ي‌گويد: «تا پيامبر ص را نصرت‌ داده‌ و او را از آسيب‌ هر كسي‌ كه‌ قصد رساندن ‌آزاري‌ را به‌ او دارد، باز داريد». «و تا او را» يعني: خداي‌ عزوجل‌ را «بامدادان‌ و شامگاهان‌» در اول‌ و آخر روز «تسبيح‌ گوييد» با برگزاري‌ نمازهاي‌ پنج‌گانه‌.
	<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:52.txt">آيه  30</a><a class="text" href="w:text:53.txt">آيه  31</a><a class="text" href="w:text:54.txt">آيه  32</a><a class="text" href="w:text:55.txt">آيه  33</a><a class="text" href="w:text:56.txt">آيه  34</a><a class="text" href="w:text:57.txt">آيه  35</a><a class="text" href="w:text:58.txt">آيه  36</a><a class="text" href="w:text:59.txt">آيه  37</a></body></html>سوره آل عمران آيه  135
‏متن آيه : ‏
‏ وَالَّذِينَ إِذَا فَعَلُواْ فَاحِشَةً أَوْ ظَلَمُواْ أَنْفُسَهُمْ ذَكَرُواْ اللّهَ فَاسْتَغْفَرُواْ لِذُنُوبِهِمْ وَمَن يَغْفِرُ الذُّنُوبَ إِلاَّ اللّهُ وَلَمْ يُصِرُّواْ عَلَى مَا فَعَلُواْ وَهُمْ يَعْلَمُونَ ‏
 
‏ترجمه :
«و» پرهيزگاران‌ «آنان» اند «كه‌ چون‌ فاحشه‌اي‌ مرتكب‌ شوند» فاحشه‌: هر كار زشت‌ و هر معصيتي‌ است، اما اختصاص‌ آن‌ به‌ زنا، در استعمال‌ غلبه‌ يافته‌ زيرا زنا از زشت‌ترين‌ معاصي‌ است‌ «يا چون‌ بر خود ستم‌ روا دارند» با ارتكاب‌ گناهان‌. بعضي‌ گفته‌اند: فاحشه‌ گناه‌ كبيره‌ و ستم‌ بر خود، گناه‌ صغيره‌ است‌. آري‌! در آن‌هنگام‌: «ياد كنند الله را» با زبانها و دلهاي‌ خويش‌ «پس‌ آمرزش‌ خواهند براي ‌گناهان‌ خويش» از بارگاه‌ خداي‌ آمرزگار. انس‌(رض) مي‌گويد: به‌ من‌ رسيده‌ است‌ كه‌چون‌ اين‌ آيه‌ كريمه‌ نازل‌ شد، ابليس‌ گريست‌ (كه‌ بيچاره‌ شدم). «و چه‌كسي‌ جز خدا، گناهان‌ را مي‌آمرزد» با آمرزش‌ كاملي‌ كه‌ به‌دنبال‌ خود سرزنش‌ و عقوبتي ‌نداشته‌باشد؟ لذا هيچ‌ گناهي‌ ـ هر چند هم‌ كه‌ بزرگ‌ باشد ـ در برابر مغفرت‌ الهي‌ چنان‌ بزرگ‌ نيست‌ كه‌ سبب‌ عدم‌ آمرزش‌ وي‌ شود. در حديث‌ شريف‌ آمده‌ است‌: «ابليس‌ گفت‌: پروردگارا! سوگند به‌ عزتت‌ كه‌ پيوسته‌ فرزندان‌ آدم‌ را گمراه ‌مي‌كنم‌ تا آن‌گاه‌ كه‌ ارواحشان‌ در اجسادشان‌ باشد. حق‌ تعالي‌ فرمود: سوگند به‌عزت‌ و جلالم‌ كه‌ پيوسته‌ بر آنان‌ مي‌آمرزم‌ تا آن‌گاه‌ كه‌ از من‌ آمرزش‌ بخواهند». «و» پرهيزگاران‌ «بر آنچه‌ مرتكب‌ شده‌اند» از گناهان‌ «با آن‌ كه‌ مي‌دانند» و آگاهند كه‌ آن‌ كار گناه‌ است‌ «اصرار نمي‌كنند» مراد از اصرار: عزم‌ بر بازگشت‌ به ‌گناه‌ و عدم‌ دست ‌كشيدن‌ نهايي‌ از آن‌ با توبه‌ است‌.
عطاء در بيان‌ سبب‌ نزول‌ از ابن‌عباس‌ك روايت‌ كرده‌ است‌: آيه‌ كريمه‌ درباره‌ خرما فروشي‌ به‌نام‌ «بنهان‌ التمار» نازل‌ شد كه‌ كنيتش‌ «ابومقبل» بود، روزي‌ زني‌ خوبرو از او خرما خريد، پس‌ او آن‌ زن‌ را به‌سوي‌ خود كشيد و او را بوسيد، اما بعدا از اين‌ عمل‌ خويش‌ پشيمان‌ گشته‌ به‌ خدمت‌ رسول‌ خداص آمد و داستان‌ خويش‌ را به‌ ايشان‌ باز گفت‌. آن‌گاه‌ اين‌ آيه‌ كريمه‌ نازل‌ گرديد.
 
