 بأولي‌ الناس‌ بأمتي‌، إن‌ أولي‌ الناس‌ بأمتي‌ المتقون‌، ولا الموالي‌ بأولي‌ الناس‌ بأمتي‌، إن‌ أولي‌ الناس‌ بأمتي‌ المتقون‌. إنما أنتم‌ من‌ رجل‌ وامرأة‌ كجمام ‌الصاع‌، ليس‌ لأحد علي‌ أحد فضل‌ إلا بالتقوي: بني‌هاشم‌ سزاوارترين‌ مردم‌ به‌ امت ‌من‌ نيستند، قطعا سزاوارترين‌ مردم‌ به‌ امت‌ من‌، پرهيزگارانند و نه‌ قريش‌ سزاوارترين‌ مردم‌ به‌ امت‌ من‌اند، بي‌گمان‌ سزاوارترين‌ مردم‌ به‌ امت‌ من‌ پرهيزگارانند و نه‌ انصار سزاوارترين‌ مردم‌ به‌ امت‌ من‌اند، قطعا سزاوارترين‌ مردم‌ به‌ امت‌ من‌ پرهيزگارانند و نه‌ آزادشدگان‌ از بند بردگي‌ (عجم) سزاوارترين‌ مردم‌ به‌ امت‌ من‌اند، قطعا سزاوارترين‌ مردم‌ به‌ امت‌ من‌ پرهيزگارانند. جز اين‌ نيست‌ كه‌ شما همه‌ (در اصل‌) از يك‌ مرد و زن‌ آفريده‌ شده‌ايد و همانند آنچه‌ كه‌ بعد از پر شدن‌ پيمانه‌ بر سر آن‌ بالا مي‌ايستد (همه‌ باهم‌ برابريد)، كسي‌ را بر كسي‌ هيچ‌ فضيلت‌ و برتري‌اي‌ جز به‌ تقوي ‌نيست‌».
 
سوره زخرف آيه  45
‏متن آيه : ‏
‏ وَاسْأَلْ مَنْ أَرْسَلْنَا مِن قَبْلِكَ مِن رُّسُلِنَا أَجَعَلْنَا مِن دُونِ الرَّحْمَنِ آلِهَةً يُعْبَدُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«و از پيامبران‌ ما كه‌ پيش‌ از تو فرستاده‌ايم‌، جويا شو؛ آيا به‌جاي‌ خداي‌ رحمان‌، خداياني‌ را كه‌ مورد پرستش‌ قرارگيرند، مقرر داشته‌ايم‌؟» مراد آيه‌، پرسيدن ‌رسول‌ خدا ص از پيامبران(ع) در شب‌ اسراء است‌، هنگامي‌ كه‌ آن‌ حضرت‌ ص با ايشان‌ ملاقات‌ مي‌كنند. به‌قولي‌ معني‌ اين‌ است: از امتهاي‌ پيامبراني‌ كه‌ ايشان‌ را به‌رسالت‌ برانگيخته‌ بوديم‌ بپرس‌ كه: آيا ما در ديني‌ از اديان‌، به‌ پرستش‌ بتان‌ حكم‌ كرده‌ايم‌؟ آيا اين‌ كار را به‌ يكي‌ از آن‌ امت‌ها اجازه‌ داده‌ايم‌؟. هدف‌، استشهاد به ‌اجماع‌ پيامبران(ع) بر عقيده‌ توحيد است‌، حقيقتي‌ كه‌ بر اصالت‌ و قدامت‌ توحيد دلالت‌ داشته‌ و نشان‌ مي‌دهد كه‌ اين‌ عقيده‌، عقيده‌ نودرآمدي‌ نيست‌.
	سوره آل عمران آيه  114
‏متن آيه : ‏
‏ يُؤْمِنُونَ بِاللّهِ وَالْيَوْمِ الآخِرِ وَيَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَيَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنكَرِ وَيُسَارِعُونَ فِي الْخَيْرَاتِ وَأُوْلَئِكَ مِنَ الصَّالِحِينَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
اين‌ گروه‌ از اهل‌ كتاب‌: «به‌ خدا و روز قيامت‌ ايمان‌ دارند و به‌ معروف‌ امر و از منكر نهي‌ مي‌كنند» به‌ مفهوم‌ عام‌ اين‌ واجب‌ ديني‌. ولي‌ بعضي‌ برآنند كه‌ مراد از امر به‌معروف‌ در اين‌جا؛ امرشان‌ به‌ پيروي‌ از پيامبرص و نهي‌شان‌ از مخالفت‌ با آن‌ حضرت‌ص است‌ «و در كارهاي‌ خير شتاب‌ مي‌كنند» و تنبلي‌ و كاهلي‌ نمي‌ورزند زيرا ارزش‌ ثواب‌ كارهاي‌ خير را مي‌شناسند «و آنان‌ از شايستگان‌اند» يعني‌: با شايستگانند كه‌ همانا صحابه‌ مي‌باشند. پس‌ بنابر تعريفي‌ كه‌ از اين‌ گروه‌ ارائه ‌شد، اين‌ مجموعه‌ از اهل‌ كتاب‌ نيز در زمره‌ بهترين‌ امتي‌ هستند كه‌ براي‌ مردم‌ پديدآورده‌ شده‌ است، يعني‌ همان‌ امت‌ اسلام‌ كه‌ ذكرش‌ گذشت‌.
 
