ني: هريك‌ از آن‌ گروه‌ها؛ پيامبر خود را كه‌ ما به‌ سويشان‌ فرستاده ‌بوديم‌، تكذيب‌ كردند پس‌ هر كس‌ يكي‌ از پيامبران(ع) را تكذيب‌ كند، گويي‌تمام‌ ايشان‌ را تكذيب‌ كرده‌ است‌ «و در نتيجه‌ وعده‌ عذاب‌ من‌ واجب‌ آمد» يعني: وعده‌ عذاب‌ من‌ برآنان‌ واجب‌ و لازم‌ شد و اين‌ عذاب‌ به‌ آنان‌ تعلق‌ گرفت‌.
اين‌ سه‌ آيه‌، تسليتي‌ به‌ رسول‌ اكرم‌ ص و تهديدي‌ براي‌ كفار مكه‌ است‌. يعني ‌اي‌ پيامبر! از تكذيب‌ كفار قريش‌ دلتنگ‌ مباش‌ و تكذيب‌كنندگانت‌ نيز بايد از فرجامي‌ مانند فرجام‌ آن‌ گروه‌ها برحذر باشند.
	سوره ق آيه  15
‏متن آيه : ‏
‏ أَفَعَيِينَا بِالْخَلْقِ الْأَوَّلِ بَلْ هُمْ فِي لَبْسٍ مِّنْ خَلْقٍ جَدِيدٍ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«مگر از آفرينش‌ نخستين‌ درمانده‌ بوديم‌؟» يعني: آيا هنگامي‌ كه‌ نخستين ‌بار آنان‌ را ـ درحالي‌كه‌ چيزي‌ نبودند ـ از كتم‌ عدم‌ آفريديم‌، در امر آفرينش‌شان‌ ناتوان‌ شده‌ بوديم‌؟ هرگز! پس‌ چگونه‌ از برانگيختن‌ مجددشان‌ كه‌ كاري‌ سهل‌تر است‌، ناتوان‌ مي‌شويم‌ و درمي‌مانيم‌؟ «نه‌ بلكه‌ آنها از آفرينش‌ جديد در شبهه‌اند» يعني: آنها از برانگيختن‌ مردگان‌ در شك‌ و حيرت‌ و سردرگمي‌ قرار دارند چرا كه ‌از يكسو اين‌كار، مخالف‌ عادت‌ است‌ و از سوي‌ ديگر شيطان‌ نيز آنان‌ را در كار رستاخيز به‌ حيرت‌ درافگنده‌ و آن‌ را در پندارشان‌، كاري‌ دور از امكان‌ جلوه‌ مي‌دهد.
 
	<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:5164.txt">آيه  16</a><a class="text" href="w:text:5165.txt">آيه  17</a><a class="text" href="w:text:5166.txt">آيه  18</a><a class="text" href="w:text:5167.txt">آيه  19</a><a class="text" href="w:text:5168.txt">آيه  20</a><a class="text" href="w:text:5169.txt">آيه  21</a><a class="text" href="w:text:5170.txt">آيه  22</a><a class="text" href="w:text:5171.txt">آيه  23</a><a class="text" href="w:text:5172.txt">آيه  24</a><a class="text" href="w:text:5173.txt">آيه  25-26</a><a class="text" href="w:text:5174.txt">آيه  27</a><a class="text" href="w:text:5175.txt">آيه  28</a><a class="text" href="w:text:5176.txt">آيه  29</a><a class="text" href="w:text:5177.txt">آيه  30</a><a class="text" href="w:text:5178.txt">آيه  31</a><a class="text" href="w:text:5179.txt">آيه  32</a><a class="text" href="w:text:5180.txt">آيه  33</a><a class="text" href="w:text:5181.txt">آيه  34</a><a class="text" href="w:text:5182.txt"> آيه  35</a></body></html>سوره ق آيه  16
‏متن آيه : ‏
‏ وَلَقَدْ خَلَقْنَا الْإِنسَانَ وَنَعْلَمُ مَا تُوَسْوِسُ بِهِ نَفْسُهُ وَنَحْنُ أَقْرَبُ إِلَيْهِ مِنْ حَبْلِ الْوَرِيدِ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«و به‌ راستي‌ ما انسان‌ را آفريده‌ايم‌ و مي‌دانيم‌ كه‌ نفس‌ او به‌ او چه‌ وسوسه‌ مي‌كند» يعني: ما آنچه‌ را كه‌ در نهان‌ و قلب‌ و ضمير انسان‌ خلجان‌ مي‌زند، نيز مي‌دانيم‌ پس ‌علم‌ ما به‌ تمام‌ امور انسان‌ احاطه‌ دارد. توسوس: از وسوسه‌؛ به‌ معناي‌ صداي‌ پوشيده‌ و پنهان‌ است‌ «و ما از شاهرگ‌ به‌ او نزديكتريم‌» وريد: شاه‌رگ‌ خوني‌ گردن‌ است‌ كه‌ به‌ قلب‌ متصل‌ مي‌باشد. يعني: ما به‌ او از رگ‌ جان‌ او كه‌ در اندرون‌ قلبش‌ قرار دارد نزديكتريم‌ پس‌ چگونه‌ آنچه‌ كه‌ در قلبش‌ هست‌، بر ماپنهان‌ مي‌ماند.
 
