، يوسف‌ نبي‌خدا فرزند نبي‌خدا فرزند نبي‌خدا فرزند خليل‌ خدا(ج) است‌. اصحاب‌ گفتند: سؤال‌ ما از شما در اين‌ مورد نيز نيست‌. فرمودند: پس‌ سؤال‌ شما از من‌ درباره‌ معادن ‌عرب‌ است‌؟ اصحاب‌ گفتند: آري‌! فرمودند: بهترين‌ آنها در جاهليت‌، بهترين ‌آنها در اسلام‌اند به‌ شرط آن‌كه‌ اهل‌ فهم‌ و دانش‌ باشند». در حديث‌ شريف‌ ديگري‌ آمده‌ است: «الحسب‌ المال‌، والكرم‌ التقوي: حسب‌ به‌ مال‌ است‌ و كرامت‌ به‌تقوي‌». همچنين‌ در حديث‌ شريف‌ آمده‌ است: «كلكم‌ بنو آدم‌ وآدم‌ خلق‌ من‌ تراب‌، ولينتهين‌ قوم‌ يفخرون‌ بآبائهم‌ أو ليكونن‌ أهوي‌ علي‌ الله‌ تعالي‌ من‌ الجعلان: همه‌ شما فرزندان‌ آدم‌ هستيد و آدم‌ از خاك‌ آفريده‌ شد لذا مردمي‌ كه‌ به‌ پدرانشان‌ فخر مي‌كنند، بايد از اين‌ كار خويش‌ دست‌ بردارند يا اين‌كه‌ قطعا نزد خدواندأ بي‌ارزش‌تر از حشره‌ گوگال‌ (كنغز) خواهند بود». همچنين‌ در حديث‌ شريف‌ آمده‌است: رسول‌ اكرم‌ ص سوار بر شتر در مني‌ خطابه‌اي‌ ايراد كرده‌ و چنين‌ فرمودند:«يا أيها الناس‌ ألا إن‌ ربكم‌ واحد وإن‌ أباكم‌ واحد، ألا لا فضل‌ لعربي‌ علي‌ عجمي‌ ولا لعجمي‌ علي‌ عربي‌ ولا لأسود علي‌ أحمر ولا لأحمر علي‌ أسود إلا بالتقوي‌، ألا هل‌ بلغت‌؟ قالوا: نعم‌، قال: فليبلغ‌ الشاهد الغائب: هان‌ اي‌ مردم‌! آگاه‌ باشيد كه‌ پروردگار شما يكي‌ است‌ و پدر شما يكي‌ است‌، آگاه‌ باشيد كه‌ عربي‌اي‌ را بر عجمي‌اي‌ و عجمي‌اي‌ را بر عربي‌اي‌ و سياه‌ را بر سرخ‌ و سرخ‌ را بر سياه‌ هيچ‌ فضل‌ و برتري‌اي ‌نيست‌ جز به‌ تقوي‌، هان‌! آيا ابلاغ‌ كردم‌؟ مردم‌ گفتند: آري‌! ابلاغ‌ كرديد. فرمودند: پس‌ بايد كسي‌ كه‌ حاضر است‌، به‌ كسي‌ كه‌ غايب‌ است‌ برساند».
ابن‌ابي‌حاتم‌ در بيان‌ سبب‌ نزول‌ اين‌ آيه‌ روايت‌ كرده‌ است: در روز فتح‌ مكه‌ بلال ‌بر پشت‌بام‌ كعبه‌ برآمد و اذان‌ گفت: در اين‌ اثنا برخي‌ از مردم‌ گفتند: آيا همين ‌برده‌ سياه‌ بر پشت‌ كعبه‌ اذان‌ مي‌گويد؟! ديگراني‌ در پاسخشان‌ گفتند: اگر اين‌ كار خدا را به‌ خشم‌ آورده‌ باشد او آن‌ را تغيير مي‌دهد. همان‌ بود كه‌ اين‌ آيه‌ نازل‌ شد. آن‌گاه‌ رسول‌ اكرم‌ ص آنها را فراخوانده‌ و از تفاخر به‌ نسب‌، برتري‌ جويي‌ به ‌اموال‌ و تحقير فقرا، نهي‌ و سرزنش‌ نمودند.
