) روايت‌ شده‌ است‌ كه‌ فرمود: «پايداران‌ بر دين‌ خويش، ابوبكر و اصحاب‌ وي ‌هستند»، و علي‌(رض) هميشه‌ مي‌فرمود: «ابوبكر امير شكرگزاران‌ بود».
 
	سوره ذاريات آيه  13
‏متن آيه : ‏
‏ يَوْمَ هُمْ عَلَى النَّارِ يُفْتَنُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
پاسخ‌ اين‌ است: «همان‌ روز كه‌ آنان‌ بر آتش‌ عقوبت‌ شوند» يعني: سوزانده‌ شوند و معذب‌ گردند. گفته‌ مي‌شود: «فتنت‌ الذهب‌» آن‌گاه‌ كه‌ طلا را براي‌ آزمايش‌ آن ‌بسوزاني‌.
 
	سوره ذاريات آيه  14
‏متن آيه : ‏
‏ ذُوقُوا فِتْنَتَكُمْ هَذَا الَّذِي كُنتُم بِهِ تَسْتَعْجِلُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
به‌ آنان‌ گفته‌ مي‌شود: «عذاب‌ خود را بچشيد، اين‌ است‌ آنچه‌ به‌ شتاب‌» از روي‌ استهزا و ريشخند «خواستار آن‌ بوديد».
 
	سوره ذاريات آيه  15
‏متن آيه : ‏
‏ إِنَّ الْمُتَّقِينَ فِي جَنَّاتٍ وَعُيُونٍ ‏
 
‏ترجمه : ‏
اما برخلاف‌ حال‌ آن‌ گروه: «متقيان‌ در باغها و چشمه‌سارانند» يعني: ايشان‌ در آخرت‌ در بوستانهايي‌ كه‌ چشمه‌ساران‌ در آنها جاري‌ است‌ و به‌ گونه‌اي‌ باصفا و دلكش‌ است‌ كه‌ هيچ‌ توصيف‌گري‌ آنها را وصف‌ نمي‌تواند كرد، مستقرند.
 
سوره ذاريات آيه  16
‏متن آيه : ‏
‏ آخِذِينَ مَا آتَاهُمْ رَبُّهُمْ إِنَّهُمْ كَانُوا قَبْلَ ذَلِكَ مُحْسِنِينَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«آنچه‌ را پروردگارشان‌ به‌ آنان‌ عطا كرده‌ است‌» از خير و كرامت‌ «مي‌گيرند» و به ‌آن‌ راضي‌ هستند «زيرا آنها پيش‌ از اين‌ نيكوكار بودند» يعني: آنها اين‌ خير و نعمت ‌و كرامت‌ را از آن‌ رو دريافت‌ مي‌كنند كه‌ در دنيا با انجام‌ دادن‌ اعمال‌ شايسته‌، نيكوكار بودند، خداي‌ عزوجل‌ را در همه‌ اعمال‌ خود حاضر و ناظر مي‌دانستند و رضاي‌ او را در نظر داشتند. پس‌ دليل‌ استحقاق‌ بهشت‌ برين‌ بر ايشان‌ همين‌ است‌.
 
	سوره ذاريات آيه  17
‏متن آيه : ‏
‏ كَانُوا قَلِيلاً مِّنَ اللَّيْلِ مَا يَهْجَعُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
متقيان‌ در دنيا «به‌ اين‌ وصف‌ بودند كه‌ اندكي‌ از شب‌ را مي‌غنودند» و بيشتر آن‌ رابه‌ نماز و نياز و نيايش‌ مي‌گذرانيدند. هجوع: خواب‌ است‌. حرف‌ «ما» در (مايهجعون‌) زايد است‌. ابن‌ عباس(رض) در معناي‌ آن‌ مي‌گويد: «ايشان‌ كمتر شبي‌ را تا صبح‌ مي‌خوابيدند بلكه‌ اكثر شب‌ها و بيشترين‌ اوقات‌ آنها را به‌ نماز مي‌گذرانيدند».
 
