ا ص فرمودند: «المقسطون‌ عند الله‌ تعالي‌ يوم‌ القيامة‌ علي‌ منابر من‌ نور علي‌ يمين‌ العرش‌، الذين‌ يعدلون‌ في‌ حكمهم‌ وأهاليهم‌ وما ولوا: در روز قيامت‌ دادگران‌ نزد خداوند متعال‌ بر منبرهايي‌ از نور در جانب‌ راست‌ عرش‌ قرار دارند، همان‌ كساني‌كه‌ در حكمشان‌ و در ميان‌ اهالي‌ و مردمشان‌ و بر آنچه‌ كه‌ عهده‌دار توليت‌ آن‌ گردانيده‌ شده‌اند، عدالت‌ مي‌كنند».
 
سوره حجرات آيه  10
‏متن آيه : ‏
‏ إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ إِخْوَةٌ فَأَصْلِحُوا بَيْنَ أَخَوَيْكُمْ وَاتَّقُوا اللَّهَ لَعَلَّكُمْ تُرْحَمُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«در حقيقت‌، مؤمنان‌ باهم‌ برادرند» يعني: ايشان‌ همه‌ به‌ اصل‌ واحدي‌ باز مي‌گردند كه‌ همانا ايمان‌ است‌ پس‌ ايشان‌ با هم‌ برادرند زيرا برادري‌ ديني‌ نيرومندتر و ماندگارتر از برادري‌ نسبي‌ و پيوندهاي‌ رفاقت‌ و دوستي‌ است‌. گفتني‌ است‌ كه ‌در تأييد اخوت‌ و برادري‌ ديني‌، احاديث‌ بسياري‌ آمده‌ است‌ از آن‌ جمله‌ اين‌ حديث‌ شريف‌ است: «المسلم‌ أخو المسلم‌ لا يظلمه‌ ولا يسلمه: مسلمان‌ برادر مسلمان ‌است‌، نه‌ بر او ستم‌ مي‌كند و نه‌ او را وا مي‌گذارد و تسليم‌ مي‌كند». بنابراين‌، اگر در ميان‌ مؤمنان‌ دشمني‌ و كشمكشي‌ روي‌ داد؛ «پس‌ ميان‌ برادرانتان‌ را» يعني: در ميان‌ دو مسلماني‌ كه‌ با هم‌ كشمكش‌ و دعوي‌ كرده‌اند «سازش‌ دهيد» همچنين‌ اگر گروهي‌ عليه‌ امام‌ و زمامدار مسلمين‌ بر شوريد و خروج‌ كرد پس‌ آن‌ گروه ‌بغاوتگراند؛ چنانچه‌ خروج‌ و شورش‌ آنان‌ به‌ ناحق‌ بود ولي‌ در عين‌ حال‌ آنان‌ با مؤمنان‌ برادرند چنان‌ كه‌ نقل‌ شده‌ است: «حارث‌ اعور در جنگهاي‌ اهل ‌بغي‌ ـ جمل‌ و صفين‌ ـ از علي‌(رض) پرسيد: آيا جنگجوياني‌ كه‌ عليه‌ تو مي‌جنگند مشرك‌اند؟ علي(رض) فرمود: خير! از شرك‌ فرار كرده‌اند. گفته‌ شد: آيا منافق‌اند؟ فرمود: خير! زيرا منافقان‌ خداوند(ج) را ـ جز اندك‌ ـ ياد نمي‌كنند. گفته‌ شد: پس‌ حالشان‌ چگونه‌ است‌؟ فرمود: برادران‌ ما هستند كه‌ بر ما بغاوت‌ كرده‌اند». «و از خدا پروا بداريد» در تمام‌ امور خويش‌ «تا مورد رحمت‌ قرار گيريد» به‌ سبب ‌اين‌ تقوي‌. اين‌ تعبير دليل‌ بر آن‌ است‌ كه‌ تقواپيشه‌گان‌ به‌ رحمت‌ الهي‌ نايل‌ مي‌گردند.
