» يعني: من‌ نخستين‌ پيامبر نيستم‌ بلكه‌ خداوند(ج) قبل‌ از من ‌نيز پيامبران‌ بسياري‌ را فرستاده‌ است‌ پس‌ دعوت‌ به‌ سوي‌ توحيد، انكار پرستش ‌بتان‌ و عدم‌ آگاهي‌ از غيب‌، فقط محدود به‌ من‌ نيست‌ بلكه‌ اين‌ دعوت‌، دعوتي ‌است‌ قديمي‌ و كهن‌ كه‌ تمام‌ پيامبران‡ به‌ آن‌ فراخوانده‌اند «و نمي‌دانم‌ با من‌ و با شما چه‌ معامله‌اي‌ خواهد شد» در زماني‌ كه‌ پيش‌ رو است‌؟ نمي‌دانم‌ كه‌ آيا من‌ در مكه‌ باقي‌ مي‌مانم‌، يا از آن‌ اخراج‌ مي‌شوم‌؟ آيا مي‌ميرم‌، يا كشته‌ مي‌شوم‌؟ آيا عذاب‌ به‌شتاب‌ و به‌طور عاجل‌ بر شما فرستاده‌ مي‌شود، يا كه‌ مهلت‌ داده ‌مي‌شويد؟ «جز آنچه‌ را كه‌ به‌ من‌ وحي‌ مي‌شود پيروي‌ نمي‌كنم‌» يعني: من‌ فقط از قرآن‌ و وحي‌ پيروي‌ كرده‌ و از نزد خود چيز نوي‌ را به‌ ميان‌ نياورده‌ام‌ «و من‌ جز بيم‌دهنده‌اي‌ آشكار نيستم‌» پس‌ شما را از عذاب‌ خداوند(ج) به‌ شيوه‌اي‌ روشن‌ وآشكار بيم‌ و هشدار مي‌دهم‌ به‌ طوري‌ كه‌ هر انديشمند باخردي‌، هشدارهايم‌ را درك‌ مي‌كند.
اين‌ آيه‌ دليل‌ بر آن‌ است‌ كه‌ رسول‌ اكرم‌ ص از اين‌ امر كه‌ كار ايشان‌ و مشركان ‌در دنيا به‌ كجا خواهد انجاميد، آگاهي‌ نداشتند اما به‌يقين‌ مي‌دانستند كه ‌خداوند(ج) با ايشان‌ در آخرت‌ چه‌ مي‌كند، مي‌دانستند كه‌ مقام‌ والاي‌ بهشت‌ در انتظارشان‌ است‌.
اين‌ آيه‌ منسوخ‌ نيست‌ زيرا نقل‌ است‌ كه‌ چون‌ فشار و آزار مشركان‌ بر اصحاب ‌رسول‌ خدا ص در مكه‌ سخت‌ شد، آن‌ حضرت‌ ص در خواب‌ ديدند كه‌ به‌سرزميني‌ كه‌ خرما و درخت‌ و آب‌ دارد هجرت‌ مي‌كنند. پس‌ اين‌ خواب‌ را به ‌اصحاب‌ خويش‌ نقل‌ كردند، ايشان‌ از اين‌ خواب‌ شادمان‌ شده‌ و از آن‌ بشارت‌ به‌گشايش‌ و رهايي‌ از آزار مشركان‌ را دريافتند، سپس‌ چون‌ برهه‌اي‌ از زمان‌ درنگ ‌كردند و تحقق‌ عيني‌ اين‌ خواب‌ را نديدند، گفتند: يا رسول‌ الله! چه‌ وقت‌ به‌ سوي ‌سرزميني‌ كه‌ در خواب‌ ديده‌ايد، هجرت‌ مي‌كنيم‌؟ رسول‌ اكرم‌ ص سكوت ‌كردند، همان‌ بود كه‌ خداي‌ عزوجل‌ نازل‌ فرمود: ( مَا يُفْعَلُ بِي وَلَا بِكُم) : (و من‌ نمي‌دانم‌ كه‌ با من‌ و شما چه‌ خواهد شد؟). يعني: نمي‌دانم‌ كه‌ آيا به‌ همانجايي‌ كه‌ در خواب‌ ديده‌ام‌، برده‌ مي‌شوم‌ يا خير؟ سپس‌ فرمودند: «آنچه‌ ديدم‌ در خواب‌ بود اما جز از آنچه‌ كه‌ به‌ من‌ وحي‌ مي‌شود، پيروي‌ نمي‌كنم‌». يعني: مصداق‌ عيني‌ خواب‌ من‌ هنوز به‌ من‌ وحي‌ نشده‌ است‌.
