ن‌ جمله‌ وي‌ را به‌ خاطر سپردم، آن‌گاه ‌خداي‌ عزوجل‌ اين‌ آيه‌ كريمه‌ را نازل‌ فرمود: «سپس‌ بعد از آن‌ اندوه‌ و محنت، آرامشي‌ بر شما نازل‌ كرد» با وجود آن‌ كه‌ اسباب‌ ترس‌ و هراس‌ فراهم‌ بود و اين ‌آرامش‌ به‌ صورت‌ «خوابي‌ سبك» بود «كه‌ گروهي‌ از شما را فرا گرفت» و آنان ‌مؤمناني‌ بودند كه‌ در طلب‌ پاداش‌ الهي‌ به‌ جنگ‌ رفته‌ بودند، پس‌ اين‌ خواب‌ سبك ‌سبب‌ آرامش‌ و سكون‌ دل‌ و زوال‌ غم‌ و پايداريشان‌ در نبرد گرديد. اما طايفه‌ ديگر عبارت‌ بودند از: معتب‌بن‌ قشير و يارانش‌ از منافقان‌ كه‌ به‌ طمع‌ غنيمت‌ بيرون‌ آمده ‌بودند و بعد از دگرگون ‌شدن‌ اوضاع، از تأسف‌ بر خود مي‌پيچيدند و حتي‌ از حضور در معركه‌ آنچنان‌ پريشان‌ و نگران‌ بودند كه‌ سخناني‌ درهم‌ و برهم‌ مي‌گفتند. آري‌! «و گروهي‌ فقط در غم‌ جان‌ خويش‌ بودند» و تمام‌ هم‌وغم‌ آنها فقط غم‌ جانشان‌ بود و طبعا در چنين‌ حالتي‌ از اضطراب‌ و التهاب‌ نمي‌توانست ‌خواب‌ بر آنها غلبه‌ كند و از جانبي، مستحق‌ اين‌ آرامش‌ هم‌ نبودند «و درباره‌ خدا، گمانهاي‌ ناروا همچون‌ گمانهاي‌ جاهليت‌ مي‌بردند» پندارشان‌ اين‌ بود كه‌ رسالت‌پيامبرص برحق‌ نيست‌ و ايشان‌ پيروز نمي‌شوند و دعوتشان‌ به ‌سوي‌ دين‌ حق، پا نمي‌گيرد «مي‌گفتند» به‌ رسول‌ خداص «آيا ما را در اين‌ كار بهره‌اي‌ هست‌؟» ازنصرت‌ و غلبه‌ بر دشمن‌ تا از غنيمت‌ برخوردار شويم‌؟ هدفشان‌ از اين‌ سخن‌ اين ‌بود كه‌: البته‌ ما را بهره‌اي‌ نيست‌؛ زيرا آن‌ منافقان‌ عقيده‌ نداشتند كه‌ دين‌ اسلام، دين‌ بر حقي‌ است‌ «بگو: سررشته‌ كارها يك‌سر به‌دست‌ خداست» پس‌ نه‌ شما و نه‌ دشمن‌ شما را در آن‌ نقشي‌ نيست، نصرت‌ و فتح‌ از جانب‌ او و شكست‌ و هزيمت ‌هم‌ به‌دست‌ اوست، بدانيد كه‌ عنايت‌ خدا(ج) در حق‌ پيامبرانش، مانع‌ از آن‌ نيست‌ كه‌ پيروزي‌ و شكست‌ در جنگ‌ نوبتي‌ نباشد، اما چيزي‌ كه‌ مهم‌ است، اين‌ است‌كه‌: سرانجام‌ كار چيست‌ و از آن‌ كيست‌؟ «آنان‌ چيزي‌ را در دلهايشان‌ پوشيده ‌مي‌داشتند» كه‌ نفاق‌ بود و آن‌ را براي‌ تو اظهار نمي‌كردند، بلكه‌ از تو همانند كسي ‌كه‌ مطلبي‌ را نمي‌داند و خواهان‌ فهم‌ آن‌ است، سؤال‌ مي‌كردند «مي‌گفتند» گويي‌ كسي‌ مي‌پرسد كه‌ آنچه‌ را در دلهايشان‌ پنهان‌ مي‌داشتند چيست‌؟ پس‌حق‌ تعالي‌ مي‌گويد: آنها در ميان‌ خود، يا در دلهاي‌ خود مي‌گفتند: «اگر ما در اين‌كار اختياري‌ داشتيم، در اينجا كشته‌ نمي‌شديم» يعني‌: كساني‌ از ما كه‌ در اين‌ معركه ‌از بين‌ رفتند، كشته‌ نمي‌شدند «بگو: اگر شما در خانه‌هاي‌ خود هم‌ بوديد، كساني‌ كه‌ كشته‌ شدن‌ بر آنان‌ نوشته‌ شده، قطعا» با پاي‌ خود «به‌سوي‌ قلتگاههاي‌ خويش ‌مي‌رفتند» و گزيري‌ نداشتند از اين‌ كه‌ به‌سوي‌ قتلگاههاي‌ خود بيرون‌ نيايند زيرا قضاي‌ الهي‌ برگشت‌ناپذير است‌ «تا بدين‌سان‌ خداوند آنچه‌ را در دلهاي‌ شماست» از اخلاص‌ و يقين‌ و ثبات‌ و توكل‌؛ در عينيت‌ امر «بيازمايد و آنچه‌ را در دلهاي ‌شماست» از وسوسه‌هاي‌ شيطان‌ «پاك‌ گرداند» و تزكيه‌تان‌ كند «و خداوند به‌ راز سينه‌ها آگاه‌ است» و چيزي‌ از آن‌ بر او پنهان‌ نيست، پس‌ سبب‌ آن‌ كه‌ بندگان‌ را امتحان‌ مي‌كند، اين‌ است‌ تا به‌ مردم‌ حقايق‌ را بنماياند.
 
