ْمَ يُعْرَضُ الَّذِينَ كَفَرُوا عَلَى النَّارِ أَذْهَبْتُمْ طَيِّبَاتِكُمْ فِي حَيَاتِكُمُ الدُّنْيَا وَاسْتَمْتَعْتُم بِهَا فَالْيَوْمَ تُجْزَوْنَ عَذَابَ الْهُونِ بِمَا كُنتُمْ تَسْتَكْبِرُونَ فِي الْأَرْضِ بِغَيْرِ الْحَقِّ وَبِمَا كُنتُمْ تَفْسُقُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«و آن‌ روز كه‌ كافران‌ بر آتش‌ عرضه‌ مي‌شوند» يعني: روزي‌ كه‌ پرده‌ها كنار زده ‌مي‌شود و كافران‌ به‌سوي‌ آتش‌ دوزخ‌ مي‌نگرند و به‌ آن‌ نزديك‌ ساخته‌ مي‌شوند. به‌قولي‌ معني‌ اين‌ است: روزي‌ كه‌ آتش‌ بر آنان‌ پيش‌ كرده‌ شود. آري‌! در آن‌ روز به‌ آنان‌ گفته‌ مي‌شود: «نعمت‌هاي‌ پاكيزه‌ خود را در زندگي‌ دنيايتان‌ ضايع‌ كرديد و از آنها برخوردار شديد» يعني: در نافرماني‌ خداي‌ سبحان‌ از شهوات‌ و لذات‌ پيروي ‌كرديد و به‌ سبب‌ دروغ‌ انگاشتن‌ آنچه‌ كه‌ پيامبران(ع) از وعده‌ حساب‌، عقاب‌ و ثواب‌ آورده‌ بودند، از ارتكاب‌ گناه‌ پروا نداشتيد و خرمي‌ و جواني‌ و نيرومندي‌تان‌ را در شهوات‌ زندگي‌ دنيايتان‌ تباه‌ كرديد.
آيه‌ كريمه‌ فرجام‌ ننگين‌ كفار را بيان‌ داشته‌ و اين‌ حقيقت‌ را روشن‌ مي‌سازد كه‌ بهره‌برداري‌ آنان‌ از نعمت‌هاي‌ دنيا به‌خاطر آن‌ است‌ تا در آخرت‌ از آن‌ محروم ‌گردند و اين‌ اقتضاي‌ عدل‌ الهي‌ است‌. پس‌ آيه‌ كريمه‌ بدين‌ معني‌ نيست‌ كه‌ هر كس ‌از نعمت‌هاي‌ پاكيزه‌ و مباح‌ دنيا برخوردار شد، او در آخرت‌ از آنها بهره‌اي‌ ندارد زيرا مؤمن‌ شكر منعم‌ را با ايمان‌ خويش‌ بجا مي‌آورد لذا او در بهره‌گيري‌ از نعمت‌هاي‌ دنيا مورد سرزنش‌ نيست‌ چنان‌كه‌ در آيه‌ (87) از سوره‌ «مائده‌» گذشت:  (لاَ تُحَرِّمُواْ طَيِّبَاتِ مَا أَحَلَّ اللّهُ لَكُمْ): (پاكيزگي‌هاي‌ آنچه‌ را كه‌ خدا بر شما  حلال‌ نموده‌، بر خود حرام‌ نگردانيد). و در آيه‌ (22) از سوره‌ «اعراف‌» گذشت: (‏ قُلْ مَنْ حَرَّمَ زِينَةَ اللّهِ): (بگو: چه‌ كسي‌ زينت‌ خداوند را حرام‌ كرده‌ است‌). ليكن‌ بايد گفت‌ كه‌ بريدن‌ از لذتهاي‌ دنيا، اكتفا به‌ ضروريات‌ و ترك ‌تكلف‌، از شيوه‌ سلف‌ شايسته‌ ما است‌ زيرا اگر انسان‌ مؤمن‌ از امور مهم‌ به‌ امور غيرمهم‌ مشغول‌ شود چه‌ بسا اين‌ گرفتاري‌ او را از خداي‌ عزوجل‌ دور گرداند.
