 منابع‌ اجتهاد را نيز در بر مي‌گيرد كه‌ اولين‌ آن‌ كتاب‌ و پس‌ از آن ‌سنت‌ است‌ چنان‌ كه‌ در حديث‌ شريف‌ به‌ روايت‌ ائمه‌ حديث‌ آمده‌ است‌ كه‌ وقتي ‌رسول‌‌اكرم‌‌ص معاذبن‌جبل‌(رض) را به‌ يمن‌ مي‌فرستادند، به‌ وي‌ فرمودند: «به‌ چه ‌چيز حكم‌ مي‌كني‌؟» گفت: به‌ كتاب‌ خداوند(ج). فرمودند: «اگر حكمي‌ را در كتاب‌ خداوند(ج) نيافتي‌؟». گفت: به‌ سنت‌ رسول‌ خدا ص حكم‌ مي‌كنم‌. فرمودند: «اگر حكمي‌ را در سنت‌ نيافتي‌؟». گفت: «به‌ رأي‌ خود اجتهاد مي‌كنم‌». پس‌ آن‌ حضرت‌ ص به‌ نشانه‌ تأييد بر سينه‌ او زدند و فرمودند: الحمد لله ‌الذي‌ وفق‌ رسول‌ رسول‌ الله‌ لما يرضي‌ رسول‌ الله: ستايش‌ خدايي‌ را كه‌ فرستاده ‌فرستاده‌اش‌ را بر آنچه‌ كه‌ مورد پسند فرستاده‌ اوست‌، توفيق‌ داد». اين‌ حديث ‌شريف‌ به‌ اين‌ معني‌ است‌ كه‌ معاذ(رض)، رأي‌ و اجتهاد خود را بعد از كتاب‌ و سنت‌ و در آخرين‌ مرتبه‌ و مرحله‌ قرار داد و اگر او رأي‌ خويش‌ را بر آنها مقدم‌ مي‌كرد، اين ‌همان‌ پيشدستي‌ بر خدا و رسول‌ وي‌ بود. خلاصه: اين‌ آيه‌ ادبي‌ است‌ فراگير كه‌ شامل‌ سخن‌، عمل‌ و اجتهاد هر سه‌ مي‌شود.
بخاري‌ و غير وي‌ در بيان‌ سبب‌ نزول‌ اين‌ آيه‌ تا آيه‌ ﴿وَلَوْ أَنَّهُمْ صَبَرُوا  ...) «آيه/‌4» از عبدالله بن‌زبيرك روايت‌ كرده‌اند كه‌ فرمود: قافله‌اي‌ از قبيله‌ بني‌تميم‌ به‌ محضر رسول‌ خدا ص آمدند. ابوبكر صديق‌(رض) به‌ آن‌ حضرت‌ ص پيشنهاد كرد و گفت: يا رسول‌الله! قعقاع‌بن‌معبد را بر آنان‌ امير گردانيد. و عمر(رض) گفت: نه‌ بلكه‌ اقرع‌بن‌حابس‌(رض) را بر آنان‌ امير گردانيد. پس‌ از آن‌ ابوبكر به‌ عمر گفت: تو از طرح ‌اين‌ پيشنهاد هدفي‌ جز مخالفت‌ با من‌ نداشتي‌. ولي‌ عمر(رض) گفت: نه‌! قصد من ‌مخالفت‌ با تو نبوده‌ است‌. پس‌ با هم‌ جدل‌ كردند تا بدانجا كه‌ صداي‌ آنها بلند شد. همان‌ بود كه‌ اين‌ سوره‌ نازل‌ گرديد. البته‌ در سبب‌ نزول‌ آن‌ روايات‌ ديگري‌ نيز آمده‌ است‌ كه‌ به‌ برخي‌ از آنها در خلال‌ آيات‌ بعد اشاره‌ كرده‌ايم‌.
