َمَا كَانَ لِيَ عَلَيْكُم مِّن سُلْطَانٍ إِلاَّ أَن دَعَوْتُكُمْ فَاسْتَجَبْتُمْ لِي) : (و من‌ بر شما هيچ‌ سلطه‌اي‌ نداشتم‌ جز اين‌كه‌ شما را دعوت‌ كردم‌ پس‌ مرا اجابت‌ گفتيد) «ابراهيم/‌22» كه‌ تفسير آن‌ گذشت‌.
 
سوره ق آيه  28
‏متن آيه : ‏
‏ قَالَ لَا تَخْتَصِمُوا لَدَيَّ وَقَدْ قَدَّمْتُ إِلَيْكُم بِالْوَعِيدِ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«فرمود» خداي‌ عزوجل: شما كافران‌ و شياطين‌ همنشينتان‌ «در پيشگاه‌ من‌ باهمديگر نستيزيد» زيرا انسان‌ كافر در پيشگاه‌ خداي‌ سبحان‌ مي‌گويد: پروردگارا! اين‌ شيطان‌ بود كه‌ مرا گمراه‌ كرد و شيطان‌ مي‌گويد: پروردگارا! من‌ او را گمراه ‌نكردم‌ بلكه‌ خودش‌ در گمراهي‌ دورودرازي‌ بود. پس‌ خداي‌ سبحان‌ آنان‌ را از خصومت‌ و ستيزه‌جويي‌ در پيشگاه‌ خود نهي‌ مي‌كند زيرا در آنجا ستيزه‌ و جدال‌ سودي‌ ندارد. سپس‌ مي‌افزايد: «از پيش‌ به‌ شما هشدار داده‌ بودم‌» با فرستادن‌ پيامبران(ع) و فرود آوردن‌ كتابها پس‌ امروز كه‌ روز جزاء است‌، ديگر بگومگو و مشاجره‌ شما سودي‌ در بر نداشته‌ و بعد از وقت‌ است‌.
	سوره ق آيه  29
‏متن آيه : ‏
‏ مَا يُبَدَّلُ الْقَوْلُ لَدَيَّ وَمَا أَنَا بِظَلَّامٍ لِّلْعَبِيدِ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«پيش‌ من‌ قول‌ دگرگون‌ نمي‌شود» يعني: وعده‌ من‌ را هيچ‌ خلافي‌ نيست‌ بلكه ‌وعده‌ام‌ خواه‌ناخواه‌ انجام‌ شدني‌ است‌ و من‌ بر شما به‌ عذاب‌ حكم‌ كرده‌ام‌ پس‌ اين‌حكم‌ من‌ هيچ‌ تغييري‌ ندارد. به‌قولي: معني‌ آيه‌ اين‌ است: نزد من‌ دروغ‌ گفته نمي‌شود؛ با افزودن‌ در سخن‌ يا كاستن‌ از آن‌، از آن‌ رو كه‌ من‌ به‌ غيب‌ دانايم‌ «ومن‌ در حق‌ بندگان‌ بيدادگر نيستم‌» يعني: آنان‌ را بي‌آن‌كه‌ مرتكب‌ جرمي‌ شده‌ وگناهي‌ انجام‌ داده‌ باشند، به‌ ستم‌ عذاب‌ نمي‌كنم‌ چنان‌ كه‌ خداوند متعال‌ مي‌فرمايد: (لا ظلم اليوم) : (امروز هيچ‌ ستمي‌ نيست‌) «غافر/17».
 