	سوره نجم آيه  5
‏متن آيه : ‏
‏ عَلَّمَهُ شَدِيدُ الْقُوَى ‏
 
‏ترجمه : ‏«آن‌ را» يعني: وحي‌ را «فرشته‌ بسيار نيرومند به‌ او فرا آموخت‌» كه‌ آن‌ فرشته‌ به‌قول‌ جمهور: جبرئيل‌(ع) است‌ پس‌ اوست‌ كه‌ وحي‌ را به‌ محمد ص آموخت‌.
	سوره نجم آيه  6
‏متن آيه : ‏
‏ ذُو مِرَّةٍ فَاسْتَوَى ‏
 
‏ترجمه : ‏
«صاحب‌ مره‌» يعني: جبرئيل‌(ع) آفرينش‌ بسيار نيكو و استواري‌ دارد. مره: نيرومندي‌ و استواري‌ در آفرينش‌ است‌. به‌قولي‌ معني‌ اين‌ است: جبرئيل(ع) داراي ‌انديشه‌ نيك‌، خردي‌ استوار و رأيي‌ متين‌ است‌. «پس‌ راست‌ ايستاد» يعني: جبرئيل‌(ع) اولين‌ باري‌ كه‌ وحي‌ را به‌ رسول‌ اكرم‌ ص آورد، در همان‌ شكل‌ وصورت‌ حقيقي‌ خود كه‌ خداوند متعال‌ او را بر آن‌ آفريده‌ است‌، در برابر ايشان ‌ايستاد و از بس‌ بزرگ‌ بود، وجودش‌ همه‌ افق‌ جانب‌ مشرق‌ را پوشانيد. يادآور مي‌شويم‌ كه‌ رسول‌ اكرم‌ ص دوبار جبرئيل‌(ع) را به‌ شكل‌ و شمايل‌ حقيقي‌اش ‌ديدند: يكبار در آسمان‌ و يكبار در زمين‌ نزديك‌ غار حراء، كه‌ اين‌ ديدار در آغاز نبوت‌ ايشان‌ بود.
 
