يافته‌اند و راهي‌ را كه‌ مي‌روند، راه‌ درستي‌ است‌.
 
	سوره زخرف آيه  38
‏متن آيه : ‏
‏ حَتَّى إِذَا جَاءنَا قَالَ يَا لَيْتَ بَيْنِي وَبَيْنَكَ بُعْدَ الْمَشْرِقَيْنِ فَبِئْسَ الْقَرِينُ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«تا آن‌گاه‌ كه‌ نزد ما آيد» آن‌ انسان‌ غافل‌ مانده‌ از ياد ما كه‌ شيطانش‌ بر او مسلط بوده‌ است‌ پس‌ در آنجا به‌ شيطان‌ خود «مي‌گويد: اي‌ كاش‌ ميان‌ من‌ و تو، فاصله ‌مشرقين‌ بود» مراد از «مشرقين‌»: مشرق‌ و مغرب‌ است‌ كه‌ از باب‌ تغليب‌ «مشرقين‌» گفته‌ شد چنان‌ كه‌ از همين‌ باب‌، به‌ خورشيد و ماه‌ «قمرين‌» و به‌ پدر و مادر «ابوين‌» گفته‌ مي‌شود. «پس‌ چه‌ بدهمنشيني‌ است‌!» و چه‌ بد همراه‌ و همدمي‌ است‌ آن‌ شيطان‌ برگمارده‌ براي‌ انسان‌. در حديث‌ شريف‌ آمده‌ است: «هر فرد مسلمان‌، با خود همنشيني‌ از جن‌ دارد و شيطان‌ بر فرزند آدم‌ در مجراي‌ خون ‌وي‌ جاري‌ مي‌شود».
 
	سوره زخرف آيه  39
‏متن آيه : ‏
‏ وَلَن يَنفَعَكُمُ الْيَوْمَ إِذ ظَّلَمْتُمْ أَنَّكُمْ فِي الْعَذَابِ مُشْتَرِكُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
و براي‌ آن‌ غافلان‌ در روز قيامت‌ گفته‌ مي‌شود: «و امروز هرگز» پشيماني ‌«سودتان‌ ندهد» اي‌ تيره‌ روزان‌! «چرا كه‌ ستم‌ ورزيده‌ايد» بر خود در دنيا با شرك‌ورزيدن‌ به‌ خداي‌ سبحان‌ «در حقيقت‌ شما در عذاب‌ مشترك‌ هستيد» يعني: امروز، هرگز اشتراك‌ شما در عذاب‌ به‌ شما سودي‌ نمي‌بخشد، برخلاف‌ حال‌ دنيا كه‌ چون‌ مصيبت‌ در آن‌ عام‌ شود، تحمل‌ آن‌ هم‌ آسان‌ مي‌گردد چنان‌ كه‌ گفته‌اند: «البلية‌ إذا عمت‌ طابت:  بلا چون‌ همگاني‌ گردد، گوارا مي‌شود».
 