علما گفته‌ اند: امر به‌ جنگيدن‌ با بغاه‌، فرض‌ كفايه‌ است‌ كه‌ اگر برخي‌ از مسلمانان‌ به‌ آن‌ پرداختند، از ذمه‌ ديگران‌ ساقط مي‌شود به‌ همين‌ جهت‌ گروهي‌ از صحابه‌(رض) از جنگهاي‌ ميان‌ علي‌ و معاويه‌ رضي‌الله عنهما كناره‌ گرفتند و علي‌(رض) هم‌ با اين‌ عملشان‌ مختالفت‌ نكرد و عذرهايشان‌ را پذيرفت‌.
در اينجا احكام‌ ديگري‌ نيز در مورد بغاه‌ وجود دارد كه‌ ما به‌ نقل‌ پاره‌اي‌ از آن ‌مي‌پردازيم:
امام‌ مسلمين‌ قبل‌ از جنگيدن‌ با گروه‌ باغي‌، بايد آنان‌ را به‌ طاعت‌ و پيوستن‌ به‌ جماعت‌ فراخواند و در صورتي‌ كه‌ از بازگشتن‌ به‌ جماعت‌ سرباز زدند، با آنان ‌بجنگد.
اسيرشان‌ كشته‌ نمي‌شود.
كسي‌ از آنان‌ كه‌ از جنگ‌ فرار كرده‌، مورد تعقيب‌ قرار نمي‌گيرد.
مجروحشان‌ به‌ قتل‌ رسانده‌ نمي‌شود.
زنان‌ و اطفالشان‌ به‌ بردگي‌ گرفته‌ نمي‌شوند.
اموالشان‌ به‌ غنيمت‌ گرفته‌ نمي‌شود.
آنچه‌ كه‌ باغيان‌ در اثناي‌ شورش‌ و بغاوت‌ ـ از خون‌ يا مال‌ ـ به‌ نابودي ‌كشانده‌اند، به‌ اجماع‌ علما ضمان‌ (تاواني‌) ندارد. شايان‌ ذكر است‌ كه‌ تفصيل ‌احكام‌ «بغات‌» در كتب‌ فقه‌ آمده‌ است‌.
	سوره حجرات آيه  11
‏متن آيه : ‏
‏ يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لَا يَسْخَرْ قَومٌ مِّن قَوْمٍ عَسَى أَن يَكُونُوا خَيْراً مِّنْهُمْ وَلَا نِسَاء مِّن نِّسَاء عَسَى أَن يَكُنَّ خَيْراً مِّنْهُنَّ وَلَا تَلْمِزُوا أَنفُسَكُمْ وَلَا تَنَابَزُوا بِالْأَلْقَابِ بِئْسَ الاِسْمُ الْفُسُوقُ بَعْدَ الْإِيمَانِ وَمَن لَّمْ يَتُبْ فَأُوْلَئِكَ هُمُ الظَّالِمُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«اي‌ كساني‌ كه‌ ايمان‌ آورده‌ايد! نبايد قومي‌ قوم‌ ديگري‌ را ريشخند كند» يعني: مرداني‌ از شما نبايد مردان‌ ديگري‌ را به‌ ريشخند گيرند و تحقير و عيب‌جويي ‌نمايند. پس‌ مراد از «قوم‌» در اينجا، مردان‌ هستند نه‌ زنان‌ زيرا «قوم‌» از ماده‌ «قوام‌» است‌ و بدان‌ جهت‌ فقط بر مردان‌ اطلاق‌ مي‌شود كه‌ آنان‌ كارپردازان‌، برپا دارندگان‌ و قيم‌ امور زنان‌ هستند. البته‌ تمسخر شيوه‌هاي‌ بسياري‌ دارد؛ مثلا گاهي ‌تمسخر با تمثيل‌ و شبيه‌سازي‌ سخن‌ يا فعل‌ كسي‌، يا با به‌كار گرفتن‌ اشارات‌ وحركاتي‌ است‌ كه‌ هدف‌ از آن‌، به‌ ريشخند كشيدن‌ طرف‌ باشد. «چه‌ بسا آنها از اينها بهتر باشند» يعني: چه‌ بسا كه‌ مردان‌ مورد تمسخر قرارگرفته‌، در واقع‌ امر و نزد خداوند متعال‌ بهتر از مسخره‌كنندگان‌ باشند «و نبابد زناني‌ زنان‌ ديگري‌ را به‌تمسخر گيرند» و عيب‌جويي‌ كنند «چه‌ بسا اينها» يعني: زنان‌ به‌ تمسخر كشيده‌ شده‌ «از آنها بهتر باشند» يعني: بهتر از زنان‌ تمسخركننده‌ باشند. در حديث‌ شريف‌ آمده‌ است: «رب‌ أشعث‌ أغبر ذي‌ طمرين‌ تنبو عنه‌ أعين‌ الناس‌ لو أقسم‌ علي‌ الله‌ لأبره: چه‌ بسيار انسانهاي‌ ژوليده‌، غبارآلود و داراي‌ دو جامه‌ كهنه‌ و فرسوده‌اي‌ كه‌ چشم‌هاي‌ مردم‌ از ديدن‌ آنها خود را برتر و بزرگتر احساس‌ مي‌كنند ولي‌ اگر [همين ‌انسانهاي‌ ژوليده‌] بر خداوند متعال‌ سوگند ياد كنند، او قطعا ايشان‌ را در سوگندشان‌ راستگو مي‌گرداند».
«و در ميان‌ خويش‌ عيب‌جويي‌ نكنيد» يعني: برخي‌ بر برخي‌ ديگر طعنه‌ نزنيد. تعبير (انفسكم‌) معناي‌ ظريفي‌ با خود حمل‌ مي‌كند زيرا مفيد آن‌ است‌ كه‌ خداوند متعال‌ طعنه‌ زدن‌ و عيب‌جويي‌ يك‌ مسلمان‌ نسبت‌ به‌ مسلمان‌ ديگري‌ را طعنه‌ زدن‌ به‌ خود وي‌ معرفي‌ كرده‌ است‌ چرا كه‌ مسلمانان‌ همانند يك‌ تن‌ واحده ‌هستند پس‌ هرگاه‌ مؤمني‌ برادر مؤمنش‌ را عيب‌جويي‌ كند، گويي‌ خودش‌ را عيب‌جويي‌ نموده‌ است‌. چنان‌كه‌ در حديث‌ شريف‌ به‌ روايت‌ نعمان‌بن‌بشير(رض) آمده ‌است‌ كه‌ رسول‌ خدا ص فرمودند: «المؤمنون‌ كرجل‌ واحد إن اشتكي‌ رأسه‌ اشتكي ‌كله‌، وإن ‌اشتكي‌ عينه‌ اشتكي‌ كله: مؤمنان‌ همه‌ مانند يك ‌تن‌ واحدند، اگر سر آن‌ بدرد آيد، كل‌ آن‌ به‌ درد مي‌آيد و اگر چشم‌ آن‌ به‌ درد آيد، كل‌ آن‌ به‌ درد مي‌آيد».
فرق‌ در ميان‌ تمسخر و عيب‌جويي‌، يعني‌ «سخريه‌» و «لمز» در اين‌ است‌ كه: تمسخر؛ حقير شمردن‌ ديگري‌ در حضور وي‌ و به‌گونه‌اي‌ است‌ كه‌ آن‌ تحقير خنده‌آور باشد. اما عيب‌جويي: اشاره‌ به‌ سوي‌ معايب‌ وي‌ است‌؛ چه‌ آن‌ اشاره‌ در امر خنده‌داري‌ باشد چه