	سوره حجرات آيه  14
‏متن آيه : ‏
‏ قَالَتِ الْأَعْرَابُ آمَنَّا قُل لَّمْ تُؤْمِنُوا وَلَكِن قُولُوا أَسْلَمْنَا وَلَمَّا يَدْخُلِ الْإِيمَانُ فِي قُلُوبِكُمْ وَإِن تُطِيعُوا اللَّهَ وَرَسُولَهُ لَا يَلِتْكُم مِّنْ أَعْمَالِكُمْ شَيْئاً إِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَّحِيمٌ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«اعرابيان‌» يعني: باديه‌نشينان‌ «گفتند: ايمان‌ آورده‌ايم‌» يعني: اي‌ پيامبر ص! شرايعي‌ را كه‌ آورده‌اي‌، تصديق‌ كرده‌ايم‌ و در پاي‌ اوامر تو سر اطاعت‌ نهاده‌ايم‌؛ «بگو: ايمان‌ نياورده‌ايد» يعني: تصديق‌ نكرده‌ايد به‌ تصديق‌ راستيني‌ كه‌ از اعتقاد، خلوص‌ نيت‌، اطمينان‌ كامل‌ و يقين‌ راسخ‌ برخاسته‌ باشد «ليكن‌ بگوييد: اسلام‌ آورده‌ايم‌» يعني: از ترس‌ كشته ‌شدن‌ و اسارت‌، يا به‌ انگيزه‌ طمع‌ در زكات‌ و صدقات‌، تسليم‌ شده‌ايم‌ و گردن‌ نهاده‌ايم‌. «و هنوز در دلهاي‌ شما ايمان‌ داخل‌ نشده‌است‌» بلكه‌ آنچه‌ كه‌ به‌ پندار خود ايمان‌ مي‌ناميد، سخني‌ ميان‌ خالي‌ به‌ زبان‌ بيش ‌نيست‌، بي‌آن‌كه‌ اعتقاد راستين‌، نيت‌ خالص‌ و بي‌شائبه‌اي‌ همراه‌ آن‌ باشد «و اگر از خدا و پيامبرش‌ فرمان‌ بريد، از كرده‌هايتان‌ چيزي‌ كم‌ نمي‌كند» يعني: چيزي‌ از پاداش ‌اعمالتان‌ را كم‌ نمي‌دهد و نمي‌كاهد «بي‌گمان‌ خدا آمرزنده‌ مهربان‌ است‌» پس‌ به ‌مهر و مغفرت‌ وي‌ تكيه‌ كنيد.
آيه‌ كريمه‌ بر اين‌ عقيده‌ اهل‌ سنت‌ و جماعت‌ دلالت‌ دارد كه: ايمان‌ از اسلام‌ خاص‌تر است‌ و حديث‌ شريف‌ معروف‌ به‌ حديث‌ جبرئيل‌(ع) نيز بر اين‌ معني‌ دلالت‌مي‌كند آن‌گاه‌ كه‌ جبرئيل‌(ع) از رسول‌ اكرم‌ ص در باره‌ اسلام‌، سپس‌ در باره‌ ايمان‌ و آن‌گاه‌ در باره‌ احسان‌ سؤال‌ كرد و پله‌ به‌ پله‌ از عام‌ به‌ سوي‌ خاص‌ و از خاص‌ به‌سوي‌ اخص‌ بالا رفت‌.
