم‌ نوح‌، عاد، ثمود و امثال‌ آنان‌ «پس‌ بنگر كه‌ عاقبت‌ دروغ‌ انگاران‌» آن‌ امتها «چگونه‌ بوده‌ است‌!» زيرا آثارشان‌ هنوز موجود است‌ و در معرض‌ ديد مشاهده‌كنندگان‌ عبرت‌ اندوز قرار دارد.
 
	سوره آل عمران آيه  112
‏متن آيه : ‏
‏ ضُرِبَتْ عَلَيْهِمُ الذِّلَّةُ أَيْنَ مَا ثُقِفُواْ إِلاَّ بِحَبْلٍ مِّنْ اللّهِ وَحَبْلٍ مِّنَ النَّاسِ وَبَآؤُوا بِغَضَبٍ مِّنَ اللّهِ وَضُرِبَتْ عَلَيْهِمُ الْمَسْكَنَةُ ذَلِكَ بِأَنَّهُمْ كَانُواْ يَكْفُرُونَ بِآيَاتِ اللّهِ وَيَقْتُلُونَ الأَنبِيَاءَ بِغَيْرِ حَقٍّ ذَلِكَ بِمَا عَصَوا وَّكَانُواْ يَعْتَدُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«هر كجا يافته‌ شوند» يعني‌: در هر جايي‌ كه‌ يهوديان‌ باشند و آنان‌ را بيابيد «برآنان‌ خواري‌ زده‌ شد» يعني‌: يهود را هركجا ذلت‌ و خواري‌ در احاطه‌ گرفته‌ «مگر به‌ عهدي‌ از سوي‌ خدا» يعني‌: فقط عقد ذمه‌ و قبول‌ جزيه‌ و گردن‌ نهادن‌ آنها به‌كتاب‌ خدا(ج) است‌ كه‌ به‌ آنان‌ پناه‌ مي‌دهد «و مگر به‌ عهدي‌ از مردمان» يعني‌: زنهار و امان‌ مسلمين، يا ياري‌ و پشتيباني‌ كسان‌ ديگري‌ غير از مسلمين‌ است‌ كه‌براي‌ آنان‌ مجالي‌ فراهم‌ مي‌كند «و به‌ خشمي‌ از خدا گرفتار آمدند» يعني‌: خشمي‌ ازسوي‌ خدا (ج) كه‌ سزاوار آن‌ هستند، دامنگيرشان‌ شد «و مهر بينوايي‌ بر آنان‌ زده‌ شد» يعني‌: فقر و مسكنت‌ و خشم‌ و ذلت‌ از تمام‌ جوانب‌ بر آنان‌ احاطه‌ كرد وگرفتار فقر و ذلتي‌ بي‌پايان، يا احساس‌ آن‌ در ضمير و شعور و روان‌ خود هستند «اين» زدن‌ مهر ذلت‌ و بينوايي‌ و فقر بر آنان‌ و گرفتار شدنشان‌ به‌ خشم‌ الهي‌ «بدان‌ سبب‌ است‌ كه‌ به‌ آيات‌ خدا كفر مي‌ورزيدند و پيامبران‌ را به‌ ناحق‌ مي‌كشتند و اين‌ به ‌سزاي‌ آن‌ است‌ كه‌ نافرماني‌ كردند و از حد درگذشتند».
بايد دانست‌ كه‌ فقر و مسكنت‌ ابدي‌ يهوديان، ربطي‌ به‌ مال‌ و دارايي‌ آنها ندارد، چه‌ اين‌ فقر و ذلت‌ در اعماق‌ روان‌ آنها ريشه‌ دار است، لذا آنها هميشه‌ احساس ‌فقر مي‌كنند، حتي‌ اگر مالك‌ تمام‌ گنجينه‌هاي‌ دنيا هم‌ باشند[8].
بعد از نزول‌ اين‌ آيه‌ كريمه، همه‌ موارد ياد شده‌ بر يهوديان‌ و اهل‌ كتاب‌ واقع‌شد و هيچ‌ معركه‌اي‌ ميان‌ مسلمين‌ و اهل‌ كتاب‌ روي‌ نداد، مگر اين‌ كه‌ خداوند(ج) در آن‌ پيروزي‌ را به‌نام‌ مسلمين‌ رقم‌ زد تا آن‌گاه‌ كه‌ به‌ دين‌ و شريعت‌ خويش‌ پايبندبودند، ولي‌ چون‌ از دين‌ خويش‌ فاصله‌ گرفتند، ورق‌ به‌ زيان‌ آنها برگشت‌
[8] رجوع‌ كنيد به‌ تفسير المنير، 174/1.	سوره زخرف آيه  26
‏متن آيه : ‏
‏ وَإِذْ قَالَ إِبْرَاهِيمُ لِأَبِيهِ وَقَوْمِهِ إِنَّنِي بَرَاء مِّمَّا تَعْبُدُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«و يادكن‌» اي‌ پيامبر ص! «هنگامي‌ را كه‌ ابراهيم‌ به‌ پدر خود» آزر «و به‌ قوم‌ خود» كه‌ از پدرانشان‌ تقليد و دنباله‌روي‌ كوركورانه‌ كرده‌ و بتان‌ را مي‌پرستيدند؛ «گفت: واقعا من‌ از آنچه‌ شما مي‌پرستيد، بيزار و بركنارم‌» يعني: من‌ از اين‌ بتان‌ بيزارم‌، نه‌ آنها را مي‌پرستم‌، نه‌ به‌سوي‌ آنها دعوت‌ مي‌كنم‌ و نه‌ آنها را به‌ خدايي ‌مي‌گيرم‌ بلكه‌ به‌ آنها كفر و دشمني‌ ورزيده‌ و عليه‌ آنها مي‌ستيزم‌. «برآء»: مصدري‌ است‌ كه‌ مفرد و تثنيه‌ و جمع‌ آن‌ يكسان‌ است‌ و در اينجا، در جايگاه‌ صفت‌ قرار گرفته‌ است‌. آري‌! اي‌ محمد! به‌ قومت‌ اين‌ سخن‌ ابراهيم‌(ع) را يادآوري‌ كن‌ تا بدانند كه‌ چگونه‌ خليل‌ پروردگار، امام‌ حنفا و پدر انبيا ـ يعني ‌كسي‌ كه‌ قريش‌ خود را پيرو دين‌ و آيين‌ وي‌ مي‌دانند ـ از دين‌ پدر و قومش‌ بيزاري‌ جست‌.
 
	سوره زخرف آيه  27
‏متن آيه : ‏
‏ إِلَّا الَّذِي فَطَرَنِي فَإِنَّهُ سَيَهْدِينِ ‏
 
‏ترجمه : ‏
ابراهيم‌(ع) افزود: «مگر از آن‌ كس‌ كه‌ مرا آفريد» يعني: من‌ فقط به‌ ربوبيت‌ و پروردگاري‌ آفريدگار خود اعتراف‌ كرده‌ و پرستش‌ و نيايشم‌ را تنها به‌سوي‌ او معطوف‌ مي‌دارم‌ و فقط او را مي‌خوانم‌ نه‌ غير او را «و البته‌ همو مرا هدايت ‌خواهد كرد» به‌سوي‌ دين‌ خويش‌ و بر جاده‌ حق‌ و حقيقت‌ پايدار و ثابت‌قدم‌ خواهد گردانيد.
 
سوره زخرف آيه  28
‏متن آيه : ‏
‏ وَجَعَلَهَا كَلِمَةً بَاقِيَةً فِي عَقِبِهِ لَعَلَّهُمْ يَرْجِعُونَ ‏
 
‏ترجمه : 