د، به‌ ثبوت‌ مي‌رساند «و خداوند آمرزنده‌ مهربان ‌است» اين‌ اشاره‌اي‌ به‌ اين‌ حقيقت‌ است‌ كه‌ رحمت‌ حق‌ تعالي‌ بر خشم‌ وي‌ پيشي‌ گرفته‌ و لذا اين‌ دعوتي‌ است‌ از قريش‌ كه‌ در موضع‌ خود در قبال‌ اسلام، تجديدنظر كنند.
 
	
سوره أحقاف آيه  23
‏متن آيه : ‏
‏ قَالَ إِنَّمَا الْعِلْمُ عِندَ اللَّهِ وَأُبَلِّغُكُم مَّا أُرْسِلْتُ بِهِ وَلَكِنِّي أَرَاكُمْ قَوْماً تَجْهَلُونَ ‏
 
‏ترجمه :
 ‏«گفت‌» هود(ع) «جز اين‌ نيست‌ كه‌ علم‌ فقط نزد خداوند است‌» يعني: علم‌ وقت ‌آمدن‌ عذاب‌، فقط نزد خداوند(ج) است‌ نه‌ نزد من‌ زيرا اوست‌ كه‌ عذاب‌ را مقدر نموده‌ است‌ نه‌ من‌ و او به‌ من‌ خبر نداده‌ است‌ كه‌ اين‌ عذاب‌ را چه‌ وقت‌ فرود مي‌آورد «و من‌ آنچه‌ را كه‌ بدان‌ فرستاده‌ شده‌ام‌» از جانب‌ پروردگارتان‌ «به‌ شما مي‌رسانم‌» پس‌ مأموريت‌ من‌ فقط هشدار دادن‌ و بيم‌دهي‌ است‌ اما آگاهي‌ از وقت ‌آمدن‌ عذاب‌، چيزي‌ است‌ كه‌ حق‌ تعالي‌ آن‌ را به‌ من‌ وحي‌ نكرده‌ است‌ «ولي‌ من ‌شما را قومي‌ مي‌بينم‌ كه‌ در جهل‌ اصرار مي‌ورزيد» از آنجا كه‌ بر كفر خويش‌ پاي ‌مي‌فشاريد و به‌ آنچه‌ كه‌ براي‌ شما آورده‌ام‌، راه‌ نمي‌يابيد بلكه‌ چيزي‌ را از من ‌مي‌خواهيد كه‌ از وظايف‌ پيامبران(ع) نيست‌.
 
