آنان‌ فرودآيد. «تا خدا هر كه‌ را بخواهد در جوار رحمت‌ خويش‌ درآورد» يعني: ليكن‌ حق‌ تعالي‌ دستهاي‌ شما را از آنان‌ بازداشت‌ تا به‌ اين‌ طريق‌، هر كس‌ از بندگان‌ خويش‌ را كه‌ بخواهد، در رحمت‌ خويش‌ درآورد. مراد از اينان: مردان‌ و زنان‌ باايماني‌ بودند كه‌ در مكه‌ به‌سر مي‌بردند و حق‌ تعالي‌ با اين‌ رحمت ‌خويش‌، پاداشهايشان‌ را كامل‌ گردانيد و سرانجام‌ از اسارت‌ كفار مكه‌ رهايي‌شان ‌بخشيد «اگر اين‌ دو گروه‌ از هم‌ جدا مي‌بودند، قطعا كافران‌ را به‌ عذاب‌ دردناكي‌ عقوبت ‌مي‌كرديم‌» يعني: اگر مؤمنان‌ موجود در مكه‌، از كفار متمايز مي‌بودند و جدا از همديگر زندگي‌ مي‌كردند، بي‌گمان‌ ما كافران‌ قريش‌ را ـ با كشتنشان‌ به‌ دست‌ شما در حديبيه‌ ـ عذاب‌ مي‌كرديم‌.
مفسران‌ در بيان‌ سبب‌ نزول‌ اين‌ آيه‌ از ابوجعفرحبيب‌بن‌سبع‌ روايت‌ كرده‌اند كه‌ گفت: «من‌ در آغاز روز در حال‌ كفر عليه‌ رسول‌ اكرم‌ ص مي‌جنگيدم‌ و در آخر روز در حال‌ مسلماني‌ در صف‌ مسلمانان‌ با دشمنانشان‌ مي‌جنگيدم‌. ما سه‌ مرد و هفت‌ زن‌ بوديم‌ و اين‌ آيه‌ درباره‌ ما نازل‌ شد».
 
سوره فتح آيه  26
‏متن آيه : ‏
‏ إِذْ جَعَلَ الَّذِينَ كَفَرُوا فِي قُلُوبِهِمُ الْحَمِيَّةَ حَمِيَّةَ الْجَاهِلِيَّةِ فَأَنزَلَ اللَّهُ سَكِينَتَهُ عَلَى رَسُولِهِ وَعَلَى الْمُؤْمِنِينَ وَأَلْزَمَهُمْ كَلِمَةَ التَّقْوَى وَكَانُوا أَحَقَّ بِهَا وَأَهْلَهَا وَكَانَ اللَّهُ بِكُلِّ شَيْءٍ عَلِيماً ‏
 