همچنين‌ از اين‌ آيه‌ دانسته‌ مي‌شود كه‌ ادعاي‌ علم‌ غيب‌ براي‌ بعضي‌ از اوليا، امري ‌بي‌اساس‌ و دروغي‌ آشكار است‌.
 
سوره أحقاف آيه  10
‏متن آيه : ‏
‏ قُلْ أَرَأَيْتُمْ إِن كَانَ مِنْ عِندِ اللَّهِ وَكَفَرْتُم بِهِ وَشَهِدَ شَاهِدٌ مِّن بَنِي إِسْرَائِيلَ عَلَى مِثْلِهِ فَآمَنَ وَاسْتَكْبَرْتُمْ إِنَّ اللَّهَ لَا يَهْدِي الْقَوْمَ الظَّالِمِينَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
پاسخ‌ سوم‌ به‌ شبهه‌ مشركان‌ در امر رسالت‌، اين‌ است: «بگو: آيا ديديد» يعني: به‌ من‌ خبر دهيد؛ «اگر» اين‌ قرآن‌ در حقيقت‌ «از نزد الله باشد و» حال‌ آن‌كه‌ «شما بدان‌ كافر شده‌ باشيد و گواهي‌ از بني‌اسرائيل‌» كه‌ برآنچه‌ خداي‌ عزوجل‌ درتورات‌ نازل‌ نموده‌، دانا است‌ «بر مانند آن‌» يعني: بر مانند اخبار قرآن‌ چون ‌اثبات‌ توحيد، معاد و غير اينها از اموري‌ كه‌ در تورات‌ موجود است‌ و با قرآن ‌مطابقت‌ دارد؛ «گواهي‌ داده‌ آن‌گاه‌» آن‌ گواه‌ اسرائيلي‌؛ «ايمان‌ آورده‌ باشد» به‌قرآن‌ زيرا اين‌ حقيقت‌ برايش‌ روشن‌ گرديده‌ كه‌ قرآن‌ كلام‌ خداي‌ عزوجل‌ و از جنس‌ وحيي‌ است‌ كه‌ او بر پيامبرانش‌ نازل‌ مي‌كند؛ «و شما» با وجود گواهي‌ آن‌ گواه‌ «استكبار ورزيده‌ باشيد» از ايمان ‌آوردن‌ به‌ قرآن‌، آيا باز هم‌ ستمگر نيستيد؟ يقينا كه‌ هستيد و «البته‌ خدا قوم‌ ستمگر را هدايت‌ نمي‌كند» اين‌ جمله‌ بر جواب‌ محذوف‌ شرط دلالت‌ مي‌كند پس‌ تقدير سخن‌ چنين‌ مي‌شود: اگر قرآن‌ از نزد خدا(ج) باشد، آيا شما كه‌ به‌ آن‌ كفر ورزيده‌ايد، ستمگر نيستيد؟ قطعا ستمگريد. يادآور مي‌شويم‌ كه‌ آن‌ شاهد از بني‌اسرائيل‌، عبدالله بن‌ سلام‌ بود كه‌ بعد از هجرت ‌مسلمان‌ شد. البته‌ اين‌ مضمون‌ شامل‌ غير وي‌ نيز مي‌شود زيرا «شاهد» اسم‌ جنس ‌است‌.
