و اين‌ خود دليل‌ عدم‌ سود دهي‌ حواس‌ و دريافتهاي‌ ادراكي‌ آنان‌ بود «و آنچه‌ به‌ آن‌ استهزا مي‌كردند، آنان‌ را فراگرفت‌» يعني: عذابي‌ كه‌ از روي‌ ريشخند و تمسخر آن‌ را به‌ شتاب‌ مي‌طلبيدند آنجا كه‌ گفتند:  (فَأْتِنَا بِمَا تَعِدُنَا) : (آنچه‌ را كه ‌برايمان‌ از عذاب‌ وعده‌ مي‌دهي‌، براي‌ ما بياور) «آيه/‌22»، آري‌! همان‌ عذاب‌ بر آنان‌ احاطه‌ كرد و آنان‌ را فراگرفت‌.
 
سوره أحقاف آيه  27
‏متن آيه : ‏
‏ وَلَقَدْ أَهْلَكْنَا مَا حَوْلَكُم مِّنَ الْقُرَى وَصَرَّفْنَا الْآيَاتِ لَعَلَّهُمْ يَرْجِعُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«و بي‌گمان‌ همه‌ شهرهاي‌ پيرامون‌ شما را نابود كرديم‌» چون‌ شهرهاي‌ قوم‌ ثمود، قوم‌ لوط و مانند آنها از شهرهايي‌ را كه‌ مجاور بلاد حجاز بودند و اخبارشان‌ به ‌تواتر به‌ مردم‌ مكه‌ مي‌رسيد و خود نيز در سفرهاي‌ خويش‌ بر آنها گذر مي‌كردند «و آيات‌ خود را گونه‌گون‌ بيان‌ داشته‌ايم‌، باشد كه‌ آنان‌ باز گردند» يعني: حجت‌ها را به‌انواع‌ مختلف‌ و به‌ طرق‌ گونه‌گون‌ براي‌ مردم‌ آن‌ شهرها بيان‌ كرديم‌ تا آنها از كفر خويش‌ باز گردند اما بازنگشتند.
 
	سوره أحقاف آيه  28
‏متن آيه : ‏
‏ فَلَوْلَا نَصَرَهُمُ الَّذِينَ اتَّخَذُوا مِن دُونِ اللَّهِ قُرْبَاناً آلِهَةً بَلْ ضَلُّوا عَنْهُمْ وَذَلِكَ إِفْكُهُمْ وَمَا كَانُوا يَفْتَرُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«پس‌ چرا آن‌ كساني‌ را كه‌ جز الله به‌ منزله‌ معبوداني‌ ـ براي‌ تقرب‌ به‌ خدا ـ اختيار كرده‌ بودند، آنان‌ را ياري‌ نكردند» يعني: پس‌ چرا خدايان‌ پنداريشان‌ كه‌ آنها را وسيله‌ قربت‌ و شفاعت‌ خويش‌ نزد خداوند(ج) مي‌شناختند، هيچ‌ به‌ ياريشان‌ نيامدند تا از نابودي‌ نجاتشان‌ دهند «بلكه‌ از آنان‌ گم‌ شدند» يعني: از ياري‌ دادنشان‌ ناپديد شده‌ و در هنگامي‌ كه‌ به‌ آنها نياز داشتند، نزدشان‌ حاضر نشدند «و» قطعا سبب ‌اين‌ نابودي‌ عبارت‌ از: «اين‌ دروغ‌» و پندار كاذب‌ «آنان‌ بود» كه‌ معبودان‌ باطل ‌شريك‌ خدا هستند و آنها را به‌ خداوند(ج) نزديك‌ كرده‌ و برايشان‌ نزد وي‌ شفاعت ‌مي‌كنند «و» سبب‌ اين‌ گمراهي‌ و نابودي‌ عبارت‌ بود از: «آنچه‌ بر مي‌بافتند» از بهتان‌ و افترا، با اين‌ سخن‌ خود كه‌ اين‌ معبودان‌، خدا هستند. پس‌ همين‌ بهتان‌ به ‌نابوديشان‌ كشانيد.
 