	سوره ذاريات آيه  18
‏متن آيه : ‏
‏ وَبِالْأَسْحَارِ هُمْ يَسْتَغْفِرُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«و» آن‌ متقيان‌ دست‌ يافته‌ به‌ بهشت‌، پيوسته‌ بر اين‌ وصف‌ بودند كه‌ «در سحرگاه‌ استغفار مي‌كردند» حسن‌ در معناي‌ آن‌ مي‌گويد: «ايشان‌ نماز را تا سحرگاه ‌ادامه‌ داده‌ سپس‌ در سحرگاه‌ استغفار و آمرزش‌ خواهي‌ مي‌كردند». يعني: با آن‌كه‌ اندك‌ مي‌خوابيدند، بسيار عبادت‌ مي‌كردند و نماز شب‌ مي‌خواندند؛ اما با اين‌وجود آمرزش‌ نيز مي‌خواستند گويي‌ شب‌ همه‌ شب‌ را در معصيت‌ گذرانده‌اند! و اين‌ است‌ سيرت‌ و روش‌ كريمان‌ و بزرگواران‌ كه‌ جود و كرم‌ بسيار خود را اندك ‌شمرده‌ و باز عذرخواهي‌ هم‌ مي‌كنند. بر عكس‌ شيوه‌ اشخاص‌ پست‌ و فرومايه‌ كه ‌با انفاق‌ و بذل‌ كمترين‌ چيز، منت‌ مي‌گذارند و افاده‌ مي‌فروشند. در حديث‌ شريف‌آمده‌ است: «إن‌ الله‌ تعالي‌ ينزل‌ كل‌ ليلة إلي‌ السماء الدنيا، حتي‌ يبقي‌ ثلث‌ الليل‌ الأخير، فيقول: هل‌ من‌ تائب‌ فأتوب‌ عليه‌؟ هل‌ من‌ مستغفر فأغفر له‌؟ هل‌ من‌ سائل‌ فيعطي ‌سؤاله‌؟ حتي‌ يطلع‌ الفجر: خداوند متعال‌، در هر شب‌ به‌ سوي‌ آسمان‌ دنيا فرود مي‌آيد تا آن‌كه‌ چون‌ يك‌ سوم‌ اخير شب‌ باقي‌ مي‌ماند، مي‌گويد: آيا توبه‌ كاري ‌هست‌ تا بر وي‌ توبه‌ بپذيرم‌؟ آيا آمرزش‌خواهي‌ هست‌ تا بر وي‌ بيامرزم‌؟ آيا درخواست‌كننده‌اي‌ هست‌ كه‌ خواسته‌ وي‌ داده‌ شود؟ تا آن‌گاه‌ كه‌ بامداد طلوع ‌مي‌كند». سحر: يك‌ششم‌ حصه‌ آخر شب‌ است‌.
 
