حفوظديده‌ بودند، يا مي‌دانستند كه‌ فقط جنس‌ خود آنان‌ (يعني‌ فرشتگان) از گناه ‌معصومند و بس، يا انسان‌ را به‌ جنيان‌ كه‌ قبلا ساكن‌ زمين‌ بوده‌اند، قياس‌ كردند ويا مي‌دانستند كه‌ طبيعت‌ ماده‌ تركيبي‌ از خير و شر است‌.
ابن‌ كثير مي‌گويد: «ظاهرا مراد فرشتگان‌ از اين‌ سخن، شخص‌ حضرت‌ آدم‌uنبود، بلكه‌ مرادشان‌ برخي‌ افراد از جنس‌ بشر بود».
آري! فرشتگان‌ اين‌ سخن‌ را نه‌ بر وجه‌ اعتراض، بلكه‌ به‌خاطر كسب‌ آگاهي‌ ازحكمت‌ گماشتن‌ اين‌ جانشين‌ در زمين‌ مطرح‌ كردند، گويي‌ آنان‌ گفتند: پروردگارا! حكمت‌ در آفرينش‌ اين‌ جانشينان‌ جديد - با وجود آن‌ كه‌ فسادانگيزند - چيست‌؟ «و حال‌ آن‌ كه‌ ما تسبيح‌ مي‌گوييم‌ به‌ حمد تو و به‌ پاكي‌ تو اقرارمي‌كنيم‌» يعني: ما همراه‌ با ستايشت، تو را از هرگونه‌ نقصي‌ به‌ تنزيه‌ ياد كرده‌ ومي‌گوييم: «سبحان‌الله وبحمده‌»، و تو را تمجيد و تعظيم‌ مي‌كنيم‌. در حديث‌ شريف‌آمده‌ است‌ كه‌ از رسول‌ خدا ص سؤال‌ شد: يارسول‌ الله! كدام‌ سخن‌ بهتر است؟ فرمودند: «آنچه‌ را كه‌ خداي‌ عزوجل‌ براي‌ فرشتگان‌ خويش‌ برگزيد، يعني: سبحان‌ الله‌ و بحمده‌». «و به‌ تقديست‌ مي‌پردازيم‌» تقديس: تطهير و به‌ پاكي ‌يادنمودن‌ است‌. يعني: ما تو را از آنچه‌ كه‌ سزاوار شأن‌ و عظمت‌ و جلالت‌ نيست ‌و ملحدان‌ به‌ تو نسبت‌ مي‌دهند، يا منكران‌ بر تو افترا مي‌بندند؛ به‌ تنزيه‌ ياد كرده‌ وتقديست‌ مي‌كنيم، پس‌ چرا به‌ وجود ما (فرشتگان) اكتفا نشده‌ است‌؟ «فرمود: هرآينه‌ من‌ مي‌دانم‌ آنچه‌ كه‌ شما نمي‌دانيد» از مصلحت‌ در خليفه‌ ساختن‌ آدمu . 
قتاده‌ در تفسير آيه‌ كريمه‌ مي‌گويد: «در علم‌ ازلي‌ خداوند (ج)رفته‌ بود كه‌ ازنسل‌ بشر؛ پيامبران‌ و نيكان‌ و صديقان‌ و عابدان‌ و زاهدان‌ و اوليا و اتقيا و جمله‌ساكنان‌ بهشت‌ به‌وجود خواهند آمد، از اين‌ رو آنان‌ را خليفه‌ ساخت‌». قرطبي‌ وغيرآن، با اين‌ آيه‌ بر وجوب‌ نصب‌ خليفه‌ و امام‌ (رئيس‌ دولت) در جامعه‌ اسلامي‌استدلال‌ كرده‌اند تا آن‌ امام‌، اختلافات‌ ميان‌ مردم‌ را حل‌ و فصل‌ نموده، داد مظلومانشان‌ را از ظالمانشان‌ بستاند، حدود را برپا دارد و ساير شئون‌ مهمي‌ را كه‌جز با نصب‌ حاكم، عملي‌ نمي‌شود، به‌ سامان‌ آورد زيرا آنچه‌ كه‌ واجب‌ جز با آن‌تمام‌ نشود؛ خود نيز واجب‌ است‌. ابن‌ كثير مي‌گويد: «واجب‌ است‌ كه‌ امام: مرد، آزاد، بالغ، عاقل، مسلمان، عادل، مجتهد، بينا به‌ امور، سالم‌ الأعضا، آگاه‌ به‌آراء و انديشه‌ها و امور جنگي و قريشي‌ نسب‌ باشد، اما هاشمي‌ بودن‌ و معصوم‌بودن‌ وي‌ شرط نيست‌».