	<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:5037.txt">آيه  29</a><a class="text" href="w:text:5038.txt"> آيه  30</a><a class="text" href="w:text:5039.txt">آيه  31</a><a class="text" href="w:text:5040.txt">آيه  32</a><a class="text" href="w:text:5041.txt">آيه  33</a><a class="text" href="w:text:5042.txt">آيه  34</a><a class="text" href="w:text:5043.txt"> آيه  35</a></body></html>سوره أحقاف آيه  29
‏متن آيه : ‏
‏ وَإِذْ صَرَفْنَا إِلَيْكَ نَفَراً مِّنَ الْجِنِّ يَسْتَمِعُونَ الْقُرْآنَ فَلَمَّا حَضَرُوهُ قَالُوا أَنصِتُوا فَلَمَّا قُضِيَ وَلَّوْا إِلَى قَوْمِهِم مُّنذِرِينَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«و ياد كن‌» اي‌ محمد ص «آن‌گاه‌ كه‌ جمعي‌ از جن‌ را به‌ سوي‌ تو روانه‌ كرديم‌» نفرا: گروهي‌ از جنيان‌ «نصيبين‌» يا جنيان‌ «نينوي‌» را كه‌ كمتر از ده‌ تن‌ بودند. آري‌! آنان‌ را به‌ سوي‌ تو روانه‌ كرديم‌ زيرا اراده‌ داشتيم‌ تا قومشان‌ را به‌ وسيله ‌ايشان‌ هدايت‌ كنيم‌ «كه‌ به‌ قرآن‌ گوش‌ دهند پس‌ چون‌ برآن‌ حاضر شدند» يعني: چون‌ در هنگامي‌ كه‌ تو قرآن‌ را تلاوت‌ مي‌كردي‌، آنها براي‌ استماع‌ آن‌ حضور يافتند؛ «گفتند: گوش‌ فرادهيد» يعني: جنيان‌ همديگر را به‌ خاموشي‌ فراخواندند تا بتوانند به‌ قرآن‌ گوش‌ فرا دهند «و چون‌» تلاوت‌ قرآن‌ «به‌ اتمام‌ رسيد، آنان‌ هشدار دهنده‌ به‌ سوي‌ قوم‌ خود باز گشتند» يعني: جنيان‌ به‌ مقصد كساني‌ از قوم‌ خود كه‌ آنها را پشت ‌سر گذاشته‌ بودند باز گشتند در حالي‌ كه‌ هشداردهنده‌شان‌ از مخالفت‌ با قرآن‌و بيم‌دهنده‌شان‌ از كفر بودند.
اين‌ آيه‌ روشن‌ مي‌كند كه:
1 ـ رسول‌ اكرم‌ ص به‌ سوي‌ جن‌ و انس‌ هر دو فرستاده‌ شده‌اند.
2 ـ گروهي‌ از جنيان‌ به‌ آن‌ حضرت‌ ص ايمان‌ آورده‌اند.
3 ـ رسول‌ اكرم‌ ص بعد از اين‌كه‌ از حضور جنيان‌ آگاه‌ ساخته‌ شدند، آن‌ گروه‌ را در شب‌ دوم‌ به‌ سوي‌ قومشان‌ فرستادند و اگر چنين‌ نمي‌بود، آنها قوم‌ خويش‌ را بيم‌ نمي‌دادند. پس‌ ملاقات‌ آن‌ حضرت‌ ص با جنيان‌ در دو شب‌ انجام‌ گرفت‌.