سوره نجم آيه  7
‏متن آيه : ‏
‏ وَهُوَ بِالْأُفُقِ الْأَعْلَى ‏
 
‏ترجمه : ‏
«در حالي‌ كه‌ او در افق‌ اعلي‌ بود» يعني: جبرئيل‌(ع) نسبت‌ به‌ بيننده‌، در جهت‌ افق ‌بالاي‌ آسمان‌ قرار داشت‌ و به‌ صورت‌ حقيقي‌ خود بر رسول‌‌اكرم‌ ص نمايان‌ شد.
 
	سوره نجم آيه  8
‏متن آيه : ‏
‏ ثُمَّ دَنَا فَتَدَلَّى ‏
 
‏ترجمه : ‏
«سپس‌ نزديك‌ آمد و نزديكتر شد» يعني: جبرئيل‌(ع) در اولين‌ باري‌ كه‌ رسول‌ اكرم‌ ص او را به‌ صورت‌ حقيقي‌اش‌ ديدند، نخست‌ در افق‌ ايستاد، سپس‌ به‌زمين‌ نزديك‌ و نزديكتر شد تا وحي‌ را بر ايشان‌ فرود آورد.
 
	سوره نجم آيه  9
‏متن آيه : ‏
‏ فَكَانَ قَابَ قَوْسَيْنِ أَوْ أَدْنَى ‏
 
‏ترجمه : ‏
«تا كه‌ به‌ قدر دو كمان‌ رسيد» يعني: جبرئيل‌(ع) فرود و فرودتر آمد تا كه‌ فاصله‌ ميان‌ او و محمد ص به‌ اندازه‌ دو كمان‌ بيش‌ نبود. قاب: مقدار است‌ «يا كمتر از آن‌» يا فاصله‌ وي‌ با رسول‌ اكرم‌ ص كمتر از مقدار دو كمان‌ بود. مراد از فاصله‌ دو كمان‌ در اينجا: فاصله‌ ميان‌ دسته‌ كمان‌ و دو طرف‌ خميده‌ آن‌ است‌ زيرا هر كمان ‌داراي‌ دو طرف‌ است‌. البته‌ مراد حق‌ تعالي‌ در اين‌ آيه‌، تمثيل‌ ملكه‌ اتصال‌ و تحقق ‌امر استماع‌ وحي‌ از سوي‌ پيامبر ص به‌ كامل‌ترين‌ وجه‌ آن‌ است‌ زيرا در اين‌ تمثيل‌، بعد مسافت‌ كه‌ خود شبهه‌ ابهام‌ و غموض‌ را پيش‌ مي‌آورد، نفي‌ شده‌ است‌.
	سوره نجم آيه  10
‏متن آيه : ‏
‏ فَأَوْحَى إِلَى عَبْدِهِ مَا أَوْحَى ‏
 
‏ترجمه : ‏
«آن‌گاه‌ به‌ بنده‌اش‌ آنچه‌ را بايد وحي‌ كند، وحي‌ فرمود» يعني: آن‌گاه‌ جبرئيل‌(ع) از آن‌ مسافت‌ نزديك‌، آنچه‌ را از قرآن‌ كه‌ در اين‌ فرود آمدن‌ با خود آورده‌ بود، به ‌بنده‌ خدا(ج) و فرستاده‌ وي‌ حضرت‌ محمد ص وحي‌ كرد. يا معني‌ اين‌ است:خداوند متعال‌ به‌ بنده‌ خود جبرئيل‌(ع) وحي‌ كرد آنچه‌ را كه‌ او به‌ محمد ص وحي‌نمود. دليل‌ اين‌ كه‌ حق‌ تعالي‌ از متن‌ پيام‌ وحي‌ يادي‌ نكرد، بزرگ‌ نمودن‌ و تفخيم‌ شأن‌ آن‌ است‌.
 
سوره نجم آيه  11‏متن آيه : ‏‏ مَا كَذَبَ الْفُؤَادُ مَا رَأَى ‏
 آيه  12‏متن آيه : ‏‏ أَفَتُمَارُونَهُ عَلَى مَا يَرَى ‏ 
‏تر