 
سوره حجرات آيه  2
‏متن آيه : ‏
‏ يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لَا تَرْفَعُوا أَصْوَاتَكُمْ فَوْقَ صَوْتِ النَّبِيِّ وَلَا تَجْهَرُوا لَهُ بِالْقَوْلِ كَجَهْرِ بَعْضِكُمْ لِبَعْضٍ أَن تَحْبَطَ أَعْمَالُكُمْ وَأَنتُمْ لَا تَشْعُرُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
سپس‌ خداوند متعال‌ ادب‌ گفتاري‌اي‌ را بيان‌ نموده‌ و مي‌فرمايد: «اي‌ كساني‌ كه ‌ايمان‌ آورده‌ايد! صداهايتان‌ را از صداي‌ پيامبر بلندتر نكنيد» زيرا اين‌ كار، بر قلت ‌ادب‌ و حيا و ترك‌ احترام‌ دلالت‌ مي‌كند و در مقابل‌؛ فرود آوردن‌ صدا وبلند نكردن‌ آن‌؛ نشانه‌ تعظيم‌، بزرگداشت‌ و حرمت‌ نهادن‌ است‌ «و همچنان‌كه‌ بعضي ‌از شما با بعضي‌ ديگر بلند سخن‌ مي‌گوييد، با او به‌ صداي‌ بلند سخن‌ نگوييد» يعني: صداهايتان‌ را در سخن‌ گفتن‌ با پيامبر ص پايين‌ آورده‌، با وي‌ به‌ آرامش‌ و وقار سخن‌ بگوييد و با نهايت‌ ادب‌ او را مورد خطاب‌ قرار دهيد. به‌قولي‌ مراد اين ‌است: در خطاب‌ با پيامبر ص نگوييد: اي‌ محمد! و اي‌ احمد! ولي‌ بگوييد: اي ‌نبي‌ خدا! و اي‌ رسول‌ خدا! به‌ عنوان‌ بزرگداشت‌ و احترام‌ وي‌. ابن‌كثير مي‌گويد: بلندكردن‌ صدا در برابر قبر رسول‌ اكرم‌ ص نيز همچون‌ بلند كردن‌ صدا درحيات‌شان‌ مكروه‌ است‌ زيرا آن‌ حضرت‌ ص براي‌ هميشه‌ در زندگي‌ و مرگ ‌محترم‌اند. «مبادا بي‌آن‌كه‌ بدانيد» كه‌ اين‌ صدا بلند كردن‌، نابود كننده‌ ثواب‌ اعمال ‌شماست‌؛ «اعمالتان‌ تباه‌ شود» يعني: خداوند(ج) شما را از صدا بلند كردن‌ درحضور پيامبر خويش‌ ص نهي‌ كرد تا مبادا پاداش‌ اعمالتان‌ از بين‌ برود. ابن‌كثير مي‌گويد: يعني‌ شما را به‌خاطر آن‌ از بلند كردن‌ صدا در محضر پيامبر خويش‌ ص نهي‌ كرديم‌ كه‌ مبادا او از اين‌ كار به‌ خشم‌ آيد و در آن‌ صورت‌، ما هم‌ به‌ سبب‌ خشمش‌ بر شما خشمگين‌ شويم‌. پس‌ چنين‌ كسي‌ با خشمگين‌ كردن‌ پيامبر ص، در واقع‌ ندانسته‌ اعمال‌ خود را تباه‌ مي‌كند.
