 براي‌ طفلش‌ كافي‌ است‌، اگر در هفت‌ ماهگي‌ وضع ‌حمل‌ نمود، بيست‌ و سه‌ ماه‌ شيرخوارگي‌ براي‌ طفلش‌ كافي‌ است‌ و اگر در شش ‌ماهگي‌ وضع‌ حمل‌ نمود، طفل‌ بايد دو سال‌ تمام‌ شير بخورد، به‌ دليل‌ اين‌ آيه‌ كريمه‌ كه‌ مدت ‌بارداري‌ تا بازگرفتن‌ طفل‌ از شير را، سي‌ماه‌ معرفي‌ كرده‌ است‌».
آيه‌ كريمه‌ به‌ اين‌ حقيقت‌ اشاره‌ دارد كه‌ حق‌ مادر بر عهده‌ فرزند از حق‌ پدر مؤكدتر مي‌باشد زيرا مادر او را به‌ دشواري‌ بارگرفته‌ و به‌ دشواري‌ نهاده ‌است‌ و بعد از آن‌ هم‌ او را از مايه‌ وجود خويش‌ شير داده‌ و در آغوش‌ خويش‌ پرورانده‌ است ‌و در همه‌ اين‌ مدت‌ با تحمل‌ رنجها، زحمات‌ و سختي‌ها، به‌ بهترين‌ وجه‌ به‌ امور وي‌ پرداخته‌ است‌ درحالي‌كه‌ پدر در چيزي‌ از اين‌ امور با وي‌ مشاركتي‌ نداشته ‌است‌، هر چند كه‌ او هم‌ در راه‌ كسب‌ درآمد و تأمين‌ هزينه‌هاي‌ زندگي‌ رنج‌ كشيده‌ اما اين‌ رنج‌ وي‌ با رنجهاي‌ مادر همانند و برابر نيست‌.
شايان‌ ذكر است‌ كه‌ احاديث‌ نبوي‌ بسياري‌ در توضيح‌ اين‌ آداب‌ بزرگ‌ قرآني ‌نقل‌ شده‌ و نيكي‌ به‌ والدين‌ را از بهترين‌ اعمال‌ و نافرماني‌ آنها را از گناهان‌ كبيره ‌معرفي‌ كرده‌ است‌ از آن‌ جمله‌ اين‌ حديث‌ شريف‌ است: «گناهان‌ كبيره‌ عبارتند از: شرك‌ آوردن‌ به‌ خدا، نافرماني‌ والدين‌، قتل‌ نفس‌ و سوگند غموس‌». همچنين‌ در حديث‌ شريف‌ به‌ روايت‌ أبي‌أسيد(رض) آمده‌ است‌ كه‌ فرمود: «ما در محضر رسول‌ اكرم‌ ص بوديم‌ كه‌ مردي‌ از بني‌سلمه‌ نزد ايشان‌ آمد و گفت: يا رسول‌الله! آيا بعد از مرگ‌ والدينم‌ چيزي‌ از نيكي‌ به‌ آنها بر ذمه‌ام‌ باقي‌ مانده‌ است‌؟ رسول‌ اكرم‌ ص فرمودند: بلي‌! «اينها بر ذمه‌ات‌ باقي‌ مانده‌ است:» دعا نمودن ‌براي‌ آنها، آمرزش‌ خواستن‌ براي‌ آنها، به‌ اجرا گذاشتن‌ عهد آنها، صله‌ رحمي‌ كه‌ جز به‌ سبب‌ آنها پيوسته‌ نمي‌شود و گرامي‌ داشتن‌ دوست‌ آنها».
