ي‌آيد كه‌ شما قرآن‌ را به‌ مسخره‌ و بازيچه‌ گرفتيد و در آن‌ نينديشيديد «و زندگي‌ دنيا فريبتان‌ داد» يعني: دنيا شما را با آرايش‌ها وپيرايش‌ها و بيهودگي‌هاي‌ خويش‌ فريفت‌ پس‌ پنداشتيد كه‌ هيچ‌ سراي‌ ديگري‌ جز همين‌ سراي‌ دنيا نيست‌، نه‌ رستاخيزي‌ در كار است‌ و نه‌ حشر و نشري‌ و بنابراين‌، زندگي‌ خود را بر اين‌ اساس‌ بي‌أساس‌ بنا نهاده‌ و سپري‌ كرديد «پس‌ امروز نه‌ از اين‌» آتش‌ «بيرون‌ آورده‌ مي‌شوند و نه‌ رضا ساختن‌ الله از آنان‌ طلب‌ مي‌شود» يعني: در روز قيامت‌، بازگشت‌ به‌ طاعت‌ خداوند متعال‌ از آنان‌ خواسته‌ نمي‌شود تا رضاي‌ او را به‌دست‌ آورده‌ و عذري‌ را پيش‌ افگنند زيرا آن‌ روز؛ روزي‌ است‌ كه ‌در آن‌ توبه‌اي‌ پذيرفته‌ نشده‌ و معذرتي‌ سودمند واقع نمي‌گردد.
 
	<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="folder" href="w:html:6.xml">1.الحمد</a><a class="folder" href="w:html:15.xml">2.البقرة</a><a class="folder" href="w:html:354.xml">3.آل عمران</a><a class="folder" href="w:html:585.xml">4.النساء</a><a class="folder" href="w:html:795.xml">5.المائدة</a><a class="folder" href="w:html:939.xml">6.الأنعام</a><a class="folder" href="w:html:1129.xml">7.الأعراف</a><a class="folder" href="w:html:1363.xml">8.الأنفال</a><a class="folder" href="w:html:1450.xml">9.التوبة</a></body></html>آيه  29
‏متن آيه : ‏
‏ هُوَ الَّذِي خَلَقَ لَكُم مَّا فِي الأَرْضِ جَمِيعاً ثُمَّ اسْتَوَى إِلَى السَّمَاء فَسَوَّاهُنَّ سَبْعَ سَمَاوَاتٍ وَهُوَ بِكُلِّ شَيْءٍ عَلِيمٌ ‏
‏ترجمه : ‏
«اوست‌ آن‌ ذاتي‌ كه‌ آنچه‌ در زمين‌ است‌» يعني: زمين‌ و آنچه‌ را كه‌ در آن‌ است ‌«همه‌ را براي‌ شما آفريد» به‌ عنوان‌ گراميداشت‌ و تكريم‌ و نعمت‌ و توشه‌ و منفعتي‌براي‌ شما از سوي‌ خويش‌ تا زماني‌ معين‌ «سپس‌» بعد از آفرينش‌ زمين‌ «به‌ سوي‌آسمان‌ قصد كرد» با اراده‌ خويش، به‌ قصدي‌ درست‌ و استوار كه‌ مخصوص‌ به‌خود اوست‌ «و هفت‌ آسمان‌ را استوار كرد» يعني: آفرينش‌ آنها را استوار كرد وسامان‌ بخشيد، به‌گونه‌اي‌ كه‌ هيچ‌ خلل‌ و بي‌نظمي‌اي‌ در آنها نيست‌ «و او به‌هرچيزي‌ داناست‌» يعني: علم‌ خداوند متعال‌ به‌ تمام‌ مخلوقاتش‌ محيط و فراگيراست‌.