<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:5101.txt">آيه  10</a><a class="text" href="w:text:5102.txt">آيه  11</a><a class="text" href="w:text:5103.txt"> آيه  12</a><a class="text" href="w:text:5104.txt">آيه  13</a><a class="text" href="w:text:5105.txt">آيه  14</a><a class="text" href="w:text:5106.txt">آيه  15</a></body></html>سوره فتح آيه  10
‏متن آيه : ‏
‏ إِنَّ الَّذِينَ يُبَايِعُونَكَ إِنَّمَا يُبَايِعُونَ اللَّهَ يَدُ اللَّهِ فَوْقَ أَيْدِيهِمْ فَمَن نَّكَثَ فَإِنَّمَا يَنكُثُ عَلَى نَفْسِهِ وَمَنْ أَوْفَى بِمَا عَاهَدَ عَلَيْهُ اللَّهَ فَسَيُؤْتِيهِ أَجْراً عَظِيماً ‏
 
‏ترجمه : ‏
«در حقيقت‌، كساني‌ كه‌ با تو بيعت‌ مي‌كنند» مراد بيعه‌الرضوان‌ در حديبيه‌ است‌. حديبيه‌ قريه‌ كوچكي‌ است‌ كه‌ از مكه‌ در حد يك‌ منزل‌ راه‌ فاصله‌ داشته‌ و در داخل‌ حدود سرزمين‌ حرم‌ قرار دارد و مؤمنان‌ در آن‌ با رسول‌ اكرم‌ ص در زير درختي‌ بيعت‌ كردند كه‌ تا سرحد مرگ‌ بادشمن‌ بجنگند. به‌ قولي: مؤمنان‌ بر اين ‌امر بيعت‌ كردند كه‌ از ميدان‌ فرار نكنند. هرچند مفاد هر دو قول‌ در نهايت‌ يكي ‌است‌. البته‌ اين‌ روايت جابربن‌ عبدالله(رض) جامع‌ هر دو قول‌ است‌ كه‌ مي‌گويد: «با رسول‌ اكرم‌ ص در زير درخت‌ بر مرگ‌ و بر اين‌كه‌ فرار نكنيم‌ بيعت‌ كرديم‌ پس‌ جز جدبن‌قيس‌ هيچ‌ كس‌ از ما بيعت‌ را نشكست‌ و او منافقي‌ بود كه‌ در پشت‌ سر شتر خود پنهان‌ شده‌ بود...». آري‌! كساني‌ كه‌ با تو بيعت‌ مي‌كنند؛ «جز اين‌ نيست‌ كه‌ با خدا بيعت‌ مي‌كنند» زيرا ايشان‌ با اين‌ بيعت‌، خود را در ازاي‌ بهشت‌ به‌ خداي ‌عزجل ‌مي‌فروشند و از آنجا كه‌ هدفشان‌ از بيعت‌ با پيامبر ص همانا بيعت‌ با خداوند(ج) است‌ پس‌ «دست‌ خدا بالاي‌ دستهايشان‌ است‌» يعني: عقد ميثاق‌ با رسول‌‌خدا ص، در واقع‌ عقد ميثاق‌ با