در حديث‌ شريف‌ آمده‌ است: روزي‌ رسول‌ اكرم‌ ص نزد اصحاب‌ صفه‌ رفتند درحالي‌كه‌ آنها مشغول‌ پينه ‌زدن‌ جامه‌هاي‌ خود با پوست‌ حيوانات‌ بودند چرا كه‌ پينه‌اي‌ از جنس‌ پارچه‌ نمي‌يافتند. پس‌ آن‌ حضرت‌ ص خطاب‌ به‌ آنان‌ فرمودند: «آيا اين‌ حال‌ و وضع‌ شما بهتر است‌، يا حال‌ و وضع‌ روزي‌ كه‌ يكي‌ از شما صبح ‌در جامه‌ زربافتي‌ بگذراند و عصر در جامه‌ زربافت‌ ديگري‌، نهار بر او قابلمه‌ غذاي ‌مرفهي‌ آورده‌ شود و شام‌ قابلمه‌ ديگري‌ و خانه‌اش‌ چنان‌ پوشانده‌ باشد كه‌ كعبه ‌پوشانيده‌ مي‌شود؟» گفتند: در آن‌ روز حال‌ و وضع‌ بهتري‌ خواهيم‌ داشت‌! رسول مبارك‌ فرمودند: «نه‌! بلكه‌ شما امروز حال‌ و وضع‌ بهتري‌ داريد».
همچنين‌ روزي‌ كه‌ كافران‌ بر آتش‌ عرضه‌ شوند، به‌ آنان‌ گفته‌ مي‌شود: «پس ‌امروز به‌ عذاب‌ خفت‌ آور كيفر مي‌يابيد» يعني: به‌ عذابي‌ كه‌ سراسر برايتان‌ خواري‌ و رسوايي‌ است‌ «به‌ سزاي‌ آن‌كه‌ در روي‌ زمين‌ به‌ ناحق‌ تكبر مي‌ورزيديد» از ايمان‌ آوردن‌ به‌ خداوند متعال‌ و يكتاپرستي‌اش‌ «و به‌ سبب‌ آن‌كه‌ فسق‌ مي‌كرديد» يعني: از طاعت‌ خداوند(ج) خارج‌ شده‌ و مرتكب‌ معاصي‌ و نافرماني‌هاي‌ وي‌ مي‌گرديديد. شايان‌ ذكر است‌ كه‌ تكبر از پذيرش‌ حق‌، گناه‌ دل‌ است‌ و فسق‌، كار اعضا و اندامهاي‌ ديگر.
 
<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:5028.txt"> آيه  21</a><a class="text" href="w:text:5029.txt"> آيه  22</a><a class="text" href="w:text:5030.txt">آيه  23</a><a class="text" href="w:text:5031.txt">آيه  24</a><a class="text" href="w:text:5032.txt">آيه  25</a><a class="text" href="w:text:5033.txt">آيه  26</a><a class="text" href="w:text:5034.txt">آيه  27</a><a class="text" href="w:text:5035.txt">آيه  28</a></body></html>سوره أحقاف آيه  21
‏متن آيه : ‏
‏ وَاذْكُرْ أَخَا عَادٍ إِذْ أَنذَرَ قَوْمَهُ بِالْأَحْقَافِ وَقَدْ خَلَتْ النُّذُرُ مِن بَيْنِ يَدَيْهِ وَمِنْ خَلْفِهِ أَلَّا تَعْبُدُوا إِلَّا اللَّهَ إِنِّي أَخَافُ عَلَيْكُمْ عَذَابَ يَوْمٍ عَظِيمٍ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«و به‌ ياد آور» اي‌ محمد ص براي‌ قومت‌ تا پند گيرند و بيمناك‌ شوند. يا مراد اين‌ است: ياد