‏ترجمه : ‏
«آن‌گاه‌ كه‌ كافران‌ در دلهاي‌ خود حميت‌ ـ آن‌ هم‌ حميت‌ جاهليت‌ ـ ورزيدند» زيرا كافران‌ مكه‌ گفتند: مسلمانان‌ فرزندان‌ و برادران‌ ما را كشته‌اند و باز بر ما در منازل ‌ما وارد مي‌شوند تا اعراب‌ بگويند كه‌ آنان‌ علي‌رغم‌ انف‌ و برخلاف‌ خواسته‌ ما به ‌مكه‌ وارد شده‌اند؟ سوگند به‌ لات‌ و عزي‌ كه‌ بر ما در مكه‌ وارد نمي‌شوند. لذا اين‌ تعصب‌ و غيرت‌ و حميت‌؛ همانا حميت‌ جاهليت‌ است‌ كه‌ به‌ دلهايشان‌ درآمده‌ است‌. «پس‌ خدا آرامش‌» و طمأنينه‌ و وقار «خود را بر پيامبر خويش‌ و بر مؤمنان ‌فروفرستاد» از آنجا كه‌ بر ايشان‌ آن‌ حميت‌ و غيرت‌ جاهلانه‌اي‌ را كه‌ بر كافران ‌فرود آمده‌ بود، فرود نياورد و آنان‌ را بر جاده‌ رضا و تسليم‌، ثابت‌قدم‌ و استوار نگه‌ داشت‌ «و آنان‌ را پايبند كلمه‌ تقوي‌ گردانيد» كه‌ عبارت‌ از: كلمه‌ طيبه ‌«لا اله ‌الا الله محمد رسول‌ الله» است‌. يا مراد اين‌ است: حق‌ تعالي‌ مسلمانان‌ را به ‌تعظيم‌ حرم‌ و ترك‌ جنگيدن‌ در آن‌ پايبند ساخت‌ و عملكرد جاهلانه‌ كافران‌، ايشان‌ را بر اين‌ امر برنينگيخت‌ كه‌ حرمت‌ حرم‌ را در هم‌ شكنند «و در واقع‌ آنان‌ به‌آن‌ سزاوارتر و شايسته‌ آن‌ بودند» يعني: مؤمنان‌ از كفار به‌ كلمه تقوي‌ سزاوارتر بودند پس‌ فقط ايشان‌ بودند كه‌ اهليت‌ و شايستگي‌ پايبندي‌ به‌ تقوي‌ و حفظ حرمت ‌حرم‌ را داشتند نه‌ كفار، از اين‌ روي‌ اين‌ شايستگي‌ را از خود در حديبيه‌ نشان‌ دادند «و خدا همواره‌ بر هر چيزي‌ داناست‌» لذا مي‌داند كه‌ چه‌ كسي‌ اهل‌ چه‌ كاري‌ است‌ پس‌ همان‌ كار را بر وي‌ آسان‌ مي‌كند.
 
	سوره آل عمران آيه  137
‏متن آيه : ‏
‏ قَدْ خَلَتْ مِن قَبْلِكُمْ سُنَنٌ فَسِيرُواْ فِي الأَرْضِ فَانْظُرُواْ كَيْفَ كَانَ عَاقِبَةُ الْمُكَذَّبِينَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
در بيان‌ سبب‌ نزول‌ آيه‌ كريمه‌ آمده‌ است‌: چون‌ مؤمنان‌ در واقعه‌ احد شكست‌ خوردند و هفتاد تن‌ از آنان‌ به‌ شهادت‌ رسيد، خداوند متعال‌ نازل‌ نمود: «قطعا پيش‌ از شما سنتهايي‌ سپري‌ شده‌است» يعني‌: وقايعي‌ كه‌ حق‌ تعالي‌ آنها را در امتهاي‌ تكذيب‌كننده‌ حق‌ به‌ اجرا درآورده‌ و از سنتهاي‌ وي‌ به‌شمار مي‌روند، كه ‌از جمله‌ اين‌ سنتها، يكي‌ هم‌ رابطه‌ اسباب‌ و مسببات‌ با همديگر است‌ «پس» اگر در وقوع‌ اين‌ سنتها شك‌ داريد «در زمين‌ بگرديد» به‌ قصد عبرت‌گرفتن‌ «و بنگريدكه‌ فرجام‌ تكذيب‌كنندگان‌ چگونه‌ بوده‌ است‌؟» زيرا شكي‌ نيست‌ كه‌ مشاهده‌ آثار امتهاي‌ بربادرفته، تأثيري‌ در نفوس‌ انسانها به ‌جامي‌گذارد كه‌ تنها شنيدن‌ ويادآوري‌ اخبار آنها، داراي‌ چنان‌ تأثيري‌ نيست، به‌همين‌ دليل‌ است‌ كه‌ خداي‌ عزوجل‌ ما را به‌ گردشگري‌ و نگرش‌ در احوال‌ امتها دستور داده‌است‌.
 