اين‌ آيه:ثُمَّ اسْتَوَى «بقره/29» و آيه: ‏ الرَّحْمَنُ عَلَى الْعَرْشِ اسْتَوَى ‏ «طه/‌5» از مشكلات‌ تفسير است، كه‌ علما درباره‌ آن‌ بر سه‌ رأي‌ اند:
رأي‌ اول: مربوط به‌ بسياري‌ از ائمه‌ است‌ كه‌ مي‌گويند: ما اين‌ آيه‌ را مي‌خوانيم‌ وبه‌ آن‌ ايمان‌ داريم، ولي‌ آن‌ را تفسير نمي‌كنيم‌. امام‌ مالك: در اين‌ باره‌ سخن ‌مشهوري‌ دارد كه‌ مي‌گويد: «استوا معلوم‌ است‌ و كيفيت‌ آن‌ با عقل‌ قابل‌ درك‌نيست، ايمان‌ به‌ آن‌ واجب‌ و سؤال‌ كردن‌ از آن‌ بدعت‌ است‌».
رأي‌ دوم: رأي‌ فرقه‌ «مشبهه‌» است‌ كه‌ مي‌گويند: «استواء؛ ارتفاع‌ و قرارگرفتن‌ بريك‌ چيز است، چنان‌كه‌ خداوند متعال‌ مي‌فرمايد: ‏ فَإِذَا اسْتَوَيْتَ أَنتَ وَمَن مَّعَكَ عَلَى الْفُلْكِ (و چون‌ تو (اي‌ نوح) و همراهانت‌ بر بالاي‌ كشتي‌ قرار گرفتيد ) [23/28]». كه‌ اين‌ رأي‌ باطل‌ است‌ زيرا چنين‌ استوائي‌ از صفات‌ اجسام‌ مي‌باشد وخداوند متعال‌ از آن‌ منزه‌ است‌.
رأي‌ سوم: رأي‌ برخي‌ از علماء است‌ كه‌ مي‌گويند: مراد از «استوي‌» ارتفاع‌ و برتري‌ امر خداوند متعال‌ است‌.
اما انتخاب‌ ابن‌ جرير طبري‌ اين‌ است‌ كه: «استوي: در اينجا به‌ معناي‌ قصد كردن‌ واراده‌ نمودن‌ خداوند متعال‌ به‌ سوي‌ آفرينش‌ آسمانهاست‌ و ما كيفيت‌ اين‌ قصد و اراده‌ وي‌ را نمي‌دانيم‌».
همچنين‌ اين‌ آيه‌ و ديگر آيات‌ قرآن‌ در اين‌ باره، دال‌ بر وجود هفت‌ آسمان‌ وهفت‌ زمين‌ اند، ولي‌ در سنت‌ رسول‌ اكرم‌ ص چنان‌ خبري‌ كه‌ حقيقت‌ آسمانها وزمين‌ را روشن‌ سازد نيامده‌ است‌ بنابراين، فايده‌اي‌ در بحث‌ از طبيعت‌ آنها نمي‌بينيم‌ و فقط به‌ ظاهر قرآن‌ كريم‌ در اين‌ باره‌ ايمان‌ داريم‌ و به‌ وسيله‌ آن، برعظمت‌ آفريدگار بزرگ‌ استدلال‌ مي‌كنيم‌.
بايسته‌ يادآوري‌ است‌ كه‌ امام‌ رازي‌ در تفسير خويش‌ نظريات‌ علماي‌ علم‌ نجوم‌عصر خويش‌ در باره‌ آفرينش‌ آسمانها و زمين‌ را نقل‌ كرده، كه‌ اين‌ نظريات‌ بااكتشافات‌ علمي‌ عصر جديد چندان‌ همخواني‌ ندارد. پژوهش‌ها و كاوشهاي‌نجومي‌ در عصر حاضر نيز فرضياتي‌ را در اين‌ باره‌ بيرون‌ داده‌ اند و هنوز هم‌ سخت‌در تكاپوي‌ اين‌ ميدانند، ولي‌ مهم‌ اين‌ است‌ كه‌ بدانيم‌؛ هرگونه‌ كاوش‌ و پژوهش‌بشري‌ در اين‌ رابطه، اگر كه‌ نتيجه‌اي‌ صحيح‌ و منطقي‌ به‌ همراه‌ داشته‌ باشد، قطعا در راستاي‌ فهم‌ و تفسير عيني‌ آيات‌ كوني‌ قرآن‌ كريم‌ است‌.