	 سوره ذاريات آيه  19
‏متن آيه : ‏
‏ وَفِي أَمْوَالِهِمْ حَقٌّ لِّلسَّائِلِ وَالْمَحْرُومِ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«و» آن‌ متقيان‌ به‌ بهشت‌ پيوسته‌ بر اين‌ وصف‌ بودند كه‌ «در اموالشان‌ براي‌ سائل‌ و محروم‌ حقي‌ مقرر بود» سائل: فقيري‌ است‌ كه‌ چيزي‌ را نمي‌يابد لذا خود را بر ديگران‌ پيش‌افگنده‌ و طالب‌ ياري‌ آنان‌ مي‌شود. محروم: كسي‌ است‌ كه‌ باوجود ناتواني‌ از كسب‌ و كار، از سؤال‌ كردن‌ هم‌ پرهيز نموده‌ و پاكي‌ مي‌ورزد تا بدانجاكه‌ مردم‌ او را توانگر پنداشته‌ و بر او صدقه‌ نمي‌كنند. به‌قولي‌ ديگر: محروم‌ كسي ‌است‌ كه‌ قحطي‌ و بلاي‌ سختي‌ به‌ او رسيده‌ باشد. در حديث‌ شريف‌ به‌ روايت‌ بخاري‌ و مسلم‌ آمده‌ است‌ كه‌ رسول‌ اكرم‌ ص فرمودند: «مسكين‌ كسي‌ نيست‌ كه‌ تو يك ‌لقمه‌ و دو لقمه‌ و يك‌ خرما و دو خرمايي‌ به‌ او مي‌دهي‌ ولي‌ مسكين‌ كسي‌ است‌ كه ‌توانگري‌ را نمي‌يابد تا او را بي‌نياز گرداند و كسي‌ هم‌ به‌ حالش‌ پي‌ نمي‌برد تا به‌ وي ‌صدقه‌ دهد». قرطبي‌ مي‌گويد: «قول‌ قوي‌تر در تفسير (حق‌) در اين‌ آيه‌ اين‌ است‌كه‌ مراد از آن‌ فريضه‌ زكات‌ مي‌باشد زيرا خداوند(ج) در سوره‌ (معارج‌) مي‌فرمايد: (وَالَّذِينَ فِي أَمْوَالِهِمْ حَقٌّ مَّعْلُومٌ ‏24 ‏ لِّلسَّائِلِ وَالْمَحْرُومِ ‏25) : (و آنان‌ كه‌ در اموالشان‌ حقي‌ است‌ معلوم‌ براي‌ سائل‌ و محروم‌) «24 ـ 25». حق‌ معلوم‌ همانا زكات‌ است‌ كه ‌شريعت‌ مقدس‌ اسلام‌؛ مقدار، جنس‌ و وقت‌ آن‌ را بيان‌ كرده‌ است‌ اما غير آن‌ از صدقات‌ نافله‌، نه‌ معلوم‌ است‌ و نه‌ جنس‌ و وقت‌ معيني‌ دارد». حديث‌ شريف‌ ذيل‌ نيز مؤيد اين‌ قول‌ است: «اذا أديت‌ زكاة‌ مالك‌، فقد قضيت‌ ما عليك‌ فيه: وقتي‌ زكات‌ مال‌ خود را دادي‌، در حقيقت‌ آنچه‌ را كه‌ در آن‌ مال‌ بر ذمه‌ توست‌، پرداخته‌اي‌». ولي‌ به‌ رغم‌ اين‌كه‌ سخن‌ قرطبي‌ صحيح‌ است‌ و قول‌ جمهور نيز همين‌ مي‌باشد اما بايد در نظر داشت‌ كه‌ اين‌ سوره‌ مكي‌ است‌ و زكات‌ در مدينه ‌فرض‌ شد. از سوي‌ ديگر، اگر ما «حق‌» را به‌ زكات‌ تفسير كنيم‌، اين‌ صفت‌ چندان ‌در خور ثنا و ستايشي‌ ويژه‌ نمي‌باشد زيرا هر مسلماني‌ زكات‌ مال‌ خود را مي‌پردازد پس‌ كسي‌ مستحق‌ چنين‌ ستايشي‌ است‌ كه‌ افزون‌ بر زكات‌، مال‌ ديگري‌ را نيز به ‌نيازمندان‌ ببخشد لذا ظاهرا مراد آيه‌ در اينجا ـ كه‌ سياق‌ در مورد ثنا و ستايش ‌متقيان‌ مي‌باشد ـ صدقات‌ نافله‌ غير از زكات‌ فرض‌ است‌.
 
سوره ذاريات آيه  20
‏متن آيه : ‏
‏ وَفِي الْأَرْضِ آيَاتٌ لِّلْمُوقِنِينَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«و در زمين‌ براي‌ اهل‌ يقين‌ نشانه‌هايي‌ است‌» يعني: در كره‌ زمين‌ و پديده‌هاي ‌موجود در آن‌؛ اعم‌ از كوه‌ها، درياها، درختان‌، مي