	سوره ق آيه  17
‏متن آيه : ‏
‏ إِذْ يَتَلَقَّى الْمُتَلَقِّيَانِ عَنِ الْيَمِينِ وَعَنِ الشِّمَالِ قَعِيدٌ ‏
 
‏ترجمه : ‏
سپس‌ خداي‌ سبحان‌ به‌ بيان‌ اين‌ حقيقت‌ مي‌پردازد كه‌ او با وصف‌ آن‌كه‌ به‌ خفاياي‌ قلب‌ فرزند آدم‌ عالم‌ و آگاه‌ است‌ اما در عين‌ حال‌ بر او دو فرشته‌ را نيز برگمارده‌ است‌ تا به‌ منظور الزام‌ حجت‌، همه‌ چيز او را بنويسند و عملش‌ را نگاهداري‌ كنند پس‌ مي‌فرمايد: «آن‌گاه‌ كه‌ دو فراگيرنده‌ فرامي‌گيرند» يعني: دو فرشته‌اي‌ كه‌ به‌ وي‌ موكل‌ و گمارده‌اند و هرآنچه‌ را كه‌ مي‌گويد و عمل‌ مي‌كند، ثبت‌ مي‌كنند «كه‌ از راست‌ و چپ‌ او نشسته‌اند» يعني: آن‌ دو فرشته‌، از جانب‌ راست‌ و چپ‌ او نيز نشسته‌اند. قعيد: كسي‌ است‌ كه‌ همراهت‌ مي‌نشيند.
 