	سوره فتح آيه  27
‏متن آيه : ‏
‏ لَقَدْ صَدَقَ اللَّهُ رَسُولَهُ الرُّؤْيَا بِالْحَقِّ لَتَدْخُلُنَّ الْمَسْجِدَ الْحَرَامَ إِن شَاء اللَّهُ آمِنِينَ مُحَلِّقِينَ رُؤُوسَكُمْ وَمُقَصِّرِينَ لَا تَخَافُونَ فَعَلِمَ مَا لَمْ تَعْلَمُوا فَجَعَلَ مِن دُونِ ذَلِكَ فَتْحاً قَرِيباً ‏
 
‏ترجمه : ‏
مفسران‌ در بيان‌ سبب‌ نزول‌ اين‌ آيه‌ مي‌گويند: خداي‌سبحان‌ به‌ خواب‌ پيامبرش ‌در مدينه‌ ـ پيش‌ از آن‌كه‌ به‌ سوي‌ حديبيه‌ بيرون‌ روند ـ چنين‌ نماياند كه‌ ايشان‌ واصحابشان‌ سرهاي‌ خويش‌ را تراشيده‌ و كوتاه‌ كرده‌اند. رسول‌‌خدا‌ص اين‌ خواب‌ خود را به‌ اصحاب‌ خويش‌ خبر دادند. اصحاب‌ شادمان‌ شده‌ و پنداشتند كه‌ در همان‌ سال‌ وارد مكه‌ شده‌ و با انجام‌ مناسك‌ عمره‌، سر مي‌تراشند و سركوتاه ‌مي‌كنند. ولي‌ چون‌ در حديبيه‌ مشركان‌ ايشان‌ را از داخل ‌شدن‌ به‌ مكه‌ بازداشتند، منافقان‌ گفتند: به‌ خدا سوگند كه‌ ما نه‌ سر تراشيديم‌، نه‌ سر كوتاه‌ كرديم‌ و نه‌ به‌ مسجدالحرام‌ وارد شديم‌! پس‌ خداوند متعال‌ نازل‌ فرمود: «به‌ راستي‌ خدا رؤياي‌ پيامبر خود را تحقق‌ بخشيد كه‌ شما بدون‌ شك‌ وارد مسجدالحرام‌ خواهيد شد» يعني: در سال‌ آينده‌ «ان‌ شاءالله» معلق‌ ساختن‌ اين‌ وعده‌ به‌ مشيت‌ خداوند(ج)، به‌منظور تعليم‌ دادن‌ اين‌ ادب‌ به‌ بندگان‌ است‌ كه‌ بايد در سخنان‌ خود، اين‌ روش‌ را به‌كار بندند. ثعلب‌ مي‌گويد: «خداوند متعال‌ در آنچه‌ كه‌ خود به‌ يقين‌ وقوع‌ آن‌ را مي‌داند، ان‌شاءالله گفت‌ و استثنا كرد تا خلق‌ نيز در امور خويش‌ ـ كه‌ به‌ وقوع ‌قطعي‌ آنها علم‌ ندارند ـ استثنا كرده‌ و امور را به‌ مشيت‌ حق‌ تعالي‌ مشروط گردانند». به‌قولي: خداوند متعال‌ دانست‌ كه‌ بعضي‌ از همين‌ كساني‌ كه‌ با پيامبر ص در حديبيه‌ بودند تا سال‌ آينده‌ مي‌ميرند و به‌ مسجدالحرام‌ وارد نمي‌شوند پس ‌استثناء حق‌ تعالي‌ ناظر بر ايشان‌ است‌. اما ابن‌كثير مي‌گويد: «ان‌ شاءالله‌» در اينجا مفيد تثبيت‌ و تأكيد اين‌ خبر است‌ و به‌ هيچ ‌وجه‌ از باب‌ استثنا نيست‌.
آري‌! شما قطعا به‌ مسجدالحرام‌ وارد مي‌شويد؛ «در امن‌ و امان‌ و حلق‌ و تقصير كرده‌ سرهاي‌ خود را» يعني: در حالي‌كه‌ از د