قتاده‌ در بيان‌ سبب‌ نزول‌ اين‌ آيه‌ مي‌گويد: اصحاب‌ با رسول‌ اكرم‌ ص به‌ صداي ‌بلند سخن‌ مي‌گفتند پس‌ آيه‌ كريمه‌ نازل‌ شد. به‌ روايتي‌ ديگر اين‌ آيه‌ درباره ‌ثابت‌بن‌قيس‌(رض) نازل‌ شد كه‌ گوشهايش‌ سنگين‌ بود و به‌علاوه‌، او صداي‌ زمخت‌ وگوش‌خراشي‌ داشت‌ به‌ طوري‌ كه‌ چون‌ با كسي‌ سخن‌ مي‌گفت‌؛ صدايش‌ را بسيار بلند مي‌كرد و چه‌ بسا كه‌ با رسول‌ اكرم‌ ص نيز سخن‌ مي‌گفت‌ و ايشان‌ از صدايش ‌متأذي‌ مي‌شدند. همان‌ بود كه‌ اين‌ آيه‌ نازل‌ گرديد. در حديث‌ شريف‌ آمده‌ است: «إن‌ الرجل‌ ليتكلم‌ بالكلمة‌ من‌ رضوان‌ الله‌ تعالي‌ لايلقي‌ لها بالا، يكتب‌ له‌ بها الجنة‌ وإن ‌الرجل‌ ليتكلم‌ بالكلمة‌ من‌ سخط الله‌ تعالي‌ لا يلقي‌ لها بالاً، يهوي‌ بها في‌النار أبعد ما بين‌السماء والأرض: همانا شخص‌ به‌ كلمه‌اي‌ از موجبات‌ خشنودي‌ خداوند متعال ‌سخن‌ گفته‌ و به‌ آن‌ اهميتي‌ نمي‌دهد در حالي‌كه‌ در برابر آن‌ كلمه‌، بهشت‌ برايش نوشته‌ مي‌شود و همانا شخص‌ به‌ كلمه‌اي‌ از موجبات‌ خشم‌ خداوند متعال‌ سخن‌ مي‌گويد و به‌ آن‌ اهميتي‌ نمي‌دهد در حالي‌كه‌ به‌ سبب‌ آن‌ ـ از مسافتي‌ كه‌ دورتر از ميان‌ آسمان‌ و زمين‌ است‌ ـ به‌ دوزخ‌ افگنده‌ مي‌شود».
 
	سوره حجرات آيه  3
‏متن آيه : ‏
‏ إِنَّ الَّذِينَ يَغُضُّونَ أَصْوَاتَهُمْ عِندَ رَسُولِ اللَّهِ أُوْلَئِكَ الَّذِينَ امْتَحَنَ اللَّهُ قُلُوبَهُمْ لِلتَّقْوَى لَهُم مَّغْفِرَةٌ وَأَجْرٌ عَظِيمٌ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«بي‌گمان‌ كساني‌كه‌ نزد پيامبر خدا صداهايشان‌ را آهسته‌ و فرو مي‌دارند، همان ‌كساني‌ هستند كه‌ خداوند دلهايشان‌ را براي‌ تقوا امتحان‌ كرده‌ است‌» يعني: حق‌ تعالي‌ دلهايشان‌ را براي‌ تقوي‌ صاف‌ و صيقلي‌ و خالص‌ گردانيده‌ است‌، همان‌ گونه‌ كه ‌طلا با آتش‌ آزموده‌ مي‌شود و بر اثر آن‌، طلاي‌ ناب‌ و سره‌ از طلاي‌ پست‌ و ردي‌ وغش‌دار بيرون‌ مي‌آيد. همچنين‌ اين‌ گروهي‌ كه‌ خود را پايبند احترام ‌رسول‌ اكرم‌ ص دانسته‌ و صداهاي‌ خود را نزد وي‌ به‌ انگيزه‌ فرمان‌ بردن‌ از امرش‌ پايين‌ مي‌آورند؛ خداوند(ج) دلهايشان‌ را از هر زنگار و پليدي‌اي‌ پاك‌ و صاف ‌مي‌كند. امام‌ احمدبن‌حنبل‌ روايت‌ كرده‌ است‌ كه: «به‌ عمر(رض) نوشته‌ شد: يا اميرالمؤمنين‌! شخصي‌ است‌ كه‌ نه‌ اشتهاي‌ معصيت‌ را دارد و نه‌ مرتكب‌ آن‌ مي‌شود پس‌ مقام‌ وي‌ چگونه‌ است‌؟ عمر(رض) در پاسخ‌ نوشت: كساني‌كه‌ اشتهاي‌ معصيت‌ را دارند ولي‌ مرتكب‌ آن‌ نمي‌شوند، همانا