سوره ق آيه  30
‏متن آيه : ‏
‏ يَوْمَ نَقُولُ لِجَهَنَّمَ هَلِ امْتَلَأْتِ وَتَقُولُ هَلْ مِن مَّزِيدٍ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«آن‌ روز كه‌ ما به‌ جهنم‌ مي‌گوييم: آيا پر شدي‌؟» يعني: خداوند متعال‌ در روز قيامت‌ اين‌ سخن‌ را خطاب‌ به‌ جهنم‌ مي‌گويد پس‌ جهنم‌ به‌ حرف‌ مي‌آيد و در جواب‌ پروردگار «مي‌گويد: آيا باز هم‌ بيشتر هست‌؟» يعني: جهنم‌ از كساني‌ كه‌ در آن‌ افگنده‌اند، باز هم‌ افزونتر مي‌خواهد. به‌قولي‌ ديگر معني‌ اين‌ است: جهنم‌ با وجود فراخي‌اي‌ كه‌ دارد تا بدانجا پر مي‌شود كه‌ چيزي‌ بر آن‌ افزون‌ ساخته ‌نمي‌شود و چون‌ خداي‌ سبحان‌ به‌ او مي‌گويد: آيا پر شدي‌؟ مي‌گويد: مگر چيز ديگري‌ هم‌ باقي‌ مانده‌ است‌؟ در حديث‌ شريف‌ آمده‌ است: «يلقي‌ في‌النار، وتقول: هل ‌من‌ مزيد؟ حتي‌ يضع‌ قدمه‌ فيها، فتقول: قط قط: دوزخيان‌ در جهنم‌ افگنده‌ مي‌شوند و جهنم‌ مي‌گويد: آيا باز هم‌ بيشتر هست‌؟ تا آن‌كه‌ حق‌ تعالي‌ قدم‌ خويش‌ را در آن ‌مي‌گذارد پس‌ در اين‌ هنگام‌ مي‌گويد: كفايت‌ است‌، كفايت‌ است‌».
	سوره ق آيه  31
‏متن آيه : ‏
‏ وَأُزْلِفَتِ الْجَنَّةُ لِلْمُتَّقِينَ غَيْرَ بَعِيدٍ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«و بهشت‌ براي‌ پرهيزگاران‌ نزديك‌ آورده‌ شود، بي‌آن‌كه‌ دور باشد» يعني: بهشت ‌براي‌ پرهيزگاران‌ به‌ نزديكي‌اي‌ دور نشده‌، نزديك‌ ساخته‌ مي‌شود، به‌ گونه‌اي‌ كه ‌پرهيزگاران‌ آن‌ را در عرصه‌ محشر و موقف‌ حساب‌ مشاهده‌ مي‌كنند و به‌ آنچه‌ كه‌ در آن‌ است‌ مي‌نگرند پس‌ چيزهايي‌ را مي‌بينند كه‌ هيچ‌ چشمي‌ نديده‌، هيچ ‌گوشي‌نشنيده‌ و بر قلب‌ هيچ‌ بشري‌ خطور نكرده‌ است‌.
 
	سوره ق آيه  32
‏متن آيه : ‏
‏ هَذَا مَا تُوعَدُونَ لِكُلِّ أَوَّابٍ حَفِيظٍ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«مي‌گوييم: اين‌ همان‌ است‌ كه‌ وعده‌ يافته‌ايد» يعني: آنچه‌ شما از انواع‌ گونه ‌گون‌ نعمت‌هاي‌ بهشت‌ مي‌بينيد، همان‌ چيزهايي‌ است‌ كه‌ در دنيا به‌ شما وعده‌ داده ‌بوديم‌ «مخصوص‌ هر اواب‌ حفيظي‌ است‌» اواب: يعني‌ بسيار بازگشت‌كننده‌ به‌ سوي ‌خداوند متعال‌ با توبه‌ از گناهان‌. به‌قولي: اواب‌، كسي‌ است‌ كه‌ تسبيح‌ مي‌گويد. به‌قولي‌ ديگر: او كسي‌ است‌ كه‌ در خلوت‌ گناهان‌ خود را به‌ ياد آورده‌ و به‌ بارگاه‌ خداي‌ عزوجل‌ از آنها آمرزش‌ مي‌خواهد. حفيظ: يعني‌ نگه‌دار گناهان‌ خويش ‌است‌ تا آن‌گاه‌ كه‌ از آنها توبه‌ كند پس‌ از برابر گناهانش‌ بي‌پروا نگذشته‌ و آنها را از ياد نمي‌برد. يا حفيظ: يعني‌ نگاهدارنده‌ حدود، قوانين‌ و تعهدات‌ خود در برابر خداوند(ج).
 