بايد دانست‌ كه‌ ميان‌ علماي‌ اهل‌ سنت‌ و جماعت، در وجوب‌ امامت‌ هيچ‌ خلافي‌نيست‌.
 
سوره آل عمران آيه  144
‏متن آيه : ‏
‏ وَمَا مُحَمَّدٌ إِلاَّ رَسُولٌ قَدْ خَلَتْ مِن قَبْلِهِ الرُّسُلُ أَفَإِن مَّاتَ أَوْ قُتِلَ انقَلَبْتُمْ عَلَى أَعْقَابِكُمْ وَمَن يَنقَلِبْ عَلَىَ عَقِبَيْهِ فَلَن يَضُرَّ اللّهَ شَيْئاً وَسَيَجْزِي اللّهُ الشَّاكِرِينَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
در بيان‌ سبب‌ نزول‌ آيه‌ كريمه‌ آمده‌ است‌: هنگامي‌كه‌ رسول‌ خداص در احد مجروح‌ شدند، شيطان‌ فرياد زنان‌ گفت‌: اينك‌ محمد كشته‌ شد! پس‌ برخي‌ از مسلمانان‌ سست‌ و منفعل‌ شدند تا بدانجا كه‌ گوينده‌اي‌ گفت‌: محمدص كه‌ كشته‌شد ديگر مقاومت‌ چه‌ فايده‌اي‌ دارد، لذا تسليم‌ شويد زيرا آنان‌ (مشركان)، نيز برادران‌ شما هستند. ديگري‌ گفت‌: اگر او پيامبر بود كشته‌ نمي‌شد! پس‌ نازل‌ شد: «و محمد جز فرستاده‌اي‌ نيست، پيش‌ از او هم‌ پيامبراني‌ گذشته‌اند» لذا او هم‌ مي‌ميرد چنان‌كه‌ پيامبران‌ ديگر مردند، همچنين‌ ممكن‌ است‌ كشته‌ شود، چنان‌كه‌بعضي‌ از آنها كشته‌ شدند. البته‌ اين، قبل‌ از نزول‌ آيه‌ (67) از سوره‌ «مائده» بودكه‌ خداوند(ج) در آن‌ حفظ جان‌ پيامبرش‌ص را از گزند دشمنان‌ دعوت‌ تضمين‌كرد. «آيا اگر او بميرد يا كشته‌ شود، شما بر پاشنه‌هاي‌ خود برمي‌گرديد» يعني‌: اگر اودر گذشت‌ يا كشته‌ شد، چگونه‌ مرتد مي‌شويد و دين‌ و عقيده‌ خويش‌ را رهامي‌كنيد، با آن‌ كه‌ مي‌دانيد كه‌ پيامبران(ع) براي‌ هميشه‌ زنده‌ نمي‌مانند، بلكه‌مي‌ميرند و اين‌ پيروانشان‌ هستند كه‌ به‌ دين‌ ايشان‌ تمسك‌ مي‌جويند، هرچندپيامبران‌ خود ـ به‌ سبب‌ مرگ‌ يا شهادت‌ ـ در ميانشان‌ نباشند؟ «و هركس‌ بر پاشنه‌هاي‌ خود برگردد» با پشت‌كردن‌ از جنگ، يا با ارتداد از اسلام‌ «پس‌ هرگزهيچ‌ زياني‌ به‌ خدا نمي‌رساند» بلكه‌ به‌ خودش‌ زيان‌ مي‌رساند «و خداوند به‌ زودي ‌شكرگزاران‌ را پاداش‌ مي‌دهد» يعني‌: كساني‌ را كه‌ پايداري‌ كرده، جنگيدند و به‌ شهادت‌ رسيدند زيرا ايشان‌ بدين‌ وسيله، نعمت‌ خداي‌ عزوجل‌ بر خود را كه‌ اسلام ‌است، شكرگزاري‌ كرده‌اند.