«تا آن‌گاه‌ كه‌ چون‌ به‌ كمال‌ رشد خود رسيد» أشده: يعني: تا آن‌گاه‌ كه‌ نيرو و عقل ‌طفل‌ به‌ استحكام‌ خود رسيد. كمترين‌ مدت‌ براي‌ رسيدن‌ او به‌ اين‌ مرحله‌، رسيدنش‌ به‌ سن‌ سي‌ يا سي‌وسه‌ سالگي‌ است‌. «و به‌ چهل‌ سالگي‌ رسيد» اين‌ قيد مفيد آن‌ است‌ كه‌ رسيدن‌ به‌ چهل‌ سالگي‌، چيزي‌ فراتر از رسيدن‌ به‌ كمال‌ قوت‌ و رشد است‌، از اين‌ جهت‌ گفته‌ شده‌ كه: انبيا (ع) بعد از سن‌ چهل‌ سالگي‌ به‌ نبوت ‌برانگيخته‌ شده‌اند. ابن‌كثير مي‌گويد: «اين‌ بيان‌، براي‌ كسي‌ كه‌ به‌ سن‌ چهل‌ سالگي ‌مي‌رسد متضمن‌ اين‌ ارشاد است‌ كه‌ بايد توبه‌ و انابت‌ به‌ سوي‌ خداي‌ عزوجل‌ را تجديد نموده‌ و بر آن‌ عزمي‌ استوار ببندد». در حديث‌ شريف‌ آمده‌ است: «چون ‌بنده‌ مسلمان‌ به‌ چهل‌ سالگي‌ رسيد، خداوند(ج) حساب‌ او را سبك‌ مي‌گرداند و چون‌ به‌ شصت‌ سالگي‌ رسيد، خداوند(ج) توبه‌ و انابت‌ به‌ سوي‌ خويش‌ را روزي ‌وي‌ مي‌كند و چون‌ به‌ هفتاد سالگي‌ رسيد، اهل‌ آسمان‌ او را دوست‌ مي‌دارند و چون‌ به‌ هشتاد سالگي‌ رسيد، خداوند(ج) حسناتش‌ را تثبيت‌ و گناهانش‌ را محو مي‌كند و چون‌ به‌ نود سالگي‌ رسيد، خداوند(ج) همه‌ گناهان‌ گذشته‌ و آينده‌ وي‌ را مي‌آمرزد و وي‌ را در حق‌ اهل‌ بيتش‌ شفيع‌ مي‌گرداند و در مورد وي‌ در آسمان ‌چنين‌ نوشته‌ مي‌شود: او اسير خداست‌ در زمين‌ وي‌».
آري‌! چون‌ به‌ سن‌ چهل‌ سالگي‌ رسيد: «گفت: پروردگارا! بر من‌ الهام‌ كن‌ تا نعمتي‌ را كه‌ به‌ من‌ و به‌ پدر و مادرم‌ ارزاني‌ داشته‌اي‌، شكر گزارم‌» يعني: پروردگارا! شكر و سپاس‌ آنچه‌ را كه‌ بر من‌ از هدايت‌ و بر پدر و مادرم‌ از شفقت‌ و مهر آنها نسبت‌ به‌ من‌ در دوران‌ كودكي‌ام‌ انعام‌ نموده‌اي‌، به‌ من‌ الهام‌ كن‌ «و كار نيكي‌ انجام‌ دهم‌ كه‌ آن‌ را بپسندي‌» يعني: همچنان‌ به‌ من‌ الهام‌ كن‌ تا در آينده‌ نيز عمل‌ شايسته‌اي‌ انجام‌ دهم‌ كه‌ آن‌ را از من‌ بپسندي‌ «و فرزندانم‌ را برايم‌ به‌ صلاح‌ آور» يعني: فرزندان‌ و نسل‌ و تبارم‌ را در صلاح‌ ثابت‌قدم‌ و استوار گردان‌ «هرآينه‌ من‌ به‌ درگاه‌ تو توبه‌ آورده‌ام‌» از گناهان‌ خويش‌ «و من‌ از مسلمانانم‌» يعني: از تسليم‌شدگان‌ براي‌ تو و از منقادان‌ مخلص‌ براي‌ توحيد و يكتايي‌ تو هستم‌. درحديث‌ شريف به‌ روايت‌ ابن‌مسعود(رض) آمده‌ است‌ كه‌ رسول‌ خدا ص به‌ اصحاب ‌خويش‌ تعليم‌ مي‌دادند تا در تشهد چنين‌ بخوانند: «اللهم‌ ألف‌ بين‌ قلوبنا، وأصلح‌ ذات ‌بيننا، واهدنا سبل‌ السلام‌، ونجنا من‌ الظلمات‌ إلي‌ النور، وجنبنا الفواحش‌ ما ظهر منها وما بطن‌، وبارك‌ لنا في‌ أسماعنا وأبصارنا وقلوبنا وأزواجنا وذرياتنا، وتب‌ علينا إنك‌ أنت ‌التواب‌ الرحيم‌، واجعلنا شاكرين‌ لنعمتك‌، مثنين‌ بها عليك‌ قابليها وأتمها علينا: بارالها! در ميان‌ دلهاي‌ ما الفت‌ بينداز، در روابط ذات‌البيني‌ ما اصلاح‌ رونما كن‌، ما را به‌ راه‌هاي‌ سلامتي‌ هدايت‌ كن‌، ما را از تاريكي‌ها به‌ سوي‌ نور نجات‌ ده‌، ما را از زشتي‌هاي‌ آشكار و پنهان‌ بر كنار دار، براي‌ ما در شنوايي‌ها و بينايي‌ها و دلها و همسران‌ و فرزندانمان‌ بركت‌ نه‌، بر ما توبه‌ پذير شو زيرا تو توبه‌پذير مهربان‌ هستي‌ وما را از شكرگزاران‌ نعمتت‌ قرار ده‌، ثناگويان‌ به‌ آن‌ براي‌ تو و پذيرنده‌ آن‌ و آن‌ را بر ما به‌ تمام‌ و كمال‌ رسان‌».
واحدي‌ از ابن‌عباس‌(رض) در بيان‌ سبب‌ نزول‌ روايت‌ كرده‌ است‌ كه‌ فرمود: اين‌ آيه‌ درباره‌ ابوبكر صديق‌(رض) نازل‌ شد زيرا او هژده‌ سال‌ سن‌ و رسول‌ اكرم‌ص بيست‌سال‌ سن‌ داشتند كه‌ باهم‌ در كاروان‌ تجارتي‌اي‌ كه‌ عازم‌ شام‌ بود همراه‌ شدند پس‌در جايي‌ به‌ پاي‌ درخت‌ سدري‌ منزل‌ زدند. حضرتص در سايه‌ آن‌ درخت ‌نشستند و ابوبكر(رض) نزد راهبي‌ كه‌ در آنجا بود رفت‌ تا از او درباره‌ دين‌ حق‌ سؤال ‌كند. راهب‌ از وي‌ پرسيد: آن‌ مردي‌ كه‌ در سايه‌ درخت‌ سدر نشسته‌ است‌ كيست‌؟ ابوبكر گفت: او محمد فرزند عبدالله فرزند عبدالمطلب‌ است‌. راهب‌ گفت: به‌ خدا سوگند كه‌ او پيامبر است‌ و كسي‌ بعد از عيسي‌بن‌ مريم‌(ع) جز محمد نبي‌ خدا به‌سايه‌ آن‌ درخت‌ پناه‌ نگرفته‌ است‌. پس‌، از آن‌ هنگام‌ در قلب‌ ابوبكر تصديق‌ و يقين‌ افتاد و او بعد از آن‌ هيچ‌گاه‌ از رسول‌ خدا ص جدا نمي‌شد، نه‌ در سفرهاي ‌ايشان‌ و نه‌ در مكه‌ و چون‌ ابوبكر(رض) به‌ سن‌ چهل‌ سالگي‌ رسيد، گفت:  (رَبِّ أَوْزِعْنِي أَنْ أَشْكُرَ نِعْمَتَكَ الَّتِي أَنْعَمْتَ عَلَيَّ...). ولي‌ حسن‌ بصري‌ مي‌گويد: اين‌ آيه‌ عام ‌است‌ و سبب‌ نز