خداي‌ سبحان‌ است‌. مراد اين‌ است‌ كه‌ حق‌ تعالي‌ بر بيعتشان‌ آگاه‌ است‌ و ايشان‌ را در ازاي‌ آن‌ پاداش‌ مي‌دهد و نصرت‌ او براي‌ مؤمنان‌ قوي‌تر و برتر از نصرت‌ دادن‌ ايشان‌ براي‌ اوست‌. تعبير (يدالله: دست‌ خدا)، در اينجا مجاز است‌ نه‌ حقيقت‌. پس‌ (يد الله‌) به‌ معناي‌ غلبه‌، نصرت‌، نعمت‌ و هدايت‌ او مي‌باشد زيرا حق‌ تعالي‌ از اوصاف‌ اجسام‌ منزه‌ است‌. اما سلف‌ صالح‌ به‌ وجود دست‌ براي‌ خداوند(ج) عقيده‌ دارند ولي‌ نه‌ مانند دستي‌ كه ‌بشر مي‌شناسد زيرا هيچ‌ چيز مانند حق‌ تعالي‌ نيست‌.
«پس‌ هر كه‌ پيمان‌ شكني‌ كند، تنها به‌ زيان‌ خود پيمان‌ مي‌شكند» لذا زيان‌ بيعت‌شكني‌ او به‌ خودش‌ بر مي‌گردد و به‌ غير وي‌ تجاوز نمي‌كند «و هر كه‌ بر آنچه ‌با خدا بر آن‌ عهد بسته‌، وفا كند» يعني: هر كه‌ در وفاداري‌ به‌ عهد خود با خداوند(ج) به‌ بيعت‌ با پيامبرش‌ پايداري‌ ورزد «به‌ زودي‌ خدا پاداشي‌ بزرگ‌ به‌ او مي‌بخشد» و آن‌ بهشت‌ است‌.
 
	سوره فتح آيه  11
‏متن آيه : ‏
‏ سَيَقُولُ لَكَ الْمُخَلَّفُونَ مِنَ الْأَعْرَابِ شَغَلَتْنَا أَمْوَالُنَا وَأَهْلُونَا فَاسْتَغْفِرْ لَنَا يَقُولُونَ بِأَلْسِنَتِهِم مَّا لَيْسَ فِي قُلُوبِهِمْ قُلْ فَمَن يَمْلِكُ لَكُم مِّنَ اللَّهِ شَيْئاً إِنْ أَرَادَ بِكُمْ ضَرّاً أَوْ أَرَادَ بِكُمْ نَفْعاً بَلْ كَانَ اللَّهُ بِمَا تَعْمَلُونَ خَبِيراً ‏
 
‏ترجمه : ‏
«برجاي‌ ماندگان‌ اعرابي‌» كه‌ از جهاد تن‌ زدند؛ «به‌ زودي‌ به‌ تو خواهند گفت‌» بعد از بازگشتت‌ از حديبيه‌ كه: «اموال‌ و كسانمان‌ ما را گرفتار كردند» يعني: اموال‌، زنان‌ و فرزندانمان‌ ما را از همراهي‌ با تو بازداشتند زيرا ما كسي‌ را نداشتيم‌ كه‌ در غياب‌ ما به‌ آنها بپردازد و جانشين‌ ما بر آنان‌ باشد «براي‌ ما آمرزش‌ بخواه‌» تا خداوند(ج) واپس‌ماني‌مان‌ از اين‌ غزوه‌ و عدم‌ همراهي‌ با تو را كه‌ ع