	سوره زخرف آيه  40
‏متن آيه : ‏
‏ أَفَأَنتَ تُسْمِعُ الصُّمَّ أَوْ تَهْدِي الْعُمْيَ وَمَن كَانَ فِي ضَلَالٍ مُّبِينٍ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«پس‌ آيا تو» اي‌ محمد ص! «مي‌تواني‌ كران‌ را بشنواني‌، يا كوران‌ را راه‌ مي‌تواني‌ نمود» يعني: تو بر اين‌ كار قادر نيستي‌ پس‌ از اين‌ امر دلتنگ‌ نشو كه‌ آنان‌ كفر ورزيده‌اند بلكه‌ بر تو فقط ابلاغ‌ پيام‌ است‌، نه‌ هدايت‌كردنشان‌ «و» آيا تو مي‌تواني‌ هدايت‌ كني‌ «كسي‌ را كه‌ همواره‌ در گمراهي‌ آشكاري‌ است‌؟» البته‌ هدايت ‌نمي‌تواني‌ كرد. آري‌! اين‌ گروه‌ كفار به‌ منزله‌ ناشنواياني‌ هستند كه‌ آنچه‌ را به‌همراه‌ آورده‌اي‌، نمي‌شنوند و به ‌منزله‌ نابيناياني‌ هستند كه‌ آن‌ را نمي‌بينند، به‌سبب ‌افراطشان‌ در گمراهي‌ و تمكن‌ و جاي‌گيري‌ جهالت‌ در آنان‌.
باري‌! نسبت‌ ميان‌ آنان‌ و رسول‌ خدا ص، نسبتي‌ معكوس‌ بود زيرا در حالي‌ كه ‌آن‌ حضرت‌ ص، در دعوت‌ خود به‌سوي‌ ايمان‌، سعي‌ و كوشش‌ بليغ‌ مي‌كردند، آنان‌ برعكس‌، پيوسته‌ در جهت‌ گمراهي‌ و غفلت‌ و لجاجت‌شان‌ فرودهاي‌ بيشتري ‌را مي‌پيموده‌ و در آن‌ زياده‌روي‌ مي‌نمودند. سبب‌ نزول‌ اين‌ آيه ‌كريمه‌ نيز اين‌ بودكه‌ رسول‌ خدا ص خود را در دعوت‌ قومشان‌ خسته‌ و رنجور مي‌كردند اما قومشان‌ جز بر گمراهي‌ خويش‌ نمي‌افزودند پس‌ خداي‌ عزوجل‌ آن‌ حضرت‌ ص را دلجوئي ‌نمود.
 
	سوره زخرف آيه  41
‏متن آيه : ‏
‏ فَإِمَّا نَذْهَبَنَّ بِكَ فَإِنَّا مِنْهُم مُّنتَقِمُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«پس‌» اي‌ رسول‌ ماص «اگر ما تو را از دنيا ببريم‌» پيش‌ از آن‌كه‌ به‌ آنان ‌عذاب‌ فرود آيد «در آن‌ صورت‌، قطعا از آنان‌ انتقام‌ مي‌كشيم‌» يا در دنيا و يا در آخرت‌، هرچند تو از دنيا رخت‌ بربسته‌ و به‌سراي‌ بقا شتافته‌ باشي‌.
 
	سوره زخرف آيه  42
‏متن آيه : ‏
‏ أَوْ نُرِيَنَّكَ الَّذِي وَعَدْنَاهُمْ فَإِنَّا عَلَيْهِم مُّقْتَدِرُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«يا اگر آنچه‌ را به‌ آنان‌ وعده‌ داده‌ايم‌» از عذاب‌ دنيوي‌ «به‌ تو» قبل‌ از مرگت ‌«نشان‌ دهيم‌، در هر صورت‌ ما قطعا بر آنان‌ تواناييم‌» و هرگاه‌ كه‌ خواسته‌ باشيم‌، آنان‌ را عذاب‌ مي‌كنيم‌. البته‌ خداي‌ عزوجل‌ عذاب‌ آنان‌ را در همين‌ دنيا ـ در روز بدر ـ براي‌ پيامبر خودص نشان‌ داد و در حيات‌ رسول‌ خويش‌، ايشان‌ را بر آنها مسلط گردانيد.
 
	سوره زخرف آيه  43
‏متن آيه : ‏
‏ فَاسْتَمْسِكْ بِالَّذِي أُوحِيَ إِلَيْكَ إِنَّكَ عَلَى صِرَاطٍ مُّسْتَقِيمٍ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«پس‌ به‌ آنچه‌ به‌سوي‌ تو وحي‌ شده ‌است‌» از قرآن‌ «چنگ‌ در زن‌» هر چند كساني ‌آن‌ را دروغ‌ انگارند و تكذيب‌ كنند «هرآينه‌ تو بر راه‌ راست‌ قرار داري‌» كه‌ هيچ‌ كجي‌اي‌ در آن‌ نيست‌.
 