	`سوره أحقاف آيه  24
‏متن آيه : ‏
‏ فَلَمَّا رَأَوْهُ عَارِضاً مُّسْتَقْبِلَ أَوْدِيَتِهِمْ قَالُوا هَذَا عَارِضٌ مُّمْطِرُنَا بَلْ هُوَ مَا اسْتَعْجَلْتُم بِهِ رِيحٌ فِيهَا عَذَابٌ أَلِيمٌ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«پس‌ چون‌ آن‌ را در هيأت‌ ابري‌ ديدند» يعني: چون‌ قوم‌ هود(ع) عذاب‌ را در هيأت‌ ابري‌ ديدند «كه‌ به‌ دره‌هايشان‌ روي‌ آورده‌» يعني: در افق‌ نمايان‌ شده‌، پهناي ‌آن‌ را در بر گرفته‌ و به‌ واديهايشان‌ روي‌ آورده‌ است‌. مفسران‌ گفته‌اند: در آن ‌فصل‌، باران‌ از قوم‌ عاد بازداشته‌ شده‌ بود پس‌ خداوند متعال‌ ابر سياهي‌ را به‌ سوي‌ آنان‌ فرستاد و چون‌ آن‌ را ديدند كه‌ به‌ واديهايشان‌ روي‌ نهاده‌ است‌، شادمان‌ شدند و «گفتند: اين‌ ابري‌ است‌ كه‌ بارش‌ دهنده‌ ماست‌» يعني: اين‌ ابري‌ باران‌ آور است‌.چون‌ اين‌ سخن‌ را گفتند، هود(ع) لب‌ به‌ سخن‌ گشود و گفت: نه‌! «بلكه‌ همان ‌چيزي‌ است‌ كه‌ به‌ شتاب‌ خواستارش‌ بوديد» يعني: اين‌ همان‌ عذابي‌ است‌ كه‌ به‌شتاب‌ خواهان‌ آن‌ بوديد؛ آنجا كه‌ گفتيد: «فائتنا بما تعدنا: آنچه‌ را كه‌ به‌ ما وعده‌مي‌دهي‌، به‌ميان‌ آور». همچنين‌ احتمال‌ دارد كه‌ اين‌ جمله‌، از سخن‌ خداوند متعال‌ خطاب‌ به‌ آنان‌ باشد. «بادي‌ است‌ كه‌ در آن‌ عذابي‌ دردناك‌ نهفته‌ است‌» و از اين‌ ابري‌ كه‌ مي‌بينيد، پديد مي‌آيد. در حديث‌ شريف‌ به‌ روايت‌ عائشه‌رضي‌ الله عنها آمده‌ است‌ كه‌ فرمود: «من‌ رسول‌ اكرم‌ ص را به‌ هيأت‌ خنده‌ تمام ‌عيار نديده‌ام‌ به‌ طوري‌ كه‌ انتهاي‌ كام‌ دهانشان‌ را ببينم‌ بلكه‌ خنده‌ ايشان‌ فقط تبسم ‌بود و چنان‌ بود كه‌ چون‌ ايشان‌ ابر يا بادي‌ را مي‌ديدند، آثار نگراني‌ بر چهره ‌مباركشان‌ هويدا مي‌شد. به‌ ايشان‌ گفتم: يا رسول‌الله! مردم‌ چون‌ ابر را ببينند، شادمان‌ مي‌شوند كه‌ در آن‌ باران‌ است‌ اما من‌ مي‌بينم‌ كه‌ شما از ديدن‌ آن‌ ناخوش‌ مي‌شويد؟ فرمودند: اي‌ عائشه‌! چه‌ چيز مرا ايمن‌ مي‌كند از اين‌كه‌ در آن‌ عذابي ‌نباشد؟ همانا قومي‌ به‌ وسيله‌ باد عذاب‌ شدند و قومي بودند كه‌ چون‌ عذاب‌ را ديدند، گفتند: اين‌ ابري‌ است‌ كه‌ بر ما باران‌ مي‌باراند!».
 
	سوره أحقاف آيه  25
‏متن آيه : ‏
‏ تُدَمِّرُ كُلَّ شَيْءٍ بِأَمْرِ رَبِّهَا فَأَصْبَحُوا لَا يُرَى إِلَّا مَسَاكِنُهُمْ كَذَلِكَ نَجْزِي الْقَوْمَ الْمُجْرِمِينَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
اين‌ باد «همه‌ چيز را» كه‌ بر آن‌ بگذرد؛ از جانها و اموال‌ قوم‌ عاد «به‌ فرمان ‌پروردگار خويش‌» يعني: به‌ قضا و قدر وي‌ «بنيان‌كن‌ مي‌كند. پس‌ چنان‌ شدند كه‌ چيزي‌ جز خانه‌هايشان‌ ديده‌ نمي‌شد» يعني: آن‌ باد آمد و قوم‌ عاد را نابود كرد، در نتيجه‌ آنها چنان‌ نابود شدند كه‌ از اموال‌ و ابدانشان‌ هيچ‌ چيز ديده‌ نمي‌شد و تنها چيزي‌ كه‌ قابل‌ مشاهده‌ بود، منازل‌ و خانه‌هاي‌ خالي‌ آنان‌ بود. در عصر ما نيز عذابهايي‌ مانند طوفانها، آتشفشانها و زلزله‌ها بسيار روي‌ مي‌دهد اما مردم‌ از آنهابه‌ نام‌ «حوادث‌ طبيعي‌» تعبير كرده‌ و از برابر آنها بي‌پروا مي‌گذرند. «بدين‌گونه‌ مجرمان‌ را جزا مي‌دهيم‌» يعني: اين‌ است‌ فيصله‌ ما در مورد كساني‌ كه‌ پيامبران‌ ما را تكذيب‌ و با حكم‌ ما مخالفت‌ مي‌كنند. در حديث‌ شريف‌ به‌ روايت‌ عائشه‌ رضي‌ الله عنها آمده‌ است‌ كه‌ فرمود: چون‌ باد به‌ تندي‌ مي‌وزيد، رسول‌ اكرم‌ ص مي‌گفتند: «اللهم‌ إني‌ أسألك‌ خيرها وخير ما فيها وخير ما أرسلت‌ به‌ وأعوذ بك‌ من ‌شرها وشر ما فيها وشر ما أرسلت‌ به: بار خدايا! من‌ از تو مي‌خواهم‌ خير آن‌ را، خير آنچه‌ را كه‌ در آن‌ است‌ و خير آنچه‌ كه‌ اين‌ باد براي‌ آن‌ فرستاده‌ شده‌ است‌ و به‌ تو پناه‌ مي‌برم‌ از شر آن‌، شر آنچه‌ كه‌ در آن‌ است‌ و شر آنچه‌ كه‌ اين‌ باد براي ‌آن‌ فرستاده‌ شده‌ است‌».
 