	سوره آل عمران آيه  142
‏متن آيه : ‏
‏ أَمْ حَسِبْتُمْ أَن تَدْخُلُواْ الْجَنَّةَ وَلَمَّا يَعْلَمِ اللّهُ الَّذِينَ جَاهَدُواْ مِنكُمْ وَيَعْلَمَ الصَّابِرِينَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«آيا پنداشتيد كه‌ وارد بهشت‌ مي‌شويد، حال‌ آن‌ كه‌ خداوند هنوز مجاهدان‌ شما را متمايز نساخته‌ و پيش‌ از آن‌ كه‌ صابران‌ را معلوم‌ بدارد؟» يعني‌: آيا پنداشتيد كه‌ به ‌بهشت‌ وارد مي‌شويد قبل‌ از آن‌ كه‌ اهل‌ جهاد و اهل‌ پايداري‌ و صبر از ميان‌ شما، به‌ علم‌ ظهور، از ديگران‌ متمايز گردند؟ پس‌ اينك‌ در غزوه‌ احد از همديگر متمايز گشتند. مراد از: ﴿وَلَمَّا يَعْلَمِ اللّهُ الَّذِينَ ...﴾  (هنوز خدا جهادگرانتان‌ را معلوم‌ نداشته)؛ نفي‌ علم‌ از حق‌ تعالي‌ نيست، بلكه‌ مراد از آن، عدم‌ ظهور عيني‌ اين‌ امر در عرصه‌ واقعيت‌ است، چرا كه‌ در حقيقت، خداي‌ عزوجل‌ همه‌ چيز را از ازل ‌مي‌داند، پس‌ هدف‌؛ برپا داشتن‌ حجت‌ بر مردم‌ است‌ تا از آنان‌ كاري‌ به‌ عرصه ‌ظهور آيد كه‌ موجب‌ ورودشان‌ به‌ بهشت‌ و احراز شايستگي‌ آمرزش‌ حق‌ تعالي‌گردد.
 
سوره ق آيه  33
‏متن آيه : ‏
‏ مَنْ خَشِيَ الرَّحْمَن بِالْغَيْبِ وَجَاء بِقَلْبٍ مُّنِيبٍ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«همان‌ كسي‌ كه‌ غايبانه‌ از خداي‌ رحمان‌ بيمناك‌ باشد» بيمناك‌ بودن‌ به‌طور غايبانه ‌اين‌ است‌ كه‌ انسان‌ در حالي‌ كه‌ خداي‌ عزوجل‌ را نديده‌ است‌، از او بيمناك‌ باشد. يا مراد كسي‌ است‌ كه‌ از حق‌ تعالي‌ در خلوت‌ خويش‌ ـ يعني‌ در جايي‌ كه‌ كسي‌ او را نمي‌بيند ـ بيمناك‌ است‌. حسن‌ در معني‌ آن‌ مي‌گويد: «آن‌گاه‌ كه‌ او پرده‌ها را فروانداخته‌ و در را ببندد، از حق‌ تعالي‌ مي‌ترسد». چنان‌كه‌ در حديث‌ شريف‌ راجع‌ به ‌آن‌ هفت‌ تني‌ كه‌ خداوند(ج) ايشان‌ را در روز قيامت‌ در سايه‌ عرش‌ خود جاي ‌مي‌دهد، آمده‌ است: «...  ورجل‌ ذكر الله‌ تعالي‌ خاليا ففاضت‌ عيناه‌ : و مردي‌ كه ‌خداوند متعال‌ را در خلوت‌ خويش‌ ياد كرده‌ است‌ و چشمانش‌ از اشك‌ لبريز شده‌ است‌». «و با دلي‌ پر انابت‌ باز آيد» يعني: كسي‌ كه‌ غايبانه‌