سوره زخرف آيه  44
‏متن آيه : ‏
‏ وَإِنَّهُ لَذِكْرٌ لَّكَ وَلِقَوْمِكَ وَسَوْفَ تُسْأَلُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«و هرآينه‌ آن‌» يعني: قرآن‌ «براي‌ تو و براي‌ قوم‌ تو ذكري‌ است‌» يعني: قرآن ‌براي‌ تو و براي‌ قومت‌ از قريش‌، شرف‌ بزرگي‌ است‌ زيرا قرآن‌ به‌ زبانشان‌ كه‌ زبان ‌تو نيز هست‌، نازل‌ شده‌. و نظير آن‌ است‌ آيه: (‏ لَقَدْ أَنزَلْنَا إِلَيْكُمْ كِتَاباً فِيهِ ذِكْرُكُمْ): (به‌تحقيق‌ كه‌ ما به‌سوي‌ شما كتابي‌ را نازل‌ كرديم‌ كه‌ در آن‌ ذكر شماست‌) «انبياء/10». در حديث‌ شريف‌ به‌ روايت‌ معاويه‌(رض) از رسول‌ خدا ص آمده‌ است‌ كه‌ فرمودند: «قطعا اين‌ امر (يعني‌ خلافت‌) در قريش‌ است‌، كسي‌ با آنها در آن ‌كشمكش‌ نمي‌كند جز اين‌كه‌ خداوند متعال‌ او را بر چهره‌اش‌ در آتش‌ مي‌افگند تا آن‌گاه‌ كه‌ (قريش) دين‌ را برپا دارند». به‌قولي: معناي‌ آيه‌ اين‌ است: قرآن ‌يادآوري‌اي‌ براي‌ تو و قوم‌ توست‌ كه‌ به‌وسيله‌ آن‌ امور دين‌ را به‌ياد آورده‌ و بدان ‌عمل‌ مي‌كنيد «و به‌زودي‌ پرسيده‌ خواهيد شد» از اين‌ شرفي‌ كه‌ خداوند(ج)  براي ‌شما قرار داده‌است‌. يا به‌ زودي‌ از اقامه‌ احكام‌ قرآن‌ و عمل‌ به‌ آن‌ كه‌ بر شما لازم ‌است‌، مورد پرسش‌ قرار خواهيد گرفت‌. قرطبي‌ مي‌گويد: «صحيح‌ آن‌ است‌ كه‌ قرآن‌ براي‌ هركسي‌ كه‌ به‌ آن‌ عمل‌ كند، شرف‌ بزرگي‌ است‌، چه‌ آن‌ كس‌ از قريش‌ باشد چه‌ از غير ايشان‌ آن‌گاه‌ وي‌ به‌ حديث‌ شريف‌ نقل‌ شده‌ از ابن‌عباس(رض) استناد مي‌كند كه‌ فرمود: رسول‌ خدا ص از سفر جنگي‌اي‌ برگشتند، سپس‌ فاطمه‌ رضي‌الله عنها را فراخوانده‌ و به‌ وي‌ فرمودند: «يا فاطمة‌، اشتري‌ نفسك‌ من‌ الله‌، فإني‌ لا أغني ‌عنك‌ من‌ الله‌ شيئا: اي‌ فاطمه‌! نفس‌ خود را از خداوند متعال‌ خريداري‌ كن‌ زيرا من‌ از جانب‌ او، چيزي‌ را از تو دفع‌ نمي‌توانم‌ كرد». آن‌ حضرت‌ ص مانند اين ‌سخن‌ را به‌ زنان‌ و اهل‌بيت‌ خويش‌ نيز اعلام‌ كردند، سپس‌ فرمودند: «ما بنوهاشم ‌بأولي‌ الناس‌ بأمتي‌، إن‌ أولي‌ الناس‌ بأمتي‌ المتقون‌، و لا قريش‌ بأولي‌ الناس‌ بأمتي‌، إن‌ أولي‌الناس‌ بأمتي‌ المتقون‌، ولا الأنصار