	سوره ق آيه  18
‏متن آيه : ‏
‏ مَا يَلْفِظُ مِن قَوْلٍ إِلَّا لَدَيْهِ رَقِيبٌ عَتِيدٌ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«هيچ‌ سخني‌ را به‌ زبان‌ در نمي‌آورد» آدمي‌ «مگر اين‌كه‌ نزد او نگهبان‌ حاضر و ناظري‌ است‌» كه‌ بر سخن‌ و عملش‌ نظارت‌ كرده‌، آن‌ را مي‌نويسد و ثبت‌ مي‌كند پس‌ آن‌ دو فرشته‌ نگهبان‌، حاضر و آماده‌اند. به‌ قولي: آنها همه ‌چيز انسان‌ حتي ‌ناله‌ وي‌ در بيماري‌اش‌ را مي‌نويسند. كه‌ ابن‌كثير نيز اين‌ قول‌ را ترجيح‌ داده‌ است‌. نقل‌ است‌ كه: آن‌ دو فرشته‌ جز در وقت‌ جماع‌ (مقاربت‌) و در هنگام‌ رفتن‌ به‌قضاي‌ حاجت‌ (توالت‌) از انسان‌ كناره‌ نمي‌گيرند ولي‌ حتي‌ در اين‌ حالات‌ نيز، آنچه‌ را كه‌ مي‌گويد و مي‌كند، مي‌دانند و مي‌نويسند. در حديث‌ شريف‌ به‌ روايت‌ابي‌امامه‌(رض) آمده‌ است‌ كه‌ رسول‌ اكرم‌ ص فرمودند: «نويسنده‌ نيكي‌ها در جانب ‌راست‌ انسان‌ و نويسنده‌ بديها و گناهان‌ در جانب‌ چپ‌ او قرار دارد پس‌ نويسنده ‌نيكي‌ها بر نويسنده‌ بديها امين‌ (مراقب‌) است‌ و چون‌ شخص‌ عمل‌ نيكي‌ را انجام ‌داد، فرشته‌ جانب‌ راست‌، آن‌ نيكي‌ را ده‌ برابر مي‌نويسد و چون‌ عمل‌ بدي‌ را انجام‌ داد، به‌ فرشته‌ جانب‌ چپ‌ مي‌گويد: نوشتن‌ آن‌ را هفت‌ ساعت‌ فروگذار و آن‌ را در دم‌ ننويس‌، شايد او تسبيح‌ بگويد يا آمرزش‌ بخواهد». ولي‌ بايد دانست‌كه‌ بر وسوسه‌ نفس‌ و خواطر و خلجانات‌ دروني‌ انسان‌، عقابي‌ مترتب‌ نيست‌ زيرا در حديث‌ شريف‌ آمده‌ است: «إن‌ الله‌ تجاوز لأمتي‌ عما حدثت‌ به‌ أنفسها ما لم‌ تتكلم‌ به أو تعمل‌ به: خداوند متعال‌ از امت‌ من‌ آنچه‌ را كه‌ نفسهايشان‌ بدان‌ حديث ‌مي‌گويد، در گذشته‌ است‌ تا آن‌گاه‌ كه‌ به‌ آن‌ [حديث‌ نفس] سخن‌ نگويند، يا عمل‌ نكنند».
 
	سوره ق آيه  19
‏متن آيه : ‏
‏ وَجَاءتْ سَكْرَةُ الْمَوْتِ بِالْحَقِّ ذَلِكَ مَا كُنتَ مِنْهُ تَحِيدُ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«و سكره‌ موت‌ حق‌ را آورد» يعني: در هنگام‌ سكرات‌ مرگ‌، حقيقت‌ بر انسان ‌آشكار شده‌ و صدق‌ و راستي‌ آنچه‌ كه‌ پيامبران(ع) از اخبار رستاخيز و وعده‌ها و هشدارهاي‌ آن‌ آورده‌اند، بر او مبرهن‌ و هويدا مي‌گردد. سكره‌ موت: سختي‌ و فشار مرگ‌ است‌ كه‌ انسان‌ را بي‌هوش‌ كرده‌ و بر عقلش‌ غالب‌ مي‌شود چنان‌ كه‌ در حديث‌ شريف‌ به‌ روايت‌ عائشه‌ رضي‌الله عنها آمده‌ است‌ كه‌ پيامبر ص در حال سكرات‌ مرگ‌ تحت‌ فشار آن‌ قرارگرفتند، به‌ گونه‌اي‌ كه‌ عرق‌ را از چهره‌ خويش ‌پاك‌ مي‌كردند و در اين‌ اثنا فرمودند: «سبحان‌ الله‌! إن‌ للموت‌ سكرات: پاك‌ است‌ خداوند! همانا براي‌ مرگ‌ سختي‌هايي‌ است‌». «اين‌» مرگ‌ «همان‌ است‌ كه‌ از آن‌ كناره‌ مي‌گرفتي‌» و از آن‌ مي‌گريختي‌. مخاطب‌ اين‌ سخن‌، انسان‌ است‌ از حيث ‌انسان‌ بودنش‌.
 
سوره ق آيه  