مفسران‌ در بيان‌ سبب‌ نزول‌ گفته‌اند: آيه‌ كريمه‌ درباره‌ تعدادي‌ از افراد قبيله‌ بني‌اسدبن‌خزيمه‌ نازل‌ شد كه‌ در قحط سالي‌ به‌ مدينه‌ آمدند و در حالي‌ كه‌ در حقيقت‌ و نهان‌ امر مؤمن‌ نبودند، شهادتين‌ را اعلام‌ كردند. به‌ علاوه‌ آنها به ‌رسول‌ خدا ص مي‌گفتند: ما با سنگين‌ باريها و اهل‌ و عيال‌ و داروندار خود گوش ‌به‌ فرمان‌ نزد تو آمده‌ايم‌ و چنان‌كه‌ بني‌فلان‌ با تو جنگيدند، نجنگيديم‌ پس‌ به‌ ما از اموال‌ زكات‌ بده‌...  و پيوسته‌ بر پيامبر ص منت‌ مي‌گذاشتند تا بدانجا كه‌رسول‌ خدا ص فرمودند: «در حقيقت‌ فهمشان‌ بسي‌ اندك‌ است‌ و همانا شيطان‌ به‌زبانهايشان‌ سخن‌ مي‌گويد».
 
سوره حجرات آيه  15
‏متن آيه : ‏
‏ إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ الَّذِينَ آمَنُوا بِاللَّهِ وَرَسُولِهِ ثُمَّ لَمْ يَرْتَابُوا وَجَاهَدُوا بِأَمْوَالِهِمْ وَأَنفُسِهِمْ فِي سَبِيلِ اللَّهِ أُوْلَئِكَ هُمُ الصَّادِقُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
سپس‌ حق‌ تعالي‌ اوصاف‌ مؤمنان‌ راستين‌ را بيان‌ نموده‌ و مي‌فرمايد: «در حقيقت‌، مؤمنان‌ كساني‌ اند كه‌ به‌ خدا و پيامبرش‌ گرويده‌اند» يعني: به‌ او از روي ‌هماهنگي‌ و توافق‌ كامل‌ در ميان‌ قلب‌ و زبان‌ خود؛ ايمان‌ صحيح‌، بي‌شائبه‌ وخالصانه‌اي‌ آورده‌اند «سپس‌ شك‌ و شبهه‌ نياورده‌اند» يعني: بعد از آن‌ ايمان ‌راستين‌، هيچ‌ شك‌ و شبهه‌اي‌ به‌ دلهايشان‌ وارد نشده‌ و با باورهايشان‌ درنياميخته ‌است‌ «و با مالها و جانهايشان‌ در راه‌ خدا» يعني: در طاعت‌ و طلب‌ رضاي‌ وي ‌«جهاد كرده‌اند، اينان‌» كه‌ امور ياد شده‌ را با هم‌ جمع‌ و يكجا كرده‌اند؛ «راست‌كردارند» در ادعاي‌ موصوف‌بودن‌ به‌ وصف‌ ايمان‌ و داخل‌ بودن‌ در شمار اهل‌ آن‌، نه‌ غير آنان‌ از كساني‌ كه‌ در ظاهر امر اسلام‌ آورده‌اند ولي‌ در واقع‌ قلبشان ‌به‌ ايمان‌ مطمئن‌ نگرديده‌ است‌.
 
سوره حجرات آيه  16
‏متن آيه : ‏
‏ قُلْ أَتُعَلِّمُونَ اللَّهَ بِدِينِكُمْ وَاللَّهُ يَعْلَمُ مَا فِي السَّمَاوَاتِ وَمَا فِي الْأَرْضِ وَاللَّهُ بِكُلِّ شَيْءٍ عَلِيمٌ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«بگو» اي‌ پيامبر ص به‌ اين‌ مدعيان‌ بي‌باور: «آيا خدا را از دين‌ خود خبر مي‌دهيد؟» يعني: آيا به‌ حق‌ تعالي‌ از ايمان‌ خود خبر مي‌دهيد تا او از آن‌ آگاهي ‌حاصل‌ كند، آنجا كه‌ گفتيد: ايمان‌ آورده‌ايم‌؟ «و حال‌ آن‌كه‌ خدا آنچه‌ را كه‌ در آسمانها و آ