گفتني‌ است‌؛ روايات‌ و احاديثي‌ نيز داريم‌ كه‌ بر ملاقات‌ آن‌ حضرت‌ ص با جنيان‌ و تبليغ‌ رسالت‌ و تلاوت‌ قرآن‌ بر آنان‌ دلالت‌ مي‌كند از آن‌ جمله‌ حديث‌ شريف ‌ذيل‌ به‌ روايت‌ علقمه(رض) است‌ كه‌ گفت: «از عبدالله بن ‌مسعود(رض) پرسيدم: آيا در شب‌ ملاقات‌ رسول‌ خدا ص با جن‌ يكي‌ از شما ياران‌ با ايشان‌ همراه‌ بوده‌ايد؟ گفت: خير! هيچ‌يك‌ از ما با ايشان‌ همراه‌ نبوديم‌ ولي‌ آن‌ شب‌ رسول‌ اكرم‌ ص را در مكه‌ گم‌ كرديم‌ [و سخت‌ نگران‌ شديم]، با خود مي‌گفتيم: آيا ايشان‌ ترور شده‌اند؟ آيا ربوده‌ شده‌اند؟ مگر چه‌ اتفاقي‌ افتاده‌ است‌؟ پس‌ ما در آن‌ شب ‌بدترين‌ شبي‌ را سپري‌ كرديم‌ كه‌ بر قومي‌ مي‌گذرد. حوالي‌ بامداد ـ يا گفت: سحرگاه‌ ـ بود كه‌ بناگاه‌ ديديم‌ رسول‌ خداص از سوي‌ «حراء» مي‌آيند. به‌ ايشان ‌گفتيم: يا رسول‌ الله! ما سخت‌ نگران‌ شما بوديم‌! و حال‌ خود را به‌ آن‌ حضرت‌ ص بازگو كرديم‌. ايشان‌ فرمودند: «إنه‌ أتاني‌ داعي‌ الجن‌ فأتيتهم‌، فقرأت ‌عليهم‌ القرآن: صورت‌ واقعه‌ اين‌ بود كه‌ دعوتگر جن‌ نزد من‌ آمد پس‌ نزد آنها رفته‌ و براي‌ آنها قرآن‌ خواندم‌». آن‌گاه‌ به‌ راه‌ افتادند و نشانه‌هاي‌ حضور جن‌ و آثار آتش‌هايي‌ را كه‌ بر پا كرده‌ بودند، به‌ ما نشان‌ دادند.
ابن‌ابي‌شيبه‌ در بيان‌ سبب‌ نزول‌ اين‌ آيه‌ از ابن‌مسعود(رض) روايت‌ كرده‌ است‌ كه ‌فرمود: نه‌ تن‌ از جنيان‌ درحالي‌ بر رسول‌ اكرم‌ ص فرود آمدند كه‌ آن‌ حضرت‌ صدر «بطن ‌نخله‌» قرآن‌ مي‌خواندند پس‌ چون‌ قرائت‌ ايشان‌ را شنيدند، با خود گفتند: گوش‌ فرا دهيد...! آن‌گاه‌ خداوند متعال‌ اين‌ آيه‌ را نازل‌ فرمود.
 
سوره أحقاف آيه  30
‏متن آيه : ‏
‏ قَالُوا يَا قَوْمَنَا إِنَّا سَمِعْنَا كِتَاباً أُنزِلَ مِن بَعْدِ مُوسَى مُصَدِّقاً لِّمَا بَيْنَ يَدَيْهِ يَهْدِي إِلَى الْحَقِّ وَإِلَى طَرِيقٍ مُّسْتَقِيمٍ ‏
 
‏ترجمه : ‏
پس‌ آن‌ گروه‌ از جنيان‌ به‌ سوي‌ قوم‌ خود بازگشته‌ و به‌ آنان‌ «گفتند: اي‌ قوم‌ ما! هرآينه‌ ما كتابي‌ را شنيديم‌ كه‌ بعد از موسي‌ نازل‌ شده‌» عطاء مي‌گويد: «آن‌ جنيان‌ كه ‌مسلمان‌ شدند، يهودي‌ بودند بدين‌ سبب‌ از عيسي(ع) نامي‌ نبردند، يا از عيسي‌(ع) بدين‌ سبب‌ نامي‌ نبردند كه‌ تورات‌ منبع‌ اصلي‌ قوانين‌ و احكام