	سوره زخرف آيه  46
‏متن آيه : ‏
‏ وَلَقَدْ أَرْسَلْنَا مُوسَى بِآيَاتِنَا إِلَى فِرْعَوْنَ وَمَلَئِهِ فَقَالَ إِنِّي رَسُولُ رَبِّ الْعَالَمِينَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«و همانا موسي‌ را با آيات‌ خود به‌سوي‌ فرعون‌ و ملا او فرستاديم‌» مراد از «آيات‌»، معجزات‌ و نشانه‌هاي‌ نه‌گانه‌اي‌ است‌ كه‌ بيان‌ آنها در سوره ‌«اسراء/101» گذشت‌ و مراد از «ملا» در اينجا: اشراف‌ و همگي‌ رعاياي ‌فرعون‌ ـ اعم‌ از قبطي‌ها و بني‌اسرائيل‌ ـ اند. هدف‌ از بيان‌ اين‌ داستان‌ در اينجا، استشهاد به‌ دعوت‌ موسي‌(ع) بر توحيد و يكتاپرستي‌ و در عين‌ حال‌، دلجويي‌ ازپيامبر ص در برابر مخالفتها و آزارهايي‌ است‌ كه‌ از قوم‌ خويش‌ مي‌بينند «پس‌گفت‌» موسي‌(ع) «همانا من‌ فرستاده‌ پروردگار عالميانم‌» كه‌ مرا به‌سوي‌ شما به‌رسالت‌ فرستاده‌ است‌.
 
	سوره زخرف آيه  47
‏متن آيه : ‏
‏ فَلَمَّا جَاءهُم بِآيَاتِنَا إِذَا هُم مِّنْهَا يَضْحَكُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«پس‌ چون‌ آيات‌ ما را برايشان‌ آورد، بناگاه‌ آنان‌ بر آنها خنده‌ زدند» از روي‌ استهزا و تمسخر.
 
	<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:4863.txt"> آيه  48</a><a class="text" href="w:text:4864.txt">آيه  49</a><a class="text" href="w:text:4865.txt"> آيه  50</a><a class="text" href="w:text:4866.txt">آيه  51</a><a class="text" href="w:text:4867.txt">آيه  52</a><a class="text" href="w:text:4868.txt">آيه  53</a><a class="text" href="w:text:4869.txt"> آيه  54</a><a class="text" href="w:text:4870.txt">آيه  55</a><a class="text" href="w:text:4871.txt"> آيه  56</a><a class="text" href="w:text:4872.txt"> آيه  57</a><a class="text" href="w:text:4873.txt"> آيه  58</a><a class="text" href="w:text:4874.txt"> آيه  59</a><a class="text" href="w:text:4875.txt">آيه  60</a></body></html>سوره زخرف آيه  48
‏متن آيه : ‏
‏ وَمَا نُرِيهِم مِّنْ آيَةٍ إِلَّا هِيَ أَكْبَرُ مِنْ أُخْتِهَا وَأَخَذْنَاهُم بِالْعَذَابِ لَعَلَّهُمْ يَرْجِعُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«و ما هيچ‌ نشانه‌اي‌ به‌ آنان‌ نمي‌نموديم‌ مگر اين‌كه‌ آن‌ از نظير آن‌ بزرگتر بود» يعني: هريك‌ از نشانه‌هاي‌ موسي(ع) و معجزاتش‌، بزرگتر و با شكوه‌تر از معجزه‌ ماقبلش ‌بود، با وجود آن‌كه‌ معجزه‌ و نشانه‌ قبلي‌ نيز در حد خود بزرگ‌ بود. به‌قولي ‌ديگر معني‌ اين‌ است: نشانه‌هاي‌ موسي‌(ع) به‌گونه‌اي‌ بود كه‌ چون‌ نشانه‌ دوم‌ به‌ اول‌ ضميمه‌ مي‌شد، بر وضوح‌ و روشني‌ آن‌ مي‌افزود. «و به‌ عذاب‌ گرفتارشان‌ كرديم‌» يعني: به‌سبب‌ اين‌كه‌ آنها اين‌ آيات‌ و نشانه‌ها را دروغ‌ انگاشتند، عذابهايي‌ چون ‌قحطي‌ و طوفان‌ و هجوم‌ سيل‌ ملخ‌ را گريبانگير آنان‌ كرديم‌ «تا مگر به‌ راه‌ آيند» ازكفر به‌ سوي‌ ايمان‌. اما با اين‌ وجود، بازنگشتند و به‌ راه‌ نيامدند.
 
سوره زخرف آيه  49
‏متن آيه : ‏
‏ وَقَالُوا يَا أَيُّهَا السَّاحِرُ ادْعُ لَنَا رَبَّكَ بِمَا عَهِدَ عِندَكَ إِنَّنَا لَمُهْتَدُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«و به‌» موسي(ع) «گفتند: اي‌ ساحر» آنها دانشمندان‌ را ساحر مي‌ناميدند و ساحران‌ را تعظيم‌ و احترام‌ مي‌كردند. «پروردگارت‌ را به‌ آنچه‌ با تو عهد كرده‌ براي‌ مابخوان‌» يعني: به‌ آنچه‌ كه‌ به‌ ما در مورد عهد پروردگارت‌ با خود خبر داده‌اي‌ ـ كه‌ بر طبق‌ مفاد آن‌، اگر ما ايمان‌ آوريم‌، عذاب‌ را از ما دور مي‌گرداند ـ او را براي‌ ما بخوان‌ «زيرا ما راهيافتگانيم‌» در آينده‌ و به‌ آنچه‌ كه ‌آورده‌اي‌، مؤمن‌ و باورمند خواهيم‌ شد. يعني: شرط ايمان ‌آوردن‌ ما اين‌ است‌ كه ‌تو دعا كني‌ تا عذاب‌ از ما برطرف‌ شود.
 
	سوره زخرف آيه  50
‏متن آيه : ‏
‏ فَلَمَّا كَشَفْنَا عَنْهُمُ الْعَذَابَ إِذَا هُمْ يَنكُثُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«پس‌ چون‌ عذاب‌ ر