كن‌ در خلوت‌ خويش‌ «برادر قوم‌ عاد را» يعني: داستان‌ هود(ع) و شكيبايي‌ وي‌ بر آزار قومش‌ را تا به‌ وي‌ اقتدا كني‌ و در نتيجه‌، آنچه‌ را كه‌ از تكذيب‌ قومت‌ مي‌بيني‌، بر تو آسان‌ شود. يادآور مي‌شويم‌ كه‌ خداوند متعال ‌هود(ع) را به‌ سوي‌ قوم‌ «عاد اول‌» فرستاده‌ بود و «عاد» قبيله‌ عربي‌ از قوم‌ «ارم‌» است‌. تعبير: (برادر قوم‌ عاد) بدين‌ معني‌ است‌ كه‌ هود(ع) در نسب‌ برادر آنان‌ بود نه‌ در دين‌. «آن‌گاه‌ كه‌ قوم‌ خويش‌ را در أحقاف‌ بيم‌ داد» أحقاف: سرزمين‌ عاد، شنزارهاي‌ سرزمين‌ شحر در حضرموت‌ يمن‌ يعني‌ جنوب‌ عربستان‌ است‌. حقف: عبارت‌ است‌ از توده‌ شن‌ بزرگ‌ مستطيل‌ و منحني‌اي‌. «و هرآينه‌ پيش‌ از او و پس‌ از او هشداردهندگان‌ گذشته‌ بودند» يعني: هود(ع) به‌ آنان‌ آگاهانيد كه‌ پيامبران‌ پيش‌ از وي‌ و پيامبراني‌ كه‌ بعد از وي‌ در زمانش‌ مبعوث‌ شده‌اند، همه‌ مانند وي‌ مردم ‌سرزمينهايشان‌ را بيم‌ و هشدار داده‌اند.
آري‌! هود(ع) به‌ آنان‌ هشدار داد: «كه‌ جز الله را نپرستيد» زيرا «من‌ واقعا بر شما از عذاب‌ روزي‌ بزرگ‌» يعني: روزي‌ هولناك‌ و سهمگين‌ «مي‌ترسم‌» به‌ سبب ‌شرك‌ آوردن‌ شما.
 
	سوره أحقاف آيه  22
‏متن آيه : ‏
‏ قَالُوا أَجِئْتَنَا لِتَأْفِكَنَا عَنْ آلِهَتِنَا فَأْتِنَا بِمَا تَعِدُنَا إِن كُنتَ مِنَ الصَّادِقِينَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«گفتند» قوم‌ هود(ع) «آيا به‌ سراغ‌ ما آمده‌اي‌ تا ما را از خدايانمان‌» يعني: از پرستش‌ آنها «برگرداني‌ پس‌ اگر از راستگويان‌ هستي‌» در وعده‌اي‌ كه‌ به‌ ما مي‌دهي‌؛ «آنچه‌ را به‌ ما وعده‌ مي‌دهي‌» از عذاب‌ بزرگ‌ «به‌ ميان‌ بياور» و هم‌ اكنون‌ ما را به‌ آن‌ درافگن‌.
 
	سوره آل عمران آيه  129
‏متن آيه : ‏
‏ وَلِلّهِ مَا فِي السَّمَاوَاتِ وَمَا فِي الأَرْضِ يَغْفِرُ لِمَن يَشَاءُ وَيُعَذِّبُ مَن يَشَاءُ وَاللّهُ غَفُورٌ رَّحِيمٌ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«و آنچه‌ در آسمانها و آنچه‌ در زمين‌ است، از آن‌ خداست» پس‌ بدانيد كه‌ گستره‌ ملك‌ خداوند متعال، فراخ‌ است‌ «هركه‌ را بخواهد» بيامرزد، «مي‌آمرزد و هركه‌ رابخواهد» عذاب‌ كند، «عذاب‌ مي‌كند» پس‌ ملك، ملك‌ اوست‌ و هرچه‌ بخواهد در آن‌ مي‌كند و هرچه‌ اراده‌ ك