طبراني‌ در بيان‌ سبب‌ نزول‌ اين‌ آيه‌ كريمه‌ با سندي‌ صحيح‌ از عوف‌بن‌مالك ‌اشجعي‌(رض) روايت‌ كرده‌ است‌ كه‌ فرمود: «رسول‌ خدا ص در روز عيد يهوديان‌ به‌ كنيسه‌ آنان‌ رفتند و من‌ نيز با ايشان‌ همراه‌ بودم‌. ولي‌ آنان‌ از ورود ما ناخوش‌ شدند و حالشان‌ دگرگون‌ شد. سپس‌ خطاب‌ به‌ آنان‌ فرمودند: اي‌ گروه‌ يهود! دوازده ‌تن ‌از ميان‌ خود را كه‌ به‌ توحيد خداوند(ج) و رسالت‌ محمد گواهي‌ دهند، به‌ من ‌معرفي‌ كنيد زيرا در اين‌ صورت‌ خداي‌ عزوجل‌ از هر يهودي‌اي‌ كه‌ در زير سقف ‌آسمان‌ است‌، خشم‌ خود را بر مي‌دارد. يهوديان‌ سكوت‌ كردند و كسي‌ از آنان‌ به‌ رسول‌ اكرم‌ ص پاسخي‌ نداد. سپس‌ آن‌ حضرت‌ ص برگشتند. بناگاه‌ ديدم‌ كه‌ مردي‌ از پشت‌ سر ايشان‌ آمد و گفت: اي‌ محمد! بايست‌. سپس‌ به‌ سوي‌ يهوديان ‌روي‌ نمود و گفت: اي‌ گروه‌ يهود! نظر شما در مورد شخص‌ من‌ چيست‌؟ گفتند: به‌ خدا سوگند كه‌ در ميان‌ خويش‌ مردي‌ دانشمندتر و داناتر به‌ كتاب‌ خدا مانند تو و قبل‌ از تو مانند پدرت‌ و قبل‌ از پدرت‌ مانند جدت‌ سراغ‌ نداريم‌! گفت: پس‌ اينك ‌من‌ گواهي‌ مي‌دهم‌ كه‌ اين‌ شخص‌ همان‌ پيامبري‌ است‌ كه‌ بشارت‌ و اوصاف‌ وي‌ را در تورات‌ مي‌يابيد! گفتند: دروغ‌ گفتي‌! و سخنش‌ را رد كرده‌ و نسبت‌هاي ‌ناروايي‌ به‌ وي‌ دادند. همان‌ بود كه‌ خداي‌ عزوجل‌ اين‌ آيه‌ را نازل‌ نمود». بنابراين ‌روايت‌، اين‌ آيه‌ مدني‌ است‌، چون‌ در آن‌ تلويحا از عبدالله بن‌سلام‌ ياد شده‌ است ‌و او بعد از هجرت‌ مسلمان‌ شد.
 
	سوره أحقاف آيه  11
‏متن آيه : ‏
‏ وَقَالَ الَّذِينَ كَفَرُوا لِلَّذِينَ آمَنُوا لَوْ كَانَ خَيْراً مَّا سَبَقُونَا إِلَيْهِ وَإِذْ لَمْ يَهْتَدُوا بِهِ فَسَيَقُولُونَ هَذَا إِفْكٌ قَدِيمٌ ‏
 
‏ترجمه : ‏
ابن‌ منذر در بيان‌ سبب‌ نزول‌ آيه‌ كريمه‌ روايت‌ كرده‌ است: «عمربن ‌خطاب ‌كنيزي‌ به‌نام‌ زنيره‌ داشت‌ كه‌ قبل‌ از وي‌ مسلمان‌ شده‌ بود، عمر او را به‌ خاطر مسلمان‌ شدنش‌ مي‌زد و كفار قريش‌ مي‌گفتند: اگر اين‌ دين‌، كار خير و با‌ارزشي ‌مي‌بود، زنيره‌ از ما برآن‌ سبقت‌ نمي‌جست‌. همان‌ بود كه‌ خداي‌ عزوجل‌ اين‌ آيه‌ را در شأن‌ زنيره‌ نازل‌ كرد». بنا به‌ روايتي‌ ديگر: كافران‌