 
سوره آل عمران آيه  126
‏متن آيه : ‏
‏ وَمَا جَعَلَهُ اللّهُ إِلاَّ بُشْرَى لَكُمْ وَلِتَطْمَئِنَّ قُلُوبُكُم بِهِ وَمَا النَّصْرُ إِلاَّ مِنْ عِندِ اللّهِ الْعَزِيزِ الْحَكِيمِ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«و خدا آن‌ را» يعني‌: امداد با فرشتگان‌ را «جز مژده‌اي‌ براي‌ شما قرار نداد» تا به‌وسيله‌ آن‌ به‌ پيروزي‌ خويش‌ شادمان‌ گرديد «و تا دلهايتان‌ به‌ آن» يعني‌: به ‌رسيدن‌ امداد فرشتگان‌ «آرام‌ گيرد، و» ليكن‌ بايد بدانيد كه‌ «پيروزي‌ جز از جانب‌ خداوند تواناي‌ حكيم‌ نيست» پس، بسياري‌ رزمندگان‌ و امكانات‌ جنگي‌ ـ جز با ياري‌ پروردگار و تأييد و توفيق‌ وي‌ ـ هيچ‌ تأثيري‌ در سرنوشت‌ جنگ‌ ندارد و اگرخداي‌ عزوجل‌ مي‌خواست، بدون‌ جنگي‌ از سوي‌ شما، به‌ كار آنان‌ پايان‌ مي‌دادو دين‌ خود را نصرت‌ مي‌بخشيد، ولي‌ اين‌ جنگ‌ را ترتيب‌ داد و آن‌ را براي‌ شما به‌عنوان‌ تكليف‌ شرعي‌ مقرر گردانيد تا ايمان‌ و پايداري‌ شما را بيازمايد، چنان‌كه‌مي‌فرمايد: ﴿‏ وَلَوْ يَشَاءُ اللَّهُ لَانتَصَرَ مِنْهُمْ وَلَكِن لِّيَبْلُوَ بَعْضَكُم بِبَعْضٍ ‏﴾ (و اگر خدامي‌خواست‌ از آنان‌ انتقام‌ مي‌كشيد، ولي‌ تا برخي‌ از شما را به‌ وسيله‌ برخي‌ديگربيازمايد) «محمد/4». پس، داستان‌ مشاركت‌ فرشتگان‌ در اين‌ آيات ‌(124 ـ 127)، به‌ قول‌ قوي‌ و راجح، مربوط به‌ غزوه‌ بدر است‌ نه‌ غزوه‌ احد، هرچند به‌ قولي‌: مراد آيات، امداد مؤمنان‌ در روز احد مي‌باشد زيرا حق‌ تعالي‌ به‌ايشان‌ وعده‌ داد كه‌ اگر در احد پايداري‌ ورزند، ايشان‌ را به‌ فرشتگان‌ مددمي‌رساند، اما پايداري‌ نكردند، لذا يك‌ فرشته‌ را هم‌ به‌ ياريشان‌ نفرستاد، چه‌ اگربه‌ فرشتگان‌ مدد مي‌شدند، شكست‌ نمي‌خوردند.
 
	سوره جاثية آيه  36
‏متن آيه : ‏
‏ فَلِلَّهِ الْحَمْدُ رَبِّ السَّمَاوَاتِ وَرَبِّ الْأَرْضِ رَبِّ الْعَالَمِينَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«پس‌ ستايش‌ و سپاس‌ از آن‌ خداست‌؛ پروردگار آسمانها و پروردگار زمين‌، پروردگار عالميان‌» و چنين‌ پروردگار و چن