در هنگام‌ درگذشت‌ پيامبراكرم‌ص كه‌ اصحاب‌ بسيار سراسيمه‌ و حيران‌ شده ‌بودند تا بدانجا كه‌ عمر(رض) تهديد كنان‌ مي‌گفت‌: اگر كسي‌ بگويد كه‌ محمدص رحلت‌ كرده‌است، گردنش‌ را مي‌زنم‌! آري‌! در اين‌ هنگام، ابوبكر صديق‌(رض) فرمود: «هركس‌ محمدص را مي‌پرستيد، پس‌ بداند كه‌ يقينا محمدص درگذشت ‌و هركس‌ خدا(ج) را مي‌پرستد، بدون‌ شك‌ خداوند(ج) زنده‌ است‌ و نمي‌ميرد. آن‌گاه‌ اين‌ آيه‌ كريمه‌ را تلاوت‌ نمود». لذا اين‌ آيه‌ كريمه‌ خود، تمهيد وزمينه‌سازي‌ براي‌ امر درگذشت‌ پيامبراكرم‌ص است‌.
 
سوره ذاريات آيه  4
‏متن آيه : ‏
‏ فَالْمُقَسِّمَاتِ أَمْراً ‏
 
‏ترجمه : ‏
«و سوگند به‌ تقسيم‌كنندگان‌ كار» مراد از آن: ابرهايي‌ است‌ كه‌ حق‌ تعالي‌ به‌وسيله‌ آنها ارزاق‌ بندگان‌ را تقسيم‌ مي‌كند. به‌قولي: مراد از همه‌ اين‌ تعابير، يعني: «ذارايات‌»، «حاملات‌»، «جاريات‌» و «مقسمات‌» بادهايند زيرا بادها به‌ تمام‌ اين ‌اوصاف‌ موصوف‌ مي‌شوند. يعني: هم‌ خاكها را مي‌پراكنند، هم‌ ابرها را برمي‌دارند، هم‌ در هوا به‌ سهولت‌ جاري‌ مي‌شوند و هم‌ بارانها را تقسيم‌ مي‌كنند. به‌قولي‌ ديگر: مراد از «مقسمات‌» فرشتگاني‌اند كه‌ اشياء ـ اعم‌ از باران‌، رزق‌ و غيره‌ ـ را بر بندگان‌ تقسيم‌ مي‌كنند.
	سوره ذاريات آيه  5
‏متن آيه : ‏
‏ إِنَّمَا تُوعَدُونَ لَصَادِقٌ ‏
 
‏ترجمه : ‏
جواب‌ همه‌ آن‌ قسم‌ها اين‌ است: «كه‌ آنچه‌ وعده‌ داده‌ شده‌ايد» از مرگ‌، رستاخيز و محشور شدن‌ به‌ سوي‌ خداوند متعال‌؛ «راست‌ و درست‌ است‌» يعني: اين‌ خبر و وعده‌اي‌ است‌ راستين‌. بدين‌گونه‌، خداوند متعال‌ از قدرت‌ خويش‌ بر خلق‌ اين‌ پديده‌ها، به‌ قدرت‌ خويش‌ بر آوردن‌ رستاخيز استدلال‌ مي‌كند.
از ملاحظه‌ تمام‌ سوره‌ه