سوره أحقاف آيه  26
‏متن آيه : ‏
‏ وَلَقَدْ مَكَّنَّاهُمْ فِيمَا إِن مَّكَّنَّاكُمْ فِيهِ وَجَعَلْنَا لَهُمْ سَمْعاً وَأَبْصَاراً وَأَفْئِدَةً فَمَا أَغْنَى عَنْهُمْ سَمْعُهُمْ وَلَا أَبْصَارُهُمْ وَلَا أَفْئِدَتُهُم مِّن شَيْءٍ إِذْ كَانُوا يَجْحَدُونَ بِآيَاتِ اللَّهِ وَحَاقَ بِهِم مَّا كَانُوا بِهِ يَسْتَهْزِئُون ‏
 
‏ترجمه : ‏
«و به‌ راستي‌ در چيزهايي‌ به‌ آنان‌ امكانات‌ داده‌ بوديم‌ كه‌ به‌ شما در آنها چنان ‌امكاناتي‌ نداده‌ايم‌» يعني: به‌ قوم‌ عاد در مال‌، طول‌ عمر، نيرومندي‌ بدني‌ و بخشيدن‌ فرزندان‌، چنان‌ تمكني‌ داده ‌بوديم‌ كه‌ به‌ شما چنان‌ تمكني‌ نداده‌ايم‌ پس ‌اي‌ مردم‌ مكه‌! قوم‌ عاد از روي‌ سلطه‌ و قدرت‌، تمكن‌ در زمين‌ و اعمار ساختمانهاي‌ استوار، از شما نيرومندتر بودند «و برايشان‌ گوشها و چشمها و دلهايي ‌قرار داده‌ بوديم‌» يعني: با وجود آن‌كه‌ به‌ آنان‌ حواسي‌ را كه‌ ادله‌ به‌ وسيله‌ آن ‌شناخته‌ و دريافته‌ مي‌شود، عنايت‌ كرده‌ بوديم‌ ولي‌ آنان‌ از قبول‌ حجت‌ اعراض ‌كرده‌ نه‌ پند گرفتند و نه‌ به‌ هوش‌ آمدند «ولي‌ گوشها و چشمها و دلهايشان‌ هيچ‌ سودي ‌به‌ حالشان‌ نداشت‌» از آنجا كه‌ آنان‌ به‌ وسيله‌ اين‌ حواس‌ و ادراكات‌، به‌ ايمان ‌توحيدي‌ و باور به‌ صحت‌ وعد و وعيد الهي‌ راه‌ نبردند «چرا كه‌ آيات‌ الهي‌ را انكار مي‌كردند» 